نماز و عبادت فاطمه زهرا سلام الله عليها

نويسنده : عباس عزيزى
 

مقدمه

- فاطمه كيست ؟
- زهرا كيست ؟
- محدثه كيست ؟
- فاطمه دختر چه كسى است ؟
- فاطمه همسر چه كسى است ؟
- فاطمه از كجا آمده ؟
- فاطمه چه رنجهايى بعد از پدر كشيد؟
- فاطمه چگونه شهيد شد؟
- فاطمه چه كرد كه پاره تن پيامبر شد ؟
- فاطمه چه كرد كه به اين مقامات عالى رسيد؟
- فاطمه چه كرد كه مرتب جبرئيل بر او نازل مى شد؟
- فاطمه چه كرد كه افضل زنان جهان شد؟
- فاطمه چرا سيلى خورد ؟
- فاطمه چه وصيتى كرد؟
- فاطمه چرا شبانه دفن شد ؟
- فاطمه در كربلا چه ديد؟
- فاطمه در جبهه چه كرد؟
- فاطمه هنگام خبر شهادت حسين چه كرد؟
- فاطمه قبرش كجاست ؟
- فاطمه كوثر است .
- فاطمه نور است .
- فاطمه طاهره است .
- فاطمه ثمره چهل روز عبادت است .
- فاطمه قبل از آسمان و زمين و آدم خلق شد.
- فاطمه مادر يازده امام است .
- فاطمه در عبادت پاهايش ورم بست .
- فاطمه عاشق نماز بود.
- فاطمه همراه نماز و نماز همراه فاطمه بود.
- فاطمه به وسيله نماز اهل آسمان و زمين را نورافشانى مى كند.
- فاطمه حامى ولايت بود.
- فاطمه به خاطر ولايت شهيد شد.
- فاطمه بعد از نماز و به هنگام خواب ذكرش تسبيح بود.
- فاطمه از شوهرش چيزى در خواست نكرد.
- فاطمه غذاى حسنين را به فقرا ميداد.
- فاطمه الگوى زنان و مردان است .
- فاطمه براى ديگران دعا ميكرد.
- فاطمه وجودش از نماز بود.
- فاطمه در محراب عبادت مى ايستاد هفتاد هزار فرشته مقرب بر او سلام و درود ميفرستادند.
- فاطمه در حال نماز از شدت ترس نفسش به شماره مى افتاد.
- فاطمه عابدترين فرد در دنيا بود.
- فاطمه در عبادت ضياءبخش ملكوت و سماوات بود.
- فاطمه در موكب تهليل و تسبيح سوار بر ناقه با حلل وارد محشر ميشود.
- نماز فاطمه مشكل گشا است در طول تاريخ مؤ منين هر مشكلى داشتند متوسل به فاطمه زهرا ميشدند و نماز استغاثه فاطمه زهرا را ميخواندند و مشكلات روحى و جسمى آنان برطرف ميشد.
در اين كتاب جلوه هاى عبادت فاطمه زهرا و نمازهاى او و سخنان او در مورد نماز بيان شده است .
حوزه علميه قم - عباس عزيزى - تابستان 1377

فصل اول : جلوه هاى عبادت

شخصيت ملكوتى حضرت زهرا (س)

امام جعفر صادق عليه السلام از قول رسول اكرم صلى الله عليه و آله شخصيت ملكوتى حضرت صديقه كبرى عليها السلام را چنين وصف مى كند:
خداوند نور فاطمه را قبل از خلقت آسمان و زمين آفريد.
عده اى سوال كردند: پس فاطمه عليهاالسلام از سنخ انسان نيست ؟
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: حوريه اى است در لباس انسان .
پرسيدند: چگونه چنين چيزى ممكن است ؟
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: خداوند قبل از آن كه آدم را خلق كند، فاطمه را آفريد، در آن هنگام ارواح خلق شده بودند. چون خداوند آدم را خلق كرد، ارواح را بر او عرضه داشت .
پرسيدند: در آن زمان فاطمه كجا بود؟
آن حضرت فرمود: در جايگاه مخصوص خود در ساق عرش .
پرسيدند: غذايش چه بود؟
پيامبر جواب داد: ذكر خدا (تقديس ، تهليل ، تحميد و تسبيح) و الله اكبر. چون خداوند، آدم را خلق كرد و دوست داشت كه نسل من از فاطمه باشد، او را به سيب بهشتى تبديل كرد. جبرئيل آن سيب را بر من آورد و گفت : سلام و رحمت خدا بر تو اى محمد. اين سيب ميوه اى از ميوه هاى بهشت است كه خداوند براى تو هديه فرستاده است .
پس آن را گرفتم به سينه چسباندم . جبرئيل گفت آن را بخور.
سيب را دو نيم كردم . نور درخشان و گسترده اى از آن پرتوافشانى كرد. از آن به هوس افتادم . جبرئيل گفت : اى محمد صلى الله عليه و آله چرا سيب را نمى خورى ، تمام آن را بخور كه اين نور منصوره در آسمان و نور فاطمه در زمين است . (1)

2 - دائم در ركوع و سجود

امام حسن مجتبى عليه السلام فرمود:
در شب جمعه اى مادرم فاطمه عليهاالسلام را ديدم كه در محراب عبادت ايستاده است و تا سپيده صبح ، دائم در ركوع و سجود بود، و مى شنيدم كه براى مومنين و مومنات دعا مى نمود و نام آن ها را مى برد و براى آن ها بسيار دعا مى كرد، ولى براى خود هيچ دعايى نمى نمود. گفتم : اى مادر! چرا همان طور كه براى ديگران دعا مى كنى ، براى خود دعا نمى كنى ؟
حضرت فاطمه عليهاالسلام فرمود: فرزندم ! اول ، همسايه ؛ سپس خانه . (2)

3 - نور افشانى هنگام نماز

ابن عمره از پدرش نقل مى كند كه گفت : از امام صادق عليه السلام پرسيدم : چرا حضرت فاطمه عليهاالسلام زهرا ناميده شد؟
فرمود: براى آن كه وقتى فاطمه زهرا عليهاالسلام در محراب عبادت (به نماز) مى ايستاد، نورش براى اهل آسمان مى درخشيد، همان طورى كه نور ستارگان براى اهل زمين مى درخشد. (3)

