و دو چاه آبيارى كشتزار 60 ذراع
و دو چشمه 500 ذراع بايد باشد.
و كوچه‏اى كه مورد نزاع مى‏باشد، 7 ذراع آن به كوچه اختصاص دارد.(212)

امام على عليه السلام اولين مدرسه اسلامى را در صفه ساخت و خود در آنجا تدريس فرمود.
به دانشگاه جندى شاپور (در خوزستان) براى تدريس ادبيات و طب و علوم ديگر دعوت شد، اما به علت پيش آمدن جنگ، انجام آن صورت نگرفت.
در تحقق معالجات پزشكى مانند : (جذام ضد عفونى امراض داخلى) موفق بود.
در تدوين قرآن ( اساسنامه مكتب الهى و فرهنگ اصيل انسانى) نقش أساسى داشت.
تجويد قرآن (نيكو خواندن قرآن، براى نيكو فهميدن، و نيكو فهماندن) را به مسلمين آموخت.
علم نحو را (براى درست خواندن قرآن، و اسناد دينى، در ميان غير عرب زبان) به شاگردانش آموزش داد.
ستاره شناسى و جهت يابى در شب (اولين مرحله، در راه جلولا و نهاوند، براى لشگر، مورد بهره‏بردارى قرار گرفت).
استفاده از روشنائى جيوه براى كاركردن در شب (اولين بار، براى ساخت كشتى‏ها در شب، بهره‏گيرى شد).
تدريس زبان خارجى (زبان پارسى ساسانى - زبان سريانى) مجاز شمرده شد.
فلز شناسى مطرح شد.
تعليم مديريت به كارگزاران جهت اداره جامعه اسلامى تحقق پذيرفت.

تشكيل بانك اسلامى بدون ربا و سود
حسابدارى دقيق مالى و احداث منظم ترين وزارت دارائى (در بيت المال مسلمين، هر روز بيلان كار، حاضر بود، و همه مستمرى بگيرها، پرونده مخصوص داشتند.)
شهر سازى (در حومه شهر يثرب شهرى تازه ساخت.)
تأسيس آسياب آبى (بعضى از مردم تا آن وقت از آرد آسيابى آبى، نان نخورده بودند.)
ساخت حمام
احداث جاده شوسه (بين جده و مكه)
تهيه سايبان (براى استراحت فقراء)
تأسيس چاپارخانه‏(213) (بين مدينه و مركز نبرد عرب و ايران چهارصد شتر براى انجام اين كار مورد استفاده قرار مى‏گرفتند).
تلاش براى رفع اختلافات طبقاتى جامعه‏
بررسى زندگى اشخاص غير مسلمان كه با نام اهل ذمه مطرح بودند. (در حوزه حكومتى)
ساخت سيل بند (هرچند سال يكبار تجديد مى‏شد).
ترتيب دستگاه قضائى محاسبه شده.
كه امام خود بر قاضى القضاة نظارت مى‏كرد و قاضى‏القضاة، حاكم بر ساير قضات بود.
تشكيل حوزه قضائى (مركز بررسى كار قضات)
برقرارى مستمرى قضات،
كلاس تعليم قضات ،
سركشى به قضات كه اصول محاكمات حقوقى و جزائى را استوار مى‏كرد.
و مشخصات شاهد (در شهادت دادن) را طرح نمود.
حل مشكلات قضائى خانواده‏هاى شهدا و برقرارى مستمرى براى فرزندان شهدا

امام صادق عليه السلام فرمود :
كان اميرالمؤمنين يكتب و يوصى بفلاحين خيراً
(اميرالمؤمنين عليه السلام هميشه در نامه به كارگزاران حكومتى، سفارش كشاورزان را مى‏كرد.) (214)

امام على عليه السلام هسته‏هاى خرما راجمع آورى مى‏كرد، تا در باغ‏هاى خود بكارد،
روزى يكى از ياران خدمت حضرت اميرالمؤمنين على عليه السلام رسيد و حدود يك وسق (شصت من) هسته خرما در پيش روى آن حضرت ديد و پرسيد :
چرا اين همه هسته خرما جمع كرده‏ايد؟
امام على عليه السلام فرمود :
همه اينها به اذن خدا، تبديل به درخت خرما خواهد شد.
بعدها ديدم كه حضرت اميرالمؤمنين على عليه السلام همه آنها را كاشت و نخلستانى پديد آورد و سپس آن را وقف كرد.(215)

امام صادق عليه السلام فرمود :
كان اميرالمؤمنين يضرب بالمر ويستخرج الأَرضَين
(على عليه السلام همواره بيل مى‏زد، و نعمت‏هاى نهفته در دل زمين را استخراج مى‏كرد.)(216)
پيامبر اسلام زمين‏هائى را در منطقه ينبع از اموال عمومى كه به ديگران بخشيد، به امام على عليه السلام نيز بخشيد،
حضرت اميرالمؤمنين على عليه السلام با حفر چاه و درختكارى آنجا را آباد كرد،
چاهى در آنجا كند كه آب مانند خون گردن شتر فواره مى‏زد،
شخصى به امام على عليه السلام تبريك گفت،
حضرت اميرالمؤمنين على عليه السلام فرمود :
اين چاه وقف زائران خانه خدا ورهگذرانى است كه از اينجا مى‏گذرند، وكسى حق فروش آن راندارد، وفرزندان من از آن ارث نمى برند.(217)

موسى بن عيسى مى‏گويد :
روزى در خدمت امام على عليه السلام در دوران زندگانى رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله نشسته بوديم كه شخصى آمد و گفت:
يا على عليه السلام در همسايگى شخصى مى‏نشينم كه باوزش باد از درختهاى خرماى او مقدارى خرما در حياط ما ريخته شده، و بچه‏هاى من آنها را خورده‏اند و اين شخص مى‏گويد من راضى نيستم، بيا تا او را راضى كنيم.
با حضرت اميرالمؤمنين على عليه السلام حركت كرديم، تا به خانه آن شخص رسيديم هر قدر امام على عليه السلام به عفو و ايثارگرى سفارش و به اخلاق اسلامى اصرار كرد، آن مرد نپذيرفت.
حضرت اميرالمؤمنين على عليه السلام فرمود :
من از طرف رسول خدا به تو ضمانت مى‏دهم كه باغى در بهشت به تو بخشيده شود.
صاحب خانه امتناع ورزيد.
آفتاب در حال غروب كردن بود.
امام على عليه السلام فرمود :