بخش يازدهم: جلوگيرى

1 راه هاى جلوگيرى از باردارى

سؤال 659. جلوگيرى از انعقاد نطفه، شرعاً چگونه است؟
جواب: براى جلوگيرى از انعقاد نطفه هر وسيله اى كه بى ضرر باشد، و باعث نقص مرد يا زن نشود، (مثل اينكه مرد يا زن براى هميشه از قابليت توليد مثل بيفتد) مجاز است; ولى اگر مستلزم نظر يا لمس حرام باشد جايز نيست، مگر در موقع ضرورت.
سؤال 660. آيا براى جلوگيرى از بچّه دار شدن، جايز است لوله زنان يا مردان بسته شود؟
جواب: در مواردى كه به تشخيص اهل خبره، كنترل جمعيت ضرورت داشته باشد، براى جلوگيرى از انعقاد نطفه هر وسيله مشروعى كه بى ضرر باشد و باعث نقص مرد يا زن نشود، (مثل اينكه مرد يا زن براى هميشه از قابليت توليد مثل ساقط شوند) ذاتاً مجاز است، ولى اگر مستلزم نظر و لمس نامشروع باشد، تنها در صورت ضرورت فردى يا اجتماعى جايز است.
سؤال 661. كلاًّ بستن لوله هاى رحم از نظر شرع مقدّس اسلام در بيمارى هاى مختلف چه حكمى دارد؟
جواب: هرگاه قابل بازگشت نباشد جايز نيست، و در صورت قابل بازگشت بودن جايز است (مشروط بر اينكه موجب لمس و نظر حرام نشود) ولى در موارد ضرورى جايز است.
سؤال 662. برخى از روشهاى جلوگيرى باعث عقيم شدن مى گردد. چرا در جامعه ما اين كار به طور مكرّر و به صورت عادى انجام مى شود؟
جواب: انجام كارِ حرام دليل بر مشروعيت آن نيست.
سؤال 663. كپسول هايى به نام «نورپلانت» وجود دارد كه در زير پوست (بيشتر در قسمت هاى خارجى فوقانى) بازو كاشته مى شود، و اين يكى از روشهاى جلوگيرى از باردارى است. آيا شرعاً اين عمل جايز است؟
جواب: در صورتى كه ضرر قابل ملاحظه اى نداشته باشد و همسر راضى باشد، مانعى ندارد.
سؤال 664. استفاده از «IUD» (14) كه اثر آن جلوگيرى از لانه گزينى نطفه بسته شده است، چه حكمى دارد؟
جواب: هرگاه موجب لمس و نظر حرام نشود مانعى ندارد; مگر اينكه ضرورت فردى يا اجتماعى ايجاب كند.
سؤال 665. كاندوم (قرار دادن روكش نازك پلاستيكى بر روى آلت تناسلى مرد در حين مقاربت) از وسايل جلوگيرى از حاملگى است، استفاده از آن چگونه است؟ آيا رضايت همسر شرط است؟
جواب: استفاده از آن جايز است و رضايت همسر شرط نيست; ولى بدون اجازه او كراهت دارد.
سؤال 666. داروهاى تزريقى وجود دارد كه از طريق عضلانى تزريق مى شود، و براى مدّت معينى اثرات ضدّ حاملگى دارد. استفاده از اين داروها چه حكمى دارد؟
جواب: در صورتى كه ضرر قابل ملاحظه اى نداشته باشد، و همسر راضى باشد، مانعى ندارد.
سؤال 667. در صورت ضرورت كنترل باردارى در زن و شوهر خاصّى، و عدم موفقيت آنها در رعايت مناسب ساير روشها، بستن لوله ها چه حكمى دارد؟
جواب: در صورتى كه خطرى از ناحيه باردارى متوجّه مادر باشد مانعى ندارد.
سؤال 668. آيا جواز شرعى براى وازكتومى (يعنى بستن لوله ها در مرد) جهت كنترل مواليد و جلوگيرى از رشد غير متعارف جمعيت، عنوان حكم ثانوى داشته و با از بين رفتن ضرورت قابل لغو است؟
جواب: در صورتى كه طبق تشخيص متخصّصان مورد اعتماد، ضرورت فردى يا اجتماعى اقتضا كند مانعى ندارد; در غير اين صورت جايز نيست.
سؤال 669. بستن لوله هاى «منى بر» در مردان (وازكتومى) و لوله هاى «منى بر» در زنان (توبكتومى) كه اكثراً موجب عقيمى دائمى مى گردد چه حكمى دارد؟
جواب: اگر موجب عقيم شدن دائم است اشكال دارد.
سؤال 670. حكم كاهش رشد جمعيت با استفاده از قرصهاى ضدّ حاملگى و اعمال جرّاحى چيست؟
جواب: براى جلوگيرى از انعقاد نطفه، هر وسيله مشروعى كه بى ضرر باشد و باعث نقص مرد يا زن نشود (مثل اينكه مرد يا زن براى هميشه از قابليت توليد مثل ساقط شود) ذاتاً مجاز است، ولى اگر مستلزم نظر و لمس نامشروع باشد، تنها در صورت ضرورت فردى يا اجتماعى جايز است
سؤال 671. بستن لوله هاى رحم باعث قطع دائم حاملگى در خانم ها مى شود و در شرايط ايده آل شانس برگشت، با عمل جراحى مجدّد، حدوداً 50% است. اين عمل چه حكمى دارد؟
جواب: در غير حال ضرورت، اشكال دارد.
سؤال 672. حكم عزل (كه مرد هنگام آميزش، نطفه خود را خارج از رحم بريزد) چيست؟ آيا رضايت زن شرط است؟
جواب: اشكال ندارد، ولى مكروه است; مگر در مواردى كه ضرورتى باشد، و رضايت زوجه شرط نيست، مگر در آميزش واجب كه در هر چهار ماه واجب است كه عزل در آن اشكال دارد.
سؤال 673. جهت بستن لوله هاى رحمى «TL» (15) روش «لاپاراسكوپى» مى تواند مورد استفاده قرار گيرد (اين كار با برشهاى حدود نيم تا يك سانتيمترى از روى شكم انجام مى شود) حكم اين روش ذاتاً چيست؟
جواب: چنانچه اين روش مانند ساير روش ها سبب عقيم شدن باشد جايز نيست; مگر در موارد ضرورت.
سؤال 674. در سؤال فوق با توجّه به پوشيده بودن بدن بيمار و فرستادن وسايل «لاپاراسكوپى» از منفذهاى نيم تا يك سانتيمترى به داخل شكم بيمار و عدم لزوم لمس و نظر، آيا پزشك مرد مى تواند به اين عمل اقدام كند (با توجّه به آماده كردن محيط عمل تا پوشش كامل، توسّط خانم ها)؟
جواب: اگر لمس و نظر لازم نيايد، از اين جهت مشكلى نيست.
سؤال 675. در كل، با توجّه به سؤالات مطروحه، در صورتى كه حضرتعالى ارشاد و نظر خاصّى داريد، لطفاً جهت استفاده پزشكان بفرماييد.
جواب: توصيه حقير اين است كه بايد در مسأله كنترل مواليد، مانند همه مسائل اجتماعى، از افراط و تفريط پرهيز كرد، و تنها مسائل كوتاه مدّت را در نظر نگيرند، و به واقعيت ها توجّه كنند; نه شعارها.

