ب - شبستان ها:

دو طرف ايوان دو گوشوار يا شبستان است كه از هر يك دو درگاه به ايوان و سه درگاه به صحن گشوده مى شود و جلو آن ها درهاى سراسرى يا شبكه آجرى نصب گرديده است و گوشوار غربى به مساحت 11*12 متر مشتمل بر نه چشمه پوش بر فراز چهار ستون آجرى با محرابى آراسته به كاشى هاى گرهى دوال كشى است كه اين دو شبستان با ايوان بزرگ در ضلع جنوبى مسجد واقع هستند.
اما شبستان بزرگ با چهل ستون شرقى كه شش چشمه آن در مسير خيابان افتاده است اكنون داراى بيست و هشت چشمه است كه بر فراز شانزده ستون آجرى مضلع بيست و چهار نيم ستون حمل شده اند و داراى 12 متر عرض و 32 متر طول مى باشد كه در رديف نه درگاه به جانب صحن مسجد دارد كه جلو آن ها درهاى چهار لنگه شيشه پوش نصب شده است و داراى محرابى آراسته به كاشى كارى گرهى كه معروف به شبستان آيه الله فيض ‍ است ، مى باشد؛ زيرا كه مصلاى ايشان بوده و در سال 1360 هجرى از طرف ايشان تعمير و تزيين گرديد. بانى اين شبستان مرحوم حاج على نقى كاشانى است .

ج - مقابر الشيوخ :

سردر ورودى مسجد از جلو خان ، داراى ايوانى است به دهانه 5 و عرض 3 و ارتفاع 6 متر با ازاره سنگى و جرزهاى آجرى و پوشش رسمى بندى آراسته به كاشى هاى دوالى و كاشى كارى هاى معقلى و در كمرگاه آن كتيبه ايست از كاشى هاى خشتى ، زمينه لاجوردى كه روى آن به خط سفيد ثلثى آيه شريفه انما يعمر مساجد الله من امن بالله ... (175) نوشته شده است .
در انتهاى در ورودى مسجد، كرباس مجللى است به صورت هشت ضلعى مختلف الاضلاع كه در طرف جنوبى و شمالى آن شاه نشينى ساخته شده است و از شاه نشين جنوبى چند در به مقبره بانى مرحوم حاج على نقى باز مى شود و از اين مقبره مانند مقابر الشيوخ به محوطه قبرستان باز مى شده است كه چون در اراضى قبرستان مستقلاتى بنا شد، هر چند مرحوم آيه الله فيض يك قطعه زمين به نام برف انداز مسجد، به عرض 3 متر پشت ديوار مسجد تهيه نمود، با اين حال درهايى متعلق به برف انداز هم مسدود گرديد و در گوشه ديگر، كرباسى در مجاورت مقبره بانى بقعه ديگرى است كه در سابق چهار طاقى مستقل و باستانى در كنار مقبره بابلان بود، مدفن دوازده تن از سادات شريف و محدثين قم مى باشد و چون سطح آن را بالا آورده اند الواح قبور (176) زير آوار دفن گرديده است .

د - سرداب و شبستان غربى مسجد:

طرف غربى صحن مسجد به جاى سرداب محدود سابق ، زيرزمينى وسيع از طرف مرحوم آيه الله حاج ميرزا ابوالفضل زاهدى كه يكى از ائمه جماعات مسجد بوده است در سال 1285 هجرى ساخته شد.
اين سرداب به طول 32 و عرض 24 متر با ارتفاع هاى مختلف كه قسمت مقدمش 4 متر و قسمت مؤخرش 5 متر است داراى آبدارخانه و انبار و جايگه اعتكاف مى باشد. اين سرداب متشكل از قسمت اول همان زيرزمين سابق بود كه تجديد و تزيين گشت و قسمت دوم كه زير شبستان بود بعدا به آن اضافه شد.
ازاره اين زيرزمين از بهترين سنگ هاى مرمر شفاف و صيقلى بوده است و بالاى آن جرزها و جدار از آجر تراش و پوشش آن تير آهنى با نقشه خفته رستى (177)و آراسته به كاشى هاى معقلى است كه بر فراز سى و دو ستون لوله آهنى قرار گرفته است . در اين زيرزمين دو محراب زيبا، هر كدام در يك قسمت آن ساخته شده است كه جرزها و جبهه و بدنه آن ها با كاشى كارى معرق خوش نقش و لعابى تزيين يافته است . اين كاشى كارى سه طرف محراب را فراگرفته و لبه محراب به طره (178) پيچ فيروزه فام ظريفى آراسته است و در سينه آن ترنجى از كاشى و درون آن كلمه الله جل جلاله با خط ثلث طلايى رنگى از كاشى هاى خشتى به طول 9متر كه سراسر ضلع جنوبى قسمت مؤخر سرداب را زينت بخشيده است و روى آن به خط ثلث سفيد سوره مباركه والشمس نوشته شده است . در ضلع جنوبى سرداب نيز آبدارخانه و مخزن جامعى است كه راهرو و مسجد كه طرف بلوار قرار دارد، از بالاى آن مى گذرد.
در ضلع شرقى سرداب (زيرزمين) محوطه اى به عرض 3 و ارتفاع 5/2 متر است كه زير صحن مسجد قرار دارد و به وسيله در و پنجره اى از محوطه سرداب متمايز مى شود؛ همچنين جايگاهى براى اعتكاف است و احيانا راهروى از جلو راه پله تا آبدارخانه است كه جهت رفت و آمد خدمت گزاران مجلس هنگام تشكيل صفوف جماعت و يا لحظات اجتماع مردم در سرداب ، استفاده مى شود. (البته همان گونه كه قبلا بيان شد. تغييراتى در ساختمان اين مسجد روى داده است ؛ اما براى آن كه مطالعه كنندگان محترم با ساختمان هاى قديمى تر اين مسجد آشنايى بيشترى پيدا نمايند، مطلب نوشته شده مربوط به آن زمان مى باشد).

