نام کتاب : جواني و موفقيت ها

مؤلف : محمد تقي صرفي
 


اعتقادات‌ مذهبي

هرفردي‌ داراي‌ حس‌ّ مذهبي‌ مي‌باشد.واين‌ حس‌ّ از تقريبادوازده‌ سالگي‌ در فرد پيدا مي‌شود.گويا قبل‌ از اينكه‌ بلوغ‌جنسي‌ وغرايز ديگر انسان‌ را منحرف‌ كنند،خداوند اين‌ حس‌ّرا در انسان‌ قرار داده‌ تا با پرورش‌ اين‌ حس‌ّ آمادگي‌ لازم‌ براي‌كنترل‌ غرائز خود وغرائزي‌ كه‌ معمولا بعد از چهارده‌ سالگي‌وبه‌ بعد در انسان‌ ظهور پيدا مي‌كند،داشته‌ باشد.
مذهب‌ مهمترين‌ عامل‌ سلامت‌ انسان‌ ووسيله‌اي‌ قوي‌ در رسيدن‌ انسان‌به‌ سعادت‌ وكمال‌ مي‌باشد.
شخصيكه‌ به‌ خالق‌ يكتا تكيه‌ دارد ودرشبانه‌روز مرتب‌ با معبود خود رازونياز مي‌كند،ساعت‌ به‌ ساعت‌ ودقيقه‌ به‌ دقيقه‌ وثانيه‌ به‌ ثانيه‌ قوي‌مي‌شود،بطوريكه‌ ديگر از بني‌ بشري‌ نمي‌ترسد وانساني‌ شجاع‌ وقوي‌ميشود وبجائي‌ مي‌رسد كه‌ علي‌(ع‌)رسيد وفرمود:اگر همة‌ عرب‌ به‌ من‌حمله‌ نمايند،من‌ هرگز احساس‌ ترس‌ نمي‌كنم‌ وفرار نمي‌نمايم‌.ويامانندامام‌ خميني‌(رض‌) كه‌ فرمود:من‌ در عمرم‌ از چيزي‌ نترسيده‌ام‌.
مذهب‌ در سلامت‌ روح‌ وروان‌ انسان‌ آنقدر مؤثر است‌ كه‌ نمي‌توان‌ براي‌آن‌ جايگزيني‌ پيدا كرد.
اگرچه‌ بعضي‌ها براي‌ فرار از مذهب‌ وجايگزيني‌ آن‌،سراغ‌ موسيقي‌ويا ورزش‌ ويا جايگزينهاي‌ ديگرمي‌روند.امّا خود مي‌دانند كه‌ از داخل‌تُهي‌ هستند وهميشه‌ احساس‌ نياز وپوچي‌ درآنها وجود دارد.
آيا ميتوان‌ حس‌ّ خداجويي‌ ومناجات‌ با مرّبي‌ حقيقي‌ انسانهارا با ساعتي‌موسيقي‌ وگيتار اشباع‌ نمود؟كدام‌ نِت‌ِ موسيقي‌ ميتواند جاي‌ نماز رابگيرد؟كدام‌ لذّت‌ ميتواند جاي‌ لذّات‌ معنوي‌ را بگيرد؟آيا تاكنون‌ باموسيقي‌ كسي‌ به‌ كمالات‌ رسيده‌ است‌؟آيا با ساعتها كار با موسيقي‌شخصي‌ را مي‌شناسيد ويا شنيده‌ايد كه‌ متحول‌ شود وانسان‌ خوب‌ومحترم‌ ونيكوكاري‌ شود؟برعكس‌ در كتابهاي‌ معتبري‌ مثل‌ تاريخ‌ تمدن‌ويل‌ دورانت‌ از موسيقيدانان‌ بزرگي‌ چون‌ «بتهون‌» و«موزارت‌»نام‌ مي‌بردودرباره‌ «بتهون‌ »مي‌نويسد كه‌ در دوران‌ پيري‌ دچار خصوصيات‌ زشتي‌بود وبازنان‌ شوهردار مكاتبة‌ عاشقانه‌!! مي‌نموده‌ ودچار ديوانگي‌ شده‌وگوشهايش‌ ناشنواو...شده‌ است‌.ودرزمان‌ ماهم‌ موسيقيدانان‌ نام‌ آوري‌هستند كه‌ رهبريت‌ باندهاي‌ انحراف‌ را بعهده‌ دارند كه‌ معروفترين‌آنها«جسي‌ جكسون‌» آمريكائي‌ مي‌باشد.در كشور ماهم‌ گاهي‌ گروههاي‌«رِپ‌»وگروههاي‌ ديگري‌ هستند كه‌ با استفاده‌ از موسيقي‌ ،عده‌اي‌ را ازمعنويات‌ غافل‌ نموده‌اند.
البته‌ با ظهور انقلاب‌ اسلامي‌ ،تاحدي‌ موسيقي‌ در كشور ايران‌ مهارشدوتوانستند با استفاده‌ از موسيقي‌ سنتي‌،از ضررهاي‌ آن‌ بكاهند وازاستفاده‌ از ترانه‌هاي‌ مبتذل‌ وموسيقي‌هاي‌ مطرب‌ جلوگيري‌ نمايند.
امّا در مجموع‌ ،موسيقي‌ در دين‌ اسلام‌ هيچ‌ جايگاه‌ ارزنده‌اي‌ نداردواگردر موسيقي‌ فوائدي‌ بود وضررهائي‌ نداشت‌،حتما در اسلام‌ حداقل‌مُجاز شمرده‌ مي‌شد.ولي‌ سخنان‌ هشداردهندة‌ زيادي‌ ازپيامبرخدا(ص‌)وامامان‌(ع‌) دربارة‌ نهي‌ از شنيدن‌ واستفادة‌ از موسيقي‌ نقل‌ شده‌ است‌ كه‌موسيقي‌ را پله‌ كان‌ زنا! واولين‌ موسيقيدان‌ را شيطان‌!واستفاده‌ ومشغول‌شدن‌ به‌ آن‌ رالهو ولعب‌ دانسته‌اند.
البته‌ يكي‌ از عوامل‌ كشيده‌ شدن‌ بعضي‌ به‌ موسيقي‌ را غربزدگي‌ وتقليداز فرهنگ‌ غرب‌ مي‌توان‌ شمرد.
در غرب‌ ،بلد بودن‌ موسيقي‌ بعنوان‌ يك‌ هنر مهم‌ شمرده‌ ميشود.درفيلمها وداستانهاي‌ آنان‌ ،معلم‌ پيانو وشاگردان‌ پيانو يكي‌ از صحنه‌ هارابخود اختصاص‌ داده‌ اند.وخوب‌ پيانوزدن‌ دختر ويا پسر خانواده‌،اعجاب‌ وتحسين‌ همهرا بر مي‌انگيزد.واين‌ خود باعث‌ تمايل‌ انسان‌ به‌بلد بودن‌ پيانو وامثال‌ آن‌ ميشود.
همچنين‌ اشتغال‌ زياد به‌ ورزش‌ ،نيز باعث‌ هدر رفتن‌ عمر انسان‌مخصوصا جوانان‌ مي‌شود.عمر انسان‌ بزرگترين‌ سرماية‌ هر فردي‌ است‌كه‌ خدا در قرآن‌ به‌ عمر انسان‌ قسّم‌ خورده‌ است‌.آيا رواست‌ كه‌ اين‌سرمايه‌ اكثرا در راه‌ ورزش‌ صرف‌ شود؟جواناني‌ را مي‌شناسيم‌ كه‌ اكثرعمر خودرا در راه‌ ورزش‌ صرف‌ كرده‌اند ووقتي‌ به‌ عمر سپري‌ شدة‌خودنگاه‌ مي‌كنند سرابي‌ بيش‌ نمي‌بينند وبرگذشتة‌ خود حسرت‌مي‌خورند.او از خود مي‌پرسد،بعد از اين‌ سالها چه‌ چيزي‌ بدست‌آورده‌ام‌؟آيا جز چند مدال‌ وچند تشويقنامه‌ وشايد ثروتي‌ قابل‌ملاحظه‌،چيز ديگري‌ بدست‌ آورده‌ام‌؟البته‌ اين‌ مال‌ جواناني‌ است‌ كه‌ درراه‌ ورزش‌،گرفتار مفاسد اخلاقي‌ نشده‌اند و الاّ افرادي‌ هستند كه‌ در اين‌مسير ورزش‌، سرماية‌ پاك‌ بودن‌ اولية‌ خود را هم‌ از دست‌ دادند ونه‌ تنهاباعث‌ افتخار وبدست‌ آوردن‌ مدال‌ نشدند،بلكه‌ آبروي‌ خود وخانوادة‌خودرا بردند وجز شرمساري‌ چيزي‌ بدست‌ نياوردند.
پس‌ بايد مواظب‌ بود كه‌ تعادل‌ را در ورزش‌ وموسيقي‌ وكارهائي‌ ماننداينها رعايت‌ كنيم‌ واز هدف‌ اصلي‌ كه‌ رسيدن‌ به‌ سعادت‌ وكمال‌ است‌ بازنمانند.
امّا كسانيكه‌ حس‌ مذهبي‌ خودرا پرورش‌ داده‌ اند وآنرا بارورساخته‌اند،در زندگي‌ شبانه‌ روزي‌ خود هيچ‌ جائي‌ براي‌ استفاده‌ ازموسيقي‌ نمي‌بينند.وبجاي‌ آن‌ از نماز،دعا،كارهاي‌ خير وخوب‌ مثل‌عيادت‌ مريض‌،صلة‌ رحم‌،كارهاي‌ تحقيقاتي‌ وعلمي‌،شركت‌ درجلسات‌معنوي‌،استفاده‌ مي‌نمايند.
نتيجة‌ عمر اين‌ افراد بسيار گرانقيمت‌ است‌ وغنيمتهائي‌ كه‌ بدست‌آورده‌اند بسيار پربها.بعد از مدتي‌ اين‌ افراد تبديل‌ به‌ انسانهائي‌ عادل‌،باانصاف‌،دل‌رحم‌،سالم‌،سخاوتمند،شجاع‌،غيور،وطندوست‌،مي‌شوند.افرادي‌كه‌ با توكل‌ برخدا در هرميداني‌ وارد شوند،موفق‌ مي‌شوند.در سياست‌موفق‌ هستند.در ميدان‌ علم‌ سربلند مي‌باشند.در كارهاي‌ اقتصادي‌ به‌كشور ودين‌ خود خدمت‌هاي‌ ارزشمندي‌ مي‌ كنند.در اخلاق‌ راهنماي‌از راه‌ ماندگان‌ مي‌شوند.در معرفت‌ الهي‌ گاه‌ يكشبه‌ راه‌ هزارشبه‌ طي‌مي‌كنند.در هنر هنرمند حقيقي‌ مي‌گردند.در دفاع‌ از وطن‌ همواره‌جلودار هستند.در مبارزه‌ با مستكبرين‌ وظالمين‌ بدون‌ هيچ‌ هراسي‌ درصحنه‌هاي‌ مختلف‌ حاضر مي‌شوند وبامشتهاي‌ گره‌ كرده‌ جواب‌ دشمن‌را مي‌دهند.
و...
