گفتار علوى

مجموعه سخنرانى هاى سيد مهدى علوى
 

پيش گفتار
بسم الله الرحمن الرحيم
شهادت و گواهى مى دهم كه هيچ خداى بر حقى نيست مگر خداوند يگانه و اوست معبود حقيقى و آفريننده موجودات و پروردگار عالميان پس از آن ستايش بى حد و سپاس بى شمار خداوندى را سزاست كه طريق سعادت و خوشبختى و راه رستگارى و كاميابى را به ما آموخت و ما را از نعمتهاى فراوان و گوناگون خويش برخوردار ساخته و بهره مند نمود.
پروردگارا درود بى پايان و تحيت و سلام بى منتهاى خودت را پياپى ، پيوسته و دمادم بروح و روان همه سفرا و پيامبران كرام بويژه خاتم انبياء و پيغمبر آخرالزمان حضرت محمد بن عبدالله (صلى الله عليه و آله و سلم)، و جانشينان و اهل بيت آن بزرگوار بفرست و ما را از شفاعت آنان برخوردار ساز...
اما بعد ايامى كه بحثهاى حوزه مقدسه علميه قم تعطيل مى شد روى انجام وظيفه تبليغات دينى به برخى از مناطق اهل تسنن رهسپار شده و مدتى در آن منطقه ها به ايراد سخنان و بيان احكام دينى اشتغال داشتم و برادران اهل تسنن حتى روحانيين آنان در مجالس حضور به هم رسانيده و در سخنرانيهاى حقير شركت مى كردند از اين لحاظ ناگزير بودم كه به كتابهاى معتبره اهل تسنن بويژه صحاح ششگانه آنان (1) مراجعه نمايم تا در موارد اختلاف از احاديث و اخبار آنها استشهاد كرده و احقاق حق كنم و بدون اعمال تعصب و غرض ورزى حقيقت مطلب باشند و برهان روشن گردد.
و نيز از روى مدارك صحيح و درست نسبتهاى ناروا و تهمت هاى ناجوانمردانه كه از ناحيه عده اى از مغرضين و دشمنان اهل بيت رسول خدا و علاقه مندان آن حضرات ، صادر شده ، بيان گردد. و معلوم و آشكار شود كه اين گونه تبليغات زهرآگين و جعل احاديث از كجا سرچشمه گرفته و موجب و سبب آنها چه بوده است .
تا برادران دينى به برخى مطالب و بعضى سخنانى كه در پاره اى از كتابها نوشته شده ، اعتنا نكرده و گوش فرا ندهند.
و بدانند اين خلاف گوئيها و سم پاشيها از يك دسته جمعيت كه نان را به نرخ روز مى خوردند و مى خواستند به نان و آبى برسند و پست و مقامى را اشغال كنند و زندگانى مرفه و گذران خوش و خرمى داشته باشند، سر زده است چون اشباع غريزه هاى حيوانى و ميل به آمال و آرزوهاى شيطانى خودشان را در اين راه مى ديدند از اين لحاظ به وسيله جعل روايات و وضع احاديث و نسبتهاى خلاف واقع الم شنگه راه انداخته و شورش و آشوبى برپا نموده اند.
و براى سود و منفعت شخصى خودشان طوفانهاى خطرناك و انقلاب هاى عظيم و حوادث شگفت انگيزى را در عالم اسلام بوجود آوردند و باعث كشت و كشتارهاى عجيب و ريخته شدن خونهاى ناحق گرديدند و صفحات تاريخ را با اعمال ناشايسته و كردار قبيحشان ننگين و لكه دار ساختند بطورى كه تا حال فراموش نشده و در خاطره ها باقى مانده است .
و عقلاى قوم و خردمندان و هوشمندان مسلمانان و دلسوزان اجتماع اسلامى تا حال نتوانسته اند دامن مسلمين را از لوث و كثافت كردار زشت و اعمال شنيع و كارهاى ناپسند آنان تطهير و پاك نمايند.
و نسل جديد و آينده را روشن فكر ساخته و از بند خرافات رهائى بخشند.

