سخنرانى دوم : مشروعيت توسل

قال الله تعالى فى كتابه : يا ايها الذين آمنوا اتقوا الله و ابتغوا اليه الوسيله و جاهدوا فى سبيله لعلكم تفلحون (35).

اراده الهى
خالق كائنات و موجد اشرف مخلوقات بر حسب حكم و مصلحت هاى فراوان اراده و مشيتش تعلق گرفته كه هر چيزى را از راه متعارف و به وسيله علل و اسباب به موجودات و جنبندگان و حيوانات اين جهان بدهد و از طريق اعجاز و خلاف جريان عادى جود و بذل و بخشش خود را امساك نموده است (36).
براى توضيح مطلب و روشن شدن مقصود امثله اى را مى آوريم مثلا خداوند آتش را وسيله گرم كردن و آب و باران را براى نمو و رويانيدن اشجار و نباتات و سبزيجات و دارو را براى علاج مرض و كسالت مقرر و معين فرموده است (37).
اگر مريض و بيمار پيش طبيب و دكتر نرود و داروى درد خود را از اين راه معمولى و عقلانى به دست نياورد و انتظار داشته باشد كه خداوند توانا و قادر مطلق او را بدون دكتر و خوردن دارو و استعمال قرص و تزريق آمپول به او شفا داده و لباس صحت و عافيت به تن او بپوشاند و از درد و ناراحتى و بيمارى رها سازد، چه بسا تصور بيجا و خيال خام و غير عقلانى نموده است .

دستورى كه به پيامبر داده شد
براى شاهد مطلب به ذكر يك داستان اكتفا و قناعت مى نماييم و آن اينكه از حضرت امام صادق (عليه السلام) منقول است كه فرمود: در زمان گذشته يكى از انبياء و پيامبران خدا بيمار شده بود و حاضر نمى شد كه خود را به طبيب نشان بدهد تا پزشك دستور داروى كسالت و نقاهت او را به وى بدهد و مى گفت : معالجه نمى كنم تا آن خدايى كه مرا عليل و ناخوش كرده شفايم را بدهد. از جانب پروردگار عالم به او وحى و الهام شد كه تو را شفا نخواهم داد حتى اينكه طبق متعارف خود را مداوا و درمان كنى زيرا دارو نيز از من است و من آن اثر و خاصيت را در آن قرار داده ام از اين جهت پيامبر خدا مشغول معالجه شد و بهبودى يافت و حضرت احديت لباس ‍ صحت و عافيت به تن وى پوشانيد(38).

كشاورز براى محصول خوب چه بايد انجام دهد؟
و همچنين اگر دهقان و كشاورز خواسته باشد در موقع خرمن و به دست آمدن غلات يا حبوبات ديگر محصول خوب و زياد بردارد بايد آن مقداريكه از او ساخته است انجام داده و در مقدمات ظاهرى آن چيزى را فروگذار نكرده و كمترين مسامحه را بر خود راه ندهد مثلا زمين خوب كه آماده زراعت و داراى شرائط كشت و زرع بوده به دست آورده و تخم و بذر سالم و خوب در آن افشانده و در اوقات مناسب به آبياريش رسيدگى نمايد و از چيزهايى كه مانع نمو و رشد او شده جلوگيرى نمايد خلاصه وسائل نمو و تعالى را آماده نموده و موانعى كه در سر راه آن وجود دارد از بين برده و برطرف نمايد در اين صورت صحيح و درست است كه از خالق خويش ‍ استمداد طلبيده و عرض كند پروردگارا از تو اميد بركت و رحمت دارم .

ملاقات بزرگان بى وسيله ممكن نيست
و نيز اگر كسى بخواهد به خدمت شخص بزرگى برسد و با او تماس گرفته و احتياجات و نيازهاى خويش را به او برساند و از او براى خود استمداد و يارى بطلبد، به وسائل زياد و گوناگون نيازمند است كه بدون آن مقدمات عادتا امكان پذير نمى باشد.