بعضي‌ از جوانان‌ خيال‌ مي‌كنند كه‌ دين‌ اسلام‌ دين‌ رياضت‌ است‌. دين‌سختي‌ كشيدن‌ است‌.امّامثلا دين‌ مسيحيت‌ دين‌ نرم‌ وملايمي‌ است‌!زيرادر اسلام‌ بايدها ونبايدها زياد است‌.بايد نماز خواند.بايد روزه‌گرفت‌.بايدخمس‌ وزكات‌ داد.بايد حج‌ وجهاد رفت‌.بايد به‌ ديگران‌كمك‌ كرد.بايد امر بمعروف‌ ونهي‌ از منكر نمود.
همچنين‌ نبايد زنا كرد.نبايد شراب‌ خورد.نبايد به‌ نامحرم‌ نگاه‌ كرد.نبايدگوشت‌ خوك‌ خورد.نبايد رقصيدونبايد موسيقي‌ زننده‌ گوش‌ داد.نبايدفحش‌ وناسزا گفت‌.نبايد درمجالس‌ حرام‌ رفت‌.نبايدلواط‌ واستمناءكرد.نبايد مساحقه‌ نمود.نبايد موي‌ بدن‌ زن‌ ويا زينتش‌ آشار شود.نبايدغيبت‌ كرد.نبايد دزدي‌ نمود.نبايد مال‌ يتيم‌ خورد.نبايد ربا خوردو...
ولي‌ از اين‌ غافلند كه‌ دين‌ اسلام‌ كاملترين‌ دينهاست‌.وقوانين‌ آن‌ براي‌سعادت‌ انسان‌ تاروزقيامت‌ كافي‌ است‌.اگر اسلام‌ بايدها ونبايدهاي‌زيادي‌ براي‌ پيروان‌ خود دارد براي‌ آن‌ است‌ كه‌ همواره‌ در مسير صحبح‌حركت‌ كنند ودچار انحرافات‌ نابودكننده‌ دين‌ ودنيا نشوند.هركدام‌ ازاحكام‌ اسلام‌ فلسفه‌ وعلت‌ خاصي‌ داردكه‌ بعضي‌ از اين‌ علتها دركتب‌الهي‌ وكتب‌ مذهبي‌ بيان‌ شده‌ است‌.قرآن‌ درباره‌ نماز مي‌فرمايد كه‌:نمازمانع‌ فحشاء ومنكر مي‌شود.
شما اگر درباره‌ حقيقت‌ اين‌ آيه‌ بررسي‌ مي‌كنيد وسريهم‌ به‌ زندانهاي‌كشورمان‌ بزنيد متوجه‌ مي‌شويد كه‌ اكثرزندانيان‌ از كساني‌ هستند كه‌بانماز ارتباطي‌ نداشته‌اند.وشايد درعمرخود براي‌ شركت‌ درنمازجماعت‌ به‌ مسجد نرفته‌ اند.اسلام‌ مي‌خواهد با نمازروح‌ آدمي‌ را ازچنگالهاي‌ هواي‌ نفس‌ واز وسوسه‌هاي‌ شيطان‌ نجات‌ بدهد.نماز كمرشيطانهارا مي‌شكند.نماز گناهان‌ را پاك‌ مي‌كند.
«نقل‌ شده‌ كه‌ روزي‌ جواني‌ درموقع‌ نمازبلند شد وبه‌ پيامبراسلام‌(ص‌)گفت‌:يارسول‌ اللّه‌ من‌ آلوده‌ام‌!مرا پاك‌ كن‌.پيامبر رو از اوبرگردانيدند ومشغول‌ نمازجماعت‌ شدند.بعد از نماز،باز آن‌ جوان‌ بلندشد وگفت‌:يارسول‌ الله!من‌ آلوده‌ام‌!مرا پاك‌ فرما!حضرت‌ فرمود:مگرشمابالباس‌ پاك‌ به‌ اين‌ مسجد نيامدي‌وبامانمازنخواندي‌؟گفت‌:چرا.فرمود:اين‌ نماز تورا از گناهان‌ پاك‌ نمود.»
«ودر سخن‌ ديگري‌ آمده‌ كه‌ سلمان‌ گفت‌:نزد پيامبر در زير درختي‌نشسته‌ بودم‌.ناگاه‌ حضرت‌ بلند شد ودرخت‌ را تكان‌ داد تا برگهايش‌ريخت‌.من‌ علت‌ اين‌ كار را پرسيدم‌.فرمود:همانطور كه‌ برگهاي‌ اين‌درخت‌ ريخت‌،گناهان‌ آدمي‌ هم‌ با خواندن‌ نماز مي‌ريزد.»
نماز انسان‌ را از عذاب‌ وجدان‌ گناهان‌ نجات‌ وخلاصي‌ داده‌ وبه‌ اوآرامش‌ مي‌دهد.واين‌ آرامش‌ لازمة‌ روح‌ آدمي‌ است‌ كه‌ متأسفانه‌ درآدمهاي‌ فراري‌ از نماز ديده‌ نمي‌شود.
پس‌ نمي‌ توان‌ نماز را يك‌ تكليف‌ سخت‌ ورياضتي‌ براي‌ انسان‌ قلمدادكرد.نمازي‌ كه‌ هيچگاه‌ از انسان‌ ساقط‌ نمي‌شود چه‌ درسفر وچه‌درحضر.چه‌ در جنگ‌ وچه‌ در صلح‌.چه‌ در سلامتي‌ وچه‌ در بيماري‌.چه‌در فقر وچه‌ در غِني‌.چه‌ در مجردي‌ وچه‌ در دوران‌ ازدواج‌. در جواني‌وچه‌ در پيري‌.
اگر ارزش‌ نماز را بدانيم‌ مي‌فهميم‌ كه‌ نماز نه‌ تنها سخت‌ نيست‌ بلكه‌ براي‌عارفان‌ بسيار لذت‌ بخش‌ است‌.آنچنان‌ كه‌ شخصي‌ مانند اويس‌ قرن‌ كه‌پيرمرد چوپاني‌ است‌ بخود مي‌گفت‌:اويس‌!امشب‌ شب‌ ركوع‌ است‌ وتاصبح‌ در يك‌ ركوع‌ بسر مي‌برد.وشب‌ ديگر مي‌گفت‌:امشب‌ شب‌ سجوداست‌ وتا صبح‌ را در يك‌ سجده‌ بسر مي‌برد.وشب‌ ديگر را تا به‌ صبح‌ درقيام‌ وايستاده‌ عبادت‌ مي‌كرد.او كه‌ ديگر پيامبر وامام‌ نبود تا اين‌عبادتهارا مختص‌ اولياء خدا بدانيم‌.او پيرمرد بيسواد چوپاني‌ بود كه‌ بامعرفت‌ صحيح‌ به‌ درجه‌اي‌ رسيد كه‌ جزء ياران‌ علي‌(ع‌)،بود ودركنارحضرتش‌ جنگيد وعاقبت‌ به‌ شهادت‌ رسيد.
نماز جلو انحرافات‌ جنسي‌ را مي‌گيرد.نمازجلو اعتياد را مي‌گيرد.نمازجلو فقر را مي‌گيرد.نماز جلو انحرافات‌ سياسي‌ را مي‌گيرد.نماز جلوانحرافات‌ اعتقادي‌ را مي‌گيرد.نماز جلو انحرافات‌ اقتصادي‌ رامي‌گيردو...
در نتيجه‌ نماز را نمي‌توان‌ تكليف‌ سختي‌ دانست‌.ديگر تكاليف‌ واجب‌وحرام‌ هم‌ هركدام‌ نقش‌ مهمي‌ در هدايت‌ انسان‌ ودوري‌ از انحرافات‌دارند.
اگر اسلام‌از زنا وروابط‌ نامشروع‌ نهي‌ كرده‌ است‌ براي‌ جلوگيري‌ ازعواقب‌ خانمان‌ برانداز آن‌ است‌.زنا پرده‌هاي‌ حيا را بخصوص‌ در زنان‌ ازبين‌ مي‌برد.محبتهاي‌ زن‌ وشوهري‌ ووفاداريهارا به‌ خيانت‌ نسبت‌بهم‌،تبديل‌ مي‌كند.وقت‌ شريف‌ وباارزش‌ را در افراط‌ گريهاي‌ جنسي‌صرف‌ مي‌نمايد.زن‌ ومرديكه‌ از راه‌ قانوني‌ باهم‌ ازدواج‌ كنند،درغير ازسالهاي‌ اوليه‌ ازدواج‌،با هفته‌اي‌ دويا سه‌ بار نزديكي‌ اشباع‌ ميشوند
وبا خيال‌ راحت‌ وآرامش‌ كامل‌ به‌ انجام‌ وظايف‌ خود مي‌پردازند.ولي‌ زن‌ويامرديكه‌ ارتباطات‌ نامشروع‌ دارند،اوقات‌ زيادي‌ را صرف‌ اين‌ حس‌سيري‌ناپذير مي‌كنند وگاهي‌ علاقه‌ موقتي‌ به‌ يك‌ نفر پيدا مي‌كنند ولي‌همينكه‌ پاي‌ نفر ديگري‌ بميدان‌ آمد از اولي‌ دل‌ مي‌كنند كه‌ بقول‌معروف‌«لكل‌ جديدٍ لذة‌!»براي‌ هر جديد وتازه‌اي‌ لذت‌ خاصي‌ است‌.
اين‌ افراد آرامش‌ خيال‌ ندارند زيرا زنا برخلاف‌ فطرت‌ پاك‌ آدمي‌است‌.والبته‌ از اثرات‌ زيانبار آن‌ كه‌ متلاشي‌ شدن‌ كانونهاي‌خانواده‌ها،بچه‌هاي‌ نامشروع‌،ناآراميهاي‌ ذهني‌واز همه‌ مهمتر ميل‌ افرادزناكار به‌ ايجاد فساد درجامعه‌ وميل‌ به‌ ظلم‌ وستم‌ ودروغ‌ وكجرويهامصون‌ نخواهند ماند.فردزناكار از نظر اسلام‌ صلاحيت‌ قضاوت‌،شهادت‌در دادگاه‌،امامت‌ جماعت‌،مرجعيت‌ واجتهادو...ندارد.
در روايات‌ آمده‌ كه‌ از علامتهاي‌ دشمني‌ با اهلبيت‌ زنازادگي‌ است‌ وآمده‌كه‌ كسي‌ با اهلبيت‌ دشمني‌ نمي‌ورزد مگر اينكه‌ بچة‌ زنا ويا بچه‌حيض‌!باشد.
چه‌ پولهاي‌ هنگفتي‌ كه‌ انسان‌هاي‌ جامانده‌ از حقيقت‌ صرف‌ ارضاءجنسي‌ نامشروع‌ خود نمي‌كنند.چه‌ پولهايي‌ كه‌ به‌ زن‌هاي‌ فاحشه‌مي‌پردازند مثلا شخصي‌ مي‌گفت‌ كه‌ درسال‌ دوياسه‌ بار به‌ تركيه‌ رفته‌وچند شبي‌ در هتل‌ مانده‌ ومبالغي‌ را صرف‌ هتل‌ ومادام‌!!نموده‌ وسپس‌بادست‌ خالي‌!به‌ كشورمراجعت‌ مي‌نمايد درحاليكه‌ اگر اين‌ پولهاراصرف‌ ازدواج‌ قانوني‌ وشرعي‌ مي‌كرد ميتوانست‌ همواره‌ از همسري‌ كه‌فقط‌ متعلق‌ به‌ اوست‌ وشريك‌ زندگي‌ اوست‌ بهره‌ هاي‌ فراواني‌ درمسائل‌ مختلف‌ زندگي‌ ببرد.
