بخش نهم: احكام عقد موقّت

1 مشروعيت ازدواج موقّت

سؤال 589. لطفاً پيرامون ازدواج موقّت به پرسش هاى زير پاسخ دهيد:
الف) آيا جواز مُتعه مربوط به دوره و شرايط خاصّى از تاريخ اسلام بوده است؟
ب) آيا حكومت اسلامى در قبال قانونمندى، يا جلوگيرى از گسترش آن در جامعه، وظيفه اى دارد؟
ج) در شرايط كنونى وظيفه روحانيت در ارتباط با ازدواج موقّت چيست؟ آيا همچون ساير احكام مكلّف به ترويج آن هستند؟
د) در فتواى مشهور آمده است: «زن يائسه عدّه ندارد». آيا كسانى كه لوله هاى رحم خود را بسته اند، در حكم زنان يائسه هستند؟
جواب: مسأله متعه اختصاص به زمان معينى نداشته و ندارد، ولى گاه (مثل زمان ما) شرائط ايجاب مى كند قيود و شرايطى براى آن قائل شوند، كه افراد هوسباز از آن سوء استفاده نكنند. و تبليغ از آن بدون فراهم شدن آن شرايط خالى از مشكلات نيست; و امّا زنانى كه لوله هاى خود را ببندند، مشمول يائسه بودن نيستند; بلكه در حكم «من لا تحيض فى سنّ من تحيض» مى باشند.
سؤال 590. عقد موقّت از نظر اسلام چه حكمى دارد؟
جواب: شك نيست كه نكاح موقّت يكى از احكام مسلّم فقهى است و در شريعت اسلام جايز است، ولى نبايد وسيله هوسبازى افراد هوسباز شود. و احتياط آن است تا ضرورتى نباشد اقدام به اين كار نشود، شرح بيشتر را در كتاب ما به نام «آيين ما» و همچنين در جلد 3 تفسير نمونه ذيل آيه 24 سوره نساء مطالعه كنيد. شرح مختصر آن اين است كه:
اين يك قانون كلى و عمومى است كه اگر به غرائز طبيعى انسان، به صورت صحيحى پاسخ گفته نشود، براى اشباع آنها، متوجه طرق انحرافى خواهد شد; زيرا اين حقيقت قابل انكار نيست كه غرائز طبيعى را نمى توان از بين برد، و فرضاً هم بتوانيم از بين ببريم، چنين اقدامى عاقلانه نيست; زيرا اين كار يك نوع مبارزه با قانون آفرينش است.
بنابراين، راه صحيح آن است كه: آنها را از طريق معقولى اشباع و از آنها در مسير سازندگى بهره بردارى كنيم.
اين موضوع را نيز نمى توان انكار كرد كه غريزه جنسى، يكى از نيرومندترين غرائز انسانى است، تا آنجا كه پاره اى از روانكاوان آن را تنها غريزه اصيل انسان مى دانند و تمام غرائز ديگر را به آن باز مى گردانند.
اكنون اين سؤال پيش مى آيد: در بسيارى از شرائط و محيطها، افراد فراوانى در سنين خاصى قادر به ازدواج دائم نيستند، يا افراد متأهل در مسافرت هاى طولانى و يا ماموريت ها با مشكل عدم ارضاى غريزه جنسى رو به رو مى شوند.
اين موضوع مخصوصاً در عصر ما كه سن ازدواج بر اثر طولانى شدن دوره تحصيل و مسائل پيچيده اجتماعى بالا رفته، و كمتر جوانى مى تواند در سنين پائين يعنى در داغ ترين دوران غريزه جنسى اقدام به ازدواج كند، شكل حادترى به خود گرفته است.
با اين وضع چه بايد كرد؟
آيا بايد مردم را به سركوب كردن اين غريزه (همانند راهبان و راهبه ها) تشويق نمود؟
يا اين كه آنها را در برابر بى بند و بارى جنسى آزاد گذاشت، و همان صحنه هاى زننده و ننگين كنونى را مجاز دانست؟
و يا اين كه راه سومى را در پيش بگيريم كه نه مشكلات ازدواج دائم را به بار آورد و نه آن بى بند و بارى جنسى را؟
خلاصه اين كه: «ازدواج دائم» نه در گذشته و نه در امروز، به تنهايى جوابگوى نيازمندى هاى جنسى همه طبقات مردم نبوده و نيست، و ما بر سر دو راهى قرار داريم:
يا بايد «فحشاء» را مجاز بدانيم (همان طور كه دنياى مادى امروز عملاً بر آن صحه گذارده و آن را به رسميت شناخته).
و يا طرح ازدواج موقت را بپذيريم.
معلوم نيست آنها كه با ازدواج موقت و فحشاء مخالفند چه جوابى براى اين سؤال فكر كرده اند؟!
طرح ازدواج موقت، نه شرائط سنگين ازدواج دائم را دارد كه با عدم تمكن مالى يا اشتغالات تحصيلى و مانند آن نسازد، و نه زيان هاى فجايع جنسى و فحشا را در بر دارد.

