1 - جنه نام ديگر مصباح كفعمى، و نيز نام مختصر مصباح كفعمى است.
2 - سوره قصص: آيات 5 و 6
3 - سوره آل عمران: آيه 18 و 19.
4 - يعنى خانه امامت كه در آن زمان چنين تعبير مى‏كردند.
5 - مقصود اسم‏هايى است كه اول آن ابو مى‏باشد
6 - سوره زمر: آيه 69.
7 - در ذريعه 10/ 14 ذخيره الالباب تاليف ميرزا محمد اخبارى، معرفى شده است.
8 - سوره هود: آيه 86.
9 - تاليف سيد حسين مجتهد، متوفاى 1001 ه' ق.
10 -
11 - سوره توبه: آيه 33.
12 - سوره توبه: آيه 32.
13 - در حديث ضحضاح است كه گويا به معنى آب نما باشد.
14 - سوره ملك: آيه 30.
15 - سوره حديد: آيه 17.
16 - سوره نمل: آيه 62.
17 - سوره صف: آيه 8.
18 - سوره زمر: آيه 69.
19 -
20 - سوره مائده: آيه 54 - سوره جديد: آيه 21 - سوره جمعه: آيه 4.
21 - سوره فصلت: آيه 53.
22 - سوره ق: آيه 41
23 - سوره ق: آيه 42.
24 - تاريخ تاليف نجم الثقاب، سال 1303 هجرى قمرى مى‏باشد.
25 - سوره هود: آيه 72
26 - سوره مريم: آيه 4.
27 - سوره ابراهيم: آيه 48
28 - سوره هود: آيه 80.
29 - سوره نور: آيه 55.
30 - استخلاف و تمكين دين و تبديل خوف به امن، منظور است.
31 - سوره اعراف: آيه 128.
32 - در نجم الثاقب، 46 امتياز نقل شده كه در اينجا به 30 تاى از آنها اكتفا شد.
33 - عجيب و غريب به نظر رسيدن.
34 - ام ولد به كنيزى گفته مى‏شود كه از مولايش فرزند دار شود.
35 - در نجم الثاقب گفتار 20 نفر از دانشمندان اهل تسنن نقل شده و در اينجا به 10 تاى آنها اكتفا شد
36 - كسى كه دوست دارد ملاقات كند خداوند عزوجل را و حال آن كه چشمش خرسند باشد، پس موالات كند با محمد بن على (عليه السلام).
كسى كه دوست دارد ملاقات كند خداوند عزوجل را در حالى كه كتاب اعمال او را به دست راستش دهند، پس موالات كند با جعفر بن محمد (عليه السلام).
كسى كه دوست دارد ملاقات كند خداوند عزوجل را پاك و پاكيزه شده، پس موالات كند با موسى بن جعفر (عليه السلام).
كسى كه دوست دارد ملاقات كند خداوند عزوجل را در حالى كه خندان است، پس موالات كند با على بن موسى الرضا (عليه السلام).
كسى كه دوست دارد ملاقات كند خداوند عزوجل را در حالى كه درجات او را بلند كرده و سيئات او را مبدل به حسنات نموده‏اند، پس موالات كند با پسر او، محمد بن على (عليه السلام).
كسى كه دوست دارد ملاقات كند خداوند عزوجل را، پس خداوند (در مورد او) به آسانى محاسبه نمايد و مداقه نكند، و داخل كند او را در بهشتى كه فراخى او به فراخى آسمانها و زمين است كه مهيا شده براى پرهيزكاران، پس موالات كند با پسر او، على بن محمد (عليه السلام).
كسى كه دوست دارد ملاقات كند خداوند عزوجل را و حال آن كه در زمره فائزين باشد، پس موالات كند با پسر او حسن عسكرى (عليه السلام).
كسى كه دوست دارد ملاقات كند خداوند عزوجل را در حالى كه ايمان او كامل و اسلامش نيكو شده باشد، پس موالات كند با پسر او، منتظر،م ح م د، صاحب الزمان، مهدى (عليه السلام).
پس اينانند چراغ‏هاى تاريكى شب جهالت و ائمه هدى و اعلام تقى.
هركسى كه دوست داشته باشد ايشان را و موالات كند با ايشان، من براى او بهشت را براى خداى تعالى ضامنم.