وچه‌ پولهايي‌ كه‌ اين‌ افرادصرف‌ خريد ماهواره‌ وفيلمهاي‌ مبتذل‌ براي‌فقط‌ لذت‌ چشمها!نمي‌كنند.درحاليكه‌ ميتوانند با اين‌ پولها كارهايي‌ كه‌بدرد خود وخانواده‌ وكشور ودنيايشان‌ بخورد انجام‌ دهند.
طبق‌ آمار يكسوم‌ كودكان‌ انگليس‌ حرام‌ زاده‌ هستند!وبقيه‌ كشورهاي‌اروپائي‌ وكشورهايي‌ كه‌ درآنها بي‌ بند وباري‌ بعنوان‌ يك‌ عمل‌ بد تلقي‌نمي‌شود نيز كم‌ وبيش‌ همين‌ آمارهارا دارند.
اين‌ كودكان‌ در آينده‌ در سراسر كشور هركدام‌ در جايگاه‌ خود زندگي‌خواهند كرد.بعضي‌ در كارهاي‌ سياسي‌ وبعضي‌ پستهاي‌ حساس‌ رابدست‌ خواهند گرفت‌ وبعضي‌ در بازار وتجارت‌ وعده‌ اي‌ درآموزش‌وپرورش‌ ودر طبابت‌ ودرجاهاي‌ ديگر مشغول‌ بكار مي‌شوند.
كشوريكه‌ مسئولينش‌ از فرزندان‌ حرام‌ به‌ عمل‌ آمده‌ باشند آيندة‌ سالمي‌نخواهد داشت‌.بلكه‌ كساني‌ مثل‌ شارون‌ وجرج‌ بوش‌ وبيل‌ كلينتون‌وامثال‌ او قدرت‌ را بدست‌ مي‌گيرند كه‌ از كشتار مردم‌ مستضعف‌ومحروم‌ ومخصوصا ملت‌هاي‌ مسلمان‌ لذت‌ مي‌برند.كسانيكه‌ فاقدترحم‌ نسبت‌ به‌ انسانها هستند وفقط‌ خود ومردم‌ خودرا مي‌بينند وبراي‌هيچ‌ كس‌ ديگري‌ ارزش‌ واحترام‌ قائل‌ نيستند.
اينجاست‌ كه‌ به‌ فلسفه‌ احكام‌ در اسلام‌ پي‌ مي‌بريم‌ كه‌ تصدي‌ پستهاي‌حساس‌ مثل‌ رهبري‌ وقضاوت‌ وامامت‌ جماعت‌ را براي‌ افراد حرام‌ زاده‌ممنوع‌ كرده‌ است‌.وبرعكس‌ توجه‌ وعنايت‌ ويژه‌اي‌ به‌ افراد باتقواوپاك‌وسالم‌ از نظر اخلاقي‌ دارد .
امّا حكم‌ ديگري‌ كه‌ اسلام‌ دارد مربوط‌ به‌ حرام‌ بودن‌شرابخواري‌ است‌.شراب‌ مايعي‌ است‌ كه‌ نه‌ تنها دردين‌ اسلام‌ بلكه‌در همة‌ اديان‌ وبلكه‌ از ديد همة‌ اطباء مضر وضررآور تشخيص‌ داده‌ شده‌است‌.
بزرگترين‌ ضرر شراب‌ مختل‌ كردن‌ عقل‌ آدمي‌ است‌.عقلي‌ كه‌ شرافت‌انسان‌ وبرتري‌ اوبرساير موجودات‌ وابسته‌ به‌ آن‌ است‌.
يكي‌ از دانشمندان‌ گفته‌ است‌ كه‌ حتي‌ مصرف‌ كم‌ الكل‌ مي‌تواندضايعات‌ مغزي‌ بسياري‌ را سبب‌ شود.ووقتي‌ انسان‌ از نوشيدن‌مقداركمي‌ الكل‌،احساس‌ لذت‌ وشادماني‌ مي‌كند نمي‌داند كه‌ به‌ نابودي‌سلولهاي‌ مغزي‌ خود كمك‌ كرده‌ است‌.
آثار زيانبار شراب‌ در جوامع‌ مختلف‌ قابل‌ انكار نيست‌.شراب‌ را مي‌تواندريشة‌ بسياري‌ از مفاسد غرب‌ دانست‌ كه‌ بحمدالله در كشور ما بخاطررعايت‌ مسائل‌ مذهبي‌،شرابخواري‌ در حد بسيار ضعيف‌ واندكي‌ است‌.
امّا در تاريخ‌ مي‌توان‌ به‌ مواردي‌ اشاره‌ كرد كه‌ شرابخواري‌ باعث‌ نابودي‌وجنايت‌ شده‌ است‌.وقتي‌ هارون‌،خليفه‌ عباسي‌،خواهرش‌ عباسه‌ را به‌عقد جعفربرمكي‌ وزير مقتدر خود درآورد اورا از هرگونه‌ تماس‌ جنسي‌منع‌ نمود وجعفرهم‌ اطاعت‌ كرد ولي‌ عباسه‌ نتوانست‌ برهوس‌ خود غلبه‌كند وترتيبي‌ داد تا جعفر با نوشيدن‌ شراب‌ مست‌ شود.آنگاه‌ با او عمل‌جنسي‌ انجام‌ داد.وقتي‌ بعد از مدتها خبر به‌ هارون‌ رسيد،دستور كشتن‌جعفربرمكي‌ وكندن‌ ريشه‌ برامكه‌ در دستگاه‌ خلافت‌ خودرا صادرنمود.وبه‌ اين‌ ترتيب‌ ريشة‌ برمكي‌ها از قدرت‌ وخلافت‌ كنده‌ شد.
ويا وقتي‌ مغولها به‌ ايران‌ حمله‌ كردن‌،پادشاه‌ ايران‌ جلال‌ الدين‌خوارزمشاه‌ بدليل‌ مستي‌ نتوانست‌ تصميم‌ درستي‌ براي‌ دفاع‌ از كشور بگيرد لذا كشور ايران‌ به‌ اشغال‌ مغولها درآمد وتمدن‌ اسلامي‌ دچار آفت‌مخربي‌ گرديد.
در زمان‌ اميركبير كه‌ مي‌رفت‌ كشور ما از تاريكي‌ وگمراهي‌ بدرآيد وازعقب‌ ماندگي‌ نجات‌ يابد،بدخواهان‌ حكم‌ قتل‌اميركبير را ازناصرالدين‌شاه‌ درحال‌ مستي‌ گرفتند واجرا نمودند.وباعث‌ شدند كه‌ اميد نجات‌ايران‌ برباد رود.
درتاريخ‌ ذكر شده‌ كه‌ افرادي‌ بوده‌ اند كه‌ براثر مستي‌ با محارم‌ خود مثل‌خواهرخود زنا كرده‌اند.
دانشمندان‌ تنها آثار زيانبار شرابخواري‌ را گريبانگير شرابخوار نمي‌دانندبلكه‌ به‌ نسلهاي‌ بعدي‌ هم‌ اين‌ آثار سرايت‌ مي‌كند.
دبيركل‌ سازمان‌ بين‌ المللي‌ مبارزه‌ باالكل‌ گفت‌ كه‌ هشتاد درصد ديوانگان‌وچهل‌ درصد بيماران‌ آميزشي‌ در نتيجة‌ اعتياد به‌ الكل‌ بوده‌است‌.ودكتري‌ در المان‌ گفته‌ است‌ كه‌ درب‌ ميكده‌ هارا ببنديد تا من‌درب‌ نيمي‌ از بيمارستانها وديوانه‌ خانه‌ هارا ببندم‌.
پس‌ ملاحظه‌ مي‌كنيد كه‌ چرا اسلام‌ شراب‌ را حرام‌ نموده‌ است‌.اسلام‌نمي‌خواهد كه‌ مسلمانش‌ اسير اين‌ آثار زيان‌ آورباشد.اسلام‌ مي‌خواهدكه‌ مسلمين‌ تندرست‌ وشاداب‌ وسالم‌ وقوي‌ وبدور از هرگونه‌ انحرافي‌باشند.همانطور كه‌ در بهشت‌ موعود اين‌ چنين‌ وكلية‌ بهشتنيان‌ از هر گونه‌بيماري‌ جسمي‌ وروحي‌ وحتي‌ از صفات‌ زشتي‌ چون‌ حسادت‌،كينه‌جوئي‌،بخل‌ وخساست‌،ترس‌ وتكبر و...بدور مي‌باشند.
مسئله‌ ديگري‌ كه‌ باعث‌ شده‌ كه‌ اسلام‌ را دين‌ محدوديتها تلقي‌ كنندمربوط‌ به‌ روابط‌ جنسي‌ است‌.
چگونه‌ ميتوان‌ قبول‌ كرد كه‌ خداوند حكيم‌ نياز جنسي‌ را در انسان‌ قراردهد ولي‌ براي‌ اشباع‌ سالم‌ آن‌ پيش‌ بيني‌ نكرده‌ باشد؟آنقدر كه‌ در اسلام‌به‌ مسئله‌ برطرف‌ كردن‌ نيازهاي‌ غريزه‌ جنسي‌ اهميت‌ داده‌ شده‌ دركدام‌دين‌ اين‌ چنين‌ بها داده‌ شده‌ است‌؟
البته‌ چون‌ راه‌ برطرف‌ كردن‌ اين‌ نياز حساس‌ است‌ ودرصورت‌ درست‌نبودن‌ راه‌ انسانها دچار آثار زيانباري‌ مي‌شوند،اسلام‌ عزيز اين‌ راهارا درچهارچوب‌ خاصي‌ قرار داده‌ كه‌ هر مسلماني‌ بايد در اين‌ چهارچوب‌ كه‌بسيار بزرگ‌ هم‌ است‌ حركت‌ كند وبراي‌ متخلفين‌ ومتجاوزين‌ از اين‌حدود،مجازاتهاي‌ سختي‌ چون‌ سنگسار،اعدام‌ وشلاق‌ درنظر گرفته‌شده‌ است‌.
از يك‌ طرف‌ اسلام‌ مي‌فرمايد كه‌ دختر بايد آنقدر زود شوهر كند كه‌ هنوزعادت‌ ماهيانه‌ شده‌ از خانه‌ پدر رفته‌ باشد.ويا پسر هرگاه‌ احساس‌ كرد كه‌بخطر گناه‌ مي‌افتد واجب‌ است‌ كه‌ ازدواج‌ كند ويا مرد مي‌تواند بدلائلي‌تا چهار زن‌ دائم‌ وبطور نامحدود همسر موقت‌ داشته‌ باشد واز طرفي‌ به‌كسانيكه‌ بعللي‌ برايشان‌ ازدواج‌ ميسور نيست‌ دعوت‌ وسفارش‌ به‌پاكدامني‌ وعفاف‌ مي‌نمايد.ورابطه‌ جنسي‌ خارج‌ ازدواج‌ را ممنوع‌مي‌داند.
اسلام‌ براي‌ حفظ‌ تعادل‌ غريزه‌ جنسي‌، رابطة‌ زن‌ و مرد را به‌ قيودي‌ مقيدساخته‌ است‌ كه‌ رعايت‌ آنها به‌ سلامت‌ جامعه‌ كمك‌ مي‌نمايد و عدم‌رعايت‌ آنها، باعث‌ انحراف‌ و عاقبت‌ اضمحلال‌ آن‌ جامعه‌ مي‌شود. ازجملة‌ اين‌ قيود و ضوابط‌ :

