و به محله كناسه كوفه مى‏رفت كه انواع خريد و فروش‏ها در آنجا صورت مى‏گرفت و مى‏فرمود:
(اى بازرگانان! قسم خوردن دراين بازار رواج پيدا كرده باصدقه دادن جبران كنيد، ازقسم خوردن خوددارى كنيد، كه خداى بزرگ كسى راكه قسم به دروغ خورد پاك نخواهدكرد)(101)
سپس به محله خياطان مى‏رفت،
روزى بالاى سر خياط خلافكارى ايستاد و فرمود :
مادران فرزند مرده بر تو گريه كنند،
محكم بدوز،
درزها را خوب بگير،
و نزديك به هم سوزن بزن،
كه از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله شنيدم كه فرمود :
خياط خائن رابا همان پيراهنى كه خوب ندوخته محشور مى‏كنند.
و از برداشتن اضافات پارچه بپرهيز، كه مال صاحب پارچه است، و آنها را براى خود نگه مدار، تا از آنها استفاده كنى.(102)
حضرت اميرالمؤمنين على عليه السلام در تداوم نظارت بر بازار،
خياط خلافكار را نكوهش كرد.
و ماهى فروش متخلف را كه ماهى بى فلس مى‏فروخت و مار ماهى براى فروش آورده بود شلاق زد (103).
و احتكار كننده ابزار آتش را تنبيه كرد. (104)
و شخصى كه گندم‏هاى فاسد شده را احتكار كرده بود تنبيه و گندم او را بين افراد محتاج تقسيم كرد. (105)
و به بازار شتر فروشان رفت و خطاب به آنها چنين فرمود:
(بفروشيد، اما قسم نخوريد، چون سوگند خوردن سرمايه را از بين برده و بركت را نابود مى‏كند.)(106)
وقتى وارد بازار خرما فروشان شد، غلامى را ديد كه گريه مى‏كند پرسيد چرا گريه مى‏كنى؟
گفت :
اين خرما فروش يك درهم خرما به من فروخت كه مولايم قبول نمى‏كند، و اين مرد هم پس نمى‏گيرد.
امام على عليه السلام به خرما فروش فرمود :
خرما را بگير و درهمش را بده، خرما فروش پس داد. (107)
حضرت اميرالمؤمنين على عليه السلام در بازار، گمشدگان را راهنمائى مى‏كرد.
و ناتوان‏ها را دستگيرى مى‏فرمود، و شخصى را كه بار مى‏برد در بردوش گرفتن بار، وبردن بار سنگين كمك مى‏كرد. و آيات قرآن را بر بازاريان و سرمايه داران مى‏خواند كه:
تلك الدار الْآخرة نجْعلها للَّذين لايريدون علواً فى الْأرْض و لافساداً
(اين بهشت است كه آن را به انسانهائى كه برترى طلب نيستند، و در زمين فسادگرى ندارند اختصاص داده‏ايم.)(108)
و مى‏فرمود :
(اين آيه مربوط به حاكمان و توانمندان جامعه است.) (109)