انگيزه تاءليف :
رسم و روش حقير اين بود كه جلوتر از سخنرانى موضوعى را كه در نظر مى گرفتم آن را مطرح كرده و مورد بحث و گفتگو قرار مى دادم و براى اينكه در پيرامون آن پژوهش و كنجكاوى به عمل آيد قبلا مى نوشتم ، و پس از آن همان مطالب را به سمع برادران دينى و حضار جلسه مى رسانيدم و پس از زمانى تصميم گرفتم همان گفتارها را اصلاح نموده و تجديدنظر نمايم و اگر توفيقى همراه باشد چاپ كرده و در دسترس علاقه مندان علم و دانش قرار بدهم تا مورد استفاده و بهره بردارى عموم واقع گردد.
از فضل عميم و كرم بى پايان پروردگار عالميان اميد است اين خدمت كوچك و عمل ناچيز را پذيرفته و به آن لباس اخلاص پوشانده و با خلعت تقبل مزين فرمايد و پاداش آن را بروز رستاخيز و واپسين ، ذخيره و پس انداز نمايد تا وسيله نجات و سبب خلاصى از گرفتارى هاى سخت و گوناگون آن روز گردد.
خوانندگان عزيز گوينده مدعى نيست كه در اين گفتارها حق مطلب را كاملا ادا كرده و داد سخن را داده است و ليكن به اندازه طاقت و توانايى كوشش ‍ فراوان و جديت بسيار شده است اگر عمل مزبور مطابق واقع و صواب بود خدا را بر اين نعمت كه به اين حقير ارزانى داشته سپاسگزار است و اگر صحيح و درست نبود، نيست مگر انسان و از شاءن او خطا و نسيان مى باشد از برادران دينى درخواست مى كند كه نسبت به مندرجات كتاب هر نوع لغزش و اشتباهى به نظرشان مى رسد اغماض و چشم پوشى نكرده و با تذكرات نافع و راهنمائى هاى سودمند مؤ لف را رهين منت سازند تا به خواست خدا در چاپهاى بعدى مورد استفاده قرار گيرد.
قم - خيابان اراك ، قم نو، كوچه حسينى ، پلاك 31
سيد مهدى علوى بخشايشى

سخنرانى اول : موقعيت ماه محرم قبل از اسلام

بسم الله الرحمن الرحيم
قال الله تعالى فى كتابه : ان عده الشهور عندالله اثنى عشر شهرا فى كتاب الله يوم خلق السموات و الارض منها اربعه حرم ذلك الدين القيم (2).
با تاءييدات ربانى و توفيقات سبحانى و كمك پروردگار عالميان امشب را كه نخستين شب ماه محرم الحرام مى باشد، بعظمت و بزرگوارى اين ماه اختصاص داده و شمه و مقدارى در پيرامون احترام و ارزش آن قبل از اسلام و بعد از طلوع و ظهور آن صحبت كرده و مطالبى در اين زمينه به محضر آقايان محترم و شنوندگان ارجمند تقديم مى نمايم اميد است مفيد و سودمند واقع گردد.

موقعيت اين ماه قبل از اسلام
از ميان ماه هاى قمرى چهار ماه فوق العاده مورد احترام توده جمعيت بوده و هست بطوريكه قبل از اسلام كه زمان جاهليت و وحشى گرى بود و هميشه كار و شغل آنان قتل و غارت همديگر و ظلم و ستم بر يكديگر بود نيز حرمت آن ماهها را رعايت كرده و نگه مى داشتند و جنگ و نبرد و اختلاف را تعطيل ، و به اوقات ديگر محول و واگذار مى نمودند حتى اينكه اگر كسى در اين ماه ها قاتل و كشنده پدرش را مى ديد به او معترض نشده و هيچ گونه زشت گوئى و عيبجوئى را درباره اش روا نمى دانست (3). و در خلال اين مدت عده اى براى كسب و جمع آورى آذوقه و لوازم زندگى و ضروريات حياتى خودشان مشغول مى شدند، و جمعى براى انجام دادن فرائض دينى و بجا آوردن اعمال حج و عمره مى پرداختند.