4 - سفارش رسول خدا (ص) به نماز

رسول خدا صلى الله عليه و آله پيوسته هنگام نماز به منزل حضرت فاطمه عليهاالسلام و حضرت على عليه السلام مى رفت ، و مى فرمود: خداوند شما را مورد لطف و رحمت نماز قرار داد، خداوند مى خواهد كه شما را از هر پليدى ، مبرا قرار دهد. (4)

5 - تربيت الهى فاطمه (س)

حضرت فاطمه عليهاالسلام رابطه انس خود را با خداوند و عبادت و نيايش ‍ با تمام وجود را مرهون تربيت پيامبر صلى الله عليه و آله است . او در خانه اى به دنيا آمد كه در آن شيوه پرستش پروردگار دائما در صحنه نمايش ‍ بود. از خردسالى بانگ و نواى آسمانى تكبير را مى شنيد، زمزمه هاى مناجات مادر و پدر را استماع مى كرد.
آن گاه كه مادر را از دست داد، پدرى بسان مادر او را در برگرفت و به رشد و تربيت او همت گماشت ، همان پدرى كه ثلث آخر شب در حال احيا و عبادت بود و فاطمه عليهاالسلام خردسال گاهى تماشاگر پدر در عبادت و زمانى همپاى پدر در عبادت مى شد و طبيعى است در اين بيدارى و همگامى با خلوت شب و روح سحر انس و آشنائى يافت .
از سوى ديگر او توصيه هاى پدر را به ياد داشت كه مى فرمود:
حلوا انفسكم الطاعة و البسوها قناع المخافة ، واجعلوا آخرتكم لانفسكم و سعيكم لمستقركم ؛
طاعت خداى را بر خود حلول دهيد، جامه خوف از خدا را بر خود بپوشانيد، و آخرت خود را براى وجودتان آماده سازيد و كوشش تان براى محل جاويد و مستقرتان باشد.
او در عبادت تا جايى به پيش مى رود كه نوعى انقطاع از سوى الله براى او پديد مى آيد و بينش او در واگذارى نفس به دست خداوند بينش كسى مى شود كه خداى را طبيب و خود را بيمار مى داند و صلاح خويش را در اين اقدام كه خود را كاملا در اختيار طبيب قرار دهد نه جز آن چه كه خود ميل و هوس دارد يا عباد الله ! انتم كالمرضى و رب العالمين كالطبيب فصلاح المرضى فيما يعلم الطبيب و تدبيره به ، لا فيما يشتهيه المريض و يفرحه الا فسلموا لله امره ، تكونوا من الفائزين . (5)

6 - خوف در نماز

در حديثى آمده : فاطمه عليهاالسلام در حال نماز از شدت ترس نفسش به شماره مى افتاد. (6)

7 - فاطمه ثمره چهل روز عبادت

روزى پيامبر صلى الله عليه و آله با على عليه السلام و عده اى از اصحاب از جمله عمار ياسر، حمزه و عباس در ابطح نشسته بودند. جبرئيل به صورت اصلى خود نازل شد، و گفت :
اى محمد! خداوند به شما سلام رسانده ، مى فرمايد بايد چهل روز از خديجه كناره گيرى كنى .
بدين جهت ، آن حضرت ديگر به خانه نرفت ، روزها روزه بود و شب ها تا صبح به عبادت مى پرداخت . پيامبر صلى الله عليه و آله براى رفع دلتنگى همسر وفادارش ، عمار را به خانه فرستاد و به او فرمود: به خديجه عليهاالسلام بگو:
اين كه تو را ترك كردم از روى بى مهرى نيست ، بلكه به دستور پروردگار است ؛ گويا امر مهمى در كار است . نگران مباش كه شما در نيكى برترى دارى و زن شايسته اى هستى ، خداوند تعالى روزى چند بار به تو بر ملائكه افتخار مى كند. هر شب در خانه را ببند و در بستر خود بياساى . من تا پايان مدت تعيين شده ازسوى خداوند حكيم در خانه فاطمه بنت اسد خواهم بود.
حضرت خديجه عليهاالسلام روزها از فراق شوى مهربان خود مى گريست . از اين كه تا مدتى سيماى مباركش را زيارت نمى كرد بسيار اندوهگين بود.
جبرئيل پس از چهل روز بر رسول خدا صلى الله عليه و آله نازل شد و عرض كرد: اى محمد صلى الله عليه و آله خدا به تو سلام مى رساند و مى فرمايد: امشب خود را براى هديه و كرامت من مهيا ساز.
پس از آن ميكائيل طبقى را كه دستمالى از حرير بهشتى روى آن كشيده شده بود، پيش روى آن حضرت گذاشت و عرض كرد: پروردگارت فرمود: امشب با اين خوراك افطار كن .
حضرت على عليه السلام دراين باره فرمود: پيامبر هر شب هنگام افطار به من فرمود: در را بگشا تا هر كس ميل دارد با پيامبر افطار كند. اما آن شب فرمود: در خانه بنشين و نگذار كسى وارد شود، زيرا اين خوراك بر غير من حرام است .
پيامبر پارچه حرير را از روى طبق غذا برداشت . در آن طبق يك خوشه خرما، يك خوشه انگور و جامى از آب بهشت بود. رسول خدا صلى الله عليه و آله از آن خوراك ميل كرد تا سير شد. سپس آب بهشتى را نوشيد تا سيراب گشت . پس از آن جبرئيل با كوزه بهشتى آب بر دست مبارك آن حضرت ريخت و ميكائيل دست ايشان را شست و اسرافيل دست حضرتش را با دستمال خشك كرد. بعد از آن بقيه طعام دوباره به آسمان برگشت . چون رسول اكرم صلى الله عليه و آله براى نماز آماده شد، جبرئيل عرض كرد. در اين هنگام لازم نيست نماز مستحبى به جاى آرى ، همين الان به خانه خديجه برو و در كنار او باش ، زيرا حق تعالى اراده كرده است در اين شب از نسل تو ذريه پاكيزه اى خلق كند. از اين رو پيامبر صلى الله عليه و آله روانه خانه خديجه شد.
حضرت خديجه عليهاالسلام ماجراى چهل روز هجران ، و وصال دوباره اش ‍ را چنين بازگو كرده است :
من با تنهايى انس گرفته بودم . هنگام شب درها را مى بستم و پرده ها را مى كشيدم و نماز مى گزاردم . سپس چراغ را خاموش كرده ، به بستر مى رفتم . شب چهلم ، در بين خواب و بيدارى متوجه شدم كه كسى در مى زند. سوال كردم : چه كسى در خانه مرا مى زند، در حالى كه جز وجود مقدس پيامبر صلى الله عليه و آله كسى حق ندارد كوبه در را به صدا درآورد.
ناگاه از پشت در صداى دلنوازى شنيدم كه فرمود: منم محمد صلى الله عليه و آله در را باز كن .
چون آن صداى روح بخش را شنيدم با اشتياق بسيار از جا برخاستم و در را گشودم . پيامبر صلى الله عليه و آله وارد شد و اين بار بر خلاف عادت ديرينه اش كه هنگام خواب آب طلبيده و تجديد وضو مى كرد و دو ركعت نماز خوانده ، سپس وارد بستر مى شد، يكراست به بستر آمد. طولى نكشيد كه من نور حضرت فاطمه عليهاالسلام را درون خود يافتم . (7)