2 موارد مجاز عقد موقّت

سؤال 591. آيا مرد مسلمانى كه همسر مسلمان دارد مى تواند زن ذمّى رابه عقد موقّت خود درآورد؟
جواب: متعه ذمّى بر مسلمان بدون اجازه همسر مسلمانش كراهت دارد.
سؤال 592. مردى زنى را به عقد موقّت خود در مى آورد در بين مباشرت با آن زن شك مى كند كه آيا او از زنانى است كه زياد صيغه مى شود وعدّه نگه نمى دارد يا نه، آيا تحقيق واجب است؟
جواب: سؤال و تحقيق از زن واجب نيست.
سؤال 593. آيا متعه اهل كتاب و كافر جايز است؟
جواب: متعه اهل كتاب جايز است.
سؤال 594. شخص مؤمن و متدينى براى تجارت به كشورهاى مختلف سفر مى كند، لكن بعضى از افرادى كه با او همسفر هستند مى خواهند از همه امكانات هتل استفاده كنند. در حالى كه بعضى از آن نسوان شرايط ازدواج (مثل رعايت عدّه) را ندارند. لطفاً بفرماييد:
الف) آيا به مجرّد اين كه آنها بگويند خاليه هستند، مى توان با آنها ازدواج كرد؟
ب) اگر فحص از عدّه نشود، اشكال ندارد؟
ج) در صورتى كه بگويند عدّه را رعايت كرده ايم، آيا قول آنها قبول است؟ (در حالى كه ظنّ قوى بر عدم وجود عدّه است.)
د) اگر اهل كتاب نباشند، آيا ازدواج موقّت با آنها صحيح است؟
هـ) در ضمن سنّ اكثر يا تمام اين زنان، سنّ مَنْ تحيض مى باشد، لكن با وسايل بهداشتى جديد از حاملگى جلوگيرى مى كنند. آيا شرايط ازدواج را در اين سنين با فرض بر عدم عدّه دارا هستند؟
جواب: با توجّه به اين كه در سنّ «مَنْ تحيض» هستند، عدّه به هر حال بر آنها واجب است، و ادّعاى آنها در صورتى پذيرفته مى شود كه متّهمه نباشند. و ازدواج موقّت با غير كتابيه جايز نيست.