چرا گفته او پذيرفته نشد؟
و از اين جهت از نقاط مختلف به سوى مكه معظمه رهسپار مى شدند و با كمال اطمينان و آزادى مناسك و عباداتشان را انجام مى دادند و از اين لحاظ بود وقتى كه مشركين مكه نقشه قتل و كشتن پيغمبر گرامى اسلام را مى كشيدند و در پيرامون و چگونگى از بين بردن آن حضرت ، بزرگان و رؤ ساى مكه در انجمنى كه تشكيل داده بودند مشاوره مى نمودند و هر كس ‍ راءى و نظريه اى مى داد از جمله بعضى از مشاورين و حضار جلسه نظريه خويش را اين طور ابراز نمود كه به عقيده من بايد محمد را در برجى حبس ‍ و زندانى كرد و آب و غذاى او را از شبكه هاى آن به او داد چنانچه با بعضى از شعرا همين طور رفتار مى كردند(4).
راءى او را رد كرده و نپذيرفتند زيرا گفتند در ماه هاى حرام كه مردم از نواحى مختلف براى اعمال حج و عمره در مكه معظمه اجتماع خواهند كرد همه بستگان و خويشان محمد با دست يارى آنان او را از برج بيرون آورده و نجات خواهند داد و از اين جهت به مقصود و آرمان خودمان نرسيده بلكه بر ضرر و زيان ما خاتمه پيدا خواهد كرد.

احترام ماه هاى مزبور در اسلام
و همين احترام را شرع مقدس اسلام رسمى شناخته و امضاء و تنفيذ نمود چنانچه از آيه شريفه كه در طليعه منبر قرائت گرديد هويدا و آشكار است زيرا خداوند متعال مى فرمايد: بتحقيق عدد و شماره ماه ها نزد پروردگار عالميان دوازده ماه است ، روزى كه آسمان و زمين را آفريد و از اين دوازده ماه چهار ماه حرام و ممنوع مى باشد.
و اجماع و اتفاق است بر اينكه مراد از چهار ماه ذى القعده و ذى الحجه و محرم و رجب مى باشد(5).

چرا محترم هستند؟
ممكن است به اذهان عده اى از شنوندگان محترم خطور كند و بگويد با اينكه با اينكه اجزاء زمان در واقع شبيه هم و مانند يكديگرند پس چه عاملى باعث امتياز اين ماه ها شده و آنها را بر ماه هاى ديگر سال ترجيح داده است ؟

پاسخ
در جواب مى گوييم اين حرمت و رجحان يك قرارداد شرعى و الهى است كه براى منافع بشر تشريع گرديده است و امثال فراوان دارد مانند مزيت مكه معظمه بر شهرهاى ديگر(6) و برترى روز جمعه بر روزهاى ديگر هفته (7) و امتياز روز عرفه بر روزهاى ديگر سال (8) و تفوق ماه رمضان بر ماه هاى ديگر(9) و فضل و عظمت شب قدر بر ساير شبها(10) و - و - و - و خداوند براى هر كدام از اينها فوائد و آثار و خواصى قرار داده كه بر اقران و نظائرشان نداده است پس چه اشكال دارد خداوند بعضى از ماه ها را به برخى از ماه هاى ديگر فضيلت بدهد؟ و بعيد نيست كه بگوئيم چون خداوند دانا و آگاه از اسرار آفرينش مى دانست اعمال خوب و كردار شايسته بشر كه در اين ماه ها واقع مى شود در تصفيه و تزكيه نفس و عقل انسان زيادتر و بيشتر اثر مى گذارد چنانچه معاصى و گناهان كه در ماه هاى مزبور از بنى آدم سر مى زند فوق العاده در ناپاكى روح و پليدى روان مؤ ثر بوده از اين لحاظ اين ماه ها را پروردگار متعال حرام شمرده است (11).