2 جلوگيرى هاى مجاز

سؤال 676. بچّه دار شدن براى مبتلايان به بيمارى ايدز مضر است، آيا در اين حالت شوهر مى تواند لوله هاى خود را ببندد؟
جواب: اگر زيان مهمّى داشته باشد، مانعى ندارد.
سؤال 677. اگر حمل زن، موجب ناقص الخلقه شدن كودك گردد، آيا بستن لوله واجب نمى شود؟
جواب: هرگاه خوف ضرر و خطر قابل ملاحظه اى، هرچند نسبت به بچّه وجود داشته باشد، جايز است.
سؤال 678. در مواردى كه حاصل حاملگى جنين هاى داراى نقص در خلقت يا بيمارى ژنتيكى است، آيا مى توان با بستن لوله هاى زن يا مرد اقدام به جلوگيرى از حاملگى بعدى كرد؟
جواب: هرگاه خوف ضرر و خطر قابل ملاحظه اى، هر چند نسبت به بچه وجود داشته باشد، جايز است.
سؤال 679. با توجّه به منابع علمى پزشكى معتبر در مورد مادرانى كه بيش از پنج زايمان داشته، و داراى سن بالاتر از 35 سال مى باشند، مبنى بر اينكه اگر حامله شوند در معرض خطرات جسمى قرار دارند، آيا مجاز به بستن لوله هاى رحم هستند؟
جواب: چنانچه خطر قطعى يا احتمال قابل ملاحظه اى باشد جايز است.
سؤال 680. پس از آزمايشات معلوم شد فرزندان آينده زن و شوهرى از نظر ژنتيكى تالاسمى خواهند داشت. امّا به خاطر محبّت زياد با هم ازدواج نموده، مادام العمر جلوگيرى مى كنند. آيا اين كار جايز است؟
جواب: در صورتى كه واقعاً احساس خطرى براى فرزند كنند، جلوگيرى مادام العمر مانعى ندارد.
سؤال 681. اگر دكترها به خانمى بگويند كه حاملگى برايت خطرهايى دارد، آيا زن مى تواند لوله هاى رحم خود را ببندد اگرچه مستلزم عقيم شدن دائم و يا مستلزم نظر و لمس حرام باشد؟ آيا اين از مصاديق اضطرار است؟
جواب: در صورتى كه از گفتار دكترها خوف خطر حاصل شود، مجاز هست.