8 - كسب معنويت در سنين جوانى

درباره فاطمه زهرا عليهاالسلام هر چه انسان بيشتر فكر كند و در حالات آن بزرگوار بيشتر تدبر كند، بيشتر دچار شگفتى خواهد شد. تعجب انسان نه فقط از اين جهت است كه چطور يك موجود انسانى در سنين جوانى مى تواند به اين رتبه از كمالات معنوى و مادى نايل بشود - كه البته اين خود هم يك حقيقت شگفت انگيز است - بلكه بيشتر از اين جهت است كه اسلام با چه قدرت عجيبى توانسته است تربيت والاى خود را به حدى برساند كه يك زن جوان در آن شرايط دشوار بتواند اين منزلت عالى را كسب كند. هم عظمت اين موجود و اين انسان والا تعجب آور و شگفت انگيز است ، و هم عظمت مكتبى كه اين موجود عظيم القدر و جليل المنزلة را پديد آورده است .

9- نورافشانى در سه وقت

ابان بن تغلب مى گويد: به امام صادق عليه السلام عرض كردم : يابن رسول الله ! چرا حضرت فاطمه ، زهرا ناميده شدند؟
حضرت فرمود: به خاطر اين كه روزى سه بار براى اميرالمومنين عليه السلام نورافشانى مى كرد: وقت نماز صبح ، در حالى كه مردم در خواب بودند، جمالش نورافشانى كرده و سفيدى نورش به خانه هاى مردم در مدينه مى تابيد و ديوارها سپيد مى گشت و آنها تعجب كرده و خدمت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مى رسيدند و از آن چه ديده بودند مى پرسيدند، حضرت ايشان را روانه منزل فاطمه عليهاالسلام مى كرد و آن ها به منزل فاطمه آمده و مى ديدند كه حضرت در محراب عبادتش نشسته و نماز مى گزارد و نور جمالش از محراب ساطع است و (آن گاه) مى دانستند كه آن نورى كه ديده بودند، از نور فاطمه زهرا عليهاالسلام بوده است .
و نيز هنگام نيمه روز، كه براى نماز آماده مى شد، جمال آن حضرت نور زردى پرتوافشانى مى كرد و در خانه هاى مردم مى تابيد و لباس ها و رنگشان زرد مى شد، آنها خدمت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله رسيده و از آن چه ديده بودند، سوال مى كردند و حضرت آن ها را به منزل فاطمه عليهاالسلام روانه مى كرد، مى ديدند كه حضرت در محراب عبادتش ايستاده و جمال آن فاطمه - صلوات و رحمت خداوند بر او و پدر بزرگوار و شوهر و پسرانش ‍ باد - به نور زرد مى درخشد (و آن گاه) مى دانستند كه آن چه ديده بودند، از نور و جمالش بوده است .
و نيز در هنگام آخر روز، كه آفتاب غروب مى كرد، صورت فاطمه عليهاالسلام سرخ شده و جمالش از شادى و به جهت شكر خداى تعالى به سرخى مى درخشيد و نور جمالش به خانه هاى مردم مى تابيد و ديوارها سرخ مى شد، آنان تعجب كرده و خدمت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله رسيده و از آن سوال مى كردند، حضرت رسول باز آنان را روانه منزل فاطمه عليهاالسلام مى كرد، مى ديدند آن بانوى بزرگوار نشسته و مشغول تسبيح و تحميد و ثناى الهى است و نور جمالش به سرخى مى درخشد و (آن گاه) مى دانستند كه آن چه ديده بودند از نور جمال فاطمه عليهاالسلام بوده است . (8)

10 - عابدترين افراد

امام حسن مجتبى عليه السلام فرمود: در دنيا كسى عابدتر از حضرت فاطمه عليهاالسلام نبود. آن قدر به عبادت مى ايستاد تا پاهايش ورم مى كرد. (9)

11 - استعمال عطر هنگام نماز

از مستحبات نماز آن است كه انسان بوى خوش به بدن و لباسش بزند، و با لباس پاكيزه نماز بخواند و با احترام و وقار براى عبادت خدا مشغول شود.
لحظات آخر عمر حضرت فاطمه زهرا عليهاالسلام بود چند لحظه اى به اذان مغرب باقى مانده بود، نزديك بود كه وقت نماز فرا برسد. فاطمه عليهاالسلام به اسماء بنت عميس فرمود: عطر مرا بياور تا خود را خوشبو سازم ، و آن لباس را كه با آن نماز مى خوانم بياور، سپس وضو گرفت ، و در اين هنگام كه مى خواست نماز بخواند، حالش منقلب شد، سرش را به زمين نهاد، به اسماء گفت : كنار سرم بنشين ، هنگامى كه وقت نماز فرا رسيد، مرا بلند كن تا نمازم را بخوانم ، اگر برخاستم كه چيزى نيست و اگر برنخاستم شخصى را نزد على بفرست ، تا خبر فوت مرا به او بدهد.
اسماء مى گويد: وقت نماز فرا رسيد، گفتم :
الصلاة يا بنت رسول الله ؛ اى دختر رسول خدا! وقت نماز است .
جوابى نشنيدم ، ناگاه متوجه شدم كه حضرت زهرا عليهاالسلام از دنيا رفته است . به راستى بايد از زهراى اطهار عليهاالسلام درس پاكيزگى و مقيد بودن به آداب اسلام را آموخت ، در آن حال لباس نماز را پوشيد و بوى خوش استعمال كرد، تا نماز بخواند و قبل از وقت خود را آماده نماز كند.

