چند نكته :
1) در صورتى انسان در قيامت با پدران و مادران صالح خواهد بود كه در مسير آنان باشد. (واتبعتهم)
2) صرف پيروى كافى نيست بلكه بايد با ايمان و اعتقاد صحيح همراه باشد. (بايمان)
3) هر كسى در گروه اعمال خوش است و صرف انتساب به بزرگان براى او كافى نيست . (كل امرء...)
4) گر چه ممكن است فرزندان به مقدار پدر و مادر عمل صالح نداشته باشند ولى براى روشنايى چشم پدر و مادر فرزندان را به آنان ملحق مى كنند. (اءلحقنا...)
5) الحاق به پدر و مادر موجب نمى شود چيزى از ثواب آنان كاسته شود تا در اختيار فرزندان قرار گيرد. (وما اءلتناهم من عملهم)
على بن ابراهيم به سند خود از عبدالرحمن كثير از امام صادق (عليه السلام) درباره ى آيه ى شريفه ى فوق روايت مى كند كه فرمود:
«الذين ءامنوا كسانى كه ايمان به پيامبر و اميرالمومنين و ذريه و امامان و اوصياء (عليهم السلام) آوردند ما ذريه ى آنان را به آنان ملحق مى كنيم و ما چيزى از دليل و حجتى كه محمد (صلى الله عليه و آله و سلم) درباره على آورده كم نمى كنيم (يعنى حجت را بر همه تمام مى كنيم در نتيجه) حجت همه يكى است و اطاعت همه يكسان است .» (161)
و در روايت ديگر وى با سندش از ابى بصير از امام صادق (عليه السلام) روايت مى كند كه فرمود: «بچه هاى شيعيان ما را فاطمه (عليها السلام ) تربيت مى كند و قول خداوند كه مى فرمايد: الحقنا بهم ذريتهم (بدين معناست كه اين بچه هاى تربيت شده و بزرگ شده به دست حضرت فاطمه (عليها السلام » در روز قيامت به پدرانشان اهدا مى شوند. (162)
حسكانى حنفى نيز در شواهدالتنزيل از ابن عباس نقل مى كند كه قول خداوند تعالى (كه مى فرمايد) «والذين امنوا واتبعتهم ذريتهم» الايه درباره ى پيامبر و على و فاطمه و حسن و حسين (عليهم السلام) نازل شده . (163) وى همچنين از ابن عمر نقل مى كند كه گفت : ما وقتى مى شمرديم (افراد مؤ من را) مى گفتيم : ابوبكر و عمر و عثمان - مردى به او گفت : اى اباعبدالرحمن پس على (را چرا در شمارش نمى آورى)؟
ابن عمر گفت : واى بر تو، على از اهل بيت است كه با آنان كسى قياس ‍ نمى شود على با رسول خدا در درجه ى اوست . خداوند مى فرمايد: «والذين ءامنوا واتبعتهم ذريتهم» پس فاطمه با رسول خدا در درجه اوست و على با آن دو. (164)

فاطمه (عليها السلام) ستاره ى درخشان : 88 - آيه نور
الله نور السموات والارض مثل نوره كمشكوة فيها مصباح المصباح فى زجاجة الزجاجة كاءنها كوكب درى يوقد من شجرة مباركة زيتونة لاشرقية ولا غربية يكاد زيتها يضى ء ولو لم تمسسه نار نور على نور يهدى الله لنوره من يشآء و يضرب الله الامثال للناس والله بكل شى ء عليم (165)
«خداوند نور آسمان ها و زمين است : مثل نورش چون مشكات و چراغدانى است كه در آن چراغى است و آن چراغ در شيشه اى است آن شيشه گويا اخترى درخشان است كه از درخت پر بركت زيتون كه نه شرقى و نه غربى است افروخته مى شود. نزديك است كه روغنش هر چه به آن آشت نرسد روشنى بخشد. روشنى و نورى بر روشنايى و نور است . خداوند هر كه را بخواهد با نور خويش هدايت مى كند و خداوند اين مثل ها
را براى مردم مى زند و خداوند به هر چيزى داناست .»
چند نكته :
1) نورانيتى هر چيزى از خداوند است . (الله نور السموات والارض)
2) نورانيت خداوند قابل درك نيست ؛ ولى مثل نورانيت خداوند قابل درك است . (مثل نوره كمشكوة)
3) نورانيت مثل نور خداوند، شرق و غرب نمى شناسد. (لا شرقية ولا غربية)
4) گر چه نورهاى فراوانى در جلو راه انسان ها وجود دارد ولى همه ، از آنها بهره نمى گيرند. (نور على نور يهدى الله)
5) تا خداوند دست انسان را نگيرد حتى در وسط نور هم باشد، راه را نمى يابد. (يهدى الله لنوره من يشآء)
6) يكى از راههاى هدايت الهى ذكر تمثيل و نمونه است (و يضرب الله الامثال)