ه - شبستان نو بنيان غربى :

روى قسمت مقدم سرداب مهتابى است و بر بالاى قسمت مؤخر آن شبستانى است كه كف آن از سطح مهتابى حدود يك متر ارتفاع دارد.
اين بناى مجلل به عرض 12، طول 32 و ارتفاع 8 متر با همكارى نيكوكاران زير نظر حضرت آيه الله زاهدى ساخته شده كه داراى هشت درگاه نيم تنه به طرف بلوار، سه درگاه به خيابان آذر و هشت درگاه تمام به سوى مهتابى است كه جلو آن ها درهاى آهنى شيشه پوش نصب شده است .
از اين شبستان يك در مورب در جهت زاويه شمالى غربى ، محل تلافى بلوار با خيابان وجود دارد و در طرفين اين درگاه و دريچه ، نيم تنه و در جبهه آن كتيبه اى از كاشى معرق است كه روى آن ، آيه شريفه لمسجد اسس ‍ على التقوى مين اول يوم حق ان تقوم فيه رجال يحبون ان يتطهروا والله يحب المطهرين (179) خوانده مى شود و در دو طرف آن در پيشانى دريچه ها درون ترنجى كشيده اللهم صل على محمد و آل محمد نوشته شده است .
اما تزيينات داخل كه جالب و ديدنى است عبارت است از ازاره نفيسى از مرمر خوش نقش شفاف صيقلى به ارتفاع يك متر و جرزهاى فاصل ميان درگاه ها كه آراسته به سنگ هاى مرمر ماشينى است و لچك هاى (180) طرفين قوسى هاى پوشش درگاه ها مزين به كاشى هاى معرق و متضمن (181) ترنجى مشتمل بر اساس جلاله است .
در سقف آن 24 قاب بزرگ به دهانه هر چشمه تعبيه شده است كه قاب بندى آن آجرى و متن آن مزين (182) به كاشى كارى هاى معرق زمينه فيروزه اى يا لاجوردى متضمن (183) گل و بوته هاى رنگارنگ همانند سبدى مملو از گل مى باشد.
در اين شبستان محرابى است پنج تركى با ازاره مرمر و جدار كاشى كارى معرق و پوشش رسمى بندى نيز آراسته به كاشى هاى معرق الوان كه در سه طرف آن كتيبه اى به عرض چهل سانتيمتر با دو حاشيه فيروزه فام ده سانتيمترى از كاشى هاى معرق كه روى آن به خط ثلث سفيد، سوره مباركه قد افلح المؤمنون (184) و در پايان سوره عبارت صدق الله العظيم 1388 معرق گرديده است ، به چشم مى خورد. (185)

مسجد جامع قم

مقدمه :

در گوشه اى از شهر مقدس قم ، در لابه لاى كوچه هاى تنگ و باريك جنوب قم ، كه قبلا مركز اين شهر بوده است ، از دور گنبد آجرى عظيمى توجه انسان را به خود جلب مى كند، در همان لحظات نخست آنچه از مقابل ديدگان انسان خواهد گذشت و آنچه در ذهن تصور خواهد شد. اين است كه اين گنبد عظيم كه از دور خودنمايى مى كند. نمايان گر مسجدى با عظمت و قديمى است .
باز در همان نگاه و فكر اول تصور انسان اين است كه اين مسجد حتما بايد داراى نماز جماعت باشكوه و مفصلى باشد.
براى اين كه پاسخ جامع و كاملى براى اين گونه سؤ ال هايمان بيابيم . بايد كوچه هاى پيچ در پيچ و تنگ و باريك آن منطقه و محله را پشت سر بگذاريم تا از نزديك آنچه را تصور مى كرده ايم ، مشاهده نماييم .
هنگامى كه از يكى از درهاى ورودى آن داخل مى شويم اولين چيزى كه توجه انسان را به خود جلب مى نمايد مسجد با عظمت و باشكوهى است كه حتى در تصور و فكر هم گنجانده نمى شود، مسجدى وسيع و مملو از هنرنمايى هاى معماران ايرانى و اسلامى كه حكايت از قدمت آن دارد در لحظات اوليه براى چند دقيقه هم كه شده ، انسان مات و مبهوت ، توقف نموده و به اطراف خود، نگاهى جستجوگرانه مى اندازد، اما فكر جستجوگر انسان اقتضا مى كند كه براى تفحص بيشتر و بهتر، بازديدى از قسمت هاى مختلف مسجد داشته باشد و اگر دوربينى همراه داشته باشد به رسم يادبود و براى تفرج خاطر، چند عكس از قسمت هاى مختلف مسجد بگيرد.
با اين حال آنچه در ذهن و نگاه يك انسان محقق جلوه گر خواهد شد، حكايت از غربت اين مسجد دارد؛ زيرا اين جا جزء اولين مساجدى بوده كه در قم بنا شده و ائمه جماعات بسيارى همچون حضرت آيه الله العظمى بروجردى در آن اقامه نماز جماعت داشته اند.
اما اكنون اين مسجد در لابه لاى كوچه هاى تنگ و باريك و مستضعف نشين محله مسجد جامع ، مخفى گشته و از توجه و عنايت بسيارى از مسؤولين ذى ربط مخفى و دور مانده است .
در اين مكان ، با وجود عظمت بنا و معمارى بسيار جالب ، آن طور كه بايد و شايد نماز جماعت باشكوه و با عظمتى را نخواهيم ديد، در صورتى كه اين مكان مقدس مى تواند پذيراى هزاران نمازگزار باشد. لكن ، گذشته از اين ها مسجد جامع ، مسجدى است كه سراسر نورانيت و صفاست ، زيرا گذشته از نوع معمارى خاصى كه در آن به كار رفته و موجبات شادابى روح و روان انسان را ميسر مى گرداند، مسجدى است كه علما و فضلاى بزرگى در آن اقامه جماعت نموده اند كه در مباحث آينده به آن اشاره خواهد شد.
اما از آن جا كه ابهامات و سؤ الات زيادى اين مسجد وجود داشته بر آن شديم تا تاريخچه كوتاه و مختصرى از بناى و نيز علمايى كه در اين مسجد اقامه جماعت داشته اند و نيز پاره اى مسائل ديگر در مورد اين مسجد را تقديم شما عزيزان هم شده باشيم .