3 احكام جلوگيرى از باردارى

سؤال 682. با توجّه به بند ب از مادّه (14) و بند هـ از مادّه (16) كنوانسيون «محو كلّيه اشكال تبعيض عليه زنان» كه حقّ تصميم گيرى در مورد تعداد فرزندان، فواصل باردارى و تنظيم خانواده را براى زنان مطرح مى كند، آيا زن بدون رضايت همسرش مى تواند اقدام به بستن لوله رحم، استفاده از داروها و روشهاى ضدباردارى، و تنظيم فواصل باردارى كند؟
جواب: اين كار جايز نيست; مگر اينكه خطر قابل ملاحظه اى سلامت زن را تهديد كند.
سؤال 683. آيا مرد مى تواند به زن دائمى خود بگويد نبايد بچّه دار شوى؟
جواب: زن را نمى توان مجبور كرد كه مثلاً لوله هاى خود را ببندد; حتّى نمى توان او را مجبور كرد كه به وسيله قرص و مانند آن جلوگيرى كند. ولى مرد مى تواند با خوردن دارو، يا استفاده از آمپول، يا مانند آن، موقّتاً از انعقاد نطفه جلوگيرى نمايد.
سؤال 684. در صورتى كه بستن لوله هاى زن يا مرد اجازه داده شود، حقّ تقدّم با كدام است؟
جواب: در شرايط مساوى بعيد نيست مرد مقدم باشد.
سؤال 685. هرگاه پزشك، مرد يا زنى را عقيم كند، آيا بايد ديه بپردازد؟
جواب: ديه ندارد، ولى اگر قابل بازگشت نباشد شرعاً جايز نيست.
سؤال 686. در مورد پزشكى كه در استخدام دولت مى باشد، بفرماييد:
الف) اگر از طرف دولت موظّف شود كه براى كنترل مواليد، مردان و زنان را عقيم كند چه تكليفى دارد؟
جواب: هرگاه كارشناسان متدين ضرورت اين كار را تصديق كنند مانعى ندارد.
ب) اگر طبيب را براى انجام اين كارها مجبور نمودند در چه مرحله اى از اجبار، چنين اقدامى براى وى معصيت محسوب نمى گردد؟
جواب: اگر منظور از اجبار اين است كه شغل خود را از دست مى دهد، نبايد تن به كار حرام بدهد.
ج) آيا در مورد اجبار، طبيب ضامن خواهد آمد؟
جواب: طبيب در اين حال ضامن است.
سؤال 687. قرار دادن «نورپلانت» توسّط پزشك زن كه فقط سطح خارجى بازو را مشاهده مى كند، چه حكمى دارد؟ آيا در صورت پوشيدن دستكش توسّط طبيب و پوشش كامل زن، به جز محلّ عمل (حدود چند سانتيمتر روى بازو)، پزشك مرد مى تواند به اين كار اقدام كند؟
جواب: در صورت ضرورت اشكال ندارد.
سؤال 688. خانمى براى جلوگيرى از باردارى مى خواهد دستگاه بگذارد، و براى اين كار دكتر زن بايد به عورت او نگاه و آن را لمس نمايد. با توجّه به اين دو نكته غير مجاز، و اينكه جلوگيرى از باردارى معالجه نيست، آيا اين كار جايز است؟
جواب: اگر ضرورت فردى يا اجتماعى نباشد جايز نيست; و در صورت ضرورت (به تشخيص اطبّاى مورد وثوق) جايز است.
سؤال 689. در صورتى كه پزشكان متخصّص زنان و زايمان در مورد حاملگى به خانمى اعلام خطر كنند، (خطرات جانى و جسمى و مشكلات احتمالى براى جنين) آيا در اين گونه موارد اضطرار تحقّق يافته است؟
جواب: هرگاه پزشكان مزبور در كار خود حاذق و از نظر صداقت و تعهّد مورد تأييدند، تشخيص آنها در مورد انواع جلوگيرى هايى كه در بالا ذكر شد، كافى است.
سؤال 690. جهت بستن لوله هاى رحم، (TL) حين عمل، هيچ الزامى بر مشاهده عورت خانم ها وجود ندارد، و عمل از طريق شكم صورت مى گيرد. آيا انجام عمل توسّط پزشك زن مانعى ندارد؟ (با توجّه به اينكه لمس و نظر در ناحيه شكم صورت مى گيرد)
جواب: از نظر لمس و نظر مشكل نيست.
سؤال 691. خانمى است كه به علّت ديگرى تحت عمل جرّاحى قرار گرفته، و شكم وى باز شده است. با توجّه به باز بودن شكم، بستن لوله ها چه حكمى دارد؟ آيا باز هم مسأله لمس و نظر مطرح است؟ در صورتى كه پزشك مرد مسئول جرّاحى مشكل اوّليه بيمار باشد چطور؟
جواب: لمس و نظر بايد به مقدار ضرورت باشد، و بيش از آن مجاز نيست. علاوه بر آنكه احراز شرايط فوق و رضايت بيمار و همسرش نيز لازم است.
سؤال 692. در صورتى كه شكم زن بيمار توسّط دستيار زن باز شود، آيا پزشك مرد مى تواند با دستكش، به عمل بستن لوله ها بپردازد، با توجّه به اينكه نظر به پوست ظاهر شكم صورت نمى گيرد، و بيشتر داخل شكم مشاهده مى گردد؟
جواب: تنها در موارد ضرورت جايز است.
سؤال 693. «IUD» براى جلوگيرى از حاملگى در زنان استفاده مى شود. اين وسيله بايستى از طريق مهبل در داخل رحم گذارده شود، و غالباً متخصّصين زن مى توانند مبادرت به اين كار نمايند; ولى زنان كافى در تمام مراكز بهداشتى ـ درمانى و يا بيمارستانها، براى اين كار آموزش داده نشده اند، انجام اين كار توسّط پزشك مرد چه حكمى دارد؟ در صورتى كه اين كار توسّط زن صورت گيرد، آيا مشاهده توسّط دانشجويان پزشكى پسر به منظور يادگيرى اشكال دارد؟
جواب: اين كار جز در موارد ضرورت جايز نيست. و اگر ضرورتى باشد، مادام كه دسترسى به جنس موافق است، مراجعه به جنس مخالف جايز نمى باشد.
سؤال 694. شخصى از نظر مرجع تقليدش اطّلاع نداشته، و اقدام به بستن لوله هاى خود نموده است. آيا پس از اطلاع از حرمت، بايد جبران كند؟
جواب: لازم نيست.
سؤال 695. تبليغ و ترويج مردم مسلمان ايران در امر جلوگيرى و كنترل جمعيت به عنوان يك كار فرهنگى، اقتصادى و اجتماعى جامعه ايرانى در منابر و محافل دينى، چه حكمى دارد؟
جواب: در صورتى كه اهل خبره و كارشناسان متدين، مسأله كنترل و محدود ساختن مواليد را يك ضرورت اجتماعى تشخيص دهند، شرعاً مى توان به طور موقّت با آن موافقت كرد، و يا در صورت لزوم به طور حساب شده از آن تبليغ نمود. در ضمن بايد توجّه داشت كه افزايش نسل به عقيده هيچ كس جزء واجبات نيست، بنابراين محدود ساختن، حرام نمى باشد، مگر در مناطقى كه تغيير بافت جمعيتى به زيان مسلمين يا پيروان مكتب اهل بيت (عليهم السلام) باشد، كه در چنين مواردى بايد برنامه كنترل مواليد تعطيل شود.
در ضمن بايد در موارد كنترل جمعيت به جاى افزايش كمّى به سراغ افزايش كيفى رفت، تا مسلمانانى عالمتر و كارآمدتر به جامعه اسلامى تحويل داده شوند، و عزّت و عظمت مسلمين حفظ شود. و نيز بايد توجه داشت كه در مواردى كه طبق تشخيص اهل خبره متعهد، كنترل جمعيت ضرورى است، بايد حتماً از وسايل مشروع استفاده كرد، نه از وسايل نامشروعى مانند سقط جنين و امثال آن.