12 - حضرت زهرا (س) در قله شامخ عرفان

در مورد فاطمه عليهاالسلام دختر پيامبر صلى الله عليه و آله ، رمز و راز عزت و سرافرازى ، قدرت و عظمتش را بايد در عبادت جستجو كند. او زنى بود كم سال و جوان ، ولى در عبادت چون پيرى عارف ، دستش به سوى خدا بلند و قامتش در راه عبادت او دائما در خم وراست .
او در عالم وجود تنها زنى است كه خداى را با تمام ذرات وجودش پرستش ‍ كرده و تنها بانوئى است كه مى تواند مظهر عبادت به معناى واقعى باشد. او در سايه عبادت خود را به مقام قربى رسانده كه حاصلش چشم و گوش خدا شدن و امرش موثر در كون و هستى شدن بود.
فاطمه زهرا عليهاالسلام داراى خانواده و همسر و فرزندان است ، و مسئوليت اداره خانه و تربيت فرزندان و كارهاى خانه از قبيل نان پختن و غيره بر عهده اوست . و از طرفى ديگر از خدمت كردن به محرومان دريغ نمى كند و مشكلات آن ها را برطرف مى كند، او به همه اينها رنگ الهى مى دهد و با تمام مشكلات از انجام نوافل و قرآن خواندن و دعا كردن باز نمى ماند.
روزها پس از فراغت از كارهاى جارى زندگى و شبها پس از به خواب رفتن ديدگان مردم و فرزندان ، وارد محراب عبادت و غرق در مناجات و راز و نيازبا خدا مى شد. او در اين راه مصداق خطاب خدا با موسى مى شود كه خدا به او فرموده بود: يا موسى فاعبدنى و قم بين يدى مقام العبد الحقير و يا مصداق آيات قرآن در خطاب به پيامبر اسلام كه :
قم الليل الا قليلا نصفه او انقص منه قليلا او زد عليه .
او به واقع مصداق اين آيه قرآن بود كه :
و الذين يبيتون لربهم سجدا و قياما. (10)
كسانى كه شبانگاه براى پروردگارشان سجده و قيام مى كنند.

13 - مقام حضرت زهرا (س) در پيشگاه خدا

فاطمه عليهاالسلام درمسير عبادت به درجه اى مى رسد كه حتى خود را فراموش و فانى فى الله مى كند. جان خود را سپر محبت خدا قرارداده و حتى آن را در راه دين مايه مى گذارد و مصداق اين سخن مى شود كه جان خود را سپر دين قرار دهيد فاجعلوا انفسكم دون دينكم .
در سير و سلوك و در معرفت به درجه اى مى رسد كه جز خواست خدا خواستى ندارد و مشيت خود را همگام با مشيت الهى مى سازد.
و ما تشاؤ ون الا ان يشاء الله رب العالمين .
او از كسانى است كه از همه چيز گسسته و به خدا پيوسته است و طبيعى است كه خداى را بر چنين بنده اى نظر باشد تا حدى كه علاوه بر نفوذ دادن امرش در جهان هستى بر او مائده آسمانى نازل گرداند. (11)

14 - نماز حضرت فاطمه (س) و غذاى بهشتى

حضرت فاطمه عليهاالسلام شخصا به نماز علاقه فراوانى داشت و هرگاه حاجتى از خدا داشت متوسل به نماز مى شد.
حضرت على عليه السلام به منزل خود وارد شد، بعد از آن كه سه روز بر حضرت على و زهرا عليهماالسلام گذشت كه چيزى به عنوان غذا نخورده بودند، على عليه السلام وارد منزل شد كه رسول خدا صلى الله عليه و آله نشسته و فاطمه عليهاالسلام نماز مى خواند و بين اين دونفر چيزى سرپوشيده است . وقتى كه فاطمه عليهاالسلام از نماز فارغ شد، روپوش از آن برداشت ، ديد كه كاسه اى بزرگ مملو از نان و گوشت است .
حضرت على عليه السلام فرمود: يا فاطمه ! اين از كجا برايت آمده ؟
گفت : از جانب خدا نازل گرديده ، خدا به هر كه بخواهد روزى مى دهد.
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: آيا مى خواهيد نظير اين را براى شما نقل كنم ؟
گفتند: بلى .
فرمود: يا على ! مثال شما زكريا است كه هر وقت بر حضرت مريم عليهاالسلام وارد مى شد، مى ديد كه او در محراب عبادت است و در پيشگاه وى خوراك مهيا نهاده است ، مى فرمود: اى مريم ! اين از كجا آمده است ؟ مريم درجواب مى گفت : از جانب خدا، خدا به هر كس كه بخواهد روزى مى دهد. آن گاه آن غذا را يك ماه خوردند و آن كاسه همان ظرفى است كه حضرت قائم مهدى (عج) در آن غذا مى خورد. (12)

15 - روح عبادت و اخلاص حضرت زهرا (س)

از زيباترين جلوه هاى روحى فاطمه عليهاالسلام جلوه عبادت اوست كه توام با اخلاص است . مصداق آيه انا نخاف من ربنا يوما عبوسا قمطريرا است ، خوف الهى سراسر وجودش را فراگرفته رهبة و رغبة به عبادت او مى پردازد. در عبادت عاشقى است بى مانند. با او راز و نياز مى كند، ملتمسانه حرف مى زند، به او متوسل مى شود.
در راه خدا اطعام مى كند، ولى در آن جز رضاى او را نمى جويد. انما نطعمكم لوجه الله لانريد منكم جزاء ولا شكورا. سجده هاى طولانى دارد، اشك و آه و ناله دارد، صداى گريه نيمه شبش گاهى حسنين عليهاالسلام را از خواب بيدار مى كند ؛ سرپا مى ايستد تا حدى كه پاهايش ‍ ورم مى كند، خضوع دارد، خشوع دارد و....
در دعايش مى گويد: خداوندا! وجودم را در نظرم خوارگردان كه از بلند پروازى سر درنياورم ، شان خودت را در جانم بزرگ گردان ، راه و رسم طاعت خود را به من بياموز، توفيقم به عملى ده كه تو را راضى سازد، و از همه آن چه كه موجب سخط توست مرا دور دار اللهم ذلل نفسى ، و الهمنى طاعتك ، و العمل بما يرضيك ، و التجنب لما يسخطك يا ارحم الراحمين . (13)