فاطمه (عليها السلام) در آيه ى نور:
در تفسير نورالثقلين روايت شده از امام صادق (عليه السلام) درباره ى (آيه ى نور) قول خداوند كه مى فرمايد:كمشكوة فيها مصباح المصباحالاية فرمود: مشكاة (چراغدان) فاطمه است و مصباح (و چراغ) حسن و حسين هستندالزجاجة كانها كوكب درىفرمود: فاطمه ستاره اى درخشان بين زنان عالمين بود. «توقدمن شجرة مباركة» (مقصود از درخت پر بركت) ابراهيم (عليه السلام) است . «لا شرقية ولا غربية» (يعنى : ابراهيم (عليه السلام » نه يهودى و نه مسيحى (بود). (166)

تفسيرى ديگرى از آيه نور:
جابر بن عبدالله انصارى مى گويد: «وارد مسجد كوفه شدم ، ديدم اميرالمومنين (عليه السلام) با انگشت مى نويسد و تبسم مى كند. گفتم يا اميرالمومنين ! چه چيز شما را مى خنداند؟ فرمود: تعجب مى كنم از كسى كه اين آيه را مى خواند ولى آن طور كه سزاوار است آن را نمى شناسد. عرض ‍ كردم يا اميرالمومنين ! كدام آيه ؟! فرمود: سخن خداوند:الله نور السموات والارض مثل نوره كمشكوةمشكات (چراغدان) محمد (صلى الله عليه و آله و سلم) است «فيها مصباح» من آن مصباح و چراغ هستم «المصباح فى زجاجة» زجاجة و شيشه حسن و حسين هستند «كانها كوكب درى» و آن (ستاره درخشان) على بن الحسين است . «يوقد من شجرة مباركة» (درخت پاك و شجره ى مباركه) محمد بن على (عليه السلام) است و «زيتونية» جعفربن محمد (عليه السلام) است ؛ «لا شرقية ولاغربية» موسى بن جعفر (عليه السلام) و على بن موسى (عليه السلام) است ، «يكاد زيتها يضى ء» (مقصود از آن) محمد بن على (عليه السلام) است «ولو لم تمسسه نار» محمد بن على (عليه السلام) است «نور على نور» حسين بن على (عليه السلام) «يهدى الله لنوره من يشاء» قائم مهدى (عليه السلام) است ... . (167)

چگونه تفسيرهاى متفاوت از يك آيه مى شود؟
در پاسخ به سوال فوق بايد دانست كه اهل بيت (عليهم السلام) از يك نور و درخت پاك هستند و هر كدام در هر زمان به مقتضاى زمان خود ظهور خاصى دارند يكى كاظم مى شود و يكى باقر و ديگرى صادق و آن يكى جواد و گرنه تمام خواص نورانيت در وجود تمام آنهاست و مى شود نام هاى مختلف و زيبا را بر آن ها نهاد و اهل بيت (عليهم السلام) در هر زمانى با توجه به ويژگى هاى خاص ، آيه را به خاندان رسالت (عليهم السلام) تطبيق مى فرمايند.