بخش دوازدهم: تلقيح و بارورى مصنوعى

1 تلقيح مجاز

1. مادر جانشين

سؤال 696. رحم بانويى به هر علّت قادر بر نگاهدارى جنين نيست، و آن را سقط مى كند. با آميزش تخمك وى و نطفه شوهرش در آزمايشگاه، و انتقال جنين به رحم زن ديگرى كه شوهر ندارد (وبه اصطلاح مادر جانشين، يا مادر قائم مقام ناميده مى شود) بچّه رشد نموده، و به موقع، متولّد مى شود، و برابر قرار داد اجرت معينى به مادر جانشين داده مى شود، تا كودك تحويل زن و شوهر گردد. آيا اين كار جايز مى باشد؟
جواب: اين كار ذاتاً مانع شرعى ندارد، ولى مستلزم مسائل جنبى حرامى از قبيل لمس و نظر كردن است. بنابراين، هرگاه اين كار به وسيله محرمى مانند شوهر انجام شود، به اين صورت كه نطفه خود و يكى از دو همسرش را بگيرد، و تركيب نمايد، و در رحم همسر ديگر (هرچند عقد موقّتى با او خوانده باشد) كشت كند، مرتكب حرامى نشده اند. در غير اين صورت، براى مجاز بودن اين محرّمات جنبى بايد ضرورتى وجود داشته باشد.
سؤال 697. در فرض سؤال قبل، با وجود اينكه اين كودك در رحم مادر جانشين بزرگ شده، امّا داراى صفات ارثى زن اوّل مى باشد. با توجّه به آيه دوم سوره مباركه مجادله، به كدام يك از اين دو زن تعلّق دارد، و وارث كدام يك از آنهاست؟
جواب: اين فرزند متعلّق به صاحبان نطفه، و با آنها محرم است، و از آنها ارث مى برد. و مورد مادر جانشين به منزله فرزند رضاعى او است، بلكه در بعضى جهات نسبت به آن اولويت دارد; چرا كه تمام گوشت و استخوان او از وى روييده است. بنابراين حرام است كه بعداً با آن زن و فرزندان او ازدواج كند، امّا ارث نمى برد.
سؤال 698. در موردى كه تخمك زن سالم است، امّا رحم قدرت نگهدارى و پرورش جنين را ندارد، اگر اسپرم شوهر با تخمك زن در آزمايشگاه تركيب شود، و سپس نطفه تركيب شده يا جنين حاصله در آزمايشگاه به رحم زن ديگرى منتقل گردد، لطفاً بفرماييد:
الف) آيا اين امر جايز مى باشد؟
جواب: اين كار ذاتاً جايز است، امّا چون معمولًا موجب نظر و لمس حرام است، تنها در موارد ضرورت جايز است.
ب) آيا اجازه صاحب رحم لازم است؟
جواب: آرى لازم است.
ج) زنى كه نطفه تركيب شده يا جنين در رحم او قرار مى گيرد، آيا مى تواند جهت انجام اين عمل درخواست اجرت كند؟
جواب: مانعى ندارد.
د) رابطه شرعى كودك متولّد شده، از نظر نسب مادرى، با صاحب رحم و زن صاحب تخمك چگونه است؟
جواب: زن صاحب تخمك مادر اوست، و زن صاحب رحم به منزله مادر رضاعى مى باشد، و به او محرم است.
هـ) رابطه شرعى اين كودك از نظر نسب، ارث، محرميت و نكاح با شوهر زن صاحب رحم چگونه است؟
جواب: فقط نسبت به او محرم است.