16 - ركوع و سجود در عرش

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: هنگامى كه خداوند متعال ابوالبشر را آفريد و از روح خود در او دميد، آدم به جانب راست عرش نگريست ، پنج هيكل و شبح نورى را در حال ركوع و سجود ديده گفت : پروردگارا! آيا قبل از من كسى را از خاك و گل آفريده اى ؟
فرمود: نه ، اى آدم ، گفت : پس اين پنج هيكلى كه به شكل و قيافه خودم مى بينم ، كيستند؟
فرمود: اينان پنج نفر از فرزندان تو مى باشند كه اگر آنان نبودند تو را نمى آفريدم . اينها پنج تنى هستند كه براى آنان پنج اسم از اسامى خودم را جدا ساخته (آنان را به آن اسامى ناميدم) اگر آنان نبودند، بهشت و دوزخ ، عرش و كرسى ، آسمان و زمين و ملائكه و انس و جن را نمى آفريدم . من محمودم و اين محمد است ، من عالى هستم و اين على است ، من فاطرم و اين فاطمه است ، من احسانم و اين حسن است ، و من محسنم و اين حسين است . به عزت خود سوگند ياد كرده ام كه هيچ كس به اندازه يك ذره بغض ‍ و كينه آنان را نزد من نياورد مگر اين كه او را به دوزخ خود وارد سازم و از اين كار باكى هم ندارم .
اى آدم ! اينان برگزيدگان من از ميان آفريدگانم مى باشند، به وسيله آنان رهاى بخشيده ، و به وسيله آنان هلاك مى كنم . اگر تو به من نيازى دارى به اينان توسل بجوى !
پيامبر اكرم پس از اين سخنان فرمود: ما كشتى نجاتيم ، هر كس به آن چنگ زند نجات يافته و هر كس از آن دورى گزيند نابود شده است . هر كس نيازى به خداوند دارد به وسيله ما خاندان از خداوند درخواست كند.

17 - شرط قبولى عبادت به شرط ولايت

درضمن حديث معراج آمده است كه خداوند فرمود:
اى محمد! تو، على ، فاطمه ، حسن ، حسين و امامان از فرزندان حسين را من از نور خودم آفريدم و ولايت شما را بر اهل آسمانها و زمين عرضه كردم . هر كس آن را پذيرفت ، نزد من از مومنان به شمار مى آيد، و هر كس آن را منكر شود، نزد من از گمراهان (از ستمگران) خواهد بود.
اى محمد! اگر بنده اى از بندگان من آن قدر مرا بپرستد و عبادت كند كه از كار افتد و از لاغرى و ناتوانى بسان مشك خشكيده و فرسوده اى شود و بعد به هنگام ورود بر من منكر ولايت شما باشد، او را نخواهم آمرزيد تا اينكه اقرار به ولايت شما نمايد.
اى محمد! آيا دوست دارى آنان را ببينى !
گفتم : آرى ، پروردگارا!
فرمود: نگاه كن ! من به طرف راست عرش نگريستم و نام خود را ديدم و نام على و فاطمه و حسن و حسين و على و محمد و جعفر و موسى و على و محمد و على و حسن را و نام مهدى را در وسط آن به گونه اى ديدم كه گويا ستاره اى درخشان است . فرمود: اى محمد! اينان حجت هاى من بر آفريدگانم مى باشند و اين ، آن كس از فرزندان توست كه به شمشير قيام مى كند و از دشمنانت انتقام مى گيرد.

18 - خضوع و خشوع حضرت زهرا (س)

حضرت زهرا براى عبادت و راز و نياز با خدا جايگاه مخصوصى داشت ، لباسى مخصوص ، سجاده اى مخصوص و آداب و سبكى مخصوص . خانه اش را معبد ساخت ، و در آن چنان به عبادت مى پرداخت كه فرشتگان خدا به نظاره مى ايستادند. خضوع داشت و در آن چنان تواضع جسمى كه گويى ايمان در مغز و استخوان او نفوذ كرده بود. و خشوع داشت به گونه اى كه گوئى ترس از خدا در رگ ها و خون او جارى شده و او را به چنان حال مى كشاند.
مهم اين است كه خود خواستار چنين خشوع و خضوع و مصداق خطاب خدا در ارتباط با موسى عليه السلام كه فرمود:
يابن عمران هب لى من قلبك الخشوع و من بدنك الخضوع و من عينيك الدموع فى ظلم الليل ، و ادعنى فانك تجدنى قريبا مجيبا.
علامه طباطبائى قدس سره فرمايد: خشوع اثر خاصى است كه به افراد مقهور دست مى دهد كه در برابر سلطانى قاهر قرار گرفته به طورى كه همه توجه وى و همه واهمه اش معطوف او گشته و از هر جاى ديگر قطع مى شود. و فاطمه عليهاالسلام اين چنين بود.
او در قيام به عبادت تنها به خدا مى انديشيد و هيچ خاطره و خيالى جز عشق و پرستش معبود در درون او پديد نمى آمد. به تعبير پيامبر صلى الله عليه و آله دلش خالى براى عبادت بود (و تفرغ لها) فقط او بود و خدايش . اما اين كه زندگى چگونه است و چه بايد كرد انديشه اش از آن فارغ بود. (14)