ابياتى راجع به عظمت بنا و فضيلت مسجد جامع قم

به دل بخشد ضيا نور و صفاى مسجد جامع
بود حيرت فزا، مجد و علاى مسجد جامع
مقرنس كاريش ، تحسين برانگيز است بر عارف
شگفت آور بود، صحن و سراى مسجد جامع
بود بيت خدا مسجد زند موج از دعا مسجد
رضا از قائمين باشد، خداى مسجد جامع
معطر مكتب و منبر بود چون سد اسكندر
بناى استوار عرش ساى ، مسجد جامع
بقايش در كنار قم ، رجال حق بر او انجم
خدا دارد نظر، بر اتقياى مسجد جامع
ز تبليغ و سخنرانى ، هم از آيات قرآنى
طنين افكن بود، بانگ رساى مسجد جامع
خدا خواهى بيا اين جا، دوا خواهى بيا اين جا
مسيحا دم بود، حال و هواى مسجد جامع
مرتب از جوانان رشيد و لايق و صالح
مقدس پايگاه (186) بى رياى مسجد جامع
بر اين ياران پيغمبر بهشت و طوبى و كوثر
عطا سازد خداى ذوالعطاى مسجد جامع
به بر اهل دعا دارد مريد با خدا دارد
نداند جز خداى قدر و بهاى مسجد جامع
به دل ها نور مى بخشد به سرها شور مى بخشد
صلوه خاضع و ايزد نماى مسجد جامع
به محرابش تذلل كن ، به ذات حق توسل كن
شفاعت جو ز اخلاق جزاى مسجد جامع
ز يزدان مساءلت دارم نياز معرفت دارم
كه باشم وافى عهد و وفاى مسجد جامع
به سعى و كوشش فرهنگيان مكتب مهدى (عج) (187)
منور گشته آثار و بناى مسجد جامع
تمام سال اعياد مقدس مى شود برپا
به يمن همت اهل ولاى مسجد جامع
درود حق ، به روح آيت عظمى بروجردى قدس سره
كه مى خواندى جماعت در فضاى مسجد جامع
ز معمارى بها دارد، سراى جان فزا دارد
چو (مهدى) (188) پيشوا دارد، كساى مسجد جامع
كلاس مكتبش گلشن ، قلوب عاشقان روشن
صفا دارد حضور پيشواى مسجد جامع
ز نسل احمد و زهرا، صلوه حق شود برپا
به محراب دعا صبح و مساى مسجد جامع
كند برپا نماز حق ، شود غرق نياز حق
فدا بنموده عمرش را به پاى مسجد جامع
چنان گنجى به ويرانه شده احيا و افسانه
كه هر بيگانه باشد آشناى مسجد جامع
الا تا جان به تن دارم ولاى پنج تن دارم
زحى ذوالمتن دارم به بقاى مسجد جامع
دوام عزت و عمر عزيز حاج سيد مهدى
تقاضا دارم از فيض دعاى مسجد جامع
حياتم را مصفا كن ، بيانم را تو شيوا كن
كه باشد الكن از مدح و ثناى مسجد جامع (189)

توصيف فيزيكى مسجد جامع قم

مسجد جامع عتيق و تاريخى قم مجموعه اى از بناهاى چند عصر و دوره بوده و داراى مقصوره و گنبدى باستانى و ايوانى قديمى با دو گوشواره و سه شبستان و زيرزمين و ايوان و صحن و سردر ورودى است كه اكنون به طور جداگانه به توصيف هر يك مى پردازيم .

الف - ايوان مجلل و باشكوه :

يكى از زيباترين و باشكوه ترين بناهاى اين مجموعه ، ايوان بسيار مجلل آن است كه هر انسان هنر دوستى از ديدن آن متعجب و متحير خواهد شد. اين ايوان به دهانه 14، عرض 7 و ارتفاع 18 متر در تناسب اندام و حسن منظر و زيبايى پيكر، ممتاز و بى نظير است .
در اين ايوان ، آنچه موجب تعجب معماران هنرمند مى شود، مقرنس گچى پوشش آن و نيز نقشه كاشى كارى ديوار آن مى باشد كه در ميانه قاب هايى (190) از آجر كلوكى (191) و تراش تواءم با نمابندى كتايب (كتيبه ها) متعدد موضعى و كمربندى جلب توجه مى كند.
در توصيف اين ايوان بايد گفت كه مظهر جمال و زيبايى و اعتدال و يكنواختى است ؛ زيرا تمام اجزاى آن در جاى خود قرار گرفته و متناسب است و براى عدل هم به جز جمال مفهومى نيست ؛ اما مقرنس پوشش آن با نقشه بسيار جالبى طراحى شده كه دربرگيرنده دوكوه مطبق و معلق (192) در دو طرف آن است و اگر بخواهيم آن را توصيف نماييم ، بايد گفت كه همانند دو گنبد پنج طبقه اى است كه هر طبقه داراى پنج قطار با پنج حوضچه بزرگ و كوچك مى باشد.
در ميان دو گنبد آويزان هم سه حوض بزرگ وارونه با سطح قوسى آراسته و مزين به ترنج هايى از كاشى معرق (193) است كه در ميان قابى از كاشى هاى سفالى با جدار مثمن (8 تايى) صفه دار نمودار مى باشد.
بين حوض ها نيز جدارى شبيه با دو گنبد كوچك و معلق با حوضچه هاى متنوع و منظم در سه رديف با قطارهاى مشابه است كه مشخص نيست اين مصالح ساختمانى سنگين را با چه طناب يا وسيله اى به سقف آويخته اند كه پس از قرن ها هنوز هم بدون هيچ خدشه و شكستى پابرجا و سالم مانده است ، آن چنان كه گويى ، جديدا ساخته و پرداخته شده است .
اين مقرنس بى نظير و ممتاز، كه از نقاشى ملات سازى ، تواءم با رنگ آميزى طلايى برخوردار گرديده از دور به صورت مقرنسى از آجر نمايان است .
تزيينات كاشى آن ، از زمان فتحعلى شاه و در سال 1248 قمرى بوده كه به مرور شكسته و ريخته بود و ابتدا از طرف مرحوم حضرت آيه الله فيض در سال 1365 قمرى تمام مسجد تعمير و به ازاره سنگى آراسته و مزين گشت . (زيرا در ماه مبارك رمضان مدت بيست سال بزرگترين جماعات دينى نماز ظهر و عصر در اين جامع به امامت يكى از اين دو بزرگوار تشكيل مى شد كه تمام قسمت هاى محوطه اى پايين و بالاى پشت بام را صفوف جماعت فرا مى گرفت)
اين كاشى كارى بر فراز ازاره اى از سنگ تراش سفيد به ارتفاع 20/1 متر است و تمام بدنه ايوان را از بغله ها و اسپر تا به كتيبه كمربندى زينت بخشيده است .
كاشى هاى آن خشتى منقش هفت رنگ (194) و از آثار زمان فتحعلى شاه در سال 1228 قمرى است كه با نقشه بند اسليمى (195) و اژدربندى (196) مى باشد و در ميانه كاشى كارى آن ، چند خط عمودى و افقى از آجر كلوكى و تراش ‍ ديده مى شود كه مانند قابى كاشى ها را در ميان گرفته اند و وسط هر قابى ، نمايى ساخته شده و درون هر نما ترنجى ديده مى شود كه روى آن آيه شريفه و ما خلقت الجن والانس الا ليعبدون (197) نوشته شده است كه اين آيه در كتيبه هاى معابد و مشاهد از آثار مخصوص فتحعلى شاه است و در سينه اسپر بالاى پوشش دو قوسى سه درگاه ورودى به مقصوره سه قاب آجرى مربع مستطيل گرفته شده كه درون آن ها با كاشى هاى خوش نقش و زيبا و شفافى مزين شده است و در قاب وسطى در ترنجى كشيده به خط ريز ثلث آيه الكرسى و در پايان فالله خير حافظا و هو ارحم الراحمين (198) نوشته شده است .
در ترنج كشيده ديگرى لااله الا الله ، محمد رسول الله ، على ولى الله - تعمير 1365 هجرى خوانده مى شود و در سومى انا مدينه العلم و على بابها جلب توجه مى كند و در كمرگاه ايوان كتيبه اى است كمربندى از كاشى خشتى ، زمينه لاجوردى به خط ثلث سفيد كه روى آن سوره مباركه جمعه و در پايان سبحان ربك رب العزه عما يصفون و سلام على المرسلين والحمداله رب العالمين (199) فى تاريخ شهر ربيع الثانى سنه ست و اربعين و ماتين بعد الف من هجره النبويه خوانده مى شود و لبه ايوان از دو قوس بالا و نيز طرفين به صورت گيلويى و روى آن طره برجى پيچى از كاشى فيروزه فام (200) هر يك به اندازه 40 در 40 به كار برده شده است كه همانند آثار قرن هشتم است و منظره ايوان را بسيار زيبا كرده است .
نظير آن در جلو ايوان صفه صفا در مشهد اردهال (201) ديده مى شود اين طره مانند ستون برجى است و ته ستون آن از دو طرف به گلدانى بديع نمودار است كه البته ته ستون دو طرف شرقى و غربى آن شكسته و به جاى آن ته ستون ديگرى از نو ساخته شده و آن را به كار برده اند كه رنگ نامناسب آن (نسبت به رنگ آن طره) نشان از نو بودن آن مى دهد. در دو طرف ايوان جرزهاى است به عرض 2 متر و 50 سانتى متر و ارتفاع 18 متر و متصل به آن ها صفه محرابى است كه بر فراز هر يك ايوانى با پوشش مقرنس بديع مى باشد و در كنار آن نيز جرز ديگرى قرار دارد كه جمعا چهار جرز مى شود و سراپا به كاشى هاى خوش نقش و زيبا آراسته شده اند. لچكى ها و پيشانى ايوان نيز آراسته به كاشى گره سازى است .
در پيشانى ايوان و دو ايوانچه دو طرف آن كتيبه اى به طول 28 و عرض 1 متر از كاشى هاى خشتى قرار دارد. روى اين كاشى خشتى كه با خط خاصى كه برگرفته از خطوط ثلث و نسخ و ريحانى است به طور مداخل آيه اى از سوره مباركه نور الله نور السموات و الارض مثل نوره كمشكوه فيها مصباح المصباح فى زجاجه الزجاجه كانها كوكب درى يوقد من شجره مباركه زيتونه لاشرقيه ولاغريبه يكاد زينها يضى ء و لولم تمسسه نار نور على نور (202) كه البته اين خط با خط رقاع (203) (كه بر خط شكسته و ويژه رقعه نويس اطلاق مى شود) تفاوت دارد.