1ـ محارم‌:

باتوجه‌ به‌ اينكه‌ افرادي‌ بخاطر قرابت‌ و خويشي‌ مجبورند در يك‌ جازندگي‌ كنند، اسلام‌ افرادي‌ را به‌ هم‌ محرم‌ ساخته‌ است‌ كه‌ از يك‌ طرف‌معاشرت‌ اين‌ افراد با هم‌ به‌ دليل‌ عدم‌ رعايت‌ وجوب‌ حجاب‌ زن‌،سخت‌ و مشقت‌ آور نباشد و از طرفي‌ با ممانعت‌ از ازدواج‌ اين‌ افراد باهم‌، روابط‌ خويشاوندي‌ سالم‌ از بين‌ نرود.
علاقه‌ اين‌ افراد به‌ هم‌ علاقه‌ خويشاوندي‌ و فاميلي‌ است‌. مثل‌ علاقه‌ پدرومادر نسبت‌ به‌ فرزند و علاقه‌ برادر نسبت‌ به‌ خواهر و000غيره‌.

2ـ حرمت‌ زنا

علاوه‌ بر ممنوعيت‌ رابطه‌ جنسي‌ با محارم‌، ارتباط‌ با جنس‌ مخالف‌بدون‌ عقد شرعي‌، زنا محسوب‌ شده‌ و حرام‌ و ممنوع‌ است‌.
«وَ لا' تَقْرَبُوا الزِّن'ا اِنَّه‌ُ ك'ان‌َ ف'احِشَة‌ً وَ س'اءَ سَبيلاً».
«به‌ زنا نزديك‌ نشويد زيرا زنا فحشاء و بد راهي‌ است‌».
در سفر معراج‌، در هنگام‌ بازديد از جهنم‌، پيغمبر(ص‌) ديد كه‌:
«عده‌ اي‌ از زنها را به‌ سينه‌هايشان‌ آويزان‌ كرده‌ بودند وعده‌اي‌ ديگر رابا نخ‌ و سوزن‌ آتشين‌، بدنهايشان‌ را مي‌دوختند. از جبرئيل‌ در باره‌اينان‌ پرسيدم‌ فرمود:اينها زناكار بوده‌اند».
پيغمبر(ص‌) به‌ علي‌(ع‌) فرمود:
«زنا داراي‌ سه‌ اثر بد دنيوي‌ و سه‌ اثر بد اخروي‌ است‌: اثرات‌ دنيوي‌زنا عبارتند از: رسواشدن‌، كوتاهي‌ عمر و قطع‌ روزي‌ (روزي‌ حلال‌).و اثرات‌ اخروي‌ آن‌: سختي‌ حساب‌، خشم‌ خداوند و ابدي‌ بودن‌ درجهنم‌ است‌».
«آمده‌ است‌ كه‌ وقتي‌ لشكر حضرت‌ موسي‌(ع‌) به‌ فرماندهي‌ يوشع‌ بن‌نون‌(ع‌) تصميم‌ به‌ تصرف‌ شام‌ را گرفتند. حاكم‌ آن‌ ناحيه‌ از بلعم‌ باعوراكه‌ دانشمندي‌ قلاّبي‌ بود درخواست‌ كرد كه‌ راهي‌ براي‌ شكست‌ لشكربني‌اسرائيل‌ به‌ او نشان‌ دهد. بلعم‌ به‌ آنان‌ گفت‌ كه‌ تنها عامل‌ شكست‌ اين‌لشكر زنااست‌! شما زنان‌ هرزه‌ را به‌ عنوان‌ خريد و فروش‌ ميان‌ لشكر بني‌اسرائيل‌ بفرستيد و به‌ آنها اجازه‌ بدهيد كه‌ خود را در اختيار مردان‌ لشكربگذارند.
دستور بلعم‌ اجرا شد و زنان‌ هرزه‌ در بين‌ لشكر يوشع‌ رفت‌ و آمدمي‌نمودند و به‌ فسق‌ و فجور با لشكريان‌ مشغول‌ شدند.
طولي‌ نكشيد كه‌ دراثر اين‌ تماسهاي‌ نامشروع‌، مرضي‌ خطرناك‌ در بين‌لشكريان‌ پيدا شد و در فاصلة‌ چند روز هزاران‌ نفر را كشت‌!
اين‌ وضع‌ ادامه‌ داشت‌ تا اينكه‌ يكي‌ از افراد غيرتمند لشكر، نيزة‌ خود رابدست‌ گرفت‌ و به‌ زن‌ و مردي‌ كه‌ در حال‌ زنا بودند حمله‌ كرد و آنان‌ راكشت‌ و اعلام‌ كرد هركه‌ را در حال‌ عمل‌ نامشروع‌ بيابم‌، او را مي‌كشم‌!لشكريان‌ از ترس‌ جان‌، از زنان‌ مذكور فاصله‌ گرفتند و درنتيجه‌ آن‌ مرض‌مهلك‌ از ميان‌ رفت‌ و لشكر بني‌اسرائيل‌ توانست‌ شام‌ را فتح‌ و تصرف‌كند.
«يكي‌ از علماء مي‌گويد: مشاهده‌ كردم‌ كه‌ هفته‌اي‌ يكبار خانمي‌ در حرم‌اميرالمؤمنين‌(ع‌) براي‌ زنها استخاره‌ مي‌گيرد. من‌ از يكي‌ از خادمين‌ حرم‌خواهش‌ كردم‌ كه‌ آن‌ زن‌ را نزد من‌ بياورد تا چند سؤال‌ از او بپرسم‌. خانم‌را نزدم‌ آوردند، از او پرسيدم‌: شما چگونه‌ استخاره‌ مي‌گيريد؟ جواب‌داد: با تسبيح‌ و با كمك‌ حضرت‌ ابوالفضل‌(ع‌)! وقتي‌ از او توضيح‌خواستم‌، گفت‌: من‌ زني‌ بيوه‌ هستم‌ كه‌ چند بچه‌ دارم‌. از بي‌ پولي‌ چندبارتصميم‌ به‌ اعمال‌ ناشايست‌ گرفتم‌، ولي‌ هربار منصرف‌ شدم‌ و تقوا پيشه‌نمودم‌. يك‌ دفعه‌ آخر خيلي‌ بمن‌ فشار آمد و ديگر نزديك‌ بودم‌ كه‌ آلوده‌شوم‌ ولي‌ باز منصرف‌ شدم‌ و به‌ حرم‌ حضرت‌ ابوالفضل‌(ع‌) رفتم‌ و سه‌روز در آنجا اعتصاب‌ غذا نمودم‌ و از حضرت‌ تقاضاي‌ كمك‌ نمودم‌.
در عالم‌ رؤيا حضرت‌ عباس‌(ع‌) بمن‌ فرمود: برو و در حرم‌ پدرم‌اميرالمؤمنين‌ (ع‌) براي‌ زنها استخاره‌ بگير!
گفتم‌: من‌ اين‌ كار را بلد نيستم‌!
فرمود: ما كمكت‌ مي‌كنيم‌.
من‌ هم‌ هفته‌اي‌ يك‌ بار به‌ اينجا مي‌آيم‌ و استخاره‌ مي‌گيرم‌ و حضرت‌ هم‌مطالبي‌ كه‌ لازم‌ است‌ به‌ افراد بگويم‌، بر زبانم‌ جاري‌ مي‌كند. و مردم‌ هم‌درعوض‌ بمن‌ مزد مي‌دهند!»

3ـ سرپرستي‌ مرد نسبت‌ به‌ خانواده‌

اسلام‌ مرد را رئيس‌ و سرپرست‌ خانواده‌ مي‌داند و وظيفة‌ او را رفع‌احتياجات‌ خانواده‌ و اداره‌ امور مختلف‌ دانسته‌ و اطاعت‌ از دستورات‌او را (اگر بر خلاف‌ دستورات‌ خدا و رسول‌ او نباشد) از طرف‌ اعضاي‌خانواده‌، لازم‌ مي‌داند.
«مردان‌ سرپرستي‌ و كارگذاري‌ زنان‌ را برعهده‌ دارند، بخاطر برتري‌ كه‌خداوند بعضي‌ (مردان‌) را بر بعضي‌ (زنان‌) داده‌ است‌، و به‌ خاطرنفقه‌اي‌ كه‌ از اموالشان‌ مي‌پردازند».
«پيغمبر(ع‌) فرمود: اگر زن‌ از خانه‌ خارج‌ شود در حالي‌ كه‌ شوهرش‌ ازاو ناراضي‌ باشد، تمام‌ فرشتگان‌ او را لعنت‌ مي‌كنند تا زماني‌ كه‌ به‌خانه‌ برگردد».
و در سخن‌ ديگر فرمود:اگر شوهر از زنش‌ ناراضي‌ باشد، عبادتهايش‌قبول‌ نمي‌شود تا زماني‌ كه‌ شوهر از او راضي‌ شود.