3 احكام عقد موقّت

سؤال 595. پرداخت نفقه به زنى كه در عقد موقّت مى باشد واجب است؟
جواب: همسر ازدواج موقّت حقّ خرجى ندارد، هرچند باردار شود.
سؤال 596. آيا مرد و زنى كه ازدواج موقّت كرده اند از يكديگر ارث مى برند؟
جواب: از يكديگر ارث نمى برند.
سؤال 597. زن حق همخوابى در ازدواج موقت دارد؟
جواب: زن حقّ واجب همخوابى ندارد.
سؤال 598. مرد مى تواند از نزديكى با زنى كه در ازدواج موقّت او مى باشد امتناع كند؟
جواب: احتياط واجب آن است كه شوهر بيش از چهار ماه نزديكى با همسر خود را در ازدواج موقّت نيز ترك نكند.
سؤال 599. همسر موقّت براى خروج از منزل بايد از شوهر اجازه بگيرد؟
جواب: همسر موقّت مى تواند بدون اجازه شوهر از خانه بيرون رود يا كارى در خارج خانه براى خود انتخاب كند، مگر اين كه به خاطر بيرون رفتنش حقّ شوهر از بين برود.
سؤال 600. مرد حق دارد به ازدواج موقّت پايان دهد ؟ در اين صورت آيا بايد مهريه را بپردازد؟
جواب: مرد مى تواند مدّت ازدواج موقّت را ببخشد و به آن پايان دهد، در اين صورت اگر با آن زن نزديكى كرده بايد تمام مهر و اگر نزديكى نكرده بايد نصف آن را بدهد.
سؤال 601. مرد ميتواند زنى كه در عقد موقت او مى باشد را به عقد دائم خود در آورد؟
جواب: مرد مى تواند زنى را كه صيغه اوست به عقد دائمى درآورد، ولى بايد نخست باقيمانده مدّت را ببخشد، سپس او را عقد كند.
سؤال 602. آيا ازدواج موقّت عده دارد؟
جواب: ازدواج موقّت بعد از تمام شدن مدّت آن، عدّه دارد، به شرحى كه در بخش مربوط به عده خواهدآمد.
سؤال 603. اگر در ازدواج موقّت فرزندى متولّد شود از پدر و مادر و بستگان خود ارث مى برند؟
جواب: فرزندانى كه از آن متولد مى شوند تمام حقوق فرزندى را دارند و از پدر و مادر و بستگان خود ارث مى برند هر چند آن زن و شوهر از هم ارث نمى برند.
سؤال 604. زنى به عقد موقّت مردى در آمده و بعد از دخول، شوهرش را ترك كرده است، آيا بر مرد واجب است كه تمام مهريه او را بپردازد؟
جواب: تنها آن مقدار از زمان كه زن تمكين كرده مهريه اش لازم است.
سؤال 605. به مدّت ده سال به عقد موقّت مردى درآمده ام، ولى اكنون سه سال است كه مرا رها كرده و هيچ خبرى از او ندارم، به دادگاه مدنى مراجعه كردم ولى نتيجه اى نگرفتم، من شرايط ازدواج موقّت را نمى دانستم و منبع درآمدى هم ندارم و در وضعيت سختى بسر مى برم، تكليف من چيست؟
جواب: هر گاه شما به تشخيص حاكم شرع، در عسر و حرج شديد باشيد و راه حلّى نداشته باشيد، و دسترسى به شوهرتان نيز نباشد، حاكم شرع مى تواند باقيمانده مدّت را به شما ببخشد، و مى توانيد پس از عدّه (در صورت آميزش) شوهر كنيد.
سؤال 606. آيا در ازدواج موقّت عسر و حرج براى زوجه متصوّر است؟ در صورت اثبات، آيا مى توان زوج را به بذل مدّت اجبار نمود؟
جواب: در صورتى كه به تشخيص حاكم شرع واقعاً عسر و حرج حاصل شود تفاوتى بين عقد انقطاعى و دائم نيست، و حاكم شرع زوج را ملزم به بذل باقيمانده مدّت مى كند و اگر قبول نكند، حاكم شرع به عنوان وليّ ممتنع، باقيمانده مدّت را مى بخشد. و زوجه مى تواند بعد از سپرى شدن عدّه شوهر كند.
سؤال 607. شخصى زن جوانى را متعه كرده وبا اقرار خود مواقعه نيزانجام شده و زن مزبور پس از آن، وضع حمل كرده و طفل را به مرد متمتّع نسبت مى دهد ولى مرد منكر الحاق ولد به خود مى باشد آيا در اين مورد قسم به نفى ولد از طرف مرد مشروعيت دارد؟