خانه فاطمه (عليها السلام): 89 - آيه بيوت
فى بيوت اءذن الله اءن ترفع ويذكر فيها اسمه يسبح له فيها بالغدو والاصال (168)
«در خانه هايى كه خداوند اجازه داده است كه (آن خانه ها) مرتفع باشد (و بزرگ شمرده شوند و مورد احترام قرار گيرد) و در آنها نام خداوند با عظمت برده مى شود (و در اين خانه ها) هر صبح و شب خداوند تسبيح مى شود.»

چند نكته از نكات متعدد آيه :
1) ارزش يك محل و مكان به كارى است كه در آن جا صورت مى گيرد. (يذكر فيها...)
2) برترين كارها ياد و تسبيح خداوند است . (يذكر فيها اسمه ...)
3) شرافت و برترى براى يك محل هم از نظر محل و مكان مى تواند باشد و هم از نظر مكانت و معنويت . (اءذن الله اءن ترفع)
4) خانه هايى الهى مى توانند از هر خانه اى بالاتر باشند و خداوند تكوينا و تشريعا اجازه داده است كه برتر باشند. (بيوت اءذن الله اءن ترفع)
5) تخريب اين خانه ها، مقابله با فرامين الهى و خواسته هاى تكوينى و تشريعى خداوند است . (اءذن الله اءن ترفع)
6) هر جا كه موجب تعظيم شعاير الهى باشد و ياد خدا در آن جا باشد مصداق آيه خواهد بود در نتيجه مساجد و مشاهد مباركه ى اهل بيت (عليهم السلام) و زيارتگاه هاى امامزادگان و حسينه ها از مصاديق آن بيوت خواهند بود.

خانه على و فاطمه (عليهما السلام):
سيوطى در «در المنثور» از انس بن مالك و بريده نقل مى كند كه آنان گفتند: رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) اين آيه را خواند: «فى بيوت اءذن الله اءن ترفع ...» ، «در خانه هايى كه خداوند اذن داده مرتفع باشند... .»
پس فردى برخاست و گفت : اى رسول خدا! اين خانه ها كدامند؟ فرمود: خانه هاى پيامبران . پس ابوبكر برخاست و گفت : يا رسول الله ! خانه ى على و فاطمه از آنهاست ؟ فرمود: آرى از برترين آنهاست» (169)

قتاده در محضر امام صادق (عليه السلام):
در كافى آمده كه قتاده به امام صادق (عليه السلام) گفت : «به خدا سوگند من در برابر فقها نشستم ، پس دلم جلو هيچ يك از آنان ، آن طور كه در برابر شما مضطرب مى شود به تپش و اضطراب نمى افتد.» حضرت فرمود: «آيا مى دانى تو كجايى ؟ تو قرار دارى در برابر «بيوت اءذن الله اءن ترفع ...» تو چنين جايى (نشسته اى) و ما، آنان هستيم» قتاده گفت : «درست فرمودى ، خداوند مرا فدايت كند. به خدا سوگند؛ آن خانه ها، خانه هاى سنگى و گلى نيست .» (170)

فاطمه (عليها السلام) از ياد خدا باز نمى ماند: 90 - آيه رجال و شخصيت ها
رجال لا تلهيهم تجارة ولا بيع عن ذكر الله واقام الصلاة وايتاء الزكاة يخافون يوما تتقلب فيه القلوب والابصار (171)
«رجال و شخصيت هايى كه خريد و فروش آنان را از ياد خدا و برپا داشتن نماز و پرداخت زكات باز نمى دارد مى ترسند از روزى كه در آن قلب ها و ديدگان منقلب و مضطربند.»