ب - مقصوره :

در طرف جنوبى ايران مذكور، مقصوره مجلل و باشكوهى است به ارتفاع 30 و دهانه 23/13 متر كه در ضلع جنوبى آن محراب بزرگى قرار دارد. در ضلع شمالى آن سه درگاه بزرگ و كوچك به ايوان و از طرف شرقى و غربى آن هم دو درگاه به دو گوشوارى كه در دو طرف قرار دارد، گشوده شده است . محراب شاه نشين آن به عرض 1 متر و دهانه 4 متر با پوشش پخ (204) و بغله ها و اسير كه به كاشى هاى خشتى منقش هفت رنگ زمان فتحعلى شاهى مزين گشته و داراى پوشش رسمى بندى و معقلى (205) است بقيه ديوار از جرز و اسپر، داراى ازاره 30/1 متر سنگى و بالاى آن آراسته به گچ برى با نقشه ملات سازى طلايى است و سه درگاه ورودى آن يكى در وسط به دهانه 5 متر و دو درگاه ديگر هر كدام با دهانه 2 متر در طرفين قرار دارد.
در كمر آن كتيبه اى كمربندى از گچ برى به خط ثلث ممتاز شيخ محمد حسن قمى كه روى آن تبارك نوشته شده وجود دارد و در پايان عباراتى كه نشان از تعمير مقصوره و احداث شبستان ها از طرف فتحعلى شاه در سال 1246 گچ برى شده است به چشم مى خورد كه البته اكثر آن ساييده و محكوك شده و غير قابل خواندن است و فقط در ضلع غربى آن ، نام فتحعلى شاه قابل رؤ يت است . در چهار طرف مقصوره ، نيم طاقى بالا آمده كه صورت مربع را به شكل هشت ضلعى مبدل ساخته است و تمام بدنه آن ها كه به صورت قوسى مقعرند، آراسته به كنده كارى تواءم با نقاشى هاى رنگين است كه پوشش آن ها با پوشش درگاه ها در يك سطح قرار گرفته اند. در اين قسمت هشت نما با بدنه گچ برى شده تجلى دارد و بالاى آن صورت ساختمان به شكل شانزده ضلعى درآمده ، شانزده نما ساخته شده كه يكى در ميان ، نورگير و ميان تهى ديده مى شود و بقيه توپر بوده و به وسيله كنده كارى تواءم با رنگ آميزى مزين شده است . بر فراز آن ها، صورت مقصوره از مضلع به مدور تبديل شده و پاطاق (206) گنبد به صورت عرقچينى (207) بالا رفته است و بدنه پوشش كه همانند قدحى (كاسه اى) گلدار كه آن را واژگون قرار داده باشند، آراسته به مقرنس آجرى است كه بدنه آن ها حوضچه ها و ديوار با نقشه ظريفى گچ برى و رنگ آميزى شده كه نقشه هر يك با نقشه ديگر متفاوت است .
در اضلاع شرقى و غربى مقصوره ، در وسط يك نما و در دو طرف آن دو درگاه با ديوار آجرى زيبا و پوشش دو قوسى است كه به طرف گوشوارها باز هستند.