نتيجه گيرى از دو امر مسلم
براى اثبات مطلب و حقانيت گفتار و عرائضم دو امرى را ذكر و يادآورى مى نمايم كه هر كدام مورد قبول و اتفاق (شيعه و سنى) مى باشد حتى اينكه جاى هيچ گونه ترديد و شك و شبهه را در موضوع مذكور نگذاشته و مطلب را روشن و آفتابى سازد زيرا مسئله مورد بحث مخصوص يك مذهب يا آئين خاصى نيست كه عده اى آن را پذيرفته و جمعى آن را رد كنند بلكه يك مسئله اسلامى است كه تمام مسلمانان و پيروان و تابعين آيين مقدس اسلام به آنها اعتقاد داشته و دارند.
امر اول اينكه بيش از يازده آيه شريفه در سوره هاى مختلف قرآن مجيد(39) دلالت دارند كه خداوند متعال براى حفظ و ضبط گفتار و اعمال و كردار نيك و يا زشت بشر ماءمورين موكل نموده و هميشه ملازم و مراقب ايشان هستند و هرگز از آنان جدايى و مفارقت نمى نمايند و همه اعمال و كردار خوب و يا بد بنى آدم را روز قيامت و رستاخيز در پيش او حاضر مى سازند و همان صحايف بر ضرر و يا نفع صاحبان خودشان گواهى و شهادت مى دهند چنانچه خداوند متعال در سوره جاثيه (40) مى فرمايد اين است كتاب و نوشته ما كه بر عليه شما شهادت و گواهى مى دهد و با امر و دستور ما، ماءمورين كنترل اعمال نوشته اند (و امروز مانند زبانتان آشكارا سخن گفته و اعمال و كردارتان را برملا مى سازند).

دو نكته قابل توجه
از اين آيه شريفه دو مطلب استفاده مى شود كه شايسته دقت و توجه است يكى اينكه خداوند متعال كه نسبت نطق و حرف زدن را به خود كتاب و صحايف اعمال داده است معلوم مى شود نامه هاى اعمال انسان روز قيامت همانند زبان آدمى به سخن آمده و حرف مى زنند و همين مطلب را آيات ديگر و اخبار و احاديث نيز تاءييد نموده و اثبات مى كنند كه روز قيامت و رستاخيز بر خلاف اين جهان همه موجودات آن زنده وحى مى باشند و تمامشان قدرت نطق و تكلم را دارند و همانند اين جهان وسيله بيان مقاصد تنها زبان نيست (41).
و ديگرى اينكه خود صحايف اعمال را با اينكه خداوند متعال املاء نكرده و ننوشته با اين حال به خود نسبت داده است و انشاءالله اين موضوع را در ضمن امر دوم توضيح داده و روشن مى نمائيم :(42)

اعتقاد مسلمانان
دانشمندان و علماى شيعه و سنى اعتقاد دارند كه خداوند از همه اعمال بشر باخبر و آگاه است و هيچ چيز از او مخفى و پوشيده نبوده و نيست (43) زيرا او در تمام حالات از خود انسان به انسان نزديكتر است (44).
پس با اين حال حضرت احديت قدرت دارد همه كردار و گفتار بندگانش را بدون نوشتن موكلين مخصوص حفظ نموده و روز موعود و رستاخيز از آنان حساب بكشد با اين حال به علم خود قناعت و اكتفا نكرده براى انجام دادن عمل مزبور ماءمورين مخصوص معين نموده تا تشريفات متعارف به عمل آمده و اجرا گردد و ضمنا بندگان خدا بدانند كه در روز قيامت تمام صحايف اعمال بنى آدم در مقابل و برابر ديدگانشان مجسم شده و همه امورى كه در دنيا انجام داده اند بدون كم و زياد در آنجا خواهند ديد و چون چشمان آنها به كارهاى زشت و نامشروعى كه در دنيا به جا آورده بودند مى افتد بسيار تاءسف خورده و فوق العاده نادم و پشيمان مى شوند و سر خجلت و شرمندگى را به پايين مى اندازند و از هر طرف سيل حسرت و ندامت و غم و غصه به آنان روآور مى شود.
البته بر صاحبان دانش و بينش و اشخاص با بصيرت مخفى و پوشيده نيست كه دانستن اين گونه قضايا و داستانها در روح و روان انسان اثر گذاشته و مى گذارد و باعث مى گردد كه خلايق در اين جهان از اعمال ضدانسانى خود دست كشيده و از معاصى و گناهان اجتناب نموده و به حريم آنها نگردند و اين نكته اى است كه حضرت امام صادق (عليه السلام) در پاسخ زنديق و منكر خدا كه از حكمت و سبب نوشته شدن اعمال مخلوقات خدا با اينكه از كردار آنان آگاه است سؤ ال كرده بود اشاره و تنبيه فرمودند(45).
امر دوم از آيات شريفه استفاده مى شود خداوند براى قبض ارواح و گرفتن جانهاى حيوانات و جنبندگان هنگامى كه وقت مقرر و موعد معينشان سر آمد جمعى از فرشتگان را ماءمور نموده كه جان آنها را قبض نمايند با اينكه خداوند مستقيما و بلاواسطه مى تواند ارواح موجودات جاندار را قبض ‍ كرده و به زندگانى آنان خاتمه دهد با وجود اين جريان متعارف را رعايت كرده و از خلاف عادى پرهيز نموده براى توضيح مقال و روشن شدن گفتار و از بين رفتن بعضى از توهمات واهيه و سست و خيالات فاسده ، دامنه عرايضم را وسيع تر گرفته و مقدارى در پيرامون مطلب فوق صحبت مى نمايم اميد است براى مستمعين و شنوندگان محترم مفيد و سودمند واقع شود.