جواب: چنانچه مرد اقرار به مواقعه دارد ولد به او ملحق است و با قسم از او نفى نمى شود.
سؤال 608. زنى در عقد موقت مردى مى باشد آيا آن مرد مى تواند او را به عقد دائم خود درآورد؟
جواب: هرگاه باقيمانده عقد موقت را ببخشد مى تواند او را به عقد دائم خود درآورده و احتياجى به عده نيست.
سؤال 609. زوج در حال عصبانيت و ناراحتى و اختلاف با زوجه موقّت خود، ابراى مدّت و زمان عقد مى نمايد ولى بلافاصله نادم و پشيمان مى گردد آيا زوجه با اين ابرا مى تواند با ديگرى ازدواج نمايد و يا ابرا صحيح نيست و زوجيت باقى است؟
جواب: اگر در حال عصبانيت عقل و شعور خود را از دست داده ابراى مدّت صحيح نبوده امّا اگر اين كار را از روى شعور و عقل كرده هرچند عصبانى بوده ابرا صحيح بوده است.
سؤال 610. دخترى با مردى برخورد و تماس داشته است، مثلاً در يك مكان با يكديگر كار مى كرده اند و يا تحصيل مى نموده اند، آن مرد اين دختر را جهت محرميت و عدم وقوع در گناه، بدون اذن پدرش به عقد موقّت خود درآورده هر چند به صرف محرميت اكتفا نشده و تقبيل و لمس انجام داده اند با توجّه به اين مقدّمه به دو سؤال زير پاسخ دهيد:
الف) آيا اين دو گناهكارند و مرتكب معصيت گرديده اند؟
جواب: چنين عقدى خالى از اشكال نيست و به صورت نامحرم با يكديگر رفتار كنند و براى رعايت احتياط مرد باقيمانده مدّت را ببخشد.
ب) آيا مادر دختر به اين مرد محرم شده است؟
جواب: در مورد مادر هم بايد احتياط كند.
سؤال 611. آيا در عقد موقّت اطاعت از شوهر بر زوجه، همچون همسر دائمى، لازم است؟ در مورد مسافرت و خروج از منزل و كار در بيرون منزل چطور؟
جواب: واجب نيست; مگر در جايى كه مزاحم حقّ شوهر باشد.
سؤال 612. هنوز يك سال از مدّت عقد موقّت باقى مانده است، آيا جايز است براى چند سال ديگر عقد جارى گردد؟ يا بايد مدّت مذكور تمام شود و سپس عقد مجدّد خوانده شود؟
جواب: بايد باقيمانده مدّت از طرف مرد بخشيده شود و سپس عقد را براى مدّت مورد نظر تجديد كنند و يا مهلت دهند آن يك سال بگذرد و بعد تجديد عقد كنند، در عقد دائم بعد از عقد موقّت نيز حكم چنين است.
سؤال 613. قبل از عقد موقّت مرد به زن نگاه و با او صحبت مى كند، تا زمينه را براى ازدواج موقّت آماده سازد، آيا اين عمل جايز است؟
جواب: اين مقدار اشكال ندارد.
سؤال 614. زن و مردى صيغه عقد غير دائمى (موقّت) جارى مى كنند; ولى مقدار، زمان و مهر را معين نمى كنند. بعد از آميزش و نزديكى مى فهمند كه اين كار مشروع نبوده است. آيا اين كار در حكم زناست و آنها گناهكار شناخته مى شوند و بچّه به دنيا آمده نامشروع است؟ آيا جايز است كه پس از عقد وقت و مهر را تعيين كنند، يا اين كه بايد دوباره صيغه را به صورت صحيح جارى كنند؟
جواب: آنچه در حال ندانستن مسأله انجام داده اند، زنا نبوده و بچّه حلال زاده است; ولى احتياطاً صيغه طلاق را جارى كنند و سپس مى توانند عقد موقّت نمايند، و گذشتن زمان عدّه در اين جا شرط نيست.
سؤال 615. زنى متعه شده، و مدّت عقد و عدّه وى سپرى شده است، ولى از همان مرد حامله شده، و فرزندى در شكم دارد. آيا همان شخص تا قبل از وضع حمل، مى تواند دوباره او را صيغه نمايد؟
جواب: شوهر اوّل مى تواند مجدّداً او را متعه كند، ولى شخص ديگرى حقّ ندارد با او ازدواج كند تا وضع حمل كند.

