1- سوره آل عمران ، بخشى از آيه 191.
2- سوره نجم ، آيات 39 و 40.
3-
چيست نشانى آنك ، هست جهانى دگر تو شدن حال ها، رفتن اين كهنه هاست
روز تو و شام تو، باغ تو و دام تو هر نفس انديشه تو، نوخوشى و نوعناست
عالم ، چون آب جوست بسته نمايد وليك مى رود و مى رسد، نونو، اين از كجاست
نو ز كجا مى رسد، كهنه كجا مى رود گرنه وراى نظر، عالم بى منتهاست

«ديوان شمس - مولوى»
4- ارتباط همه اجزاء و شؤ ون عالم هستى به يكديگر، حقيقتى است علمى و قابل شهود كه در قلمرو حكمت و عرفان به شكل زيبا تجلى نموده است .
چنان كه شيخ محمود شبسترى نيز مى گويد:

اگر يك ذره برگيرى از جاى خلل يابد همه عالم سراپاى

5- سوره ابراهيم ، بخشى از آيه 34؛ و اگر بخواهيد نعمت خداوندى را بشماريد، نخواهيد توانست .
6- ويكتور هوگو.
7- سعدى .
8- چنين تصور مى شود كه ابن شبل بغدادى ، از اين حكمت عظماى خداوندى بى خبر بوده است كه مى گويد:

لكان وجودنا خيرا لو انّا نخير قبله او نستشار

«موقعى وجود ما خير بود كه پيش از آفرينش ما، اختيارى براى پذيرش خلقت به ما داده مى شد.»
9- سوره فرقان ، آيه 44.
10- اين نفسهاى ما در حالى كه تحفه هايى از ماست ، به سراى ابديت بالا مى رود.
11- تا كلمات و پديده هاى پاكيزه از طرف ما به سوى او - آنچه كه مى داند - صعود نمايد.
12- سپس خداوند منان ، ما را به آوردن امثال آن نفس ها وادار مى كند، تا بنده خداوند از آنچه كه نايل شده بود بار ديگر نايل گردد.
13- آنگاه پاداش اين كارهاى ما چند برابر از الطاف پروردگار به ما مى رسد.
14- سوره ابراهيم ، آيه 34. و اگر بخواهيد نعمت هاى خداوندى را بشماريد نمى توانيد.
15- سوره نوح ، آيه 13.
16- سوره انعام ، آيه 162.
17- سوره بقره ، بخشى از آيه 156.
18- لامية العجم ، طغرائى .
19- البته منظور از انديشه ، معناى سازنده و حياتى آن نيست ، بلكه همان تخيلات و پندارهاى بى اساس و تجسم هاى بى پايان است كه مشابه وسوسه مى باشند.
20- كلنگ .
21- Hobs
22- لوياتان ، حيوان بسيار بزرگى است كه همه حيوانات كوچك را طعمه خود مى سازد. برخى لغت شناسان مى گويند: «لوياتان يعنى نهنگ دريا».
23- كه اهل
24- بى همتا.
25- نهج البلاغه ، نامه 62 «خطاب به اهل مصر».
26- الكافى - محمد بن يعقوب كلينى ، ج 2 / صص 219، 220 و 166.
27- همان ماءخذ، ج 1 / ص 219.
28- سوره توبه ، بخشى از آيه 105.
29- سوره حديد، بخشى از آيه 4.
30- سوره غافر، بخشى از آيه 7.
31- الفروع من الكافى - محمد بن يعقوب كلينى ، ج 5 / ص 73.
32- سوره كهف ، آيه 23 و بخشى از آيه 24.
33- سوره كهف ، آيات 103 و 104.
34- سوره آل عمران ، بخشى از آيه 191.
35- مرحوم ملا هادى سبزوارى .
36- سوره كهف ، آيه 23 و بخشى از آيه 24.
37- سوره نجم ، آيات 39 و 40.
38- امام زين العابدين عليه السلام «دعاى ابوحمزه».
39- آن محبت واقعى كه ما در صدد تشريح آن مى باشيم ، بدون شك از ايمان و رسالت هاى پيشوايان مافوق الطبيعه تفكيك ناپذير مى باشد.
40- سرگذشت انديشه ها، آلفرد نورث وايتهد.
41- سوره آل عمران ، بخشى از آيه 31.
42- بينوايان ، ويكتور هوگو، ترجمه حسين مستعان ، چاپ چهارم / ص 54.
43- سوره شمس ، آيات 8 و 9 و 10.
44- سوره حجر، آيه 29.
45- سوره فجر، آيات 27 تا 30.
46- سوره نازعات ، آيت 42 و 43 و 44.
47- سوره بقره ، آيه 285.
48- سوره فاطر، بخشى از آيه 18.
49- سوره كهف ، بخشى از آيه 110.
50- سوره عنكبوت ، آيه 57.
51- سوره بقره ، بخشى از آيه 245.
52- سوره علق ، آيه 8.
53- گش - نافذ، زيبا.
54- سوره عنكبوت ، بخشى از آيه 69.
55- اين بيت از يك غزل بسيار پرمعنا از مولوى در ديوان شمس تبريزى است . در اين ابيات مى گويد:

آوازه جمالت از جان خود شنيديم چون باد و آب و آتش در عشق تو دويديم
اندر جمال يوسف گر دست ها بريدند دستى به جان ما بر، بنگر چه ها بريديم

ماننده ستوران ........
56- مقنص ، كسى است كه پرنده يا هر شكارى را به دام انداخته ، ولى هنوز آن را نگرفته است .
57- ستون .
58- در مثنوى «نسخه رمضانى» محرم جان جمادان چون شويد.