19 - تسبيح خداوند قبل از خلقت آدم

ابوسعيد خدرى گويد: در خدمت رسول خدا صلى الله عليه و آله نشسته بوديم ، مردى از راه رسيد و از حضرت درخواست كرد كه درباره بيان خداوند كه فرموده است : استكبرت ام كنت من العالين ، توضيح دهد كه اينان چه كسانى هستند كه از ملائكه مقربين برتر و والاترند؟
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: منظور از آنان من ، على ، فاطمه ، حسن و حسين مى باشيم كه در سرادق عرش بوديم و دو هزار سال پيش از آن كه خداوند آدم عليه السلام را بيافريند، خداوند را تسبيح مى كرديم و ملائكه با تسبيح ما تسبيح مى كردند، هنگامى كه خداوند آدم را آفريد به ملائكه دستور فرمود كه بر او سجده كنند، و مامور به سجده نشده بودند مگر به خاطر وجود ما. به جز ابليس ، همه فرشتگان سجده كردند. خداوند متعال به او فرمود: اى ابليس ! چه چيز تو را بازداشت از اين كه بر آن چه كه من با دست قدرت خود آفريده ام ، سجده كنى ؟ آيا استكبار ورزيدى يا از موجودات عالى و برتر بودى ؟
يعنى از اين پنج تنى كه اسامى آنان در سرادق عرش نوشته شده بود. پس ما هستيم آن باب خدايى كه از آن در وارد مى شوند و هدايت يافتگان به وسيله ما هدايت مى گردند. هر كس ما را دوست داشته باشد خداوند او را دوست داشته به بهشت خود واردش مى سازد و هركس با ما دشمنى كند خداوند او را دشمن داشته به آتش داخلش مى كند. و دوست ندارد ما را مگر كسى كه از دامان پاك و پاكيزه زاده شده باشد.

20 - سلام هفتاد هزار فرشته بر فاطمه (س) هنگام عبادت

علامه مجلسى اعلى الله مقامه روايت كند كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: فاطمه بانوى زنان جهانيان از پيشينيان و آيندگان است . او در محراب خود مى ايستد و هفتاد هزار فرشته مقرب بر او سلام مى دهند و او را به همان گونه كه با مريم سخن مى گفتند، صدا مى زنند و مى گويند: اى فاطمه ! همانا خداوند تو را برگزيد، و پاك ساخت و بر زنان جهانيان برترى داده است . (15)

21 - فاطمه (س) حاصل رياضت اربعين

دورى پيامبر از مردم ، انس با خدا و عبادت و نماز و روزه چهل روز دليل بر قداست و شخصيت ملكوتى حضرت فاطمه عليهاالسلام است . چنانچه قبل از بعثت نيز پيامبر خدا صلى الله عليه و آله از مردم كناره گرفت و در غار حرا به عبادت و مناجات با خدا پرداخت . همچنين اشتياق حضرت خديجه عليهاالسلام به ديدار پيامبر و قبول هديه حق در دوران رياضت رسول خدا صلى الله عليه و آله و بركاتى كه اربعين دارد، قابل توجه است ، چنانچه فرمود: من اخلص عبد لله - اربعين صباحا الا جرت ينابيع الحكمة من قلبه على لسانه ؛
كسى كه چهل شبانه روز براى خدا اخلاص پيشه كند، چشمه هاى حكمت از قلب وى بر زبانش جارى مى شود. (16)

22 - با ركوع كنندگان ركوع كن

از عايشه روايت شده كه گويد: هنگامى كه فاطمه از پيش روى مى آمد راه رفتنش بسان راه رفتن رسول خدا بود. او هرگز مانند ديگر زنان خون حيض ‍ نديد، زيرا از سيب بهشتى آفريده شده بود. حسن را بعد از نماز عصر به دنيا آورد و بلافاصله از نفاس پاك شد و غسل كرد و نماز مغرب را به جاى آورد.
اسحاق بن جعفر بن محمد بن عيسى بن زيد بن على گويد: از حضرت صادق شنيدم كه مى فرمود: از آن جهت حضرت فاطمه را محدثه ناميدند كه ملائكه از آسمان فرود آمده همان گونه كه با حضرت مريم عليهاالسلام صحبت مى كردند، با آن حضرت نيز صحبت مى نمودند و مى گفتند: اى فاطمه ! خداوند تو را برگزيده و پاك و طاهر كرده و بر ديگر زنان برگزيده جهان برترى داده است . اى فاطمه ! در پيشگاه پروردگارت خضوع كن ، سجده نما و با ركوع كنندگان ركوع بنما! فاطمه عليهاالسلام با آنان صحبت مى كرد. (17)

23 - گهواره فرزند و نماز

روايت شده : گهگاهى كه حضرت فاطمه زهرا در حال نماز و عبادت بود و يكى از كودكانش مى گريست ، گهواره كودك خود به خود مى جنبيد، زيرا فرشته اى آن را به حركت در مى آورد. (18)