4 اهداف عقد موقّت

سؤال 616. اگر شخصى با ترك ازدواج به حرام بيفتد و امكان ازدواج دائم را ندارد ولى ازدواج موقّت برايش امكان پذير است چه وظيفه اى دارد؟
جواب: وظيفه او ازدواج موقّت است.
سؤال 617. يكى از مسلّمات اسلام استحباب امر ازدواج است، و بر هر جوانى كه در گناه مى افتد واجب است به اين امر مقدّس اقدام نمايد. امّا امروزه شرايط ازدواج براى قشر وسيعى از جوانان به علل مختلف، از قبيل تحصيل، عدم بضاعت مالى، و پاره اى مشكلات ديگر مهيا نيست، و نمى توانند ازدواج كنند. از طرفى ترويج و اشاعه فساد اخلاقى در جامعه سبب شده جوانان به سختى خود را از گناهان بصرى و سمعى و جسمى حفظ كنند، و گاه دچار ناراحتى هاى روحى و روانى شده، و گاه به گناهان زنا و لواط و مانند آن آلوده مى گردند. حال سؤال بنده اين است كه با فرض مذكور:
الف) ازدواج موقّت براى جوانان مجرّد به منظور جلوگيرى از آلودگى به گناهان چه حكمى دارد؟
ب) شيوع و ترويج متعه در جامعه و بين جوانانى كه در گناه مى افتند، يا مرتكب معاصى مى شوند، چه حكمى دارد؟
ج) اين امر (متعه) براى قشر تحصيل كرده، مخصوصاً طلاّب مجرّد، چه حكمى دارد؟
د) آيا راه حلّ مناسبى براى حلّ مشكلات ازدواج جوانان داريد؟
جواب: نكاح موقّت به يقين يك سنّت اسلامى است; ولى اگر امروز تحت برنامه حساب شده اى قرار نگيرد منشأ مفاسد زيادى خواهد شد.
سؤال 618. اگر ازدواج موقّت به قصد محرم شدن نزديكان آن دختر باشد جايز است؟
جواب: ازدواج موقّت هر چند براى لذّت بردن هم نباشد بلكه به قصد محرم شدن نزديكان آن دختر باشد جايز است مشروط بر اين كه دخترى را كه به ازدواج موقّت در مى آورند در حدّى باشد كه قابل لذّت جنسى باشد، مثلاً اگر كوچك است بايد وقت را به اندازه اى زياد كنند كه دوران آمادگى دختر را شامل شود، هرچند بعد از عقد باقيمانده مدّت را ببخشند.
سؤال 619. پدر يا جدّ پدرى مى تواند براى محرم شدن با زنى او را به عقد موقّت پسر نابالغ خود؟
جواب: پدر يا جدّ پدرى مى تواند براى محرم شدن با زنى او را به عقد موقّت پسر نابالغ خود درآورد (به شرط اين كه مدّت عقد به اندازه اى باشد كه پسر به حدّ بهره گيرى جنسى برسد) و نيز مى تواند دختر نابالغى را براى محرم شدن بستگان به عقد كسى درآورد (به همان شرط كه در مورد پسر گفته شد) و در هر دو صورت بنابر احتياط واجب بايد عقد فايده اى براى آن دو داشته باشد و خالى از مفسده باشد.
سؤال 620. نظر حضرتعالى در رابطه با ازدواج موقّت چيست؟ آيا آن را راه حلّ مناسبى براى جوانان، كه مشكلاتى بر سر راه ازدواج دائم دارند و از طرفى مى ترسند كه به فساد كشيده شوند، مى دانيد؟
جواب: اگر با شرايط معقول و رعايت موازين شرعى انجام شود، و دستاويزى براى هوسبازى هوسبازان و فساد بيشتر نشود بيقين كارساز است; ولى اين، كار بسيار دقيق و ظريفى است.
سؤال 621. اين جانب يكى از جانبازان انقلاب اسلامى هستم كه از گردن به پايين فلج هستم و به هيچ وجه قادر به انجام كارهايم نيستم با توجّه به اين كه يكى از خواهران راضى است كه جهت رضاى خدا همه كارهايم غير از مسائل جنسى را انجام دهد آيا راهى براى محرميت ما وجود دارد؟
جواب: هرگاه صيغه عقد موقّت آن دختر (هر چند براى مدّت كوتاهى) براى پدر شما خوانده شود شما براى هميشه به او محرم خواهيد شد، البتّه مانند محرميت مادر و خواهر نه محرميت همسر.
سؤال 622. اگر پسر و دخترى بخواهند از طريق ازدواج موقّت با همديگر رابطه شرعى داشته باشند در صورت هاى زير چه شرايطى معتبر است:
الف) اگر رابطه صرفاً رابطه متعارف شغل يا تحصيلى باشد.
ب) اگر رابطه صرفاً به خاطر استمتاع جنسى بدون دخول باشد.
ج) اگر رابطه به خاطر آميزش جنسى (دخول) باشد.
جواب: عقد موقّت يك نوع بيشتر نيست و همه اين آثار در آن جمع است مگر اين كه در ضمن عقد شرط كنند كه آميزش جنسى نباشد و در هر حال بنابر احتياط واجب اذن پدر شرط است.
سؤال 623. آيا براى مردى كه همسر دائم دارد ازدواج موقّت جايز است؟ (حكم مسأله را در صورتى كه همسر دوم در همان محل زندگى همسر دائم يا در محل ديگرى زندگى كند بيان فرماييد).
جواب: اشكالى ندارد، لكن فقط در صورت ضرورت اين كار را بكند.
سؤال 624. حضرتعالى در مسأله 2071 توضيح المسائل فرموده ايد: «ازدواج موقّت هرچند براى لذّت بردن هم نباشد، بلكه به قصد محرم شدن نزديكان آن دختر باشد جايز است، مشروط بر اين كه دخترى را كه به ازدواج موقّت در مى آورند در حدّى باشد كه قابل لذّت جنسى باشد، مثلاً اگر كوچك است بايد وقت را به اندازه اى زياد كنند كه دوران آمادگى دختر را شامل شود، هرچند بعد از عقد، مدّت را ببخشند» حال كسى به خاطر محرم شدن نزديكان دخترى كه به حدّ بلوغ نرسيده، به مدّت كوتاهى صيغه عقد نكاح موقّت او را خوانده است و بعداً هم آن مدّت را مى بخشد و آن قيد كه دختر در حدّى باشد كه قابل لذّت جنسى باشد را در نظر نگرفته است، آيا نزديكان آن دختر به اين مرد محرم خواهند شد؟ آيا مادر آن دختر به پسران اين مرد محرم خواهد بود؟ اگر ناديده گرفتن اين قيد در حين اجراى عقد اصلاً ايجاد محرميت نمى كند، آيا اين پدر مى تواند آن دختر را به ازدواج پسر خود درآورد؟
جواب: اگر مى خواهند محرم بشوند احتياط آن است كه مجدّداً صيغه عقد متعه را با همان اوصافى كه گفته شد بخوانند و الاّ معامله محرم بودن با مادر او نكند; هرچند احتياط آن است كه آن دختر را براى فرزند خود نيز نگيرند.