همه ، رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) را رها كردند به جز فاطمه (عليها السلام) و اندى :
سيوطى شافعى در تفسيرش از قتاده روايت مى كند كه گفت :
«براى ما ذكر شده كه پيامبر خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) روز جمعه به حال ايستاده خطبه مى خواند و آنان را موعظه مى كرد (و پند مى داد) و آنان را متذكر مى ساخت . پس گفته شد كه كاروان (تجارى همراه با طبل و دف) آمده است پس (مسلمانان) شروع به برخاستن (از پاى سخنرانى پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) در حالى كه ايستاده بود) نمودند و تنها گروهى باقى ماندند.
حضرت فرمود: (شما كه باقى مانده ايد) چند نفريد؟ پس خود را شمارش ‍ كردند، ديدند 12 مرد و يك زن هستند. مجددا در جمعه دوم حضرت سخنرانى مى كرد و آنان را پند و تذكر مى داد كه گفته شد كاروانى آمد پس ‍ (مردم) شروع به برخاستن نمودند تا گروهى باقى ماندند. حضرت فرمود: شما (كه باقى مانده ايد) چند نفريد؟ پس خود را شمارش كردند، ديدند 12 مرد و يك زن هستند. پس حضرت فرمود: «به آن خدايى كه جان محمد به دست اوست اگر آخرى شما از اولى پيروى مى كرديد (و همه مى رفتيد) تمام وادى را آتش فرا مى گرفت و خداوند نازل كرد: «واذا راءو تجارة الآية .» (172)

دفع عذاب از بركت حضور فاطمه (عليها السلام):
گر چه در روايت فوق نام تنها بانويى كه پيامبر خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) را رها نكرده برده نشده ولى در روايات ديگر به آن تصريح شده است .
مرحوم سيدهشام بحرانى از ابن شهر آشوب از تفسير مجاهد و ابى يوسف يعقوب بن سنان روايت مى كند كه ابن عباس درباره آيه ى «واذا راءو تجارة ...قائما» گفت : «دحيه كلبى روز جمعه از شام (همراه بار تجارى آمد و با خود) آذوقه آورد و پس در كنار حجارة الزيت بار را نهاد. سپس به طبل زد تا مردم بداند كه بار تجارى آورده است . همه مردم به سمت او آمدند به جز على و حسن و حسين و فاطمه (عليهم السلام) و سلمان و ابوذر و مقداد و صهيب ، بقيه پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) را در حالى كه به حال ايستاده بر منبر خطبه مى خواند، رها كردند پس پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمود: خداوند روز جمعه به مسجدم نگاه كرد پس اگر اين گروه 8 نفرى نبودند كه در مسجدم نشسته اند (و من را كه پيامبر خدايم رها نكردند) بى شك آتش بر مردم مدينه مى باريد و مردم سنگباران مى شدند مانند قوم لوط و خداوند درباره ى آنان (كه باقى ماندند) نازل كرد: «رجال لا تلهيهم تجارة ... الاية» . (173)

فاطمه (عليها السلام) با ديگران فرق دارد: 91 - آيه خواندن پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم)
ولا تجعلوا دعاء الرسول بينكم كدعاء بعضكم بعضا (174)
«خواندن پيامبر را بين خود مانند خواند بعضى از شما بعضى ديگر، قرار ندهيد. (و آن گونه كه يكديگر را صدا مى زنيد پيامبر خدا را صدا نزنيد و رعايت احترام او را بنماييد).»

چند نكته :
1) همچنان كه پيامبر خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) از همه برتر است بايد در برخوردها حرمت او را نگه داشت . (لا تجعلوا دعاء الرسول)
2) در هيچ شرايطى انسان حق ندارد برخورد ساده و عادى در برابر رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) داشته باشد. (دعاء الرسول)
3) انسانهاى مؤ من با هم مى تواند خودمانى باشند چه بسا با دوستان خود لازم نيست رعايت ادب را بكنند. ولى با پيامبر خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) بايد رعايت حرمت را كرد هر چه احساس نزديكى به او را داشته باشد. (دعاء بعضكم بعضا)
4) خواندن پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) چه بسا به عنوان نمونه است . يعنى بايد مسلمانان در گفتار و رفتار رعايت حرمت آن حضرت را داشته باشند.
5) عدم رعايت حرمت ، نشانه ى بى ايمانى يا ضعف ايمان يا لااقل غفلت است .
6) معلوم مى شود در زمان نزول آيه ، مسلمانان حرمت پيامبر خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) را رعايت نمى كردند همان طور كه از آيات سوره ى حجرات استفاده مى شود؛ زيرا با رعايت حرمت آن حضرت نيازى به نزول چنين آيات و دستوراتى نبود.