محافل دينى يا بيمارستانهاى روحى
پس لازم است مؤمنين و مسلمانان و كسانيكه در زير پرچم اسلام اجتماع كرده اند به اين ماه (محرم الحرام) فوق العاده اهميت داده و به مقام و ارزش ‍ آن متوجه شوند.
و اگر نزاع واختلاف داشته باشند آن را كنار گذاشته و دست اتحاد و يگانگى را به هم داده و محافل دينى و مساجد خودشان را دائر و مرتب نمايند و به صورت آبرومند و قابل استفاده دينى و مذهبى درآورند. زيرا آباد كردن مساجد و احياء و زنده نمودن دين مقدس اسلام علاوه از ثواب و اجر معنوى كه رهبران اسلامى در كلمات درربار و سخنان گهربارشان فرموده اند.
و خداوند متعال در ضمن آيات فراوان به آنان مژده و نويد داده است خود اينها داراى فوائد و نتائج و آثار فراوانى نيز مى باشند.
زيرا مساجد وحسينيه ها و تكايا و ساير محافل دينى و مذهبى كه در كليه نقاط اسلامى تشكيل مى يابد و در آنها احكام دين و برنامه هاى آئين مقدس ‍ اسلام گفته شده و مى شود دارالشفا و بيمارستان روح و روانند و نيازمندى جامعه بشريت به آنها همانند درمانگاه و بهدارى و بيمارستان و نظائر اينها لازم و ضرورى است .
يعنى همان طور كه توده مردم در اين جهان موقت و چند روزه براى حفظ جسم و جسدشان از امراض گوناگون و گرفتاريهاى مختلف به بيمارستان و درمانگاه ها محتاج هستند تا بتوانند به وسيله آنها نعمت صحت و عافيت را نگه داشته و اگر خداى نكرده از دستشان رفته است برگردانند و از درد و ناراحتى هاى مختلف جسمى رها شده و از نعمت سلامتى برخوردار گردند.
همچنين براى امراض روحانى از قبيل حسد - دروغ - سخن چينى - قماربازى - شرابخوارى - و ميگسارى - و امثال و نظائر اين اوصاف رزيله و صفات خبيثه ، وجود مساجد، محافل دينى و مذهبى لازم و ضرورى است .
براى اينكه مردم دنيا بوسيله همين مساجد و مجالس مذهبى از امراض ‍ روحى نجات يافته و اوصاف انسانيت و بشريت را كسب نموده و فضائل ملكوتى را واجد و دارا مى شوند و در همين جاهاى مقدس براى جلوگيرى از ابتلاء به امراض روحى واكسن بكار رفته و مى رود و تزريق سرم ضد حسد - دروغگويى - و اخلالگرى - و دزدى - خيانت و - و - و - صورت گرفته و مى گيرد.

اسلام و حب وطن
و همين محافل است كه نمى گذارند مردم جهان به امراض وطن فروشى و اجنبى پرستى گرفتار شده و خود و ديگران را بطرف بدبختى و بيچارگى سوق دهند زيرا رهبر بزرگ اسلام و قائد اعظم كاروان انسانيت حضرت پيغمبر آخرالزمان حب وطن را از ايمان دانسته و پيروان و تابعين خود را به دوستى وطن و علاقه به ميهن و حفظ و حراست كشور خودشان سفارش و توصيه فرموده است (12).
و از اين لحاظ بود كه مسلمانان جهان و پيروان مكتب مقدس اسلام در سخت ترين حالات ميهن و كشور خودشان را حفظ نموده بلكه به توسعه آن نيز مى كوشيدند ما در اين معنى كه از حديث شريف نموديم از بعضى محدثين (13) تبعيت كرديم (14).