4ـ زن‌ مسئول‌ امور خانه‌

از طرفي‌ اسلام‌ مسئوليت‌ اداره‌ خانه‌ وامورخانه‌داري‌ را به‌ عهده‌ زن‌گذاشته‌ است‌. آنچنان‌ كه‌ پيغمبر(ص‌) فرمود:
«زن‌ سرپرست‌ خانة‌ شوهرش‌ بوده‌ و مسئول‌ است‌».
باتوجه‌ به‌ روايات‌ معصومين‌(ع‌)، متوجه‌ مي‌شويم‌ كه‌ از نظر اسلام‌،خوب‌ است‌ زن‌ به‌ اموري‌ مشغول‌ شود كه‌ تماس‌ اورا با جنس‌ مخالف‌محدود سازد. مثلاً جهاد از زنان‌ برداشته‌ شده‌ است‌ و تهيه‌ آذوقه‌ ومسكن‌ و لباس‌ به‌ عهدة‌ مرد قرار دارد.
عيادت‌ مريض‌ و تشييع‌ جنازه‌ و بقيه‌ امور اجتماعي‌ كه‌ براي‌ مردان‌ بسيارسفارش‌ شده‌ است‌، براي‌ زنان‌ سفارشي‌ از طرف‌ بزرگان‌ دين‌ نشده‌است‌، بلكه‌ به‌ زنان‌ رخصت‌ داده‌ شده‌ است‌ كه‌ در اين‌ امور شركت‌نكنند. امّا از آن‌ طرف‌ براي‌ اداره‌ امور منزل‌ و مشغول‌ شدن‌ به‌ تربيت‌كودكان‌ و تعليم‌ و آموزش‌ و رفع‌ احتياجات‌ شوهر بسيار سفارش‌ شده‌است‌. به‌ چند حديث‌ در اين‌ زمينه‌ توجه‌ نمائيد:
«روزي‌ رسول‌ خدا(ص‌) در جمع‌ اصحاب‌ و ياران‌ نشسته‌ بودند كه‌اسماء بنت‌ يزيد انصاري‌، به‌ حضور پيغمبر(ع‌) رسيد و عرض‌ كرد: من‌نماينده‌ زنان‌ هستم‌ تا از شما سؤالي‌ بپرسم‌، و اين‌ فقط‌ سؤال‌ زنان‌انصار و مدينه‌ نيست‌ بلكه‌ هيچ‌ زني‌ در شرق‌ و غرب‌ عالم‌ نيست‌ مگراينكه‌ وقتي‌ سؤال‌ مرا بشنود، آن‌ را مي‌پذيرد. پس‌ من‌ در حقيقت‌نماينده‌ همة‌ زنان‌ عالم‌ هستم‌! پدر و مادرم‌ و خودم‌ فداي‌ شما اي‌رسول‌ خدا!
حقيقتاً خداوند شمارا به‌ پيامبري‌ بسوي‌ زنان‌ و مردان‌ مبعوث‌ نمود، ماهم‌ به‌ تو و خدايت‌، ايمان‌ آورديم‌، و بدرستي‌ كه‌ ما زنان‌، خانه‌ نشينين‌و در حجاب‌ و محدود هستيم‌. غرائز جنسي‌ شما مردها را برطرف‌مي‌كنيم‌ و فرزندان‌ شما را بزرگ‌ مي‌نمائيم‌! آن‌ وقت‌ شما مردها چندامتياز بر ما زنها داريد: شما در نماز جمعه‌ و جماعت‌ و عيادت‌مريضها و تشييع‌ جنازه‌ و حج‌ پياپي‌ و از همه‌ بالاتر در جهاد شركت‌مي‌كنيد! وقتي‌ يكي‌ از شما براي‌ حج‌ و عمره‌ و جهاد، خارج‌ مي‌شويد،ما اموال‌ شما را حفظ‌ مي‌كنيم‌، لباسهاي‌ شما را مي‌بافيم‌، بچه‌هاي‌ شمارا بزرگ‌ مي‌كنيم‌ در حالي‌ كه‌ در اجر و ثواب‌ كارهاي‌ شما شريك‌نيستيم‌!
در اين‌ موقع‌ حضرت‌ با تمام‌ صورت‌ به‌ اصحابش‌ متوجه‌ شد و فرمود:آيا شما تاكنون‌ زني‌ اين‌ چنين‌ ديده‌ايد كه‌ به‌ اين‌ خوبي‌ مسائل‌ دينش‌ رابپرسد؟
اصحاب‌ گفتند: ما فكر نمي‌كرديم‌ زني‌ به‌ اين‌ مرتبه‌ برسد!
سپس‌ پيغمبر به‌ طرف‌ آن‌ زن‌ توجه‌ كرد و فرمود: اي‌ خانم‌! خوب‌ بفهم‌و به‌ همة‌ زنان‌ اعلام‌ كن‌! بدرستي‌ كه‌ خوب‌ شوهرداري‌ كردن‌ زن‌ وجلب‌ رضايت‌ شوهر و موافق‌ او عمل‌ نمودن‌، مساوي‌ و معادل‌ همة‌اين‌ كارهاي‌ خيري‌ است‌ كه‌ مردان‌ انجام‌ مي‌دهند!
آن‌ زن‌ درحالي‌ كه‌ زبان‌ رابه‌ لا اله‌ الاّ اللّه‌ بلند كرده‌ بود نزد زنان‌ برگشت‌.»

5 ـ حجاب‌ زن

«و به‌ زنان‌ با ايمان‌ بگو: چشم‌از نگاه‌ به‌ مردان‌ اجنبي‌ فروبندند و عفت‌ خويش‌ را حفظ‌ كنند و زينت‌خود را جز آنچه‌ آشكار است‌، ظاهر نسازند، و بايد اطراف‌روسريهاي‌ خود را به‌ سينه‌هايشان‌ بياندازند و زينت‌ خويش‌ را آشكارنكنند مگر براي‌ شوهرانشان‌ يا پدران‌ و پدر شوهران‌ يا پسران‌ و يا پسرشوهران‌ و يا برادران‌ و يا خواهرزادگان‌ و يا برادر زادگان‌ و يا زنان‌ و ياغلامان‌ و يا افراد ناتوان‌ از شهوت‌ همچون‌ پيرمردان‌ كه‌ به‌ زنان‌ تمايلي‌ندارند و يا كودكاني‌ كه‌ از اسرار زنان‌ خبر ندارند و مبادا پاي‌ خود را به‌زمين‌ بكوبند تا آنچه‌ از زينتشان‌ پنهان‌ است‌، ظاهر شود. و اي‌ گروه‌مومنان‌! همگي‌ بسوي‌ خدا توبه‌ كنيد شايد رستگار شويد».
«در آية‌ فوق‌ چهار حكم‌ بيان‌ شده‌ است‌:
الف )زنها نبايد زينتهاي‌ پنهان‌ خود را (مانند گوشواره‌، خلخال‌، موي‌سر، لباسهاي‌ زينتي‌) آشكار نكنند، مگر آن‌ مقدار كه‌ طبيعتاً آشكاراست‌ (مانند انگشتر، خضاب‌ دست‌ و...).
ب) بايد دامنة‌ روسري‌ يا مقنعه‌ را بر روي‌ سينه‌ و گردن‌ بيندازند.
ج) زينتهاي‌ خود را فقط‌ براي‌ دوازده‌ نفر مي‌توانند آشكار كنند (البته‌عمو و دائي‌ در آيات‌ ديگر آمده‌ است‌).
د) موقع‌ راه‌ رفتن‌ پاهاي‌ خود را بر زمين‌ نزنند تا زينتها آشكار شود (وباعث‌ جلب‌ توجه‌ نامحرم‌ گردد، مثل‌ كفشهاي‌ پاشنه‌ بلند كنوني‌ وخلخالهاي‌ زمان‌ پيامبر(ص‌)).
«از امام‌ ششم‌(ع‌) پرسيدند: كدام‌ قسمت‌ بدن‌ زن‌ براي‌ نامحرم‌ ديدنش‌حلال‌ است‌؟ فرمود: صورتش‌ و دو پايش‌ و دو دستش‌».
زن‌ گوهري‌ است‌ كه‌ بايد خود را از دستبرد نامحرمان‌ دور نگه‌ دارد. زني‌كه‌ با حجاب‌ در كوچه‌ و خيابان‌ ظاهر مي‌شود، هم‌ ارزش‌ خود را بالامي‌برد و هم‌ آسيبي‌ به‌ سلامت‌ رواني‌ و اخلاقي‌ جامعه‌ وارد نمي‌كند. وخانمي‌ كه‌ رعايت‌ حجاب‌ اسلامي‌ را نمي‌كند هم‌ ارزش‌ خود را پائين‌مي‌آورد و هم‌ مانند ميكربي‌ است‌ كه‌ ديگران‌ را آلوده‌ و مريض‌ مي‌كند.
شهيد مطهري‌ نظراتي‌ در مورد حجاب‌ دارد كه‌ به‌ بعضي‌ از آنها اشاره‌مي‌شود :
«ريشة‌ اصلي‌ واجب‌ بودن‌ پوشش‌ براي‌ زن‌ در اسلام‌، اين‌ است‌ كه‌ اسلام‌مي‌خواهد انواع‌ لذتهاي‌ بصري‌ و لمسي‌ و انواع‌ ديگر لذت‌ جنسي‌،محدود به‌ محيط‌ خانواده‌ و در كادر ازدواج‌ اختصاص‌ يابد و اجتماع‌منحصراً براي‌ كار و فعاليت‌ باشد. برخلاف‌ سيستم‌ غربي‌ كه‌ كار وفعاليت‌ را با لذت‌ جوئي‌هاي‌ جنسي‌، بهم‌ مي‌آميزند».
«علت‌ اينكه‌ دستور پوشش‌ اختصاص‌ به‌ زنان‌ يافته‌ براي‌ اين‌ است‌ كه‌ميل‌ به‌ خودنمائي‌ و خودآرائي‌ مخصوص‌ زنان‌ است‌. از نظر تصاحب‌قلبها و دلها، مرد شكار و زن‌ شكارچي‌ است‌ همچنانكه‌ از نظر تصاحب‌جسم‌ و تن‌، زن‌ شكار و مرد شكارچي‌ است‌! ميل‌ زن‌ به‌ خودآرائي‌ ازاين‌ نوع‌ حس‌ شكارچي‌گري‌ او ناشي‌ مي‌شود».
«اسلام‌ نمي‌گويد كه‌ زن‌ از خانه‌ بيرون‌ نرود و نمي‌گويد كه‌ حق‌ تحصيل‌علم‌ و دانش‌ را ندارد، بلكه‌ علم‌ و دانش‌ را فريضة‌ مشترك‌ زن‌ و مرددانسته‌ است‌. اسلام‌ فعاليت‌ اقتصادي‌ خاصي‌ را براي‌ زن‌ تحريم‌نمي‌كند.اسلام‌ هرگز نمي‌خواهد زن‌ بيكار و بي‌عار بنشيند و وجودي‌عاطل‌ وباطل‌ بار آيد. پوشاندن‌ صورت‌ و دستها، مانع‌ هيچ‌ گونه‌ فعاليت‌فرهنگي‌ يا اجتماعي‌ يا اقتصادي‌ نيست‌. آنچه‌ موجب‌ فلج‌ كردن‌ نيروي‌اجتماع‌ است‌، آلوده‌ كردن‌ محيط‌ كار به‌ لذت‌ جوئي‌هاي‌ شهواني‌ است‌».
يكي‌ از ايرادات‌ به‌ مسئلة‌ حجاب‌ اين‌ است‌ كه‌ حجاب‌ موجب‌ سلب‌حق‌ آزادي‌ كه‌ يك‌ حق‌ طبيعي‌ بشري‌ است‌ مي‌گردد ونوعي‌ توهين‌ به‌حيثيت‌ انساني‌ زن‌ بشمار مي‌رود. در جواب‌ بايد گفت‌ كه‌ فرق‌ است‌ بين‌زنداني‌ كردن‌ زن‌ و بين‌ موظف‌ داشتن‌ او به‌ اينكه‌ در مواجه‌ شدن‌ با مردبيگانه‌، پوشش‌ داشته‌ باشد. اگر رعايت‌ پاره‌اي‌ از مصالح‌ اجتماعي‌، زن‌يا مرد را مقيّد سازد كه‌ در معاشرت‌ روش‌ خاصي‌ را اتخاذ نمايند وطوري‌ راه‌ بروند كه‌ آرامش‌ ديگران‌ را بر هم‌ نزنند و تعادل‌ اخلاقي‌ را ازبين‌ نبرند، چنين‌ مطلبي‌ را زنداني‌ كردن‌ و سلب‌ آزادي‌ نمي‌نامند. چطوراگر مردي‌ با بدن‌ برهنه‌ از خانه‌ بيرون‌ آيد، پليس‌ جلو او را مي‌گيرد و به‌عنوان‌ عمل‌ منافي‌ حيثيت‌ اجتماعي‌ او را جلب‌ مي‌كند، اين‌ كار پليس‌ راضد آزادي‌ و زنداني‌ كردن‌، تلقي‌ نمي‌ كنند!
رسولخدا(ص‌) در معراج‌، در هنگام‌ بازديد از جهنم‌ ديدند كه‌:
«زني‌ را به‌ موي‌ سرش‌ آويزان‌ كرده‌ بودند و او مغز سرش‌ را مي‌جويد!از جبرئيل‌ در باره‌ او پرسيدم‌ فرمود: او در دنيا موي‌ سر خود را ازنامحرم‌ نمي‌پوشانده‌ است‌.»