دوم: ملك العماء، شهاب الدين بن عمر دولت آبادى در هدايه السعداء روايت كرده كه رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمود: بعد از حسين بن على (عليهما السلام) از پسران او، نه امام است كه آخر ايشان قائم (عليه السلام) است.
سوم: و نيز در آنجا روايت كرده از جابر بن عبدالله انصارى كه گفت:
داخل شدم بر فاطمه، دختر رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) و در پيش او لوح‏هايى بود، و در آن، نام‏هاى امامان از فرزندان او بود.
پس شمردم يازده اسم را كه آخر ايشان قائم (عليه السلام) بود.
چهارم: علم عارف مشهور نزد اهل سنت، ملا عبدالرحمن جامى در كتاب شواهد النبوه روايت كرده از بعضى كه گفته: بر ابو محمد زكى (يعنى حضرت امام حسن عسگرى عليه السلام) در آمدم و گفتم كه: يابن رسول الله! خليفه و امام بعد از تو كه خواهد بود؟
به داخل خانه رفت، پس بيرون آمد كودكى بر دوش گرفته، گويا كه ماه شب چهاردهم بود، در سن سه سالگى؛ پس فرمود: اى فلان! اگر نه پيش خداى تعالى گرامى بودى، اين فرزند خود را به تو نمى‏نماياندم.
نام اين، نام رسول و كنيه او، كنيه وى است؛ هو الذى يملا الارض قسطا و عدلا كما ملئت ظلما و جورا.
پنجم: و نيز در آنجا روايت كرده از ديگرى كه گفت: روزى بر ابو محمد (يعنى امام عسگرى) در آمدم، بر دست راست وى خانه‏اى ديدم پرده به آن فرو گذاشته؛ گفتم: يا سيدى! بعد از اين، صاحب اين امر كه خواهد بود؟
فرمود: آن پرده را بردار!
برداشتم؛ كودكى بيرون آمد در كمال طهارت و پاكيزگى؛ بر رخساره راست وى، خالى، و گيسوان گذاشته؛ آمد بر كنار ابو محمد نشست.
ابو محمد فرمود كه: اين است صاحب شما بعد از اين....
ششم: نور الدين على بن محمد مكى مالكى، مشهور به ابن صباغ در الفصول المهمه روايت كرده از محمد بن على بن بلال كه گفت: بيرون آمد ابى محمد حسن بن على عسگرى (عليهما السلام) پيش از وفاتش به دو سال، و خبر داد ما را به خلف (جانشين) بعد از خود.
آن گاه بيرون آمد به سوى من، پيش از وفاتش به سه روز، خبر كرد مرا به اين كه خلف او، پسر اوست بعد از او.
هفتم: سيد جمال الدين عطاء الله بن سيد غياث الدين فضل الله بن سيد عبد الرحمن محدث معروف در كتاب روضه الاحباب - بعد از ذكر اختلاف در آن جناب، و تطبيق اخبار و صحاح و مسانيد كتب اهل سنت در حق مهدى (عليه السلام) بر آن كه اماميه گويند - روايت كرده از جابر بن يزيد جعفى كه گفت: شنيدم از جابر بن عبدالله انصارى كه مى‏گفت: چون ايزد تعالى نازل گردانيد بر پيغمبر خود اين آيه را: يا ايها الذين امنوا اطيعوا الله و اطيعوا الرسول و اولى الامر منكم
37 - سوره نساء: آيه 59.
38 - در نجم الثاقب سى روايت نقل شده و در اينجا به ده تاى از آنها اكتفا شد
39 - در نجم الثاقب 40 روايت نقل شده كه در اينجا به 10 تاى از آنها اكتفا شد.
40 - فرج كبير در غيبت، تاليف محمد بن هبه الله طرابلسى (شاگرد شيخ طوسى)؛ ذريعه: 16 / 156.
41 - كذا و شايد سودا باشد
42 - ظاهرا به معنى جدا جدا است.
43 - سوره مائده: آيه 27.
44 - در نجم الثاقب 40 معجزه نقل شده است و در اينجا به 10 تاى از آنها بسنده شد.
45 - بحار الانوار: ج 97، ص 349.
46 - كافى: ج 3، ص‏103، ح 37.
47 - راه يابى.
48 - اصول كافى: ج 1، ص 337.
49 - بحر الانوار: ج 102، ص‏234.