24 - نزول مصحف در محراب عبادت

ابوبصير گويد: از حضرت امام محمد باقر عليه السلام درباره مصحف فاطمه پرسيدم ، فرمود: مطالبى است كه پس از درگذشت پدرش ، حضرت رسول ، بر ايشان نازل شد. گفتم : آيا از قرآن چيزى در آن هست ؟
فرمود: چيزى از قرآن در آن نيست .
عرض كردم : آن را برايم توصيف فرماييد!
فرمود: آن داراى دو جلد از جنس زبرجد قرمز است و به اندازه طول و عرض يك برگ مى باشد.
عرض كردم : ورقه و برگ آن از چيست ؟
فرمود: از در سفيد كه با گفتن كلمه كن به وجود آمده است .
عرض كردم : چه چيزى در آن نوشته شده است ؟
فرمود: اخبار آن چه كه تا به حال بوده است و آن چه كه تا روز قيامت خواهد بود و اخبار هر يك از آسمان ها و تعداد فرشتگان هر يك از آن ها، نامه هاى فرستادگان خدا از انبياى مرسل و غير مرسل و اقوامى كه اينان بر آنها مبعوث شده اند، اسامى مخالفان و تكذيب كنندگانش و گروندگان به آن ها، اسامى تمام مومنان و كافران از آغاز تا پايان آفرينش ، نام هاى شهرها و ويژگيهاى هر شهرى ، چه در شرق و چه در غرب جهان ، تعداد مومنان هر شهر و آمار كافران آن ، ويژگيهاى تمام كسانى كه تكذيب كرده اند، مشخصات اقوام پيشين و داستان هاى مربوط به آنان ، طاغوتيانى كه به قدرت رسيده اند و دوران فرمانروايى و تعداد آنان ، مشخصات ائمه و اسامى آنان ، و مدت زمانى كه هر يك از آنان امامت و پيشوايى و زمامدارى داشته اند، ويژگيهاى بزرگان آن ها و خلاصه هر گونه دگرگونى و نقل و انتقالى كه در ادوار گوناگون انجام گيرد، همگى اينها در مصحف حضرت فاطمه وجود دارد.
عرض كردم : فداى شما بشوم ، چند دوره وجود دارد؟
فرمود: پنجاه هزار سال كه مى شود هفت دوره . در آن مصحف اسامى همه آفريدگان و مدت عمر آنها، صفت بهشتيان ، تعداد كسانى كه وارد بهشت خواهند شد، تعداد جهنميان و نام هاى هر يك از آن دو گروه ، و نيز در همان مصحف علم قرآن به همان گونه كه نازل شده است و همچنين علم تورات و انجيل و زبور به همان ترتيب نزول ، و تعداد درختان و سنگريزه هاى هر شهر و ديار وجود دارد.
حضرت باقر عليه السلام فرمود: هنگامى كه خداوند خواست اين مصحف را بر آن حضرت نازل فرمايد، دستور داد كه جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل آن را برداشته نزد آن حضرت بياورند. اين نزول در ثلث دوم شب جمعه در هنگامى كه حضرت در محراب خود به نماز ايستاده بود، واقع شد. فرشتگان سر پا ايستاده تا اين كه حضرت نشست . پس از آن كه از نماز فارغ شد، سلام كرده گفتند: خداوند به تو سلام مى رساند و مصحف را در دامان آن حضرت گذاشتند. حضرت فرمود: سلام مخصوص خداوند و از سوى او و به سوى اوست و بر شما اى فرستادگان خدايى سلام و سلامتى باد! آن گاه به آسمان رفتند. پس از نماز صبح تا سر ظهر به طور پيوسته به خواندن و مطالعه آن مشغول شد تا اين كه به آخرش رسيد آن حضرت بر تمامى خلق خدا از جن و انس ، پرندگان و وحوش ، ملائكه و پيامبران واجب الاطاعة مى باشد.
راوى مى گويد عرض كردم : فدايتان شوم ، پس از آن حضرت اين مصحف به چه كسى منتقل شد؟
فرمود: آن را به اميرالمومنين عليه السلام داد و پس از درگذشت حضرت على ، به امام حسن و بعد به امام حسين و بعد نزد اهلش باقى مى ماند تا اين كه به صاحب اين امر واگذار كند.
عرض كردم : اين علم بسيار زياد است !
فرمود: اى ابومحمد! آن چه را كه من به تو گفتم ، در دو برگ اول آن بود و مطالب پس از ورقه دوم را براى تو نگفتم و حتى يك حرف از آن را هم بازگو نكردم . (19)

25 - نور فاطمه (س) براى ملائكه آسمان

پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله در شاءن مقام دختر بزرگوارش ‍ حضرت زهرا عليهاالسلام فرمودند: دخترم فاطمه سيده بانوان جهان از پيشينيان و آيندگان است وى پاره تن من است و نور چشم و ميوه قلب و روحى كه در ميان دو پهلوى من است . او حوريه است به صورت انسان . آن هنگام كه در محراب عبادت در برابر پروردگارش مى ايستد، نور وى براى ملائكه آسمان مى درخشد، آن گونه كه نور ستارگان براى اهل زمين درخشندگى دارد. در آن هنگام پروردگار بلند مرتبه به فرشتگان خود مى فرمايد: اى فرشتگانم ! به بنده ام نظر افكنيد، فاطمه سيده و سرور كنيزانم كه در برابر ايستاده ، اعضاء و جوارح او از ترس من مى لرزد و با تمام قلب و وجود خويش به عبادتم ايستاده شما را به شهادت مى گيرم كه شيعيان وى را از آتش ايمن گردانم . (20)

26 - شوق به عبادت

عبادت هاى فاطمه زهرا فراوان است ، خصوصا در آن عباداتى كه با پرورگار خويش مناجات مى كند كه ما عبادت وى و نيز شوق و رغبتش به نماز و كثرت علاقه قلبى اش به مناجات با خداى تعالى را احساس نمى كنيم و چرا اين گونه نباشد؟ زيرا كه فاطمه زهرا دختر برترين عبادتگر است ؛ يعنى آن پيامبرى كه براى عبادت ساعات طولانى بر سر پا مى ايستد تا اين كه خدايش به وى فرمود: طه ما انزلنا عليك القرآن لتشفى و نيز فاطمه زهرا دقيقا معنى و قدر و قيمت عبادت را به خاطر معرفت عظيمش ‍ نسبت به پروردگار مى دانست ، پس جاى تعجب و شگفت نيست كه اين بزرگوار تا اين حد از عبادت لذت ببرد و خود، را با ايستادن در برابر خداى تعالى به رنج افكند و اظهار تذلل و خشوع نمايد، گويى كه هيچ گاه از قيام و ركوع و سجود ناراحت نمى گردد. (21)

27 - نماز در شب ازدواج

نماز در شب ازدواج اهميت و فضيلت زيادى دارد، مرد و زن جوان بايد زندگى خود را با نماز شروع كنند، به وسيله نماز به حيات خود آرامش ‍ ببخشند.
فاطمه زهرا در شب ازدواج از على عليه السلام مى خواهد كه با هم به نماز بايستند و در اين شب خدا را عبادت كنند. (22)

28 - درجه ايمان فاطمه (س)