ج - گوشوارها:

در دو طرف مقصوره ، دو گوشوار چشمه پوش با ستون هاى مضلع آجرى وجود دارد كه هر چشمه به دهانه 5 متر كه با دو درگاه بزرگ به مقصوره مرتبط بوده و باعث مى شوند كه صفوف جماعت به يكديگر متصل شوند.
گوشوار شرقى مشتمل بر نه چشمه در سه رديف به وسعت 21*21 متر است كه در آن دو محراب آجرى وجود دارد؛ ولى گوشوار غربى مشتمل بر شش چشمه در دو رديف به وسعتى كه از شمال به جنوب 21 متر و از شرق به غرب 23/12 متر مى باشد كه وسعت دو شبستان با مقصوره از شرق به غرب جمعا 49 متر مى گردد.

د - شبستان ها:

مقابل ايوان صحنى وسيع است كه از سه طرف محصور به شبستان هاى زيباى چشمه پوشى است كه از آثار دوران فتحعلى شاه مى باشد. قدمت شبستان شرقى بيشتر است ، اين شبستان داراى نه رديف سه چشمه اى يعنى بر فراز هيجده ستون مسدس و نه ستون مربع ، يعنى جرزهاى جلو صحن مى باشد كه با درهاى آهنى شيشه پوش محصور گرديده است .
شبستان غربى نيز داراى نه درگاه در سه رديف است ؛ ولى انتهاى آن سردابى سراسرى است كه از طرف محمد حسين خان نظام الدوله شاهسوند شهاب الملك) كه بانى گلدسته هاى طلايى صحن عتيق در سال 1305 بوده ، احداث شده است . در نتيجه كف شبستان را يك متر بالا آورده اند كه اين كار از زيبايى و جذابيت آن كاسته شده است ، اما شبستان شمالى به علت وجود ايوان شمالى از جلو به دو قسمت تقسيم شده است كه از هر طرف داراى دو چشمه است ؛ ولى از قسمت آخر كه متصل به هم مى باشند؛ پنج چشمه به عرض 11 و طول هر قسمت 49 متر بنا شده است .

ه - ايوان شمالى :

در بين شبستان هاى شمالى ، ايوانى وجود دارد به دهانه 7 عرض 7 و ارتفاع 14 متر كه از آثار زمان فتحعلى شاه يعنى سال 1248 ه .ق مى باشد كه ديوار آن مزين به كاشى خشتى كه روى آن به خط ثلث سفيد سوره مباركه منافقون و در پايان عبارت كتيبه به خط محمدرضا الشريف القمى فى 1248 نوشته شده است . در دو طرف آن دوچشمه و در قسمت بالا و دو طرف ايوان ، دو ايوان فوقانى با پوشش مقرنس گچى با جرزهاى آجرى و لچكى هاى كاشى كارى معقلى وجود دارد.

و - سر در ورودى :

در قسمت ورودى صحن مسجد از طرف غربى ايوان ، سردرى به دهانه 6، عرض 2، ارتفاع 8 متر كه با جدار سفيدكارى و پوشش مقرنس گچى وجود دارد كه از آثار زمان فتحعلى شاه مى باشد. در قسمت كمر آن كتيبه اى كمربندى از كاشى خشتى زمينه لاجوردى قرار دارد و روى آن به خط ثلث ، آيات يا ايها الذين امنو اذا نودى للصلوه ... و الله خير الرازقين (208) و در پايان كتيبه جمله اقل الحاج شيخ عباس مصباح زاده 1381 قمرى خوانده مى شود. در دو طرف ايوان ، جرزى آجرى وجود داشته و در كنار آن از دو طرف صفه اى محرابى با پوشش مقرنس قرار دارد كه مشتمل بر دو طبقه فوقانى (پايينى و بالايى) مى باشد. (209)

ز - محراب ها:

معمولا در هر مسجدى محراب يا محراب هايى وجود دارد كه هر كدام با معمارى خاصى ساخته شده اند. وجود محراب در هر مسجد، نمايانگر حداقل دو مساءله اساسى است :
الف - مشخص نمودن قبله : انسان در هر مسجدى كه وارد مى شود اگر بخواهد به اقامه نماز مشغول شود مهم ترين ركن كه برايش حائز اهميت است ، قبله شناسى است و بهترين وسيله ، محراب مساجد مى باشد.
ب - محراب به عنوان جايگاه مخصوص امام جماعت : معمولا ائمه جماعات مساجد براى برقرارى نظم ، در جايگاه مخصوصى كه محراب نام دارد، قرار مى گيرند و ماءمورين نيز در صفوفى منظم در پشت سر امام جماعت به اقامه نماز مى پردازند.
نكته مهمى را كه بايد در نظر بگيريم ، اين است كه كلمه محراب از حرب به معنى جنگ گرفته شده است و محراب نيز به معناى مكان جنگ با شيطان است ؛ بنابراين محراب با رنگ و روغن هاى گران قيمت و آينه كارى و... آن را از مكان جنگ با شيطان دور مى كند و در اسلام نيز سفارش شده است كه از عواملى كه در هنگام نماز باعث حواس پرتى انسان مى شود دورى گزينيد، لذا ساختن چنين محراب هاى آراسته و گران قيمت جاى بحث دارد.
در مسجد جامع قم نيز همانند ديگر مساجد محراب وجود دارد؛ اما نه يك محراب ، بلكه محراب هاى متعددى كه هر كدام براى منظور خاصى ساخته شده است ، و نه از نوع محراب هايى كه در اين زمان ها ساخته مى شود؛ بلكه در عين سادگى و بى آلايشى داراى معمارى جالبى است كه ما در اين جا به شرح يكى از اين محراب ها مى پردازيم : در يكى از شبستان هاى شرقى مسجد محرابى وجود دارد كه بسيار جالب و ديدنى است كه تنها به عنوان محراب نشده است ؛ بلكه اين محراب ، اولا در مكانى پايين تر از جايگاه نمازگزاران قرار داده تا هم نشانه خشوع امام جماعت باشد و مهم تر از آن كسانى كه در حياط مسجد قرار دارند، هم سطح با امام جماعت قرار گيرند؛ زيرا امام جماعت نمى تواند بالاتر از ماءمورين قرار گيرد. ثانيا: در داخل اين محراب و روبروى امام جماعت مشبك هايى وجود دارد كه در فصول گرم سال همانند دستگاه تهويه هوا و كولر، هواى سرد و مطبوع را به داخل محراب هدايت مى نمايد تا هم امام جماعت و هم ماءمومين از هواى دلپذير آن استفاده نمايند (متاءسفانه هم اكنون اين مشبك ها به دلايلى مسدود گرديده است كه ان شاء الله دوباره به حالت اول برگردد.) ثالثا: در دو طرف اين محراب پله هايى وجود دارد و به جايگاهى كه مانند منير است ، منتهى مى شود و ائمه جماعات پس از اقامه نماز و يا قبل از آن بالاى آن مكان مستقر مى شدند و به ايراد وعظ و خطابه مى پرداختند.