50 - اين زيارت با كمى تفاوت، در مفاتيح الجنان محدث قمى رحمه الله عليه نقل شده است.
51 - سوره دخان: آيه 4.
52 - سوره قدر: آيات 1 و 2.
53 - الى من عسى ان يكون
54 - بحار الانوار: ج 89، ص 331.
55 - بحار الانوار: ج 89، ص 340.
56 - اين زيارت در مفاتيح الجنان محدث قمى نقل شده است.
57 - مخزون.
58 - به ولايت.
59 - سوره حج: آيه 39.
60 - بحارالانوار: ج 102، ص 193.
61 - بحارالانوار: ج 101، ص 311.
62 - سوره توبه: آيه 105.
63 - ج 6، صاحب الزمان 109 چاپ اسلاميه.
64 - بحار الانوار: ج 86 ص 61.
65 - يعنى سوره ناس و فلق.
66 - بحار الانوار: ج 53، ص 329.
67 - يعنى در اين نقل به جاى ميتى، فلانا گفته شده كه مخصوص به ميت نباشد.
68 - مواهب، شرح سيد منظومه سيد بحر العلوم است.
69 - يا من له لطف خفى، خ‏
70 - بحار الانوار: ج 53، صاحب الزمان 330.
71 - و به روايت قبس: - پس موكلين به من گفتند كه: قصد بدى به تو كرده پس من مضطرب شدم بنا كردم به مناجات كردن با خداوند به توسل پيغمبر و ائمه (عليهم السلام) و چون شب جمعه شد و فارغ شدم از نماز، خوابيدم.
72 - بحار الانوار: ج 94، ص 35.
73 - در محاسن برقى: ارشدانا.... رحمكما الله و در نسخه چاپى نجم الثاقب: ارشدنا.... رحمكم الله است و شايد ارشدنا.... رحمك الله باشد.
74 - در برخى نسخه‏ها به جاى معت، بما وسعت مى‏باشد
75 - مقصود حرم امام على و امام حسن عسگرى (عليهما السلام) است كه در شهر سامراء عراق مى‏باشد.
76 - ميرزا نائينى، از علماى بزرگ، و مراجع تقليد شيعه در سده چهاردهم است در سال تاليف نجم الثاقب 26 ساله در سال وقوع آن داستان هشت ساله بوده است.
77 - گويا مقصود دمل است.
78 - خالو: برادر مادر؛ دايى.
79 - روايت ديگر از رقعه قبلا در باب هفتم ياد شده.
80 - از علما بزرگ سده هفتم.
81 - از فقهاى شيعه سده هشتم.
82 - بحار الانوار: جلد 53، ص 302.
83 - اين زيارت در مفاتيح الجنان ذكر شده است.
84 - مقصود مكان‏هايى است در آن دو شهر، مانند مسجد جمكران در قم ايران.
85 - استجاره طلب پناه كردن و پناه بردن.
86 - سوره جمعه: آيه 4.
87 - در بيابان نجف، سنگ ريزه‏هاى است كه به آنها در مى‏گويند و گاهى نگين انگشتر مى‏كنند.
88 - به جاى سه نقطه، كلماتى است كه معناى آن روشن نيست.
89 - به جاى سه نقطه كلمه‏اى است كه معناى آن روشن نيست.
90 - نام محلى است.
91 - معلوم مى‏شود تا سال 1300 ق، مسجد غدير در جحفه بوده، و متاسفانه بعدا خراب كرده‏اند. بسيار مناسب، بلكه لازم است اين مسجد كه مى‏تواند داستان غدير خم و امامت اميرمومنان را زنده نگهدارد، بازسازى شود و در صورت عدم امكان، لااقل تابلويى آنجا نصب شود كه آن محل را از فراموشى حفظ كند و زائرين ايرانى و شيعيان به زيارت غدير و محل آن مسجد بروند.
92 - در نجم الثقاب 100 حكايت نقل شده بود كه در اينجا به 25 تاى آن بسنده شد.
93 - خروج سفيانى و صيحه و صداى آسمانى از علامت‏هاى ظهور امام عصر (عليه السلام) است.
94 - در اوايل نجم الثاقب فرموده‏اند: كتاب مقنع درباره غيبت امام زمان است از سيد مرتضى كه براى وزير مغربى نوشته است.