از آيات چه استفاده مى شود؟
از بعضى از آيات قرآن معلوم مى شود كه پروردگار متعال مستقيما ارواح را قبض نموده و به حيات هر ذى حيات خاتمه مى دهد چنانچه در سوره زمر(46) در مقام تهديد مشركين و اظهار قدرت خود مى فرمايد:
خداست كه جانها را هنگام رسيدن اجل ها و مرگشان مى گيرد و به زندگانى آنها خاتمه مى دهد و در سوره يونس (47) به پيامبر خود خطاب نموده مى فرمايد: «به مردم مكه بگو اگر در دين و آيينى كه شما را به آن دعوت مى نمايم ترديد و شك داريد پس من پرستش نمى كنم آنها را كه شما مى پرستيد لكن عبادت و پرستش مى نمايم به آن خدايى كه شما را مى ميراند و ارواح تمامتان را درمى گيرد». و از عده آيات ديگر عكس ‍ مطلب فوق استفاده مى شود به جهت اينكه آيات مزبور مى رسانند كه ماءمورين خدا هستند كه ارواح را قبض مى نمايند چنانچه خداوند متعال در سوره انعام (48) مى فرمايد: «خداوند هميشه بر بندگان خويش غالب و قاهر است و نگهبانان خود را وقت رسيدن آجال اعزام نموده تا جانها را دريابند، آنان هيچ وقت ماءموريت خود را از وقت مقرر تاءخير نينداخته و از اوامر و دستورهاى الهى چيزى را فروگذارى نمى نمايند». و باز در سوره نحل (49) درباره كسانى كه خدا را در اين دنيا نشناخته و شرك ورزيده اند مى فرمايد: «ماءمورين الهى را (فرشتگان) موقع مرگشان مشاهده مى كنند در حالتى كه به خودشان ظلم و ستم نموده اند و از اعمال و كردارشان نادم و پشيمان شده چنين مى گويند ما در اين جهان خدا را مى شناختيم و ابدا مرتكب قبايح و كارهاى زشت نمى شديم موكلين در پاسخ آنها مى گويند اين طور نيست كه اظهار مى نماييد خداوند به تمام اعمال شما عالم و دانا است و نيز در همين سوره (50) مى فرمايد: «اشخاصى كه در اين جهان موحد و پاك و پاكيزه بودند وقتى كه فرشتگان قبض ارواح ، روح آنان را مى گيرند، به ايشان خطاب كرده و مى گويند: داخل بهشت جاويدان شويد در نتيجه پاداش كارهاى نيك و خوبى كه جلوتر انجام مى داديد».
و از جمعى آيات ديگر استفاده مى شود كه اين منصب و مقام مخصوص ‍ ملك الموت مى باشد زيرا در سوره سجده (51) خداوند متعال مى فرمايد:
«اى پيامبر!به آنان بگو قبض مى نمايد روح شما را فرشته مرگ هنگامى كه اجلها و مرگتان برسد و ما او را بر اين كار نامزد كرده و گماشته ايم و پس از قبض ارواح براى حساب و رسيدگى اعمال به سوى پروردگارتان عود داده شده و بازگردانده مى شويد».
خلاصه آنچه تا حال عرض كرديم اين شد كه آيات قرآنى در اين موضوع سه قسم هستند: در بعضى آيات گرفتن ارواح را پروردگار عالميان به خود نسبت داده است و در عده اى آيات ديگر به ملك الموت و در سومى به فرشتگان خود منسوب مى دارد انسان نخستين بار كه به اين آيات مزبور نگاه مى نمايد تناقض در بين آيات به نظرش مى رسد و گمان مى كند كه مضمونشان با همديگر سازگار نبوده چنانچه همين توهم و خيال را بعضى از زنادقه و ملحدين در زمان حضرت اميرالمؤمنين (عليه السلام) پنداشته بودند لذا روزى يكى از آنان به محضر آن بزرگوار رسيد و عرض كرد اگر اختلاف در قرآن و كتاب آسمانى شما مسلمانان نبود من نيز ايمان آورده و اسلام را مى پذيرفتم حضرت اميرالمؤمنين (عليه السلام) فرمود آن اختلاف و تناقض كه تصور كرده اى چيست (52)؟ زنديق پس از شمردن مواردى عرض كرد از جمله مى بينم در برخى آيات گرفتن ارواح را خداى شما به خود و در جمعى ديگر به ملك الموت و در برخى ديگر به فرشتگان خود نسبت داده است (53) و نظير همين پرسش را از حضرت امام صادق (عليه السلام) سؤ ال نموده اند(54).

