حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام نسبت به كار و توليد فرمود:
انَّ اللَّه يحبُّ المحترف الْأمينْ‏(201)
(همانا خداوند، صنعت‏گر امين را دوست دارد).
و در روايت ديگرى فرمود :
من وجد ماءً و تراباً ثمَّ افتقر فأبعده اللَّه
(هركس آب و خاك داشته باشد و تهيدست بماند، از رحمت خدا دورباد.)(202)

حضرت اميرالمؤمنين على عليه السلام درتمام دوران زندگى پربارخود به عمران و آبادانى، و توليد و سازندگى توجه فراوانى داشت،
منتظر نمى‏ماند كه ديگرى نيازمندى‏هاى او را برطرف سازد، بلكه خود باكار و تلاش مداوم، و توليد مناسب، هم نيازهاى خود را و هم نيازهاى ديگران را بر طرف مى‏ساخت، با :
باغ‏هاى فراوانى كه احداث كرد.
چاه هاى پر آبى كه حفر نمود.
هنوز هم پس از گذشت چهارده قرن درمدينه واطراف مدينه، تابلوهائى از چاه‏هاى برجاى مانده از امام على عليه السلام به چشم مى‏خورد آبار على.
يكى از چاه‏هاى آب آشاميدنى درطول راه، درمسير حركت ارتش آنحضرت به سوى صفين تحقق يافت.
وقتى ارتش حضرت اميرالمؤمنين على عليه السلام از شهر انبار عبور مى‏كرد، آب مورد نياز برنداشتند وباپيمودن مقدارى از راه، همگى تشنه وخسته درجستجوى آب افتادند، كه بى نتيجه بود،
از راهبى‏(203) پرسيدند :
او نيز جواب داد كه آب آشاميدنى مرا نيز ازدوفرسنگ راه مى‏آورند.
امام على عليه السلام در آن صحراى تفتيده اسب تاخت و در نقطه‏اى ايستاد و خيره به زمين نگاه كرد و فرمود:
در اين مكان آب وجود دارد، اينجا را حفر كنيد.
سربازان مقدارى كه زمين را كندند، به تخته سنگ بزرگ و روشنى رسيدند، هرچه تلاش كردند، حتى با تعداد صد نفر نتوانستند سنگ را از جاى خود تكان دهند.
در اين لحظه، حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام از اسب فرود آمد وخود به حفر چاه همت كرد، و با زمزمه‏اى كه همراهان ندانستند چه فرمود، سنگ را از جاى كند.
آب فواره زد و بالا آمد.
آنگاه خطاب به فرماندهان و نظاميان خود فرمود :
همگان از آب گوارا و خنك بياشامند، و ذخيره سازند، و اسبان و ديگر چهار پايان را سيراب كنند.(204)
يعنى امام على عليه السلام به عنوان امام و فرمانده كل نيروهاى مسلح به اين مقدار قناعت نمى‏كند، كه تنها امر و نهى كند،
بلكه هرجا كه لازم باشد ؛
آستين‏ها را بالا زده،
خود كار مى‏كرد،
چاه حفر مى‏كرد،
سنگ‏هاى بزرگ را جابجا مى‏ساخت،
و شخصاً در رفع مشكل كمبود آب آشاميدنى ارتش خود اقدام جدى داشت.
از جاى كندن آن سنگ عظيم كه ده‏ها نفر از جابجائى آن عاجز بودند از نيرومندى و شجاعت بى‏نظير آن حضرت به حساب مى‏آيد.

حضرت اميرالمؤمنين على عليه السلام در عمران و آبادى و حفر چاه و لايروبى رودها، توجه كاملى داشت تا جامعه با كار و توليد تأمين گردد.
يكى از فرماندهان امام على عليه السلام به نام قرظة بن كعب انصارى در شهرى كارمى‏كرد كه غير مسلمانان واهل ذمه تحت حمايت اسلام در صلح و آرامش مى‏زيستند.
چون دچار مشكل اقتصادى شدند حضرت اميرالمؤمنين على عليه السلام به قرظه نوشت:
مردانى از اهل ذمه، از حوزه فرمانداران توگفته اند كه در زمين هايشان نهرى داشته‏اند كه خشك و پر شده است، پس در مشكلات اقتصادى آنها مطالعه كن، و آن نهر را اصلاح كن، و آباد نما،
به جان خودم سوگند، اگر آبادانى شود و مردم تأمين گردند بهتر از آن است كه از آنجا كوچ كنند و ناتوان گردند، واز انجام كارهائى كه به صلاح مملكت است باز مانند. (205)