سؤال 699. بچّه دار شدن تعدادى از زوجين به دلايل طبّى، به طور طبيعى مشكل بوده، و لازم است كه از روشهاى درمانى مختلف براى كمك به آنها استفاده شود. يكى از اين روشها، لقاح خارج از رحمى مى باشد; به اين معنا كه تخمك را از زوجه و نطفه را از شوهرش گرفته و آنها را با هم مخلوط نموده، تا از اختلاط و امتزاج تخمك و نطفه، جنين حاصل شود، سپس اين جنين به رحم زوجه منتقل شود، تا حاملگى و بعد زايمان صورت گيرد. لازم به تذكر است كه جنين ها هنگام انتقال به رحم، فقط 24 تا 48 ساعت از زمان لقاحشان گذشته، و داراى 4 الى 8 سلول مى باشند. گاهى از اوقات، تعداد جنين هاى حاصل از نطفه زن و شوهر بيش از حدّ نياز است، كه در اين صورت اضافه بر نياز منجمد شده، و پس از زايمان زن با رضايت زوجين، جنين ها از رده خارج و دور ريخته مى شود. از طرف ديگر، تعدادى از زوجها وجود دارند كه به دلايل طبّى، به هيچ وجه صاحب فرزند نمى شوند; امّا براى برخى از آنها، اين امكان از نظر طبّى وجود دارد كه جنين هاى مازاد دسته اوّل را در صورت عدم نياز زوجين، به رحم آنان انتقال داد. سؤالاتى كه در اين زمينه مطرح مى شود عبارتند از:
الف) انتقال اين جنين هاى بارور نشده به رحم زن ثالث از نظر شرعى چگونه است؟
جواب: اين كار ذاتاً مانع شرعى ندارد; ولى چون مستلزم لمس و نظر حرام است تنها در صورت ضرورت جايز مى باشد.
ب) در صورت عدم نياز زوجين به جنين خود، آيا موافقت آنها براى هديه جنين به غير لازم است؟
جواب: آرى، لازم است.
ج) آيا والدين صاحب جنين مى توانند در ازاى اهداى جنين خود وجهى دريافت نمايند؟
جواب: بهتر اين است كه چيزى نگيرند.
د) آيا ارائه مشخّصات اهداكنندگان جنين به دريافت كنندگان و برعكس لازم است؟
جواب: نظر به اينكه فرزند مزبور تعلّق به صاحبان اصلى نطفه دارد، لازم است هويت آنها ثبت شود و به اطّلاع برسد.
هـ) در صورتى كه فرزند پسر باشد، آيا با زنى كه در رحم او بزرگ شده، محرم است؟
جواب: آرى، محرم است.
و) در صورت دختر بودن فرزند، آيا با شوهر مادر جانشين محرم است؟
جواب: آرى، محرم است.
ز) والدين فرزند حاصل چه كسانى هستند؟
جواب: پدر و مادر او صاحبان نطفه اند، هرچند به زن ثالث نيز محرم مى باشد.
ح) ارث اين بچّه ها پس از تولّد چگونه است؟
جواب: فقط از صاحبان نطفه ارث مى برند.
ط) در صورت موافقت قبلى والدين صاحب جنين (صاحب نطفه و تخمك) در اهداى جنين خود، آيا مى توانند پس از تولّد نوزاد و يا سال ها بعد، از شخص ثالث متقاضى استرداد طفل شوند؟
جواب: احتياط آن است كه با رضايت مادرِ جانشين، بچّه را بگيرند.
سؤال 700. لطفاً در مورد انتقال جنينِ تكوين يافته از اسپرم و تخمك زوج قانونى در خارج از رحم، به رحم زن اجنبى (مادر جانشين) به سؤالات زير پاسخ دهيد:
الف) اين كار از لحاظ تكليفى چه حكمى دارد؟
جواب: اين امر ذاتاً جايز است; ولى چون غالباً مستلزم نگاه و لمس حرام است، جز در موارد ضرورت جايز نيست.
ب) مادر طفل تولّد يافته كدام زن است؟ آيا مى توان مادر جانشين را در حكم مادر رضاعى دانست؟
جواب: صاحبان اسپرم و تخمك، پدر و مادر حقيقى فرزند متولّد شده هستند. و مادر جانشين در حكم مادر رضاعى است.
ج) آيا مجرّد يا متأهّل بودن زن اجنبى (مادر جانشين)، علم و جهل مادر جانشين، مجّانى يا غير مجّانى بودن رحم، تأثيرى در احكام مربوطه مى گذارد؟
جواب: هيچ كدام تفاوتى ندارد، ولى اگر مادر جانشين شوهر دارد، بايد با اجازه شوهرش باشد.