توضيحى درباره آيات
براى روشن شدن اذهان و افكار برادران دينى پاسخ توهم و خيال مزبور را با ذكر مثال ساده كه حضرت على (عليه السلام) نيز به آن در سخنان گهربارش ‍ اشاره فرموده به محضر مستمعين و شنوندگان عزيز تقديم مى نمايم و آن اينكه اگر به كسى از مقام مافوق خود امر و دستورى برسد كه بايد از فلان كس اين مقدار ماليات بستانى اگر ماءمور پس از درخواست با اباء و امتناع طرف روبرو شود و به جهت وصول كردن مبلغ مزبور چند عدد تازيانه و شلاق به او بزند و يا چند تا چك به صورتش بنوازد تا دست از خوددارى و سرپيچى بردارد و وجه تعيين شده را بپردازد در اين صورت اگر توده مردم بگويند فلان كس را پاسبان زده و توهين نموده است صحيح گفته اند و اگر بگويند رئيس كلانترى و يا شهربانى و يا شهربانى كل كشور او را كتك كارى نموده باز حرف درستى زده اند زيرا همه پاسبان ها زيردست آنها قرار گرفته و كار ماءمورين در واقع و نفس الامر كار رؤ ساى آنان محسوب مى شود و همچنين ... زيرا سازمان شهربانى تماما اوامر و دستورها و برنامه هاى وى را اجرا مى نمايند و هر طورى كه او دستور بدهد طبق همان رفتار مى كنند.
به همين ترتيب خداوند متعال براى ملك الموت (عزرائيل) انصار و يارانى قرار داده كه با دستور و امر او رفتار كرده و برنامه هاى او را به كار مى بندند نتيجتا كارهاى دستياران و انصار عزرائيل به خود عزرائيل نسبت داده مى شود به جهت اينكه با راهنمايى او آنان وظائف خودشان را انجام مى دهند و چون ملك الموت از ناحيه پروردگار ماءمور اين كار گرديده است و لذا صحيح است كار ملك الموت را به خدا نسبت داده و بگوييم خداوند احديت ارواح را قبض مى نمايد چون ملك الموت با اوامر حضرت حق كارها را انجام مى دهد و الا مقام خداوند برتر و بالاتر از اين حرفهاست (55) و همين پاسخ را حضرت امام صادق (عليه السلام) در جواب توهم باطل زنديق نيز بيان فرموده اند(56).