فاطمه (عليها السلام) دل پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) را شاد مى كند:
مرحوم فيض از كتاب مناقب روايت مى كند كه حضرت صادق (عليه السلام) فرمود: «حضرت فاطمه فرمود: چون اين آيه نازل شد ترسيدم كه به رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) بگويم : اى پدر من ! پس من هم مى گفتم : يا رسول الله ! آن حضرت چند مرتبه از من روى گرداند. سپس ! من رو كرد و فرمود: اى فاطمه ! اين آيه درباره تو و خاندان و نسلت نازل نشده است . تو از من هستى و من از تو. بى ترديد اين آيه درباره ى اهل جفا و تندى از قريش كه مردمانى متكبر و خودخواه هستند نازل شده است . تو بگو: اى پدر! زيرا گفتن اى پدر (اى بابا) دل را بيشتر زنده مى كند و خدا را بيشتر راضى مى گرداند. (175)

فاطمه (عليها السلام) شاخه ى شجره ى طيبه : 93 - 92 - آيات شجره طيبه
اءلم تر كيف ضرب الله مثلا كلمة طيبة كشجرة طيبة اءصلها ثابت وفرعها فى السماءَ تؤ يى اءكلها كل حين باذن ربها ويضرب الله الامثال للناس ‍ لعلهم يتذكرون (176)
«آيا نديدى خداوند چگونه مثل زده است ؟ سخنى پاك چون درخت پاكى است كه ريشه اش استوار و شاخه اش در آسمان است # ميوه اش را هر دم به اذن پروردگارش مى دهد و خداوند مثل ها را براى مردم مى زند شايد آنان پند گيرند.»

نكاتى درباره ى شجره ى طيبه :
1) درخت پاك ، در زمين پاك رشد پيدا مى كند و ريشه دار است . (اءصلها ثابت)
2) درخت پاك ، ميوه پاك مى دهد و هيچ آلودگى و آفتى را با خود ندارد. (توتى اءكلها)
3) درخت پاك ، هم زمين و هم فضا را پر مى كند. (اءصلها ثابت و فرعها فى السماء)
4) درخت پاك و ريشه دار، مقاوم است و در برابر حوادث و طوفان ها پابرجاست . (اءصلها ثابت)
5) ميوه ى درخت پاك فصلى نيست بلكه دايمى است . (كل حين)
6) هيچ چيز در عالم بدون اذن الهى تحقق پيدا نمى كند. (باذن ربها)
7) اين نوع درخت تحت تربيت و ربوبيت حضرت حق است و چون او پاك است اين مربوب و مخلوق نيز از بهترين خواهد بود. (ربها)
8) اين درخت با او ويژگى ها به نظر مى رسد مادى نمى تواند باشد به خصوص هيچ درخت مادى دايمى نيست .
بنابراين خداوند مثال يك امر معنوى و عقل را به امرى محسوس زده است .

واقعيت شجرى طيبه :
روايات از اهل بيت (عليهم السلام) مى تواند راه گشا براى شناخت بهترين مصداق شجره ى طيبه باشد.
سالم بن مستنير مى گويد: «از امام باقر (عليه السلام) درباره ى آيه ى شريفه «مثل كلمة طيبة» پرسيدم ، فرمود: «درخت رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) است كه نسبش در بنى هاشم ثابت است و فرع آن درخت على بن ابى طالب (عليه السلام) است و شاخه اش فاطمه (عليها السلام) و ميوه هايش امامان از على و فاطمه (عليها السلام)، و شيعيان آنان برگ هاى آن درخت هستند. گفتم : نظر شما درباره ى سخن خداوند كه مى فرمايد:توتى اكلها كل حين باذن ربها، «ميوه هايش را هر لحظه به اذن پروردگارش مى دهد.» چيست ؟ فرمود: خداوند قصد كرده به اين جمله آنچه را امامان براى شيعيان خود فتوا مى دهد در هر امر حج و عمره از حلال و حرام الهى و...» (177)
همچنين روايت فوق را حسكانى در شواهدالتنزيل با اندك تفاوتى نقل كرده است . (178)