2. توليد فرزند فقط با اسپرم مرد در رحم مصنوعى

سؤال 701. اگر علم در آينده آن قدر پيشرفت كند كه اسپرم مرد را بدون تركيب با نطفه زن، در رحم مصنوعى پرورش دهند، حكم آن چه خواهد بود؟
جواب: آن مولود فقط منسوب به صاحب اسپرم است; ولى فرزند شرعى او محسوب نمى شود.

3. توليد فرزند با استفاده از دانه ها و محصولات نباتى

سؤال 702. اگر علم تا آنجا پيشرفت كند كه اسپرم و نطفه را از دانه ها و محصولات نباتى و مانند آن بگيرند و به زن تلقيح كنند، و نوزاد مصنوعى به عمل آورند، در اين صورت كودك متعلّق به چه كسى است؟
جواب: اين كودك فقط باآن زن محرم است، ولى ارث بردن او از آن زن ثابت نيست.

4. توليد فرزند با اسپرم و نطفه نباتى در رحم مصنوعى

سؤال 703. اگر نطفه و اسپرم را از فرآورده هاى نباتى تهيه، و آن را در رحم مصنوعى پرورش دهند، و از آن كودكى به عمل آورند. نوزاد به چه كسى ملحق مى شود؟
جواب: اين نوزاد متعلّق به كسى نيست; يعنى نه پدر دارد و نه مادر.

5. طلاق از شوهر اوّل و ...

سؤال 704. مرد نطفه ندارد، و لذا همسرش را طلاق داده است. اگر اين زن به صيغه مردى درآيد، سپس نطفه شوهر جديد و آن زن را تركيب كنند، و زن بعد از پايان صيغه و عدّه به عقد شوهر اوّل درآيد، و بعداً آن نطفه را به رحم زن تزريق كنند، اين كار چه حكمى دارد؟ و در هر صورت پدر و مادر آن بچّه كيست؟ و ارث و محرميت به چه صورت است؟
جواب: اگر ضرورت ايجاب كند جايز است، ولى فرزند به صاحبان اصلى نطفه تعلّق دارد.

6. لقاح خارج رحمى

سؤال 705. تلقيح اسپرم و تخمك زن و شوهر شرعى در خارج از بدن و جايگزينى آن در رحم همان زن چه حكمى دارد؟ آيا كودك حاصل حلال زاده است؟
جواب: اين كار ذاتاً اشكالى ندارد; ولى چون معمولاً مستلزم نظر و لمس حرام است، تنها در صورت ضرورت جايز مى باشد. (منظور از ضرورت اين است كه مثلاً اگر اين كار انجام نشود زندگى زناشويى آن مرد و زن مختل، و يا زن گرفتار بيمارى مى شود). و در هر حال فرزند مذكور حلال زاده است.
سؤال 706. تلقيح اسپرم و تخمك زن و شوهر شرعى و رشد جنين در محيط غير انسانى چه حكمى دارد؟ آيا كودك حاصل از اين عمل حلال زاده است.
جواب: با همان شروطى كه در بالا گفته شد اشكالى ندارد، و فرزند مذكور حلال زاده است.