بهره بردارى از وسايل روحانى شرك نمى آورد
پس از بيان و وضوح دو امر سابق از مسلم بودن مطلب فارغ كه شويم به اصل مقصود مراجعه نموده و مى گوئيم استفاده از مقدمات و علل و اسباب چنانكه در امور مادى و جسمانى ضرورى و لازم است زيرا به وسيله آنها انسان مى تواند عروس مقصود را به آغوشش كشيده و به تمام آمال و آرمانهايش نائل گردد.
همچنين در توسلات امور معنوى و روحانى بايد به مقدمات و وسائل آن چنگ زده و تمسك نمايد تا بتواند به منويات و آرزوهاى خويش برسد همچنان كه توسل به علل و اسباب و استمداد از مقدمات ظاهرى و مادى در كارهاى جسمانى شرك محسوب نشده و صاحب آن را مذمت و نكوهش نكرده و از افعال و كارهايش عقلا انتقاد نمى كنند به همين ترتيب توسل كردن به اسباب روحانى با اعتقاد به اينكه آنان (ائمه) فياض بالذات و الاطلاق نيستند چون خودشان مانند ساير موجودات و مصنوعات جهان هستى ممكن و محتاج پروردگار عالمند و هيچ آنى غنى و بى نياز از خدا نبوده و نيستند و مؤ ثر حقيقى و اصلى در تمام امور و حوادث عالم كون منحصر به حضرت احديت بوده و بدون اراده و خواست او امرى موجود و محقق نمى گردد نيز مذموم نبوده بلكه ممدوح و پسنديده است .

عقيده شيعيان درباره امامان معصوم
ما اماميه اثناعشريه و تابعين پيامبر خدا و دوستداران اهل بيت آن بزرگوار مدعى هستيم كه پيامبر خدا و ذريه طيبه آن حضرت كه ما آنان را پيش خدا وسيله قرار داده و به توسط ايشان حاجت و مقصود خودمان را از خدا گرفته و گرفتاريهايمان را برطرف مى سازيم ، بندگان صالح و مطيع و منقاد حضرت احديت بوده و از تمام معاصى و گناهان اجتناب و دورى نموده و معصوم مى باشند(57) و نزد خداوند متعال مقام ارجمند دارند و آنان نيز مانند ساير افراد و اشخاص عادى و معمولى نيستند.

اشتباهات مغرضين
چنانچه جمعى از مردم جهان اين طور خيال و تصور نموده و مى نمايند و از اين جهت به كسانى كه به خمسه طيبه آل عبا و يا ساير حضرات ائمه دينى متوسل شده و به ذيل عنايات آنان چنگ مى زنند و ايشان را پيش معبود و پروردگارشان واسطه قرار داده و نيازمنديهاى خودشان را از آفريننده زمين و آسمان درخواست مى نمايند مورد حمله قرار داده و اعتراض مى نمايند و نسبتهاى ناجوانمردانه داده و مى دهند(58).
و در همين روزها كه عزادارى و سوگوارى سالار شهيدان و رهبر آزادگان خامس آل عبا حضرت ابى عبدالله امام حسين (عليه السلام) شروع شده و روز به روز دوستان و علاقه مندانش با جان و مال در تجليل مقام و احترام آن سرور كوشيده و نهايت سعى و غايت كوشش را انجام داده و هيچ گونه از بذل اموال و صرف اوقات در عزادارى آن بزرگوار مضايقه نمى نمايند و در اين كار جز رضايت و اطاعت خدا و رسولش غرض ديگرى ندارند و مى خواهند به دستورهاى نبى اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم) كه هميشه پيروان خود را به محبت و ولايت و دوستى اهل بيت خود دعوت مى نمود(59) عمل كرده باشند آنان با اين وسيله به مردم دنيا اعلام مى كنند كه ما فرمان ها و دستورهاى پيامبر اسلام را بجا مى آوريم و اولاد و فرزندان آن سرور را دوست داشته و در راه آنان از جان و مال دريغ نداريم ، اعتراضات و اشكالات و شبهات عده زياد شده و با وسائل گوناگون جمعيت را از محبت و دوستى خاندان وحى باز داشته و كسانى را كه در اين راه قدم هاى ارزنده برداشته و برمى دارند، به جهل و نادانى يا تضييع اموال و اوقات نسبت مى دهند.