6ـ نگاه‌ و چشم‌ چراني‌

اگر زن‌ و مرد بتوانند كنترل‌ چشم‌ خود را بطور صد در صد در اختيارداشته‌ باشند، از بسياري‌ از گناهان‌ و انحرافات‌ مصون‌ مي‌مانند. لذاخداوند فرموده‌ است‌:
«به‌ مردان‌ مؤمن‌ بگو كه‌ چشمان‌ خود را بپوشانند و اندامهاي‌ خود را ازحرام‌ حفظ‌ كنند كه‌ اين‌ برايشان‌ پاكيزه‌تر است‌. و به‌ زنان‌ مؤمنه‌ بگو كه‌چشمهاي‌ خود را بپوشانند و اندامهاي‌ خود را از ناروا حفظ‌ نمايند».
درحديث‌ از پيامبر(ص‌) است‌ كه‌ فرمود:
«لكل‌ عضو من‌ ابن‌ آدم‌ حظ‌ من‌ الزنا فالعين‌ زناه‌ النظر»
«هر يك‌ از اعضاي‌ فرزندان‌ آدم‌ حظ‌ و بهره‌اي‌ از زنا دارد كه‌ زنان‌ دوچشم‌ نگاه‌ كردن‌ است‌».
در عصر ما برّنده‌ترين‌ اسلحة‌ دشمن‌، تصاوير غير اخلاقي‌ است‌.انسانهابراي‌ اينكه‌ از طريق‌ چشم‌ لذت‌ ببرند، پولهاي‌ زيادي‌ را صرف‌تهيه‌ تصاوير مستهجن‌ چه‌ از طريق‌ ماهواره‌ و چه‌ از طريق‌ اينترنت‌ وويدئو و ابزارهاي‌ ديگر مي‌نمايند.
و هنگامي‌ كه‌ چشم‌ اين‌ صحنه‌هارا ديد، دلش‌ هواي‌ آن‌ را مي‌كند و اي‌بسا كه‌ زمينة‌ انحرافات‌ ديگر را فراهم‌ كند.
گاهي‌ براي‌ شخص‌ اين‌ گونه‌ تصور مي‌شود كه‌ مي‌توان‌ همچو گناهاني‌ رادر اين‌ كشور و در اين‌ شهر انجام‌ داد. بدنبال‌ افراد مثل‌ خود مي‌رود ومجالس‌ پارتي‌ و رقص‌ و غيره‌ تشكيل‌ مي‌دهد و مقدمه‌اي‌ مي‌شود براي‌مفاسد و انحرافات‌ بزرگتر.
بعنوان‌ مثال‌ باندي‌ را گرفتند كه‌ دختران‌ و پسران‌ را به‌ محلي‌ كه‌ انواع‌مفاسد در آنجا مهيّا بود، دعوت‌ مي‌كردند. سپس‌ در حالي‌ كه‌ آنان‌ به‌شهوات‌ نامشروع‌ مشغول‌ مي‌شدند، از آنها فيلم‌ و عكس‌ تهيه‌ مي‌كردندو بعد از چند روز سراغ‌ او مي‌رفتند و مي‌گفتند كه‌ ما فيلم‌ كارهاي‌ خلاف‌شمارا داريم‌. بايد اين‌ مبلغ‌ را بما بدهي‌ و الاّ اين‌ فيلم‌ را در اختيار پدر ومادر و همسر و ديگر اقوامت‌ قرار مي‌دهيم‌! و خلاصه‌ وارد معركه‌هاي‌خطرناكي‌ مي‌شوند كه‌ در آن‌ قتل‌ و تجاوز و تهديد و سرقت‌ و غيره‌ چيزعادي‌ بشمار مي‌رفت‌ ..
ز دست‌ ديده‌ و دل‌ هر دو فرياد
هر آنچه‌ ديده‌ بينه‌ دل‌ كنه‌ ياد
بسازم‌ خنجري‌ نيشش‌ ز فولاد
زنم‌ بر ديده‌ تا دل‌ گردد آزاد
رسول‌ خدا(ص‌) فرمود:
«اَلنَّظَرَة‌ُ سَهم‌ٌ مَسْمُوم‌ٌ مِن‌ْ سِه'ام‌ِ ابليس‌».
«نگاه‌ به‌ نامحرم‌، تيري‌ از تيرهاي‌ مسموم‌ شيطان‌ است‌».
گفته‌اند شخصي‌ بود چشم‌چران‌ كه‌ درب‌ مغازه‌ خود در حالي‌ كه‌ به‌ هرزن‌ و دختري‌ كه‌ عبور مي‌كرد تا جائي‌ كه‌ مي‌توانست‌ نگاه‌ مي‌نمود، ذكرلا اله‌ الاّ اللّه‌ مي‌گفت‌! يك‌ روز يك‌ نفر مشتري‌ نزد او آمد و از اين‌ حالت‌مغازه‌دار با خبر شد. جنسي‌ را خواست‌ و مغازه‌دار رفت‌ تا جنس‌ رابياورد. در اين‌ حين‌ خانمي‌ عبور كرد. مغازه‌دار جنس‌ را آورد و دست‌مشتري‌ داد. مشتري‌ گفت‌: شما كه‌ رفتيد اين‌ را بياوريد، يك‌ لا اله‌ الاّ اللّه‌عبور كرد!
او جواب‌ داد: عجب‌ سبحان‌ اللّه‌!.
پيامبر(ص‌) فرمود:
«اگر از آسمان‌ بيفتم‌ و دو نيم‌ شوم‌ برايم‌ بهتر است‌ كه‌ به‌ عورت‌شخصي‌ نگاه‌ كنم‌ يا شخصي‌ به‌ عورت‌ من‌ نظر نمايد!».

7ـ زينت‌ وآرايش‌:

اگر چه‌ خودآرايي‌ غريزه‌ طبيعي‌ زن‌ ومرد است‌ ولي‌ اين‌ غريزه‌ در زن‌بيشتر است‌ ودوست‌ دارد كه‌ زيبائي‌ او مورد توجه‌ قرار گيرد.آثار اين‌غريزه‌ را مي‌توان‌ در آراستن‌ لباس‌،آرايش‌ مو،انتخاب‌ لباسهاي‌ نازك‌ورنگهاي‌ مهيّج‌ وغيره‌ مشاهده‌ نمود.
از نظر اسلام‌ زينت‌ وتجمل‌ زن‌ بايد فقط‌ براي‌ شوهرش‌ باشد.او در مقابل‌شوهرش‌ مي‌تواند زيباترين‌ لباس‌ وغليظ‌ ترين‌ آرايش‌ را بكار برد و هردفعه‌ از نوعي‌ زينت‌ وخودنمائي‌ استفاده‌ نمايد.حتّي‌' مي‌تواند خود رادرمقابل‌ او برهنه‌ كند.براي‌ شوهرش‌ برقصدو... ودر اين‌ راه‌ محدوديتي‌وجود نداردوامّاآرايش‌ وزينت‌ براي‌ غير شوهر مخصوصاً در خارج‌ ازخانه‌ ،براي‌ او حرام‌ وممنوع‌ مي‌باشد.
در حديث‌ نبوي‌ است‌ كه‌ درمعراج‌ وقتي‌ پيغمبر(ص‌) از جهنم‌ ديداركرد،افرادي‌ را ديد كه‌ معذبند از جمله‌ فرمود:
«زني‌ را ديدم‌ كه‌ گوشت‌ بدن‌ خود را مي‌خورد.از جبرئيل‌ در باره‌ اوسؤال‌ كردم‌.فرمود: او در دنيا خود را براي‌ ديگران‌ آرايش‌ مي‌نموده‌است‌. زني‌ را ديدم‌ كه‌ گوشت‌ بدنش‌ را مي‌بريد! فرمود: او زني‌ بود كه‌خود را به‌ مردان‌ عرضه‌ مي‌كرد.»
همچنين‌ در روايات‌ از اينكه‌ زن‌ عطر زده‌ از خانه‌ خارج‌ شود ،منع‌ شده‌است‌ ازجمله‌ پيغمبراكرم‌(ص‌) فرمود:
«هر زني‌ كه‌ عطر بزند و از خانه‌ خارج‌ بشود،تا زماني‌ كه‌ برگردد در لعن‌ملائكه‌ خواهد بود.»