در سيستم حكومتى امام على عليه السلام كنترل و نظارت يكى از اساسى‏ترين محورهاى مديريت سياسى به حساب مى‏آمد كه كار قضاوت و فرمانداران و استانداران و ديگر كارگزاران حكومتى را به وسيله نيروهاى مؤمن ارزيابى مى‏فرمود، و سريع و به مورد عكس‏العمل نشان مى‏داد.
الف - نظارت بربازار
امام على عليه السلام از نظر اقتصادى، بازار شهرها را با حضور نيروهاى اطلاعاتى زير نظر داشت تا به مردم ستم روا ندارند، و با گران فروشى و احتكار اساس نظام را تضعيف نكنند.
ابن هرمه، از نيروهاى اطلاعاتى حضرت اميرالمؤمنين على عليه السلام در بازار اهواز بود كه اسير نفس شد و از بازاريان رشوه گرفت.
وقتى اين خبر به امام على عليه السلام رسيد او را عزل كرده و به حاكم اهواز نوشت :
او را زندانى كند، موهاى سرش را بتراشد و روزهاى جمعه 35 تازيانه بر او بزند، و او را در شهر بگرداند.
و هر كس از او شكايتى دارد رسيدگى وازاموال ابن هرمه بپردازد، و چون زندانيان را به بيرون زندان براى گردش و هواخورى مى‏برند او را نبرند و جز به هنگام نماز زنجير از پاهاى او در نياورند،
و دستور فرمود تا حقوق ابن هرمه را از ديوان دولتى قطع كند.(110)
ب - بخشنامه براى كنترل و نظارت بر بازار
حضرت اميرالمؤمنين على عليه السلام خود در حالى كه تازيانه‏اى در دست داشت در بازار راه مى‏رفت و كم فروشان و خلافكاران اقتصادى را مجازات مى‏كرد، و بخشنامه‏اى براى استانداران خود فرستاد كه بازار را كنترل و محتكرين را مجازات كنند.(111)

مرحوم كلينى از امام باقر عليه السلام نقل مى‏كند، كه:
هر روز صبح امام على عليه السلام از منزل بيرون آمده، در حالى كه شلاقى در دست داشت در بازار كوفه قدم مى‏زد و مردم را نصيحت مى‏كرد،
و با صداى بلند رهنمودهائى مى‏داد،
مردم تا صداى حضرت اميرالمؤمنين على عليه السلام را مى‏شنيدند هر چه در دست داشتند بر زمين مى‏نهادند و گوش مى‏كردند.
سپس به جايگاه خود باز مى‏گشت تا به مشكلات مردم رسيدگى فرمايد.(112)
امروز اگر از اين الگوى رفتارى در بازار شهرها، تيمچه‏ها، پاساژها، استفاده كنيم، همه‏جا دفترى براى تبليغات داشته باشيم، و با سيستم صوتى درست و مناسب در اوقات حساب شده، بازاريان را نسبت به كار و توليد و پرهيز از خلافكارى‏ها تشويق و هشدار بدهيم، اثر بسيار چشم‏گيرى خواهد داشت.

در بازارهاى ديگر شهرها كه خود آن حضرت حضور نداشت متوليانى مى‏گماشت كه در امور بازار نظارت دقيق داشته باشند،
ابن عباس را در بصره مأموريت داد تا بازار را كنترل كند،
و على بن اصمع را بر بازار ديگر بصره مأموريت داد،
و ابن هرمه را متولى بازار اهواز نمود وچون رشوه گرفت او را مجازات وزندانى كرد.
و سلمان فارسى را بر سلمانى‏ها، و قنبر را بر دامداران ناظر دائمى قرارداد.(113)

الف - گماشتن متولى براى مراكز اقتصادى
آنچه كه از مجموع روايات و سيره معصومين، به ويژه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و على عليه السلام بدست مى‏آيد، متولى بازار، وظايف زير را برعهده داشت :
جلوگيرى از احتكار
مراقبت و نظارت بر قيمت‏ها
مراقبت از سالم بودن وزن كردن و ترازوها
جلوگيرى از تجاوز به حريم بازار و تصرف غير مجاز در آنها
تفتيش و بازرسى در مورد تقلب و غش در معاملات‏
اجازه فعاليت به تاجرانى كه شرايط و اوصاف لازم براى فعاليت اقتصادى را دارند.
حل مشكلات بازار
راهنمايى گمشدگان
يارى ضعيفان و ناتوانان
نظارت بر ذبح حيوانات و كيفر تخلف كنندگان
رسيدگى به امور تجار و حفظ حرمت آنان
برقرارى امنيت در راه‏هاى تجارى
انفاق بر كسانى كه مواد غذايى وارد مى‏كنند
جبران آن چه كه از بازرگانان، تلف مى‏شود.