منشاء اين اعتراضات
علت اين گونه مطالب و توهمات بى مورد اين است كه امام حسين (عليه السلام) و پدران و اولاد و بچه هايش را آن طورى كه پيامبر اسلام به وسيله فرشته وحى (جبرائيل) براى مسلمان و پيروان آئين مقدس اسلام ابلاغ نموده درك نكرده و به دست نياورده اند زيرا پيامبر اسلام در حق حسنين (عليهما السلام) مى فرمود: حسن و حسين من بهترين و شريفترين مردم جهان از پيشينيان و آيندگان از نظر حسب و نسب مى باشند چنانچه دانشمندان خود اهل سنت در كتب معتبره خودشان همين مطلب را از آن بزرگوار نقل كرده اند. صاحب كتاب ذخائرالعقبى در ضمن حديث مفصلى اين چنين نقل مى كند كه :
روزى رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) با عده اى از اصحاب به مسجد تشريف آوردند در حالى كه حسن و حسين (عليه السلام) را در دوش راست و چپ خود جا داده بود آن حضرت سرپا ايستاده و به مسلمانان و اصحاب خويش فرمودند: آيا خبر ندهم شما را از شريفترين مردم روى زمين از نظر جد و جده ؟ عرض كردند بلى يا رسول الله فرمود: آنها عبارت از حسن و حسين من مى باشند زيرا جد آنها رسول الله خاتم انبياء و جده آنها حضرت خديجه بانوى زنان بهشت مى باشد. باز فرمود: آيا شما را راهنمائى نكنم به شايسته ترين خلق جهان از جانب عمو و عمه ؟ عرض كردند چرا يا رسول الله فرمود: حسن و حسين من عمويشان جعفر بن ابيطالب و عمه شان ام هانى دختر ابيطالب (آن زنى كه از خانه وى پيامبر به معراج تشريف بردند و خداوند بر خانه او مسجد اطلاق فرموده است) و نيز فرمود آيا شما را آگاه نسازم از كسى كه بهترين جمعيت روى زمين مى باشد از ناحيه دائى و خاله ؟ گفتند چرا يا رسول الله فرمود: آنان عبارتند از حسن و حسين من زيرا دائيشان قاسم فرزند پيامبر خدا و خاله شان زينب دختر رسول خدا مى باشد سپس فرمود: خدايا تو مى دانى و آگاه هستى كه حسن و حسين اهل بهشت هستند و عم و عمه شان نيز اهل بهشتند و كسانى كه آنان را دوست داشته باشند نيز جايشان بهشت است و اشخاصى كه آنها را دشمن مى دارند جايگاهشان جهنم است (60).
از اين حديث شريف مقام و عظمت و بزرگى حضرت امام حسين (عليه السلام) معلوم مى شود كه پيش خدا و پيامبرش چقدر عزيز و محترم است .

عوامل مجد و عظمت حضرت امام حسين (عليه السلام)
زيرا او در دامن پر مهر مادرى مانند فاطمه زهرا تربيت يافته و بزرگ شده است مادرى كه فضل و مقام و دانش آن معصومه را پيامبر خدا ( صلى الله عليه و آله) در اوقات مناسب با الفاظ گوناگون (61) و تشبيهات بى نظيرى به مردم ابلاغ مى نمود و دانشمندان اهل سنت علاوه از علماى شيعه در كتب خودشان ذكر كرده اند.
و همچنين آن حضرت در پرتو عنايات پدرى بزرگ شده اند كه عظمت و بزرگى او بر كسى مخفى و پوشيده نيست زيرا خداوند متعال آيات فراونى در شاءن و منقبت آن بزرگوار نازل كرده كه همه آنها را علاوه از شيعه ، عامه نيز در تاءليفات و تصنيفات معتبره خودشان آورده اند(62).
و رسول گرامى اسلام نيز مقام علمى و عملى آن حضرت را در محافل و مجامع عمومى و خصوصى با تصريح و گاهى با اشاره و كنايه به مسلمانان جهان اعلام فرموده است و دانشمندان اهل تسنن و رهبران آنان در صحاح و سنن خودشان اغلب آنها را آورده اند(63).
و فضل و علم و قرب و نزديكى آن جناب در پيشگاه رسول خدا كتب فريقين را (شيعه و سنى) پر كرده است (64) در حالى كه دشمنانش از كثرت عداوت و عقده اى كه داشتند فضائل و مدايح آن بزرگوار را پنهان نموده (65) و دوستانش از ترس و خوف دشمنان سرسخت و مقتدر آن روز نمى توانستند مناقب و اوصاف و كمالات حسنه آن رادمرد حق را ابراز و آشكار نمايند(66).