ح - صحن مسجد:

صحن مسجد زمينى مستطيل شكل است كه چهار طرف آن محصور به بناهاى مسجد (گنبد، شبستان ها، گوشوارها، زيرزمين ، سردر ورودى و ايوان شمالى و جنوبى) گرديده است .
در وسط صحن ، حوضى وجود دارد كه بر زيبايى آن افزوده است و در وسط حوض آب انبارى وجود داشته كه البته اكنون مسدود گرديده است .
در فصل تابستان و در مواقع گرم سال ، مخصوصا شب ها نماز جماعت در صحن مسجد اقامه مى شود؛ زيرا داراى هواى مطبوع و لطيفى است .

ط - زيرزمين مسجد:

گذشته از بناهايى كه تاكنون يادآور شديم ، زيرزمين اين مسجد به نوبه خود داراى اهميت و ارزش خاصى است و جلوه اى ديگر از هنرنمايى هاى معماران ايرانى و اسلامى است . هواى مطبوع و بسيار دلپذير آن از دهها دستگاه تهويه هوا مؤثرتر و بهتر است ، اين زيرزمين در طرف غربى مسجد قرار گرفته كه روى آن شبستان بزرگى وجود دارد. اين زيرزمين ، به غير از ستون هاى ديوار شبستان داراى هيجده ستون مى باشد كه اخيرا توسط سازمان ميراث فرهنگى قسمتى از آن تعمير و مرمت گرديده است .

ى - نمونه هاى ديگر:

در مورد شكوه و عظمت مسجد جامع هر آنچه نوشته و گفته شود، كم است و مطالبى وجود دارد كه بيان و قلم از گفتن و نوشتن آن عاجز است . به عنوان مثال اخلاصى كه در مورد بناى اين مسجد وجود داشته ، غيرقابل توصيف است ؛ زيرا آن زمان به دليل عدم وجود مساجد متعدد دغدغه هاى خاطرى كه گاهى اوقات امروزه ديده مى شود مانند: ريا و خودنمايى وجود نداشته ، و بدين دليل مساجد را طورى مى ساخته اند كه ساليان سال محكم و پابرجا باقى بماند.
وظيفه ما اين است كه ياد و خاطره آنان را گرامى داشته و با احياى مساجد روح آنان را از خود راضى نگه داريم .
در اين قسمت به برخى نمونه هاى ديگرى كه هنوز اشاره نكرده ايم ، مى پردازيم و از مطالعه كنندگان محترم تقاضا داريم پس از مطالعه اين قسمت ها بازديدى از اين اماكن و به خصوص مسجد جامع داشته باشند تا از نزديك بتوانند بهتر و بيشتر به مقوله هنر و اخلاص پى ببرند.
شاخص تعيين وقت نماز:
يكى از قسمت هاى بسيار ساده ، اما جالب اين مسجد شاخصى است كه به وسيله آن مى توان هنگام نماز ظهر را مشخص نمود، ساختمان اين شاخص ‍ تشكيل شده از سنگى كه روى آن خطى به صورت مورب حكاكى شده است ، به طورى كه اگر آفتاب به وسط اين شاخص نزديك شود نشان دهنده ظهر شرعى است . اين شاخص در قسمت شمال مسجد بر روى تخته سنگى حكاكى شده است .
گنبد باشكوه و كم نظير مسجد:
گنبد رفيع اين مسجد يكى از باشكوه ترين ، شگفت آورترين و نيز رفيع ترين گنبدهاى مساجد ايران است و حتما براى هر بيننده اى اين سؤ ال ها مطرح خواهد شد كه اين گنبد با عظمت را چه كسانى ، چگونه و با چه وسايلى ساخته و اين طور دقيق و حساب شده اندازه گيرى نموده و منظم كرده اند كه هنوز پس از ساليان سال يكى از عجايب معمارى اسلامى است .
ساختمان بدون آهن :
در اين مسجد باشكوه كه حدود 6000 متر مربع مساحت دارد حتى يك شاخه آهن هم به كار نرفته و اين در حالى است كه پس از گذشت ساليان سال همچنان پابرجا و استوار باقى مانده است .
زنجير در ورودى مسجد:
يكى از سؤ ال ها و ابهاماتى كه براى بسيارى از افراد (حتى افراد محل) هميشه مطرح بوده اين است كه زنجيرى كه در مقابل در اصلى مسجد وجود دارد به چه علت تعبيه شده كه البته هركس بر اساس حدس و گمان به اين سؤ ال پاسخ داده است ، اما پاسخ اصلى اين سؤ ال با توجه به تحقيقى كه اينجانب نموده ام و با توجه به مطلبى كه دانشمند محترم جناب آقاى على اصغر فقيهى در كتاب تاريخ مذهبى قم نقل از ناسخ التواريخ جلد مربوط به قاجاريه بيان داشته اند چنين است : در ايام قديم كه قانون و مقرراتى براى رسيدگى به اتهامات و اختلافات وجود نداشت و اغلب اراده افراد، حاكم بر سرنوشت مردم بود هركس مورد تهمت يا اعمال غرض قرار مى گرفت ، به درون مسجد يا امامزاده يا مكان محترمى پناه مى برد تا خشم ها فرو نشيند و از شدت و حدت طرف كاسته شود و بى گناهى او معلوم گردد.
مقررات اجتماعى اين رسم را پذيرفته بود. حتى اگر متهم يا فرد مورد تعقيب به مسجد يا مقبره امامزاده اى دسترسى نداشت ، مكان هاى ديگرى بود كه مى توانست در آن ها بست نشينى اختيار كند. به تدريج از بست نشينى سوءاستفاده شد و مجرمين و جنايتكاران هم براى رهايى از مجازات بست مى نشستند تا مورد عفو قرار گيرند. از اين جهت مردان اصلاح طلب همواره با بست نشينى مخالف بودند و آن را لغو مى كردند.
نخستين كسى كه در ايران بست نشينى را از ميان برد ميرزا تقى خان امير كبير بود. زنجير در ورودى مسجد جامع بدين معنى بود كه هركس آن حلقه هاى زنجير را در درست مى گرفت در امنيت به سر مى برد و شايد معناى باطنى اين مطلب چنين باشد. كه هركس حلقه هاى زنجير را در دست گيرد از شر شيطان به خداوند پناه برده و در امنيت خواهد بود.
كتايب (كتيبه ها) مسجد:
مسجد جامع همانند بسيارى از مساجد و مدارس داراى كتيبه هاى زيادى است . يكى از اين كتيبه ها، كتيبه بالاى ايوان جنوبى است كه نويسنده آن محمد حسين الشيرازى بوده و آن را در سال 529 هجرى نوشته است . متن اين كتيبه ، قسمتى از سوره مباركه نور مى باشد كه با خطى زيبا و جالب با كاشى معرق ، منقوش گرديده است ؛ البته اين كتيبه به دستور مرحوم حضرت آيه الله العظمى بروجردى بنا گرديد؛ زيرا به مرور زمان از اين اثر نفيس جز بقايايى باقى نمانده بود.
نكته جالب توجه اين كه : اين كتيبه با خطى درشت نوشته شده ، به طورى كه مى توان از فاصله دور آن را به راحتى خواند، به صورتى كه حرف الف آن تقريبا يك متر ارتفاع دارد. (210)
مشبك هاى بناهاى مسجد:
قسمت هاى زيادى از بناها و ساختمان هاى مسجد را مشبك هاى آن تشكيل مى دهند. اين مشبك ها حداقل داراى دو فايده اساسى هستند، اولا: به وسيله آن ها نور كافى و مطلوب به درون ساختمان ها رسانده مى شود، ثانيا: جهت تهويه هوا و خنك شدن قسمت هاى مختلف بنا، طراحى و معمارى بسيار جالبى ، شده اند به طورى كه در فصول گرم سال بدون به كاربردن دستگاه هاى خنك كننده ، مى توان به اقامه نماز جماعت پرداخت و از هواى مطبوع آن استفاده كرد.