فاطمه (عليها السلام) محبوب ترين : 94 - آيه تخت
ونزعنا ما فى صدورهم من غل اخوانا على سرر متقابلين (179)
«و آنچه در دل آنها از كينه بود برداشتيم آنان برادرانه در برابر يكديگر بر تخت ها تكيه دارند.»
ابى هريره مى گويد: «على بن ابى طالب (عليه السلام) گفت : اى رسول خدا! كداميك از ما در نزد شما محبوب تر هستيم ؟ من يا فاطمه ؟ فرمود: فاطمه محبوب تر از تو در نزد من است و تو عزيزتر از او هستى و گويا تو را بر حوض (كوثر) مى بينم كه مردم را از آن مى رانى و همانا بر حوض ابريق هايى به تعداد ستارگان است و من ، تو، حسن ، حسين ، حمزه و جعفر در بهشتاخوانا على سرور متقابلين ، «برادرانه بر تخت ها در برابر يكديگر تكيه زده ايد.» و تو با من و شيعيانت هستى . آن گاه رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) تلاوت فرمود:اخوانا على سرور متقابلينهيچ يك از شما پشت سر دوستش را نمى نگرد. (180)
علامه ى هندى در كتاب بزرگش در مناقب اميرالمومنين (عليه السلام) از احمد بن حنبل (امام فرقه حنابله) روايت مى كند كه با اسنادش از يزيدبن اوفى نقل مى كند: «پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) به على (عليه السلام ) فرمود: تو با من در قصرم در بهشت هستى با دخترم فاطمه و تو برادر و رفيقم هستى . پس رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) تلاوت فرمود:اخوانا على سرور متقابلين (181)

فاطمه (عليها السلام) از مقربان است : 95 - آيه مقربان
ومزاجه من تسنيم عينا يشرب بها المقربون (182)
«و مخلوط (آن نوشيدنى ابرار) از تسنيم است . (تسنيم) چشمه است كه به (تنهايى) مقربان (خالص) از آن را مى نوشند.»
تذكر تفاوت درجات به خاطر تفاوت اعمال
هم چنان كه مومنان داراى درجات مختلف هستند اجر و پاداش آنان و نعمت هاى كه خداوند به آنان عطا مى فرمايد متفاوت است همان سان كه مومنان در دنيا درجه ى ايمان و اعمالشان با هم تفاوت دارد. لذا ابرار و نيكان در بهشت از ظرف هاى ممهور به مشك كه درونشان آبى است كه ممزوج از چشمه تسنيم است مى نوشند؛ ولى مقربان كه در رتبه ى بالاتر از ابرار قرار دارند از خالص چشمه ى تسنيم مى نوشند. در حقيقت نعمت هاى بهشتى آثار ايمان و اعمال مومنان در دنياست . مومنى در دنيا كار خوب انجام مى دهد؛ ولى مؤ منى ديگر درجه ى اخلاصش بيشتر است . هر چه اخلاص بيشتر شده در حقيقت از چشمه تسنيم كه برترين چشمه ى بهشت است بيشتر بهره مند مى شوند؛ تا آنان كه مقربان درگاه حضرت احديت هستند و بندگان مخلص اويند خالص از آن چشمه مى نوشند. دو روايت زير مطالب را روشن مى كند.
فاطمه (عليها السلام) در ميان مقربان :
در تفسير قمى از امام باقر (عليه السلام) روايت شده كه فرمود: «و آنان (مقربان) رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم)، اميرالمومنين ، فاطمه ، حسن و حسين و ائمه (عليهم السلام) هستند.» (183)
وى هم چنين مى گويد: «تسنيم برترين شراب اهل بهشت كه از نقطه ى بالاى چشمه تسنيم مى آيد و آن را مقربان مى نوشند و مقربان آل محمد (صلى الله عليه و آله و سلم) هستند. خداوند مى فرمايد:السابقون السابقون اولئك المقربون ، «پيشتازان ، پيشتازان ، آنان مقربان هستند.» رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) و خديجه و على بن ابى طالب و فرزندان آنان هستند كه به آنان ملحق مى شوند. خداوند مى فرمايد «الحقنا بهم ذرياتهم ،» «ما ذريه ى آنان را به آنها ملحق مى كنيم .» و مقربان از تسنيم خالص و صرف مى نوشند و ساير مومنان از ممزوج آن استفاده مى كنند. (184)
مرحوم فيض بعد از نقل مطلب فوق مى نويسد: «گفته شده مقربان از خالص آن مى نوشند؛ زيرا آنان به غير خدا مشغول نشدند.» (185)