اهل بيت رسول خدا كشتى نجاتند
بارى رهبر بزرگ اسلام فرزندان و ذريه خود را مخصوصا حسنين (عليهما السلام) را به توده مردم توصيه كرده و مسلمانان را به محبت آنان امر مى فرمود و دوستان و علاقه مندان آنها را ناجى و رستگار مى دانست چنانچه عامه و خاصه متفقا نقل كرده اند كه رسول خدا فرموده است مثل اهل بيت من همانند كشتى نوح مى باشد كه هر كس بر آن سوار شد نجات يافت و هر كس تخلف از آن نمود هلاك گرديد(67) از اين جهت و جهات ديگر اعتقاد داريم اگر ايشان حوائج و نيازمنديهاى محبين و علاقه مندان خودشان را با بودن شرائط و نبودن موانع از پروردگارشان درخواست كنند خداوند يكتا با احترام و قرب معنوى آنان كه نزد او دارند حوائج بندگان خويش و دوستان اهل بيت عصمت و طهارت را برآورده و به گرفتاريهايشان خاتمه مى دهد براى روشن شدن اذهان جوانان و افكار برادران دينى كه مبادا در اثر معاشرت و نتيجه ارتباط با عده اى يا مطالعه و خواندن بعضى مقالات و كتابهائى تحت تاءثير واقع شده و مطلب فوق را با تعجب تلقى كنند، به ذكر مطلبى كه خود دانشمندان اهل تسنن در كتب و تاءليفاتشان آورده اند مبادرت مى نمائيم تا صحت عرائض ما را اثبات نموده و افترا و تهمت هاى معاندين را آشكار و برملا سازد و گوش به مطالب و گفتار كسانى فرا ندهند كه با خاندان اهل بيت و طهارت عقده داشته و دشمن و معاندند و هميشه امثال و نظائر اين نوع سخنان را دست آويز خود قرار داده و در مجالس عمومى و محافل خصوصى براى اغوا و گمراه نمودن عوام و اشخاص ساده لوح ذكر كرده و در نوشته هاى خودشان مندرج و منعكس ‍ مى سازند و احساسات دينى مسلمانان را بر عليه برادران هم كيش خود و پيروان اهل بيت پيامبر خدا بنام مشرك و كافر! تحريك نموده و باعث ايجاد اختلاف و دودستگى گرديده و با وسائل گوناگون و مختلف گويندگان كلمه توحيد را به جان هم انداخته و باعث خونريزيها و از بين رفتن هزاران گويندگان كلمه لا اله الا الله شده و مى شوند و به سبب همين اختلافات اسلام را تضعيف و كفار و دشمنان آن را تقويت مى نمايند.

بهره بردارى در جهان حيوانات
و آن اينكه كمال الدين دميرى در «حياه الحيوان» پس از ذكر بعضى انواع و اقسام مارها و شرح خواص و آثار برخى از آنها از زمخشرى و ديگران نقل كرده كه افعى زياد عمر مى كند هر گاه هزار سال عمر كرد نور بصر و روشنائى چشمانش را از كف مى دهد و از هر دو چشم نابينا مى شود خداوند متعال به او فهمانده و ملهم فرموده كه كورى خويش را به گياه معروف به نام «باديان» يا رازيانج معالجه و چشم هايش را به برگ تر آن بمالد لذا با حال كورى به جانب بوستانها و باغ ها و جاهايى كه در آنجا باديان تر روئيده و پيدا مى شود حركت نموده و خود را از مسافتهاى زياد و راه هاى طول و دراز به آن علف نامبرده رسانده و چشمانش را به آن مى مالد و به اين وسيله از كورى نجات يافته و روشنائى ديدگانش را باز مى يابد و نيز در همان كتاب نقل كرده بچه هاى افعى كه از تخم بيرون مى آيند، كور و نابينا هستند مادرشان طبق غريزه حب اولاد مى خواهد زودتر چشم بچه هايش باز شود لذا در صورت امكان برگ تر باديان را پيدا كرده و به چشم فرزندان خويش ‍ مى مالد تا اينكه زودتر از وقت معمولى و متعارف چشمهايشان گشوده گردد(68).