نظر شيخ بهائى در معناى حديث شريف
ولكن جمعى از بزرگان مانند شيخ بهائى و بعضى از محققين فرموده اند مراد و مقصود از اين وطن در حديث شريف وطن حقيقى و واقعى انسان كه قبر اوست مى باشد.
و بر اين مطلب استدلال كرده اند به اينكه وطن به معناى مرز و بوم و زادگاه هر كسى از امور دنيوى است و پيغمبر اسلام هيچ وقت به حب دنيا و دوستى دار فانى ماءمور نگشته بلكه به ترك و اعراض آن مكلف شده است (15).
بعضى از علماء و دانشمندان پس از نقل كلام مزبور فرموده است مراد از وطن اعم از دنيوى و اخروى است زيرا رهبر عظيم الشان اسلام و قائد بزرگ عالم بشريت خاتم انبيا (صلى الله عليه و آله و سلم) بندگان خدا را به كسب و تحصيل و به دست آوردن لوازم و ضروريات حيات و زندگى و ياد گرفتن احكام و آداب آن تحريك و ترغيب نموده و فرموده است براى دنياى خود چنان سعى و كوشش كن مانند اينكه هميشه در دنيا مانده گار هستى و براى آخرت و روز جزا و قيامت خود آنچنان فعاليت و كوشش نما و از اين دار دنيا بسراى ابدى و هميشگى توشه و آذوقه بردار مثل اينكه فردا كوچ كردنى و رفتنى مى باشى (16).
و مؤ يد اين مطلب است رفتار و حركات رسول اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم) زيرا پس از هجرت به مدينه منوره هر كسى كه از مكه معظمه وارد شهر مدينه مى گشت از اراضى و آبها و سبزيجات و ميوه هاى آن سؤ ال و پرسش مى نمود(17) با اينكه اهل مكه انواع و اقسام اذيت و آزار به آن سرور گرامى رسانده بودند.
و كسى تصور و خيال نكند كه اين پرسش براى عظمت و بزرگى و شرافت آن سرزمين بوده زيرا براى او مقام ديگرى است (18).

مقصود از معاد و آراء مفسرين
علاوه بر اين دانشمندان اسلامى و مفسرين عاليقدر (شيعه و سنى) در تفسير آيه شريفه : ان الذى فرض عليك القرآن لرادك الى معاد(19) فرموده اند مراد و مقصود از معاد در آيه مباركه «مكه معظمه» مى باشد و پروردگار توانا اين آيه را هنگامى كه ديد پيامبر گراميش از مهاجرت و مفارقت زادگاه خويش و نياكانش محزون و غمناك و دلگير است در مكه (20) يا در جحفه (21) بر آن حضرت نازل كرد و به او وعده و نويد داد كه اى حبيب من هيچ گونه نگران و مضطرب نباش زيرا عنقريب تو را به وطن و زادگاه خود و پدرانت با كمال عزت و سربلندى برمى گردانيم و شواهد بسيار و دليل هاى قرص و محكم از خود آيه شريفه و ماقبل و مابعد آن براى اين مطلب ذكر كرده و اختيار نموده اند(22) و چون وعده مزبور در خارج محقق و عملى شده و به مقام ظهور و بروز رسيد از اين جهت اين آيه مباركه را در عداد يكى از معجزات و برهانهايى كه بر صحت نبوت و پيغمبرى آن بزرگوار دلالت دارند شمرده اند(23).
و ما چون فعلا درصدد بيان و توضيح آنها نيستيم از اين جهت بيش از اين در پيرامون موضوع مزبور بحث را ادامه نمى دهيم ...