حضرت فاطمه عليهاالسلام به آن درجه از ايمان مى رسد كه باورش شده است خدا هست و شاهد اعمال است ، انسان در برابر او متعهد و مسئول است ، باورش شده بود كه قيامت حق است ، قبر حق است ، صراط و ميزان حق است ، بهشت و دوزخ راست است و...در وصيتنامه اش مى خوانيم :
- هذا ما اوصت به فاطمة بنت رسول الله
اين وصيتى است كه فاطمه عليهاالسلام دختر پيامبر آن را نوشته است :
- و هى تشهد ان لا اله الا الله
او گواهى مى دهد كه خدايى جز الله نيست .
- و ان محمدا رسول الله
و گواهى مى دهد كه محمد فرستاده خداوند است .
- و ان الجنة حق و النار حق
و گواهى مى دهد بهشت حق است و دوزخ نيز حق است .
و ان الساعة آتية لاريب فيها
و گواهى مى دهد كه قيامت آمدنى است و در آن شكى وجود ندارد.
و ان الله يبعث من فى القبور
و گواهى مى دهد كه خداى عز و جل همه مردگان را بيدار و مبعوث مى كند.
- يا على انا فاطمة بنت محمد، زوجنى الله منك لاكون لك فى الدنيا والاخرة ...
اين باورها روان او را پر كرده و آثار آن در جوارح و اعضا او ظاهر شده بود. رسول خدا صلى الله عليه و آله در شاءن ايمانش فرمود: خداوند دل و اعضاى دخترم فاطمه عليهاالسلام را از ايمان و يقين سرشار فرمود: ان ابنتى فاطمة ملا الله قلبها و جوارحها ايمانا و يقينا.
او ايمان و يقينش به خدا و معاد به حدى است كه گوئى جهان غيب را مى بيند، بهشت را با همه نعمت هايش و دوزخ را با همه عذاب و شكنجه هايش شهود مى كند.
او در دعا و عبادت خود، در ارتباط و مناجات با خداى خود ترسان و نگران است ، در حين مناجات با خدا و سخن گفتن با او دلش مى لرزد گوئى مورد خطاب خدا با موسى عليه السلام است كه خدا فرمود: يا موسى ، كن اذا دعوتنى خائفا مشفقا، وجلا، و ناجنى حين ناجيتنى بحسنة من قلب وجل . (23)

29 - درخواست زهرا (س) براى اذان

يكى از اقدامات فاطمه زهرا عليهاالسلام بعد از رحلت پدر بزرگوارش صلى الله عليه و آله زنده نگهداشتن خاطرات دوران پدر بود. او مى خواست با احيا و يادآورى آن دوران دل هاى مرده را بيدار كند و از تاريكى به سوى روشنايى هدايت كند، و توطئه هاى دشمن و افكار پليد آن ها را به وسيله اذان خنثى كند، چون روح اذان گواهى به توحيد و رسالت رسول خدا صلى الله عليه و آله و ولايت على عليه السلام مى دهد.
به راستى كه زهرا عليه السلام آموزگار بيدارى و ظرافت است .
وقتى رسول خدا صلى الله عليه و آله از دنيا رفت و وصى او را كنار نهادند، بلال به عنوان اعتراض ديگر اذان نگفت و هر چه به سراغش مى آمدند، امتناع مى كرد و عذر مى آورد. زهرا عليهاالسلام از او خواست كه اذان بگويد، گفت : بسيار مشتاقم كه صداى موذن پدرم را بشنوم .
بلال بر بالاى بام مسجد رفت . آواى گرم بلال در مدينه پيچيد: الله اكبر، همه دست از كار كشيدند. هر كس دست ديگرى را مى كشيد و به شتاب به طرف مسجد مى آورد، همه حتى زنان و كودكان در بيرون مسجد جمع شدند، مدينه به يكباره تعطيل شد.
همه به طنين روح افزاى بلال گوش مى دادند و بر دهان او خيره شده بودند. ناگاه ، به ياد ايام رسول خدا صلى الله عليه و آله افتادند، فرياد هاى هاى گريه ها در مدينه پيچيد، مدينه كمتر اين گونه روزهايى به ياد داشت . همه از يكديگر سوال مى كردند، چرا بلال اذان نمى گفت ؟ چه شده كه به درخواست زهرا عليهاالسلام اذان مى گويد؟ چرا زهرا عليهاالسلام گريه مى كند؟ به يكديگر نگاه مى كردند، سپس سرها را به زير مى انداختند و از خود و بيعتشان با ابوبكر شرمشان مى آمد. زهرا عليهاالسلام هم همراه جماعت به اذان گوش داده بود و به ياد دوران پدر و غدير و...افتاد. و همچون ابر باران اشك مى ريخت .
در فضاى مدينه پيچيد: اشهد ان محمدا رسول الله زهرا عليهاالسلام ديگر طاقت نياورد، فرياد و ناله و آهى زد و از حال رفت . آن چنان كه همه گمان كردند از دنيا رفته .
مردم فرياد برآوردند: بلال بس كن ، دختر رسول الله صلى الله عليه و آله را كشتى !
بلال ، اذان را نيمه رها كرد و ندانست كه چگونه خود را بر بالين زهرا عليهاالسلام رساند.
زهرا عليهاالسلام را به هوش آوردند. درخواست اتمام اذان كرد.
بلال گفت : از اين درگذريد كه بر جان شما نگرانم .
با اصرار بلال ، التماس و گريه هاى مردم ، زهرا عليهاالسلام از خواسته خود درگذشت . (24)

30 - شهادت فاطمه (س) در اذان

اكنون كه فهميدى بقيه نبوت و عقيله رسالت و وديعه مصطفى و زوجه ولى الله و كلمه تامه الهى ، فاطمه عليهاالسلام حائز مقام عصمت است ، پس ‍ مانعى ندارد كه در فصول اذان و اقامه به عصمت آن حضرت شهادت دهيد و مثلا چنين بگوييد:
اشهد ان فاطمة بنت رسول الله عصمة الله الكبرى ؛ يعنى شهادت مى دهم كه فاطمه دختر رسول خدا عصمت كبراى خدا است . (25) (سعى كنيم در اذان و اقامه نماز خويش گواهى فاطمه زهرا عليهاالسلام را فراموش نكنيم ، و نماز خود را با نام زهرا مزين كنيم).

31 - چرا فاطمه (س) را زهرا گويند؟!

راوى مى گويد: از امام حسن عسكرى عليه السلام پرسيدم : چرا فاطمه عليهاالسلام را زهرا مى گويند؟
فرمود: زيرا (نور معنوى) چهره اش در سه وقت بر على مى درخشيد. اول روز مثل خورشيد و ظهر همچون بدر ماه و در هنگام غروب همچون ستاره درخشان . (26)