پرسش از برادران دينى
آقايان محترم و شنوندگان ارجمند! خداوند فياض كه اين خاصيت را در اين علف بيابانى قرار داده و مار نابينا به آن پى برده و بهره و نصيب خود را از آن بگيرد دو چشم از دست رفته خود را به وسيله آن علف بازيابد چه ايراد و استبعادى دارد كه خداوند متعال دعا را تحت قبه حضرت امام حسين (عليه السلام) و ساير ائمه دينى و رهبران اسلامى مورد استجابت قرار بدهد(69) و چه بعدى دارد پروردگار توانا در تربت مقدس حضرت امام حسين (عليه السلام) شفاى دردها و بهبودى امراض گوناگون دوستان و محبين آن سرور را قرار بدهد(70) تا شيعيان آن جناب از آن بهره مند شوند؟
و چه ايرادى دارد حضرت احديت به زوار قبر اباعبدالله (عليه السلام) در روز عرفه جلوتر از حجاج و زائرين بيت خود نظر افكنده و به جرائم اعمال و كردار آنان قلم عفو و آمرزش بكشد(71)؟ و چه عيبى دارد حضرت واجب الوجود عزاداران و گريه كنندگان فرزند رسول خدا كه در راه اعلاى كلمه توحيد و پيشرفت اهداف اسلامى قدمهاى ارزنده برداشته و در تحصيل رضايت پروردگارش متحمل زحمات فراوان و طاقت فرسا شده و از مال دنيا و اهل و عيال خود صرف نظر كرده و همه نيروى خود را در راه او مبذول داشته و از هيچ چيز فروگزارى نكرده و نهايت سعى و كوشش را انجام داده است ، مورد الطاف و عنايات خويش قرار بدهد(72).
چنانچه خداوند در بين شبها به شب قدر امتياز خاصى عطا فرموده و آن شب را بهتر از هزار ماه معرفى نموده است (73) و از ميان روزها به روز عرفه (نهم ذى الحجه) مقام و منصب مخصوص عنايت فرموده و از جمله دعا را در آن روز مقرون و نزديك به اجابت قرار داده است (74).
و اين مطالب هيچ گونه قابل شك و ترديد نبوده و نيست بلكه از مسلمات شيعه و سنى شمرده شده و كسى هم نمى تواند به خود حق داده به خالق و آفريننده جهان هستى لب به اعتراض گشوده و بگويد خدايا چرا اين مقام و مرتبه را به آنان عطا نموده اى ؟ زيرا از كارهاى خداوند سؤ ال نمى شود چنانچه صريحا در قرآن مجيد به اين موضوع اشاره فرموده است (75).
خلاصه از آيات شريفه و اخبار عامه و خاصه استفاده مى شود پروردگار متعال به اهل بيت پيامبر خدا به ويژه امام حسين (عليه السلام) كه امروزها متعلق به آن جناب مى باشد مقام بلند و ارزنده اى عنايت فرموده است .
براى نمونه به يك حديث مورد اتفاق فريقين از كتب اهل سنت و جماعت اكتفا مى كنيم . شعبى از سدى نقل كرده كه گفت آن زمانى كه امام حسين (عليه السلام) را كشتند و به درجه رفيع شهادت رسيد، آسمان براى آن حضرت خون گريه كرد و گريه آسمان سرخى او مى باشد(76).

اشعار شافعى در مدح اهل بيت
در خاتمه عرايض خود اشعارى كه امام شافعى در مدح اهل بيت پيامبر سروده است به محضرتان رسانده و دعا مى كنم . قال الامام الشافعى : يا اهل بيت رسول الله حبكمو - فرض من الله فى القرآن انزله - كفا كمومن عظيم القدر انكمو - من لم يصلى عليكم لا صلوه له (77).