تاريخچه بناى مسجد جامع قم

در قرن سوم هجرى يكى از علما و محدثين قم به نام ابوالصديم حسين بن على ين آدم اشعرى كه در زمره صحابه حضرت امام على النقى عليه السلام و حضرت امام حسن عسكرى عليه السلام به شمار مى رفت ، مسجدى را در قم بنا مى كند. طبق نوشته كتاب تاريخ قم كه در قرن چهارم هجرى نوشته شده است ، ابوالصديم ، مسجد جامعى در قم بنا كرده كه اكنون معلوم نيست محل آن مسجد در كدام يك از اين سه مكان زير بوده است :
اول : مسجدى كه در يكى از محله هاى قديمى قم ، به نام مسجد جامع در نزديكى هاى دروازه رى واقع شده است .
دوم : مسجدى كه اكنون به نام مسجد امام حسن عسكرى عليه السلام معروف و مشهور است .
سوم : مسجدى كه در حدود خاكفرج و اراضى كميدان واقع بوده است و اكنون اثرى از آن نيست كه به موجب قرائن تاريخى و به احتمال قوى همين مسجد بوده است ؛ اما مسجدى كه هم اكنون پابرجاست و به نام مسجد جامع قم معروف است ، همان است كه در محله مسجد جامع در خيابان آذر و در نزديكى هاى دروازه رى واقع شده است .
در اين جا از مسجد جامعى ، صحبت خواهد شد كه وجود عينى داشته و بين مردم به همين عنوان مشهور شده است ، زيرا اين مسجد؛ اگر هم مسجد جامع اصلى قم نباشد، مساءله اى نيست ، اما مسجدى بسيار قديمى است كه در كتاب هاى تاريخ قم ، به عنوان مسجد جامع ثبت شده است . به هر حال ، براى معرفى بيشتر اين مسجد، به پاره اى نظرات نويسندگان كتاب هاى تاريخى اشاره مى نماييم و نظرات آنان را به صورت موضوعى خدمت شما عزيزان ارائه مى نماييم .

نظر عده اى از نويسندگان در مورد مسجد جامع قم

در اين كه بنيان گذار مسجد جامع كيست و تاريخ بناى آن چه زمانى بوده است ، اختلافاتى وجود دارد كه در اين قسمت سعى در اين است ابتدا به بيان اين نظرات و اختلافات پرداخته و پس از به دست آوردن نظرات مشترك آنان ، نتيجه اى نسبى حاصل گردد.

الف - تاريخ بنا و بانى آن

1 - مرحوم صنيع الدوله اعتماد السلطنه در كتاب مرآت البلدان (211) بناى مسجد جامع قم را به ابوالصديم حسين بن على بن آدم اشعرى در نيمه دوم قرن سوم ، نسبت مى دهد.
2 - اين بنا به اواسط قرن هفتم هجرى ، نسبت داده شده است . (212)
3 - در بخشى از كتاب تاريخ قم كه ويژه مساجد قم است چنين نوشته شده است : (213)
مسجد جامع در آخر شهر واقع شده است و از بناهاى قديم اين شهر است كه بانى او بر اين بنده معلوم نشده است . محمد حسن خان صنبع الدوله اعتماد السلطنه در يكى از كتاب هاى خود نوشته است مسجد جامع عاليه قم از بناهاى ابوالصديم اشعرى است . (214)
4 - در سال 265 ابوالصديم حسين بن على آدم اشعرى نخستين مسجد جامع قم را بيرون شهر بنا كرد. (215)
5 - بناى مقصوره رفيع مسجد جامع مربوط به نيمه قرن هشتم هجرى (216) است .
6 - در كتاب عباس نامه (217) به نقل از كتاب گلستان هنر چاپ بنياد فرهنگ ايران ذيل سرگذشت حافظ قنبر شرفى مى نويسد:
خط ثلث را خوش مى نوشته و كتابه درگاه مسجد جامع دارالمؤمنين قم و محراب مسجد به خط اوست . از اين سخن برمى آيد كه در نيمه نخستين قرن دهم از اين مسجد مرمتى به عمل آمده است ، شاه عباس دوم در سفرى به قم در همين مسجد پشت سر ملامحسن فيض دانشمند نامى آن دوره نماز گزارد.
7 - در كتاب تاريخ دارالايمان قم (218) و از آن جا در مرات البلدان اصل بناى مقصوره را از ابوالصديم حسين بن على بن آدم اشعرى در سال 265 دانسته و چنين نوشته شده است .
آنچه از سياحان شنيده مى شود، در هيچ شهرى مقصوره اى به اين ارتفاع و وسعت نيست ، در كمال استحكام ديوار آن را با ساروج كشيده اند كه از سنگ سه سخت تراست ، بانى آن ابوالصديم حسين بن على بن آدم اشعرى است .
8 - همين مؤلف در كتابچه تفصيل احوالات دارالايمان قم مى نويسد:
اصل بناى آن را ابوالصديم كه از رؤ ساى اشعرى و جمكران اين بلد بود، بنيان كرد مقصوره و ايوان رفيعى دارد مثل گنبد هرمان (219) از سنگ سخت تر است ...... حتى مسجد جامع ساوه و سمان كه مشهور است به اين اعتبار نيست .
9- تاريخ 529 در پايان كتيبه اى ديگر تا پيش از تعميرات فتحعلى شاه به وضوح بوده است . (220)
10 - در كتاب النقض (221) از جامعى كه كمال ثابت قمى ، وزير بزرگ قمى سلطان مسعود سلجوقى و كشته شده به سال 533 در درون شهر قم ، بنا نهاد، ياد مى شود و آن بدون ترديد همين مسجد است .
11 - اما در كتاب گنجينه آثار قم (222) چنين آمده است :
بانى اين مسجد و نيز مدرسه روبروى آن به مدرسه جانى خان ، سلطان جانى خان پادشاه تاتار تركستان است و تاريخ بناى آن هم به سال 755 بوده است .