2 تلقيح غير مجاز

1. تلقيح نطفه متوفّى به زوجه اش

سؤال 707. نطفه مرد از نظر علمى تا 72 ساعت پس از مرگ داراى حيات كامل است. اگر زوجه درخواست تلقيح مصنوعى از شوهر متوفّاى خود داشته باشد، آيا اطبّا مجاز به اين كار هستند؟ لازم به ذكر است كه اين عمل بعضاً در كشورهاى خارجى اعمال مى گردد، و عمدتاً در مواردى است كه زوجه از زوج فرزندى نداشته، و زوج در همان اوايل ازدواج به هر دليلى از دنيا رفته است.
جواب: اشكال دارد.
سؤال 708. اسپرم زوج با رضايت او و به طريق اصول پزشكى گرفته شده تا به زوجه او تلقيح شود، امّا قبل از اين كار از دنيا رفته است. و پس از فوت شوهر تلقيح صورت گرفته، و فرزند به دنيا آمده است. آيا فرزند مذكور فرزند مشروع همان زوج است و از او ارث مى برد؟
جواب: اين كار مجاز نبوده است; ولى چنانچه نمى دانستند فرزند مزبور حلال زاده است و احكام محرميت را دارد و از مادرش ارث مى برد، ولى از پدر ارث نمى برد.

2. پيوند تخمدان زن اجنبيه به زوجه

سؤال 709. در مورد پيوند تخمدان زن اجنبى (مانند پيوند كليه) براى باردار شدن زوجه، لطفاً به سؤالات زير پاسخ دهيد:
الف) آيا اين كار جايز است و ديه دارد؟
ب) آيا تخمدان را مى توان فروخت؟
ج) حكم اولاد زوجه چگونه است؟
د) آيا زن اجنبى حقّى مانند مادر بودن پيدا مى كند؟
جواب: چنانچه ضرورتى براى اين كار نباشد از آن صرف نظر شود. و اگر ضرورتى وجود دارد، بعد از پيوند اين عضو جزء بدن آن زن مى شود، و فرزند مال خود اوست. و در فرض فوق ديه ندارد، و خريد و فروش آن جايز است; هرچند بهتر است كه پول را در مقابل اجازه برداشتن عضو مزبور بگيرد، نه در مقابل خود آن.

3. استفاده از نطفه هاى موجود در بانك نطفه

سؤال 710. بعضى از مؤمنين و مؤمنات، كه از حيث نطفه نقايصى دارند، براى اولاددار شدن به مراكز نابارورى مراجعه مى كنند. آيا مى توان از نطفه هايى كه در بانك نطفه نگهدارى مى شود، در لقاح مصنوعى با منى خود آنها ممزوج، و شرايط لقاح را فراهم، و با دستگاه در رحم همسرانشان قرار داد؟ در صورتى كه به طور كلّى در منى آنها اسپرم و تخمك وجود نداشته باشد، آيا مى توانند از اسپرمها و تخمكهاى مجهول الهويه موجود در بانك نطفه استفاده نمايند؟ و چنانچه در دو فرض فوق فرزندى به وجود آيد، متعلّق به چه كسى خواهد بود؟
جواب: استفاده از نطفه بيگانه براى صاحب فرزند شدن جايز نيست، و تولّد فرزند بايد مستند به ازدواج صحيح شرعى باشد. ولى اگر چنين عملى انجام شود، فرزند متعلّق به صاحبان نطفه است، و نسبت به مادرى كه در رحم او كشت شده نيز محرم مى باشد، بى آنكه از او ارث ببرد.

4. تلقيح نطفه اجنبى به اجنبيه

سؤال 711. مردى عقيم، ولى زن او سالم و قدرت بارورى دارد. اگر اسپرم مرد ديگرى در آزمايشگاه با تخمك زن مذكور تركيب، سپس نطفه تركيب يافته در رحم زن نهاده شود، لطفاً بفرماييد:
الف) آيا اين كار جايز است؟
جواب: جايز نيست.
ب) آيا اين امر زنا محسوب مى شود؟
جواب: زنا نيست; ولى از جهاتى شبيه زناست.
ج) آيا مشخّص بودن يا ناشناس بودن دهنده اسپرم در حكم مسأله تأثيرى دارد؟
جواب: هيچ تأثيرى ندارد.
د) رابطه شرعى كودك با شوهر زن از لحاظ ارث، محرميت و نكاح چگونه خواهد بود؟
جواب: رابطه اى با او ندارد; جز اينكه فرزند طبيعى همسر اوست، و با او محرم مى باشد.
هـ) رابطه شرعى كودك با مرد صاحب اسپرم از نظر ارث، محرميت و نكاح چگونه مى باشد؟
جواب: به منزله فرزند نامشروع اوست كه محرم است; ولى از يكديگر ارث نمى برند.
سؤال 712. هشت سال است ازدواج كرده، ولى بچّه دار نمى شوم. مشكل از ناحيه شوهرم است، و هيچ اميدى به بچّه دار شدن من نيست، آيا مى توان از نطفه مرد ديگرى استفاده كرد؟ به گونه اى كه دو طرف همديگر را نبينند، و اسپرم مرد را در مطب دكتر به زن تزريق كنند. در ضمن شنيده ام كه گفته اند اين عمل چون براى جلوگيرى از طلاق است، و دو طرف همديگر را نمى بينند، اشكالى ندارد، و مانند خونى است كه از شخصى گرفته، و به شخص ديگرى تزريق مى كنند، و لهذا از نظر شرعى حلال است. آيا چنين چيزى صحّت دارد؟
جواب: اين كار گناه دارد و جايز نيست; مگر اينكه شما از شوهرتان طلاق بگيريد; و بعد از گذشتن عدّه به عقد موقّت مثلاً يك روزه مردى درآييد، هرچند او را هرگز نديده و نبينيد، و نطفه آن مرد را در مطب دكتر گرفته و به شما تزريق كنند، و بعد از تولّد فرزند مجدّداً به عقد شوهرتان درآييد. در غير اين صورت جايز نيست.
سؤال 713. آيا مى توان اسپرم مرد و زن اجنبى را در لوله آزمايش قرار داد؟ اگر فرزندى متولّد شود متعلّق به كيست؟ آيا حكم ولد الزنا را دارد؟
جواب: اين كار جايز نيست و اگر فرزندى متولّد شود در بسيارى از احكام تابع صاحبان نطفه است; ولى از آنها ارث نمى برد.