5 شرايط عقد موقّت

سؤال 625. زن مى تواند در ازدواج موقّت شرط كند كه شوهر با او نزديكى نكند؟
جواب: زن مى تواند در ازدواج موقّت شرط كند كه شوهر با او نزديكى نكند و تنها لذّت هاى ديگر ببرد، ولى اگر بعداً به اين امر راضى شود مانعى ندارد.
سؤال 626. اگر پسر و دخترى بخواهند از طريق ازدواج موقّت (بدون استمتاع جنسى و آميزش) رابطه متعارف شغلى، يا تحصيلى داشته باشند، آيا در دو فرض زير اجازه پدر دختر شرط است؟
الف) امكان دسترسى به وليّ دختر نيست و فرضاً ايجاد رابطه شرعى، ضرورى و فورى است.
ب) امكان دسترسى هست; امّا ولىّ دختر بدون منطق مخالفت مى كند، و اصلاً رضايت نمى دهد.
جواب: در هر صورت احتياط واجب استيذان از ولىّ دختر است; ضمناً تجربه نشان داده است كه اين رابطه ها، مخصوصاً در جوانها، معمولاً در يك حدّ محدود و معينى ثابت نمى ماند، و تدريجاً توسعه مى يابد و مايه مشكلات فراوانى مى شود.
سؤال 627. كسى كه قصد ازدواج موقّت دارد، آيا مى تواند بدون اطّلاع ولىّ دختر از او خواستگارى كند؟ در دو صورت باكره بودن و بيوه بودن زن، حكم آن را بيان فرمائيد.
جواب: خواستگارى در هر صورت مانعى ندارد، ولى اجراء صيغه عقد بدون اذن ولىّ دختر باكره اشكال دارد، امّا در بيوه رضايت طرفين براى اجراى صيغه عقد كافى است.
سؤال 628. اگر شخصى با زن بى شوهرى ازدواج موقّت كند، و زن به برادرش اطّلاع ندهد، آيا اين كار خيانت به برادر محسوب مى شود؟ در صورتى كه برادر با اين ازدواج مخالف باشد و زن شرايط ازدواج موقّت را داشته باشد، عمل مذكور چه حكمى دارد؟
جواب: اجازه برادر معتبر نيست، و اطّلاع ندادن به او خيانت محسوب نمى شود; ولى مشورت با او مناسب است.
سؤال 629. در صورت جايز بودن متعه اهل كتاب در كشورهاى غربى آيا بايد صيغه عقد به زبان عربى خوانده شود يا همان توافق بين 2 نفر بر سر زمان و مهريه (در قالب هديه) كفايت مى كند؟
جواب: در صورتى كه آشنا به عربى نباشد به هر زبانى جايز است ولى بايد به آنها تفهيم گردد كه عقد ازدواج در اسلام دو نوع است كه يك نوع آن عقد موقّت است در برابر آن هديه اى پرداخت مى شود.
سؤال 630. اگر مرد و زنى بخواهند ازدواج موقّت كنند، آيا لازم است به محضر ازدواج و طلاق بروند تا در آن جا صيغه خوانده شود، يا اين كه خود مرد و زن مى توانند شرايط همديگر را قبول كنند و صيغه را بخوانند؟
جواب: احتياط آن است كه در اين ايام در محضر رسمى ثبت كنند; خواه صيغه عقد را در محضر بخوانند، يا در خارج.
سؤال 631. در صورتى كه در ازدواج موقّت با اهل كتاب، زن بدون «مهر» نيز راضى باشد، آيا باز هم دادن مهر واجب است؟
جواب: دادن «مهر» واجب است، هرچند به اين صورت گفته شود كه در مذهب ما در مقابل ازدواج موقّت بايد هديه اى داد.
سؤال 632. در اين كشور (كانادا) افرادى هستند كه اصلاً دين ندارند، آيا قبل از صيغه عقد موقّت لازم است از دين زن مورد نظر تحقيق كرد؟
جواب: آرى، بايد تحقيق كرد.
سؤال 633. اهل كتاب و اهل سنّت، به صيغه (ازدواج موقّت) عقيده ندارند. بنابراين در صورتى كه زن از اهل كتاب يا اهل سنّت باشد صيغه اى كه خوانده مى شود، فقط لقلقه زبان است. آيا صيغه بدون اعتقاد، صحيح خواهد بود؟
جواب: اگر به خاطر اعتقاد شوهر اعلام آمادگى براى اين امر كند، كافى است.
سؤال 634. مى دانيم عقد موقّت با زنى كه در «عدّه» است، باطل مى باشد. اهل كتاب اعتقاد به «عدّه» ندارند، آيا عقد موقّت با آنها، اگر در عدّه باشند، صحيح است؟
جواب: صيغه در حال «عدّه» جايز نيست.
سؤال 635. آيا قبل از عقد موقّت بايد تحقيق كرد كه زن شوهر دارد يا نه؟
جواب: اگر خودش بگويد شوهر ندارم و در گفتارش متّهم نباشد، كافى است.
سؤال 636. آيا مدّت ازدواج موقّت اندازه معين دارد؟ اگر قدر معينى ندارد چنانچه مدّت آن تمام عمر را در بر بگيرد، يا مدّت را بيشتر از عمر طبيعى بگذارند، بطورى كه قطعاً مى دانند آن مقدار زنده نمى مانند. آيا صحيح است؟
جواب: نكاح منقطع حدّ معينى ندارد; ولى اگر مدّت آن را بسيار طولانى قرار دهند (يا حتّى بيشتر از عمر طبيعى عادى مانند 99 سال باشد احكام عقد دائم بر آن جارى كنند، بنابراين مردانى كه براى فرار از زير بار رفتن وظايف عقد دائم، صيغه موقّت 99 ساله جارى مى كنند فايده اى براى آنها ندارد.
سؤال 637. اگر زن و مردى مصمّم به ايجاد رابطه جنسى با يكديگر باشند و فقط به دليل گريز از عذاب وجدان (يا عذاب اخروى)، قبل از ايجاد رابطه مذكور، با وجود شرايط و نبودن موانع، صيغه عقد موقّت بخوانند، آيا عقدشان صحيح است؟ يا همچنان عملشان «فساد و فحشا» مى باشد، چون نيتشان چيز ديگر بوده است؟
جواب: اگر صيغه عقد را با تمام شرايط بخوانند، عملشان مشروع است.
سؤال 638. ازدواج موقّت با زنانى كه معمولاً معروف به فساد هستند و يا شغل آنان روسپيگرى مى باشد، چه صورتى دارد؟ در صورت ناچارى چطور؟
جواب: در صورتى كه واقعاً مشهور و معروف به فساد باشند، ازدواج با آنها اشكال دارد و اگر چنين نباشد، اشكالى ندارد.
سؤال 639. درباره ازدواج موقّت، همان گونه كه در رساله ها بيان شده، اجازه پدر، يا جدّ پدرى، براى دختر شرط است. حال اگر شخصى قصد داشته باشد با دخترى ازدواج موقّت كند، و فقط از ناحيه دبر دخول كند، يا قصد آميزش نداشته باشد، و فقط مى خواهند لذّت هاى ديگر ببرند، آيا باز هم اجازه پدر، يا جدّ پدرى، واجب است؟
جواب: بدون اجازه پدر جايز نيست.