8ـ شبيه‌ كردن‌ زن‌ خود را به‌ مردان‌:

پوشيدن‌ لباسهاي‌ مردانه‌ به‌ تهييج‌ قواي‌ جنسي‌ زن‌ ومرد كمك‌ مي‌كند.زن‌ شايسته‌ است‌ در برابر مردان‌ و پسران‌ (غير از شوهر) لباسهائي‌بپوشد كه‌ برجستگيهاي‌ بدن‌ او را بپوشاند.
حال‌ اگر زني‌ لباسهاي‌ مردانه‌ بپوشد، آنوقت‌ چشمهاي‌ زيادي‌ را بطرف‌خود جلب‌ مي‌كند و باعث‌ فتنه‌هاي‌ زيادي‌ مي‌شود. بطوري‌ كه‌ گاهي‌بعضي‌ از محارم‌ مثل‌ برادر و دائي‌ و غيره‌ را تحت‌ تأثير خود قرار داده‌ وكار به‌ جاهاي‌ باريك‌ مي‌كشد و آبروهاي‌ خيلي‌ را برباد مي‌دهد! همان‌گونه‌ كه‌ در كشورهاي‌ غربي‌، از ناحيه‌ پدر و مادر و بقيه‌ محارم‌، ارتباطات‌نامشروع‌ با فرزندان‌ برقرار كرده‌اند.

9ـ خلوت‌ با نامحرم‌:

با توجه‌ ميل‌ زن‌ و مرد به‌ جنس‌ مخالف‌، هركجا كه‌ اين‌ دو تنها باشند،باعث‌ تهييج‌ غريزه‌ جنسي‌ شده‌ و زمينه‌ اعمال‌ خلافي‌ را فراهم‌ مي‌كند.پيغمبراكرم‌(ص‌) فرمود:
«اِيّ'اكُم‌ وَ مُح'ادثَة‌ النِّس'اء فَاِنَّه‌ُ لا'يَخْلُو رَجُل‌ٌ بِاءمْرَأَة‌ٍ لَيْس‌َ لَه'ا مَحْرَم‌ٌ اِلاّ' هَم‌َّبِه'ا».
«بپرهيزيد ازسخن‌ گفتن‌ بازنان‌! زيرا اگر مردي‌ با زني‌ نامحرم‌ (بدون‌حضور شخصي‌ از محارم‌) خلوت‌ كند، بطرف‌ آن‌ زن‌ تحريك‌ مي‌شودو به‌ او رغبت‌ مي‌كند».
حتّي‌ در احكام‌ شرعي‌ است‌ كه‌ اگر در مسجدي‌ فقط‌ يك‌ مرد ويك‌ زن‌هستند،نبايد آنجا نماز بخوانند زيرا خلوت‌ با نامحرم‌ ممنوع‌ است‌.
اين‌ محدويتها بمنزلة‌ رياضت‌ نيست‌ بلكه‌ شخص‌ ميتواند از راهاي‌صحيح‌ با جنس‌ مخالف‌ خود ازدواج‌ كند وهزچقدر كه‌ بخواهدازلذتهاي‌ جنسي‌ شرعي‌ استفاده‌ نمايد.
البته‌ بعد از اينكه‌ خليفة‌ دوم‌ ازدواج‌ موقت‌ را ممنوع‌ نمود،متاسفانه‌ اين‌ممنوعيت‌دركشورما تبديل‌ به‌ يك‌ رسم‌ وفرهنگ‌ شدبطوريكه‌ درحال‌حاضر ازدواج‌ موقت‌ ويا بقول‌ معروف‌،صيغه‌ از زناهم‌ گاهي‌ شنيعتروزشت‌تر بحساب‌ مي‌ت‌يد.درحاليكه‌ درمان‌ مشكلات‌ جنسي‌ جواناني‌كه‌ بعللي‌ نمي‌توانند ،ازدواج‌ دائم‌ داشته‌ باشند، در صيغه‌ نهفته‌است‌.لذا در سخن‌ بزرگان‌ دين‌ از صيغه‌ بسيار مدح‌ وتعريف‌ شده‌بطوريكه‌ شخصيكه‌ صيغه‌ مي‌كند از اول‌ صيغه‌ تاپايان‌ مدت‌ آن‌،برايش‌حسنه‌ وثواب‌ نوشته‌ مي‌شود.زيرا صيغه‌ جلو زنا را مي‌گيرد.مخارج‌ازدواج‌ را به‌ پائين‌ترين‌ حد تنزل‌ مي‌دهد.مسئوليت‌ دادن‌ نفقه‌ توسط‌شوهر را كه‌ از عهده‌ بسياري‌ از جوانان‌ خارج‌ است‌ از دوش‌ مرد برمي‌دارد.آنان‌ را از پاي‌ ماهواره‌ها وويدئوها ومجالس‌ حرام‌ دور مي‌كند.به‌آنان‌ آرامش‌ روحي‌ مي‌دهد.ميل‌ به‌ غرب‌ را درانسان‌ از بين‌ مي‌برد.ميلي‌كه‌ گاهي‌ بخاطر حسرت‌ خوردن‌ به‌ آزاديهاي‌ جنسي‌ غرب‌ در بعضي‌جوانان‌ شكل‌ گرفته‌ است‌.
از صرف‌ ثروتهاي‌ كلاني‌ را كه‌ در راههاي‌ نامشروع‌ جنسي‌ صرف‌ شدممانعت‌ مي‌نمايد.زنان‌ بيوه‌اي‌ را كه‌ دچار عقده‌هاي‌ ناشي‌ از عدم‌ اشباع‌غريزه‌ جنسي‌ هستند درمان‌ مي‌كند واز گرفتارشدن‌ جوانان‌ بدام‌ زنان‌ومردان‌ ايدزي‌ وناسالم‌ جلوگيري‌ مي‌كند ودهها اثر مفيد ديگر را مي‌توان‌از آثار اشاعه‌ فرهنگ‌ صيغه‌ نامبرد.مردم‌ ما همانطور كه‌ با انقلاب‌اسلامي‌،تحول‌ بزرگي‌ در فرهنگ‌ اين‌ كشور بوجود آوردند،بايد دراين‌زمينه‌ هم‌ به‌ دستورات‌ مراجع‌ وعلماء دلسوز گوش‌ دهند وعمل‌ كنند تاتهاجم‌ فرهنگي‌ دشمن‌ بي‌ اثر شود وجوانان‌ از اين‌ معضل‌ بزرگ‌ اجتماع‌نجات‌ يابند.دشمنان‌ گويا به‌ اين‌ مشكل‌ پي‌ برده‌اند لذا يكي‌ ازابزارهايشان‌ براي‌ ضربه‌ زدن‌ به‌ انقلاب‌ اسلامي‌،ايجاد ميل‌ به‌ زن‌ ويازنگرائي‌ است‌ كه‌ توسط‌ ستون‌ پنجم‌ دشمن‌ كه‌ همان‌ نويسندگان‌ آثارمستهجن‌ ويا توسط‌ بازيگران‌ فيلمهاي‌ كذائي‌ ويا قاچاقچيان‌ سي‌ دي‌هاوماهواره‌ هااجرا ميشود.لذا بايد بفكر چاره‌ بود واز احكام‌ اسلام‌ براي‌دفاع‌ استفاده‌ نمود.

پس‌ مي‌توان‌ نتيجه‌ گرفت‌ كه‌ احكام‌ اسلام‌ براي‌ رياضت‌ نيست‌ ويك‌جوان‌ مي‌تواند غريزه‌ جنسي‌ خودرا بارعيت‌ شرائط‌ اسلام‌،اطفاءنمايد.از انواع‌ نوشيدنهاي‌ لذيذ بغير از مست‌ كننده‌ها استفاده‌ نمايد.
در زمينه‌ پوشش‌ ميتواندبا رعايت‌ چند نكته‌از بهترين‌ لباسها استفاده‌ كند:
. 1- لباس‌ مشهور نپوشد.يعني‌ لباسي‌ كه‌ باعث‌ انگشت‌ نماشدن‌ شخص‌ميشود.مثلا فرض‌ كنيد جواني‌ كت‌ وشلوار كاملا سفيدي‌ بپوشد وكلاه‌شاپو همبرسر بگذارد وبا كفشهاي‌ آنچناني‌ درخيابانهاي‌ جنوب‌ تهران‌ظاهر شود!
2- لباس‌ غربي‌ كه‌ تمايل‌ فردرا به‌ فرهنگ‌ غرب‌ نشان‌ مي‌دهد نپوشد كه‌مي‌توان‌ به‌ پوشيدن‌ كراوات‌ وگردنبند طلا وپاپيون‌ و..اشاره‌ كرد.