بهشت فاطمه (عليها السلام): 98 - 99 - آيات متقين
ان المتقين فى جنات ونعيمَ فاكهين بما ءاتاهم ربهم ووقاهم ربهم عذاب الجحيمَ كلوا واشربوا هنيئا بما كنتم تعملون (186)
«بى ترديد اهل تقوا در بهشت ها و نعمت هايند # شادند به آنچه خدايشان به آنان عطا كرد و آنان را از عذاب جحيم حفظ كرد. # (به آنان گفته مى شود:) بخوريد و بياشاميد كه گوارايتان باد (اين پاداشى است) به خاطر آنچه شما انجام مى داديد.»
حاكم حسكانى حنفى در شواهد التنزيل از ابن عباس روايت مى كند كه گفت : «قول خداوند كه مى فرمايد: «ان المتقين ... تنها درباره ى على ، حمزه ، جعفر و فاطمه نازل شد. خداوند مى فرمايد: بى ترديد اهل تقواى در دنيا كه از شرك و منكرت و گناهان كبيره اجتناب كردند در بستان ها و باغات هستند. (در) نعمت هاى در بهشت ها هستند.» ابن عباس (در ادامه) گفت : براى هر يك از آنان باغى در بهشت عليا وجود دارد در ميان (آن) چادرى از لؤ لؤ است . در هر خيمه و چادر تختى از طلا و لؤ لؤ است . بر هر تختى 70 فرش وجود دارد.» (187)

عبور فاطمه (عليها السلام) در محشر: 99 - آيه حفظ آبرو
يوم لا يخزى الله النبى والذين ءامنوا معه نورهم يسعى بين اءيديهم وباءيمانهم يقولون ربنا اءتمم لنا نورنا واغفر لنا انك على كل شى ء قدير (188)
«روزى ؟ خداوند به ذلت نمى كشد پيامبر را و كسانى كه ايمان به او آورده اند نورشان جلو رويشان و در طرف راستشان (اطراف آن ها) فرا مى گيرد مى گويند: پروردگار ما را تمام و كامل كن (و ما را با اين نوارنيت به مقصد برسان) و ما را بيامرز كه تو بر هر چيزى توانايى .»

چند نكته :
1) در قيامت همه ى نهان ها آشكار مى شود. (يوم تبلى السرائر) (189)
2) با آشكار شدن بدى ها آبروى انسان مى ريزد. (فما له من دافع) (190)
3) فقط يك گروه آبرودار هستند. آن هم پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) و مؤ منان با آن حضرت .يوم لا يخزى الله النبى والذين ءامنوا)
4) نتيجه ى بى آبرويى ، دخول در جهنم است .ربنا انك من تدخل النار فقد اخزيته) (191)
5) مؤ من در دنيا با ايمان پوشيده مى شود و در آخرت با نور (نورهم سيعى بين اءيديهم)
6) انسان حتى در قيامت براى رسيدن به مقصد نياز به تضرع و دعا دارد. (يقولون ربنا اءتمم)