پزشكان روان
خلاصه وعاظ و گويندگان مذهبى و خطباء توانا و زبردست دينى همانند اطباء و پزشكان امراض مختلف و گوناگون روحى مردم و ملت و جامعه بشريت را فهميده و با ابلاغ و رسانيدن مواعظ و نصايح رهبران دينى و پيشوايان مذهبى خودشان كه بهترين داروهاى امراض روحى را بيان نموده اند، امراض آنان را مداوا نموده و داروها و مرهم هاى هر دردى را روى آن مى گذارند و به اين سبب جامعه انسانيت را از سقوط و انحطاط نجات داده و جانب كمال و سعادت و خوشبختى سوق مى دهند فراوان ديده شده كسانيكه در منجلاب فحشاء و منكر و كارهاى زشت فرو رفته و غوطه ور شده بودند و نه تنها ارتكاب هيچ جنايت و خيانت و آوردن اعمال ضد انسانيت واهمه و پروا نداشتند، بلكه آنها را فضيلت و برترى بر خود مى دانستند در اثر ارتباط با محافل دينى و مجالس مذهبى و رفت و آمد به مساجد و جلسات وعظ و ارشاد، از شغل قبيح و كارهاى ناشايست و خلاف انسانى خود منصرف شده و دست كشيده است و خويش را با اوصاف انسانى متصف نموده است .

پاداش كسانى كه مساجد را به پا مى دارند
و لذا شرع مقدس اسلام به مساجد و محافل دينى بسيار اهميت داده و ارزش قائل شده است و به كسانى كه آنها را احياء و به پا مى دارند نويدهاى ارزنده و مژده هاى فوق العاده در كتاب آسمانى خود و اخبار و روايات داده است براى نمونه چند حديث ذكر مى كنيم :
1 - حضرت امام صادق (عليه السلام) فرموده است : هر كس احترام و مقام خانه خدا را رعايت نموده و بزرگ شمارد روز قيامت و رستاخيز (كه هر كس ‍ جزاى اعمال و نتيجه كردارش را مى بيند) با خدا ملاقات مى نمايد در حالتى كه شاد و خندان است و پروردگار متعال نامه عمل او را به دست راستش ‍ (كه علامت و نشانه سعادت و خوشبختى است) مى دهد(24).
2 - راوى گويد: حضرت امام باقر (عليه السلام) را در شب بسيار تاريكى ديدم كه به مسجد و خانه خدا تشريف مى برد من هم دنبال آن بزرگوار با عجله و سرعت حركت كرده و خودم را به خدمت آن بزرگوار رسانيدم سلام عرض كردم پس از جواب سلام به من توجه كرده و فرمود: اى پسر منكدر، پيغمبر خدا فرمود: روشنائى روز قيامت به كسانى كه در شب هاى تاريك به خانه خدا مى روند مژده و بشارت باد(25).
يعنى روز رستاخيز انسان به وسيله همان روشنائى از تاريكى آن روز نجات يافته و به مقصود و آرزوهايش مى رسد.
3 - رسول گرامى اسلام در ضمن خطبه مفصلى فرموده است : هر كسى كه به خانه اى از خانه هاى خدا (براى اقامه فرائض الهى و آوردن اعمال نيك و كردار شايسته) برود، در برابر و هر گامى كه برمى دارد تا به منزل خويش ‍ برگردد در نامه عمل او پروردگار عالم ده حسنه ثبت نموده و ده گناه از گناهان و لغزش هاى او را مى آمرزد و ده درجه مقام و مرتبه او را در بهشت بالا مى برد(26).

برطرف شدن بلايا به وسيله آنان
خداوند توانا اشخاصى كه مساجد او را آباد و احياء مى نمايند دوست داشته و مورد توجه و عنايت خود قرار داده و مى دهد چنانچه از اخبار و روايات معلوم مى شود خالق متعال به سبب همين اشخاص نيكوكار و بندگان صالح خود اقسام و انواع بلاها را از مردم جهان برطرف نموده و آنان را در اين دنيا به سزاى كردارشان نرسانده و عذاب خويش را بر آنها فرود نمى آورد و به عالم ديگر و روز جزا موكول مى نمايد چنانچه منقول است كه پيغمبر خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) به حضرت اميرالمؤمنين على (عليه السلام) فرموده است خداوند توانا اراده مى نمايد كه بر اهل زمين و ساكنين آن در اثر اعمال زشت و كردار قبيح و بد ايشان عذاب خود را نازل كرده و نابودشان كند لكن وقتى كه به پيرمردان و سالخوردگان كه به جانب مسجد روى آورده و به خانه خدا مى روند و به بچه هايى كه قرآن را ياد مى گيرند نظر مى افكند بر آنان ترحم نموده و عذاب خود را به تاءخير مى اندازد(27).