5. يك راه حلّ مناسب!

سؤال 714. زنى 26 ساله هستم. قبل از ازدواج دردهاى شديد ماهيانه داشتم.دكترها گفتند: مشكلات شما با ازدواج و زايمان حل مى شود. بدين جهت 6 سال پيش ازدواج كردم، و چون درد زيادى متحمّل مى شدم، تصميم گرفتم كه زود بچّه دار شوم، ولى متأسّفانه 9 ماه پس از ازدواج متوجّه شدم شوهرم به طور كامل عقيم است، و اصلاً بچّه دار نمى شود. من كه اين مسأله برايم خيلى مهم بود، بيش از پيش روحيه خود را از دست دادم. اكنون پزشكان مى گويند تنها راه اين است كه: «اسپرم مرد بيگانه اى با سرنگ به شما تزريق شود». من اوّل به اين كار راضى نبودم، چون مقلّد شما هستم، و طبق فتواى شما اين كار حرام است. ولى اكنون جانم به لب رسيده است. لطفاً بگوييد: چه كنم كه هم بچّه دار شوم، و هم مرتكب گناهى نگردم؟
جواب: تنها راه مشروع آن است كه شما از شوهرتان (هرچند به صورت مخفيانه و بدون اطّلاع اطرافيان) طلاق بگيريد، و پس از گذشتن عدّه به عقد موقّت صاحب نطفه درآييد (هرچند همديگر را هرگز نبينيد)، سپس نطفه به شما تزريق شود، و پس از پايان عقد موقّت و زايمان دوباره مى توانيد به عقد شوهر اوّل درآييد. در اين صورت شما مادر آن بچّه، و صاحب نطفه پدرش محسوب مى شود. و به شوهر شما هم محرم است. ولى به اقوام شوهرتان محرم نيست. امّا به اقوام شما محرم است. (16)

3 احكام تلقيح مصنوعى

سؤال 715. برخى از مراجع عظام تلقيح را در صورتى تجويز فرموده اند كه: «نطفه شوهر بدون ايجاد مقدّمات حرام، توسّط خود شوهر در رحم زن تزريق گردد». حال اگر به علّت نداشتن تخصّص و آشنايى، اين كار باعث عفونت ثانويه و احياناً مرگ همسرش گردد، آيا شوهر ضامن است، يا ضمان متوجّه افراد متخصّصى بوده كه بدون دادن آگاهى هاى لازم او را نسبت به اين عمل ترغيب كرده اند؟
جواب: در صورتى كه ضرورتى براى اين كار احساس شود مى توان از افراد متخصّص استفاده كرد، تا خطرى پيش نيايد.
سؤال 716. در جايى كه عمل تلقيح به طور شبهه صورت گرفته (مثل جايى كه زن گمان مى كرده نطفه از شوهرش بوده، و مرد نيز گمان مى كرده زنى كه نطفه وارد رحم او شده، همسر واقعى او مى باشد، در حالى كه اين طور نبوده است).آيا احكام اولاد بر فرزندى كه به دنيا خواهد آمد، جارى مى شود؟
جواب: نسبت به صاحب آن نطفه و آن زن ولد شبهه است. و به شوهر آن زن نيز محرم است.
سؤال 717. آيا مادر جانشين (زن پذيراى جنين) مستحقّ دريافت نفقه يا اجرة المثل تا زمان تولّد جنين، از صاحب نطفه و پدر جنين مى باشد؟ و آيا اين كار نوعى اجاره اعضا (اجاره رحم) تلقّى مى گردد؟ يا مشمول عقد ديگرى است؟
جواب: اين موضوع تابع قرار داد است، و اگر قراردادى ندارند، و جنبه رايگان نداشته، حقّ اجرة المثل دارد. و عمل مزبور نوعى اجاره است، نه اجاره اعضا; بلكه اجير شدن براى پرورش جنين.