ب - موقعيت جغرافيايى مسجد جامع

همچنين درباره موقعيت جغرافيايى اين مسجد هم اختلافاتى مشاهده مى گردد.
1 - در كتاب قم را بشناسيد ص 49 (قلم گروهى از نويسندگان ، همچون فقيهى ، شهابلو، وفايى ، كريمان و رهنما) چنين آمده است كه مسجد جامع در يكى از محلات شمال شهر به همين نام واقع شده است .
2 - در كتاب زندگانى حضرت معصومه عليها السلام و تاريخ قم (223) تاءليف حجه الاسلام والمسلمين آقاى سيد مهدى صحفى چنين مى خوانيم : مسجد جامع از بناهاى ديدنى و تاريخى و نفيسى است كه در طرف شرقى قم نزديك دروازه رى كه پيش تر مركز شهر واقع شده است .
البته درباره اين موضوع و موضوعات ديگر در آينده بحث و بررسى خواهد شد.

ج - مسجد جامع اصلى قم

همچنين در مورد اين كه آيا اين مسجد، در واقع مسجد جامع اصلى قم مى باشد يا خير، مطالبى بيان مى شود.
1 - در كتاب قم را بشناسيد چنين نقل شده است : (224)
ظاهر بناى اين مسجد، قسمتى مربوط به زمان فتحعلى شاه و قسمتى ديگر مربوط به زمان ناصرالدين شاه مى باشد و چند كتيبه اى كه در ايوان ها و مقصوره مشاهده مى شود متعلق به زمان فتحعلى شاه است ؛ ولى از وضع استيل بنا و نوشته پاره اى از نويسندگان معلوم مى شود كه اصل بناى اين مسجد از هزار سال هم متجاوز است .
نويسنده كتاب مرات البلدان در حرف جيم از كتاب مزبور گويد كه : جامع قم از بناهاى ابوالصديم حسين بن على بن آدم اشعرى مى باشد، سپس به توصيف مقصوره آن پرداخته ، مى گويد نظير آن در هيچ جا نيست . از مراجعه به كتاب هاى رجال و به دست آوردن شرح حال ابوالصديم كه از محدثان بنام مى باشد، معلوم مى شود كه او در قرن سوم هجرى مى زيسته و نمى توان گفت كه مقصود از جامع قم ، مسجد جامع ديگرى غير از جامع فعلى است ؛ زيرا با توصيفى كه از مقصوره آن كرده ، مسلم است كه در قم مسجد ديگرى نيست كه داراى چنين مقصوره اى باشد. نتيجه اين كه از تاريخ بناى مسجد جامع بيش از يازده قرن مى گذرد.
2 - در كتاب تاريخ مذهبى قم (225) از آن به عنوان مسجد جامع ياد شده و چنين آمده است :
به طور مسلم ، محله مسجد جامع ، امروز در حدود دروازه رى در آن وقت (قرن سوم) بيرون شهر بوده و مسجد ابوالصديم در همين محل بنا شده است و به مناسبت اين كه شهر رفته رفته از شمال شرقى به جنوب غربى كشيده مى شد تا به مرقد مطهر حضرت فاطمه معصومه عليها السلام نزديك شود، مسجد جامع ابوالصديم در داخل شهر قرار گرفت و نام محله مسجد جامع بر آن نهادند كه تا به امروز هم به همين نام است .
هم اكنون در محل مسجد جامع يا مسجد جمعه ، مسجد با عظمتى است كه از قديم به آن مسجد جامع يا مسجد جمعه مى گفته اند و مردم همواره اعتقاد داشته اند كه مسجد جامع قديمى قم همين مسجد است .
اما آنچه امروز در مسجد مزبور ديده مى شود از زمان فتحعلى شاه به بعد است .
3 - اما در كتاب گنجينه آثار قم ، (226) مسجد جامع قم به عنوان مسجد جامع اصلى قم ، ياد نشده است و با دلايلى آن را رد كرده و چنين نوشته است :
مسجد ابوالصديم جداى از مسجد جامع است ؛ زيرا اولا: سبك بناى مسجد جامع با آثار قرن سوم سازگار نيست ، ثانيا: مسجد هم جداى از مناره منفردى كه يحيى بن اسحق اشعرى در جوار آن به سال 292 هجرى بنا نهاد (در نزديكى هاى ميدان كهنه) يعنى از همين مناره موجود ميدان قابل تصور نيست .
در صورتى كه جامع مورد نظر از اين مناره دور است .
ثالثا هدف ابوالصديم از احداث مسجد جامعى در خارج حصار قم ، آن بود كه مردم كميدان هم بتوانند بدون رنج راهپيمايى ، در سرما و گرما در مراسم عبادى نماز جمعه شركت كنند و جز با احداث مسجد در وسط اين دو حصار نمى توان به اين هدف رسيد؛ زيرا هرگاه مكان آن در نزديكى حصار كميدان باشد، قهرا مردم حصار قم دچار رنج راهپيمايى شده اند.