سخنى با شنوندگان
پس آقايان محترم و شنوندگان عزيز قدر و منزلت اين ماه را بدانيم و بيائيم از اين مدت كم و كوتاهى كه در اختيار داريم به نفع دنيا و آخرتمان بهره بردارى نموده و استفاده نماييم فرصت هميشه به دست انسان نمى افتد بايد موقعى كه فرصت به كف انسان رسيد مغتنم شمرده و حداكثر منفعت را بايد بنمايد و سعى و كوشش كنيم از كسانى و اشخاصى نباشيم كه احترام اين ماه را ندانسته و قدر و منزلت آن را نگه نداشتند چنانچه بنى اميه همين طور نمودند و در اين ماه مرتكب جنايات و اعمال ضد انسانى و وحشى گرى شده و يهود و نصارى را روسفيد كردند و با اولاد پيغمبر خدا طورى رفتار نمودند كه با يهود و نصارى آنطور معامله نمى كردند اگر پيامبر خدا بر فرض ‍ محال سفارش مى كرد و مى فرمود هر چه از دستتان مى آيد از ظلم و ستم درباره فرزندان من مضايقه نكنيد، بيشتر از اين نمى توانستند انجام بدهند كه مرتكب شدند در صورتى كه رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) با عبارات گوناگون در مواقع مناسب بستگان و بچه هاى خويش را به ويژه حسنين (عليه السلام) را توصيه و سفارش مى فرمود و اين موضوع را غير از علماء و دانشمندان شيعه ، بزرگان و دانشمندان اهل تسنن نيز در كتب معتبره خودشان ضبط كرده و نوشته اند براى نمونه چند خبر از كتب معتبره آنان در اينجا نقل مى كنيم :

فضايل اهل بيت از كتب عامه
1 - حضرت على (عليه السلام) از پيامبر خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) روايت كرده كه آن حضرت فرمود: خداوند متعال بهشت را بر چند طايفه حرام و قدغن نموده است :
1 - اشخاصى كه بر فرزندان و بچه هايم ظلم و ستم روا بدارند.
2 - كسانى كه با آنها بجنگند و نبرد نمايند.
3 - مردمانى كه بر ايشان حمله آورده و مورد هجوم قرار بدهند.
4 - جمعيتى كه به عترت من دشنام و ناسزا بگويند(28).
2 - جابر بن عبدالله كه از صحابه رسول خدا است نقل كرده كه آن بزرگوار فرمود: ما اهل بيت را دوست نمى دارد مگر كسى كه خداوند قلب او را با نور ايمان منور نمايد و از معاصى و گناهان پرهيز و دورى گزيده باشد و دشمن نمى دارد ما را مگر مرد منافق و دورو كه از رحمت خدا دور است (29).
3 - زيد بن ارقم كه از ياران رسول خدا است گفته كه آن سرور به حضرت على (عليه السلام) و فاطمه و حسن و حسين (عليه السلام) فرمود: من دشمن مى دارم كسى را كه شما را دشمن بدارد و جنگ و نبرد مى نمايم با كسى كه با شما در جنگ باشد و صلح و آشتى مى كنم با كسى كه با شما صلح و آشتى بنمايد(30).