6 اختلاف زوجين در عقد موقّت

سؤال 640. اگر عقدى واقع شده باشد، امّا اكنون زن مدّعى دوام و مرد مدّعى انقطاع است، اين عقد از لحاظ شرعى چه حكمى دارد؟
جواب: اين عقد در حكم انقطاع است و بايد مادام كه مدّت عقد انقطاع وجود دارد احكام زوجيت اجرا شود و احتياط مستحب آن است كه در پايان مدّت، صيغه طلاق را نيز جارى كنند.
سؤال 641. در اختلاف بين عقد موقّت و دائم حكم چيست؟ در صورت امكان دلايل آن را ذكر فرماييد:
جواب: ما در مسأله اختلاف در عقد دائم و موقّت، به سراغ الفاظ نمى رويم، و معتقديم تفاوت اين دو عقد از قبيل اقلّ و اكثر است. قدر متيقّن كه اقل است را مى گيريم، و اكثر را رها مى كنيم; مگر اين كه دليلى بر آن اقامه شود. و مسأله انقلاب عقد موقّت به دائم را در فرض ترك ذكر مدّت قبول نداريم، و قانون «العقود تابعه للقصود» را همه جا حاكم مى دانيم
سؤال 642. اگر شخصى زنى را صيغه كند، و آن زن بچّه اى به دنيا آورد، و مرد منكر شود. در صورت اثبات نسب، هرچند پس از ده سال، آيا تمام حقّ و حقوق اين زن از قبيل حضانت، اجرت شير دادن، نفقه طفل و مانند آن به او تعلّق مى گيرد؟
جواب: حقوق شرعيه اين زن و بچّه بعد از اثبات ازدواج و تولّد، در هر حال ثابت است.

بخش دهم: مسائل جنسى

1 شب زفاف

سؤال 643. دعا و نماز شب زفاف چگونه است؟
جواب: در اين مورد دو دستور صادر شده است:
الف) از امام محمّدباقر (عليه السلام) نقل شده است كه وقتى عروس را به منزل آوردى، به وى بگو، وضو سازد و خودت نيز وضو بساز و دو ركعت نماز بگذاريد; پس از آن، حمد و ستايش الهى را بجا آوريد و بر محمّد و آل محمّد، صلوات بفرستيد، و آنگاه (براى زندگى آسوده و پر معنويت) دعا كن و از زنانى كه همراه عروس آمده اند، بخواه، آمين گويند. سپس اين دعا را بخوان:
اَللّهُمَّ ارْزُقْنى اِلْفَها وَوُدَّها وَرِضاها، وَاَرْضِنى بِها، وَاجْمَعْ بَينَنا بِاَحْسَنِ اجْتِماع، وَانَسِ ائْتِلاف، فَاِنَّك تُحِبُّ الْحَلالَ، وَ تَكرَهُ الْحَرامَ.
«خدايا الفت و دوستى و رضايتش را روزيم كن و مرا از او راضى كن و گردآور ميان ما به بهترين گردآوردن و مأنوس ترين سازش كه تو دوست دارى حلال را و ناخوش دارى حرام را». (11)
ب) از امام صادق (عليه السلام) نقل شده است كه در شب «زفاف» هنگامى كه به نزد عروس مى روى، رو به قبله بنشينيد و بگو:
اَللّهُمَّ بِاَمانَتِك اَخَذْتُها، وَبِكلِماتِك اسْتَحْلَلْتُها، فَاِنْ قَضَيتَ لى مِنْها وَلَداً، فَاجْعَلْهُ مُبارَكاً تَقِياً مِنْ شيعَه آلِ مُحَمَّد، وَلاتَجْعَلْ لِلشَّيطانِ فيهِ شِرْكاً وَلانَصيباً .
«خدايا به امانت تو او را گرفتم و به كلمات تو حلالش كردم پس اگر از او فرزندى نصيبم كردى او را مبارك و با تقوا و از شيعيان آل محمّد قرار ده و براى شيطان در او شركت و نصيبى قرار مده». (12)

