3 - و در جاى ديگر مى‏فرمايد :
من وجد ماءاً و تراباً ثمَّ افتقر فابعده اللَّه
از خوشبختى و سعادت دور و محروم باد، آن كسى كه آب و خاك مستعد دارد و با وجود اين، فقير و عقب مانده است.(50)
4 - در نهج‏البلاغه هم مى‏فرمايد :
فانَّكم مسئولون حتَّى عن البقاع و البهائم
شما مسئوليد حتى نسبت به سرزمينها و چهارپايان(51)
5 - در حديث ديگرى وارد شده است كه :
كان أميرالمؤمنين يضرب بالمر و يستخرج الْأرضْ‏
على عليه السلام بيل مى‏زد و نعمتهاى نهفته در دل زمين را استخراج مى‏كرد(52)
6 - امام على عليه السلام به حفر قنات، اهتمامى خاص داشت تا بدين وسيله، سرزمين‏ها آباد شود.
امام صادق عليه السلام مى‏فرمايد :
پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله زمينى از (انفال) را در اختيار على عليه السلام گذاشت و آن حضرت در آن جا قناتى حفر كرد كه آب آن، همچون خون گردن شتر فواره مى‏زد، امام عليه السلام نام آنجا را (ينبع) نهاد.
آب فراوان اين قنات، مايه نشاط و روشنى چشم اهالى آنجا شد
وقتى فردى از آنان به على عليه السلام به جهت توفيق اين خدمت، بشارت داد.
حضرت در پاسخ فرمود :
(اين قنات وقف زائران خانه خدا و رهگذرانى است كه از اينجا مى‏گذرند، كسى حق فروش آب آن را ندارد و فرزندانم هم هرگز آن را به ميراث نمى‏برند.(53)
7 - مردى نزد على عليه السلام يك وسق (54) هسته خرما ديد، پرسيد: مقصود از جمع كردن اين همه هسته خرما چيست؟
فرمود : همه اينها به اذن الهى، درخت خرما خواهد شد.
راوى گويد : امام عليه السلام آن هسته‏ها را كاشت و نخلستانى پديد آمد و آن را وقف كرد.(55)

يكى از مسائل مهم در اقتصاد ديروز و امروز جهان، مسئله كار و كارگرى است،
امام على عليه السلام در موارد متعددى به اين دو مهم توجه كرده و مسائل را گوشزد فرموده‏اند، كه ما فقط به يك نمونه از سفارش‏هاى ايشان اشاره مى‏كنيم.
شيخ طوسى با اسناد خود نقل مى‏كند :
مرَّ شيخٌ مكفوفٌ يسئل،
فقال أميرالمؤمنين عليه السلام : ما هذا ؟
قالوا : يا أميرالمؤمنين، نصرانىٌّ.
فقال اميرالمؤمنين صلى اللَّه عليه و آله: استعملتموه فاذا كبر و عجز منعتموه ؟ انفقوا عليه من بيت المال
پيرمردى نابينا مى‏گذشت و از مردم سئوال (گدائى) مى‏كرد، اميرالمؤمنين فرمود :
اين چيست؟ (گدائى يعنى چه؟)
گفتند : يا اميرالمؤمنين! مردى است مسيحى.
فرمود : اين مرد را در جوانى به كار وادار كرده‏ايد، (يعنى جوانى اش را در كار سپرى كرده است)، اكنون كه پير شده و ناتوان گشته است، از معاش محرومش ساخته‏ايد!
هزينه زندگى او را از بيت المال بپردازيد. (56)
اين فرمايش امام على عليه السلام در واقع حكم اسلامى درباره كارگران است كه اگر ناتوان شدند، نبايد از معيشت ساقط شوند بلكه بايد از بيت المال تأمين گردند.
اين نمونه‏اى از توجه عميق امام عليه السلام به حقوق كارگران است كه در 1400 سال پيش بيان شده است.
انديشمندان و متفكران برجسته جهان به سخنان امام على عليه السلام در همه زمينه‏ها با تعجب و شگفتى نگريسته‏اند و او را انسانى توصيف كرده‏اند كه هزاران سال جلوتر از زمان خويش زندگى مى‏كرده است.
دنياى متمدن امروز شايد حدود يك قرن است كه به مسئله حقوق كارگر به اجبار تن داده است، اما امام على عليه السلام قرن ها پيش از حقوق كار و كارگر سخن گفته است.
اصبغ بن نباته مى‏گويد :
شنيدم على عليه السلام بالاى منبر مى‏فرمود :
يا معشر التُّجَّار! الفقه ثمَّ المتجر، الفقه ثمَّ المتجر.