حكومت بنى اميه بدترين حكومت ها است
با اين سفارش هاى مكرر بنى اميه با فرزندان پيامبر خدا طورى رفتار كردند كه صفحات تاريخ را تا روز قيامت ننگين و لكه دار نموده و آبرو و حيثيت خودشان را برده و مسلمانان را خون دل و گريان و نالان كردند و حوادثى را به وجود آوردند كه اصلا فراموش شدنى نيست و جنايات و صدماتى كه از اين شجره ملعونه متوجه اسلام و پيروان آئين مقدس اسلام شد، از شماره بيرون است چه ظلم ها كه ننمودند و چه خونها كه نريختند و چه ناموس هاكه هتك و پاره نكردند اين ملت رسوا جز به مقام و رياست دنيا به هيچ امرى عقيده نداشتند و پابند هيچ چيز نبودند و لذا فرمانروائى آنان بدترين و پست ترين حكمرانى هاى دنيا بود چنانچه دانشمندان اهل تسنن هم بر اين مطلب اقرار و اعتراف نموده و در كتاب هاى معتبرشان آورده اند از باب نمونه به ذكر يك مثال اكتفا مى نمائيم :
سعيد بن جمهان از سفينه خدمتگزار رهبر اسلام (كه مدت ها در حضور آن بزرگوار به شرف خدمتگزارى نائل گشته و در سفر و حضر در محضرش ‍ كسب فيض نموده بود(31)) روايت كرده كه به او گفتم بنى اميه ادعا مى كنند كه خلافت و جانشينى پيامبر خدا حق ما است و پس از رسول خدا و رهبر اسلام پيشوائى توده جمعيت به ما واگذار شده و ما سزاوار و شايسته اين مقام مى باشيم گفت دروغ مى گويند پسران زرقاء(32) بلكه آنان پادشاهانند و سلطنتشان بدترين سلطنتها است و اين را همه صاحبان سنن نقل نموده اند(33).

يك شاهد زنده
يكى از شواهد زنده كه ادعاى مزبور را ثابت و هويدا مى سازد حادثه جانگداز كربلا مى باشد چنانچه حضرت رضا (عليه السلام) در سخنان خود به اين موضوع اشاره كرده و فرمود: ماه محرم الحرام جلوتر از اسلام از ماه هايى بود كه اهل جاهليت و وحشيت جنگ و نبرد و ستيز را در آن حرام و ممنوع مى داشتند و قتل و غارت را در آن تعطيل مى كردند (ولى مسلمانان و كسانى كه بدتر از يهود و نصارى بودند و به اعتقاد و زعمشان از پيروان و تابعين اسلام و علاقمندان رهبر اسلام بودند) ريختن خون ما را در اين ماه حلال و جائز دانسته و بروى زمين جارى ساختند و مقام ما را رعايت نكرده و حرمت ما را هتك و پاره نمودند و زنان و اطفال و بچه هاى ما را همانند اولاد كفار و مشركين اسير كردند و خيمه و خرگاه ما را آتش زدند و سوزانيدند و هر چه در آن يافتند غارت نموده و به يغما و تاراج بردند و توصيه هاى رهبر اسلام را درباره ما ناديده گرفتند و فرمود روز شهادت امام حسين (عليه السلام) ديدگان ما را مجروح و آب چشمانمان را جارى ساخت و سروران و عزيزان ما را در سرزمين كربلا خوار و گرفتار، و ما را به بلا و مصائب دچار نمود شايسته است كه گريه كنندگان تا روز قيامت و رستاخيز بر امام حسين (عليه السلام) گريه و نوحه كنند و اين گريه گناهان و لغزشهاى بزرگ را ريخته و از بين مى برد و پس از آن فرمود عادت و خوى پدرم اين بود كه از اول ماه محرم خنده نكرده و خرسندى و شادى به خود راه نمى داد و روز به روز بر غم و اندوهش افزوده گشته و ناراحتيش بيشتر مى شد تا روز دهم محرم الحرام و در آن روز همه غصه ها و غم ها بر او هجوم و حمله مى آورد و در آن روز بيشتر از روزهاى سابق ناراحت مى گشت و مى فرمود در چنين روزى جدم را شهيد نمودند(34).