2 لذّت هاى مجاز و غير مجاز

سؤال 644. آيا مرد و زن مى توانند هرگونه لذّتى از يكديگر ببرند؟
جواب: زن و شوهر به هر شكلى كه مايل باشند مى توانند از يكديگر لذّت ببرند، ولى شايسته است از كارهايى كه با كرامت انسانى سازگار نيست پرهيز كنند.
سؤال 645. نزديكى در ايّام حيض چه حكمى دارد؟
جواب: تمكين به معناى آميزش جنسى جايز نيست; ولى تمتعات ديگر مانعى ندارد.
سؤال 646. آيا نزديكى در زمان حيض كفاره دارد؟
جواب: بنابر احتياط مستحب كفاره (13) دارد.
سؤال 647. كفاره نزديكى در روز آخر حيض برابر 5/4 نخود معادل چند گرم طلا است؟
جواب: نزديك به يك گرم ونيم است.
سؤال 648. نزديكى از پشت براى زن و شوهر چه حكمى دارد ؟
جواب: اين كار بدون رضايت زوجه حرام، و با رضايت وى كراهت شديد دارد، و بعضاً منشأ بيمارى هاى گوناگونى مى شود.
سؤال 649. خوردن شير همسر چه حكمى دار ؟
جواب: اين كار شرعاً اشكالى ندارد.
سؤال 650. در صورتى كه زن در ساعات پايانى ايام حيض باشد آيا مى تواند تا پايان اين دوران از تمكين خوددارى كند تا بتواند در لذت جنسى شريك باشد؟
جواب: در صورتى كه هنوز حيض او تمام نشده، تمكين به معناى آميزش جنسى جايز نيست ولى تمتعات ديگر مانعى ندارد.
سؤال 651. اگر همسر انسان با قصد دو طرف براى بيرون آمدن منى با آلت او بازى كند چه حكمى دارد؟
جواب: اشكالى ندارد.
سؤال 652. آيا در جايى كه مى دانيم آب نيست با همسر نزديكى كرده و جنب شويم مى توانيم براى نماز تيمّم كرد؟
جواب: اشكالى ندارد.
سؤال 653. آيا استفاده از فيلم ها و مقالات نامشروع براى آموزش روابط جنسى جايزاست؟
جواب: جايز نيست و در دراز مدت آثار نامطلوبى دارد.
سؤال 654. اگر زن به خاطر انجام مستحبات زياد، دچار خستگى مفرط شود به طورى كه مرد نتواند تمتّعات لازم را از او ببرد، آيا مرد حق دارد او را از انجام چنين مستحباتى نهى نمايد و آيا اطاعت از شوهر در اين جا لازم است؟
جواب: مرد نمى تواند او را نهى كند مگر به طور كلّى تمتّع از بين برود و در اين صورت چون مزاحم حقّ شوهر است زن بدون اجازه او نمى تواند اقدام كند.
سؤال 655. استفاده از وسايلى مثل قرص، اسپرى يا پماد دارويى، براى تقويت قوّه شهوانى و لذّت بردن بيشتر در هنگام آميزش جنسى با همسر، از نظر شرعى چه حكمى دارد؟
جواب: اگر موجب ضرر و مفسده اى نشود مانعى ندارد.
سؤال 656. آيا زن حق دارد در برابر در خواست مرد براى تمكين در حد چند ساعت مهلت بخواهد؟ براى مثال بگويد بعد از انجام اين تكليف مى آيم؟
جواب: در صورتى كه وقت طولانى نباشد مانعى ندارد
سؤال 657. آيا مرد نيز در قبال مطالبه همسر براى همبسترى وظيفه اى دارد؟
جواب: در صورتى كه همسر ممكن است به گناه بيفتد احتياط واجب آن است كه به خواسته او عمل كند.
سؤال 658. آواز خواندن زن براى شوهرش چه حكمى دارد؟
جواب: در صورتى كه بدون آهنگ هاى مناسب لهو و فساد باشد اشكال ندارد.