واللَّه للربا فى هذه الْأمَّة أخْفى منْ ذبيب الَّنمْل على الصَّفاء، شوبوا ايمانكم بالصَّدقة،
التَّاجر فاجرٌ و الفاجر فى النَّار، الاَّ من أخذ الحقَّ و اعطى الحقَّ
اى جماعت بازرگانان! نخست فقه آنگاه تجارت، نخست فقه آنگاه تجارت، به خدا سوگند! ربا در اين امت، مخفى‏تر از راه رفتن مورچه بر روى تخته سنگ‏هاى بزرگ است.
سوگندهايتان را با دادن صدقه در آميزيد. تاجر، فاجر است و فاجر در آتش دوزخ، مگر آن كس كه حق را بگيرد و حق را بدهد.(57)

از روزهاى آغازين ظهور اسلام تا كنون ديدگاه‏هاى متفاوتى نسبت به دنيا و اموال دنيا، كار و توليد، سرمايه و ابزار كار، خودكفائى و سازندگى وجود داشته است، و هر كدام راه خاص خويش را رفتند و در تداوم آن كوشيدند.
برخى آنقدر به جمع آورى سرمايه دل بستند و به انباشتن سكه‏هاى طلا و نقره فكر كردند كه همه وجود آنان را مال و سرمايه و زرق و برق طلا و نقره پر كرده بود، و همه ارزش‏هاى اخلاقى، انسانى خود را فدا كردند و با مسخ ارزش‏ها از اسلام و ايمان فاصله گرفتند و پس از مرگشان مشكل مهم فرزندان و ورثه‏ها اين بود كه چگونه با تبر و وسائل ابتدائى آن روز، شمش‏طلاى به ارث مانده را تقسيم كنند.
در ازدواج و طلاق، در دوست يابى و دشمنى، در اخلاق خانواده، در روابط اجتماعى و سياسى و در همه چيز به پول و سرمايه و سكه‏هاى زر فكر مى‏كردند.
اين دسته از افراد در همه جاى تاريخ اسلام، از صف اصحاب رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله تا فرماندهان عبيدالله، در دشت كربلا، بچشم مى‏خورند كه : همه چيز آن‏ها پول بود و سرمايه‏هاى دنيوى ؛
طلا بود و ارزش‏هاى مادى ؛
دنيا بود و رفاه زدگى ؛
نه به خدا فكر مى‏كردند ؛
و نه به ارزش‏هاى مادى توجه داشتند ؛
پول مى‏گرفتند و پيامبران آسمانى را ترور مى‏كردند؛
پول مى‏گرفتند و در جنايت بنى اميه در روز عاشورا شركت مى‏كردند.
چنين طرز تفكرى همواره در جريان است كه در تداوم خود پرستى‏ها تنها به جمع آورى اموال فكر مى‏كنند تا خود و خانواده و فرزندان خود را در ناز و نعمت قرار دهند،
به ديگران نمى‏انديشند، به ايثار و انفاق اجتماعى فكر نمى‏كنند،
به وقف اموال و رفاه ديگران و آيندگان توجهى ندارند
و در تداوم خود نگرى و خودپرستى، همه چيز را براى خود مى‏خواهند.
قرآن اين دسته از مردم را به عذاب دردناك جهنم بشارت مى‏دهد و مى‏فرمايد :
و الَّذين يكنزون الذَّهب و الفضَّة ولاينقونها فى سبيل اللَّه فبشرهم‏بعذابٍ اليمٍ
كسانى كه طلا و نقره ذخيره كنند و آن را در راه خدا انفاق ننمايند، آنان را به عذاب دردناك بشارت ده. (58)
در روزگاران آغازين اسلام،
نه رهنمودهاى رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله دل‏هاى خود پرست آنها را عوض كرد،
و نه سيره عملى پيامبر اسلام صلى اللَّه عليه و آله آنها را تكان داد،
و نه از آيات عذاب الهى ترسيدند،
و نه مشكلات جامعه اسلامى و فقر و ندارى تهيدستان و جدانشان بيدار شد.
نه به گرفتارى‏هاى آن روز فكر كردند
و نه به آيندگان و آينده اسلام توجهى نمودند.
امروز نيز اين دسته از مردم، دين و دنيا و خدا و معادشان، اموال دنياست كه در شرائط بحرانى جنگ، و در دوران حساس سازندگى پس از جنگ، فقط به احتكار و انبار وسائل ضرورى مى‏انديشند.