امام على عليه السلام چاه هاى فراوانى درمدينه واطراف مدينه و در سرزمين ينبع سر راه كوفه و مكه حفر كرد و أغلب چاه‏هاى به آب رسيده را وقف محلات يا فقراء يا مسافران خانه خدا كرد.(206)

حفر قنات تا آن روز در عربستان مطرح نبود، كه امام على عليه السلام براى آبيارى درختان تشنه مدينه، روش حفر چاه را مطرح و به ديگران آموزش داد.
در آن روزگار وضع كشت گندم مناسب نبود، چون از گندم‏هاى لاغر و غيرمرغوب استفاده مى‏كردند، كه حضرت اميرالمؤمنين على عليه السلام دستور داد تا از طائف و ايران بذر گندم‏هاى مرغوب تهيه و كشاورزى را رونق دهند.
على عليه السلام اولين كسى است كه آسياب آبى را با آب قنات‏ها ساخت و به راه انداخت تا گندم‏ها را آرد كنند.
امام على عليه السلام در نقشه شهرى و وسيع بودن خيابان‏ها تلاش مى‏كرد و پس از ساختن بندر و اسكله در جده، از جده تا شهر عله جاده شوسه ايجاد كرد.(207)

شيوه سلاطين و حاكمان مستبد در عمران و آبادى آن بود كه از نيروى كار ارزان مردم استفاده مى‏كردند و با كار رايگان مردم جاده‏ها، كاخ‏ها و ديوارهائى مثل ديوار چين مى‏ساختند و يا اهرام مصر را با كشته شدن هزاران انسان بى‏گناه درست مى‏كردند.
اما حضرت اميرالمؤمنين على عليه السلام دستور مى‏داد، اگر مردم مى‏خواهند و با ميل و رغبت كار مى‏كنند، براى اصلاح نهرهاى زمين‏هاى كشاورزى خودشان به كار گرفته شوند، و فرمانداران بايد مزد آنها را بپردازند و اگر كسى نمى‏خواهد يا كراهت دارد، از كار كردن آنها صرف نظر شود.
اين دستورالعمل را به فرماندار خود (قرظة بن كعب) نيز نوشت.(208)

امام على عليه السلام براى رفع نيازهاى مسلمانان در سفرهاى دريائى به مهندسين ايرانى دستور داد تا از در آمد ملى كشور، اسكله‏اى در شهر بندرى جده ساختند تا رفت و آمدهاى دريائى به سهولت انجام گيرد.

حضرت اميرالمؤمنين على عليه السلام براى رونق سفرهاى دريائى دستور ساختن، كارگاه كشتى سازى را صادر فرمود، تا از درآمد عمومى، مخارج آن تأمين و به خط توليد برسد، و پس از اتمام كارگاه كشتى سازى شخصاً آن را افتتاح فرمود.(209)

امام على عليه السلام سخت به حقوق فردى و اجتماعى انسان‏ها توجه داشت، امامى كه مى‏فرمايد :
(اگر اقليم هاى هفتگانه را به من بدهند تا پوست جوى را از دهن مورچه‏اى به ظلم بيرون بياورم، هرگز چنين نخواهم كرد.)(210)
براى استيفاى حقوق اجتماعى، حفظ حريم جاده‏ها و معابر عمومى، با متجاوزان به حريم كوچه‏ها و راه‏ها سخت برخورد مى‏فرمود.
اصبغ بن نباته مى‏گويد :
روزى همراه حضرت اميرالمؤمنين على عليه السلام به سركشى بازار كوفه رفتم،
امام على عليه السلام مشاهده فرمود كه برخى از بازاريان در ساخت مغازه‏هاى خود، به حريم كوچه ها و معابر عمومى تجاوز كردند،
دستور داد آن مغازه ها را خراب كنند، تا راه باز شود، سپس به سراغ خانه هائى رفت كه قبيله بنى بكاء آن خانه ها را در حريم بازار مسلمين ساخته و به زمين‏هاى مراكز تجارى تجاوز كرده بودند.
حضرت اميرالمؤمنين على عليه السلام دستور داد كه آن خانه‏ها را خراب كنند.
و فرمود :
اينجا محل بازار و تجارت مسلمين است، نبايد شما در آن خانه هاى مسكونى بسازيد.(211)
اين الگوى رفتارى در عصر ما كه توسعه جاده‏ها، اتوبان‏ها ضرورت دارد، مشكلات فراوانى را برطرف مى‏سازد، كه شهردارى‏ها، بايد حريم رودخانه‏ها، مراكز تجارى و حريم جاده‏ها را حفظ كنند، و از سد معبر، به هر شكلى كه باشد جلوگيرى نمايند.

اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود :
فاصله دو چاهى كه براى آب دادن شتر حفر مى‏شود، 40 ذراع