ارتباطات‌ با اولياء خدا

يكي‌ از امتيازات‌ كشور ما داشتن‌ مذهب‌ شيه‌ اثني‌ عشري‌ است‌.تنهاكشوريكه‌ در دنيا مذهب‌ رسمي‌ آن‌ شيعه‌ مي‌باشد،ايران‌ عزيز است‌.
مذهبي‌ كه‌ بنظر دانشمندان‌ وعلماء شيعه‌ تنها راه‌ حق‌ وتنها راه‌ رسيدن‌ به‌سعادت‌ است‌.ما دلائل‌ زيادي‌ در دست‌ داريم‌ كه‌ بابعثت‌پيامبراسلام‌(ص‌) تمام‌ دينها باطل‌ شدند وفقط‌ دين‌ اسلام‌ در نزد خداونداعتبار دارد ودرقرآن‌ كريم‌ هم‌ آمده‌ كه‌«اِن‌َّ الدين‌ عندالله الاسلام‌»تنها دين‌حقيقي‌ نزد خدا، اسلام‌ است‌.وطبق‌ دلائل‌ قطعي‌ تنها مذهبي‌ كه‌ انسان‌را به‌ صراط‌ مستقيم‌ كي‌ كشاند وخداوند آنرا اعلام‌ كرده‌ است‌،مذهب‌شيعه‌ است‌ آنجا كه‌ در غدير خُم‌ رسولخدا(ص‌)،درمقابل‌ بيش‌ از بيست‌هزار مسلمان‌ ولايت‌ واطاعت‌ از علي‌ را لازم‌ دانست‌ واورا جانشين‌ خودمعرفي‌ نمود.كه‌ اين‌ مطلب‌ در كتابهاي‌ سنّي‌ وشيعه‌ بيارها وبارها آمده‌است‌.
شيعه‌ پيرو اهلبيت‌(ع‌)است‌.راستي‌ اهلبيت‌(ع‌)كيانند؟اهلبيت‌(ع‌)كساني‌هستند كه‌ مقامشان‌ از همة‌ انسانها حتي‌ پيامبران‌ به‌ غير ازپيامبراسلام‌(ص‌)بالاتر است‌.آنها در همة‌ فضيلتها وخوبيها از همه‌ برترهستند.علمشان‌ از همه‌ بيشتر وكرامات‌ ومعجزاتشان‌،شگفت‌ آميزتراست‌.آنان‌ از هرگونه‌ كجي‌ وانحراف‌ پاك‌ و مبرا هستند.هركه‌ از آنهاتبعيت‌ كند رستگار ميشود وهركه‌ با آنها دشمني‌ ورزد،بدبخت‌وشكست‌ خورده‌ مي‌گردد.هركه‌ درخانة‌ آنان‌ برود نااميد برنمي‌گردد.وآنان‌ باب‌ الحوائج‌ هستند چه‌ زمانيكه‌ زنده‌ بودند ومردم‌ آنهارامي‌ديدند وچه‌ بعد از شهادتشان‌.كه‌ درهمه‌ حال‌ زنده‌ هستند وبا اذن‌الهي‌ حاجتهاي‌ هركه‌ خدا مصلحت‌ بدان‌ برمي‌ آورند ونزد خدا واسطة‌تقرب‌ شيعيان‌ مي‌شوند.
جوانانيكه‌ اهل‌ توسل‌ وكمك‌ گرفتن‌ از اهلبيت‌ باشند ،موفقيتشان‌ درهمة‌امور بيشتر است‌.نمونه‌ آن‌ درايام‌ دفاع‌ مقدس‌ بود كه‌ جوانان‌ كم‌ تجربه‌ولي‌ باايمان‌ ايراني‌ با ارتباط‌ با اهلبيت‌(ع‌)مخصوصاً حضرت‌زهرا(س‌)،امام‌ حسين‌(ع‌)وامام‌ زمان‌(عج‌) توانستند دشمن‌ را خواروذليل‌ كنند ودرمقابل‌ دنياي‌ استكبار بايستند.
چه‌ شهيداني‌ كه‌ با نام‌ حسين‌(ع‌)اين‌ دنياي‌ فاني‌ را ترك‌ مي‌كردند وچه‌كرامات‌ ومعجزاتي‌ كه‌ از همين‌ توسلات‌ وتوجهات‌ به‌ اهلبيت‌(ع‌)درجبهه‌ هاديده‌ وشنيده‌ نشد.
توسل‌ به‌ اهلبيت‌(ع‌)به‌ انسان‌ آرامش‌ مي‌دهد.ارتباط‌ با اهلبيت‌(ع‌)دين‌انسان‌ را از تحريفات‌ وكجيها حفظ‌ مي‌كند.توجه‌ به‌ اهلبيت‌(ع‌)باعث‌توجه‌ آنان‌ به‌ انسان‌ مي‌شود.وآنها به‌ هركه‌ عنايت‌ داشته‌ باشند،آن‌شخص‌ ديگر گمراه‌ وشكست‌ خورده‌ نمي‌شوند.توسلات‌ به‌ اهلبيت‌(ع‌)باعث‌ برطرف‌ شدن‌ مشكلات‌ وگرفتاريها مي‌شود.به‌ دوداستان‌ زيرتوجه‌ كنيد:

قوزش‌ از بين‌ رفت‌!

درقندهار پسري‌ بنام‌ عبدالرئوف‌ بود كه‌ درپشت‌ وسينة‌ او قوزوجودداشت‌.مادرش‌ زني‌ متدين‌ بود.شب‌ عاشورائي‌ اين‌ پسر را كه‌ پدرومادرش‌ آرزوي‌ مرگش‌ را داشتند،به‌ حسينيه‌ آوردند وپس‌ از پايان‌مراسم‌ عزاداري‌ ،گردنش‌ را به‌ منبر بستند وگفتند:اي‌ حسين‌!از خدابخواه‌ كه‌ اين‌ بچه‌ را تافردا يا شفا دهد يا مرگ‌!بعد در همانجا خوابيدند.
ناگهان‌ از فرياد بچه‌ بيدار شدند وديدند كه‌ بدن‌ بچه‌ مي‌لرزد وبلندمي‌شود ومي‌ افتد ونعره‌ مي‌زند.مادرش‌ اورا بخانه‌ برد كه‌ اگر مرد درخانه‌بميرد.اماپسر نمي‌ميرد ولي‌ لرزشش‌ تا سه‌ چهارروز ادامه‌ مي‌يابد كه‌ دراين‌ مدت‌ گوشتهاي‌ زيادي‌ بدنش‌ بتدريج‌ آب‌ شده‌ وبعد از اين‌ مدت‌سينه‌ وپشت‌ او صاف‌ گرديد.«داستانهاي‌ شگفت‌ شهيد دستغيب‌»

در محلة‌ يهوديها

درشيراز مرحوم‌ حاج‌ محمد رحيم‌ ايزدي‌ معروف‌ به‌ آبگوشتي‌ زندگي‌مي‌كرد كه‌ هر روز زيارت‌ عاشورا مي‌خواند وشب‌ پس‌ از نمازجماعت‌يك‌ يا دونفر روضه‌ خوان‌ مي‌آورد كه‌ روضه‌ مي‌خواند وبعد سفره‌آبگوشت‌ را پهن‌ مي‌كردند.هركه‌ مي‌خواست‌ با خود مي‌برد وهركه‌مي‌خواست‌ سرسفره‌ غذا مي‌ خورد.
پسرش‌ مي‌گويد كه‌ :پدرم‌ مريض‌ شد وبما گفت‌ كه‌ مرابه‌ مسجدببريد.دوست‌ دارم‌ در مسجد بميرم‌.ماهم‌ اورا به‌ مسجد برديم‌.شبي‌حالش‌ خيلي‌ بد شد وچون‌ احتمال‌ مردنش‌ را داديم‌ ،اورا بخانه‌برگردانديم‌.اودرحال‌ مردن‌ بود وماهم‌ گوشه‌اي‌ ايستاده‌ وگريه‌ مي‌كرديم‌ودرباره‌ كفن‌ ودفن‌ وكارهاي‌ بعد از آن‌ مذاكره‌ مي‌نموديم‌.سحر كه‌ شدناگاه‌ مارا صدازد.وقتي‌ نزدش‌ رفتيم‌ديديم‌ كه‌ عرق‌ زيادي‌ كرده‌ است‌وگفت‌:آسوده‌ باشيد وبرويد بخوابيد كه‌ من‌ نمي‌ميرم‌ وخوب‌ مي‌شوم‌.
بعدها تعريف‌ كرد كه‌ درحال‌ مردن‌ خودرادرمحلة‌ يهوديها ديدم‌ واز بوي‌بد آنهادر اذيت‌ بودم‌.من‌ ناراحت‌ شده‌ وبه‌ درگاه‌ خدا ناليدم‌.ندا آمد كه‌اينجا محل‌ ترك‌ كنندگان‌ حج‌ است‌!گفتم‌:پس‌ توسلات‌ وخدمات‌ من‌ به‌امام‌ حسين‌(ع‌)چه‌ ميشود؟ناگاه‌ آن‌ منظرة‌ هول‌انگيز رفت‌ وتبديل‌ بجاي‌فرح‌ بخشي‌ شد.وگفتند كه‌ :خدمات‌ تو پذيرفته‌ شد وبه‌ شفاعت‌حضرت‌،ده‌ سال‌ برعمرت‌ افزوده‌ شد تا حج‌ واجب‌ را بجا آوري‌.«داستانهاي‌ شگفت‌ شهيد دستغيب‌»
اهلبيت‌(ع‌)جلوه‌اي‌ از درياي‌ رحمت‌ ومروت‌ وشجاعت‌وسخاوت‌ وغيرت‌ وصداقت‌ ودانش‌ وتواضع‌ وعفو وبخشش‌و...بودند.آنها رنگ‌ خدائي‌ داشتند همانطور كه‌ خدامي‌فرمايد«صبغة‌ الله ومن‌ احسن‌ من‌ الله صبغة‌»رنگ‌ خدائي‌بگيريد وچه‌ كسي‌ است‌ كه‌ از كسيكه‌ رنگ‌ خدائي‌ دارد بهترباشد؟«بقره‌138»
اگر با اهلبيت‌(ع‌)مخصوصاً امام‌ زمان‌(عج‌)كه‌ معتقديم‌ زنده‌ است‌وامامت‌ را برعهده‌ دارد رابطة‌ خوبي‌ داشته‌ باشيم‌،موفقيتمان‌ حتمي‌است‌.درخانة‌آنان‌ بر روي‌ همه‌ كس‌ حتي‌ مسيحي‌ ويهودي‌ بازاست‌.وهركه‌ از آنان‌ چيزي‌ خواست‌ جواب‌ منفي‌ نشنيد مگر آنكه‌ آن‌چيز بصلاحش‌ نبوده‌ باشد.

يهودي‌ بزيارت‌ عباس‌(ع‌)مي‌رود!

«در بروجرد يك‌ نفر يهودي‌ بنام‌ يوسف‌ زندگي‌ مي‌كرد كه‌ عقيم‌ بودوصاحب‌ فرزند نمي‌شد.هرتلاشي‌ بكاربرد فايده‌ نبخشيد وپزشكان‌نتوانستند مرض‌ اورا علاج‌ كنند.روزي‌ يكي‌ از مسلمانان‌ بروجرد به‌ اوگفت‌:حال‌ كه‌ پيش‌ انواع‌ پزشكان‌ رفتي‌ ونتيجه‌ نگرفتي‌ بيا وپيش‌ دكترماشيعيان‌ برو.مادكتري‌ داريم‌ كه‌ هرمريضي‌ پيش‌ او رفته‌ شفا گرفته‌است‌!يوسف‌ پرسيد:دكتر شما كيست‌؟گفت‌:حضرت‌ ابولفضل‌(ع‌).
يوسف‌ با اين‌ حرف‌ تصميم‌ گرفت‌ كه‌ مخفيانه‌ به‌ كربلا بزيارت‌ حضرت‌عباس‌(ع‌)رود واين‌ پزشك‌ راهم‌ امتحان‌ كند.او بزيارت‌ رفت‌ وبرگشت‌وبعد از مدتي‌ خداوند پسري‌ به‌ اوداد كه‌ اسمش‌ را غلامعباس‌گذاشت‌.دوباره‌ صاحب‌ پسري‌ شد واسم‌ اورا غلامحسين‌ گذاشت‌.يهوديها باخبرشدند وپيش‌ او آمدند وگفتند توچرا نام‌ مسلمانان‌ رابرروي‌ بچه‌هاي‌ خود گذاشته‌اي‌؟گفت‌ زيرا هرچه‌ موسي‌ ويعقوب‌ راصدا زدم‌ نتيجه‌اي‌ نگرفتم‌.ولي‌ وقتي‌ عباس‌ را صدا زدم‌ آقا فوراً بمن‌جواب‌ داد.
اگرچه‌ او مسلمان‌ نشد ولي‌ تا آخرعمر به‌ دودسته‌ از مسلمانان‌ احترام‌مي‌گذاشت‌.سادات‌ واهل‌ علم‌.»
پس‌ بيائيم‌ واز اين‌ نعمتي‌ كه‌ خدا بما مسلمانان‌ وشيعيان‌ داده‌ است‌كمال‌ استفاده‌ را بكنيم‌ كه‌ پيامبر(ص‌)فرمود:«اِن‌َّ الحسين‌ مصباح‌ الهدي‌'وسفينة‌ النجاة‌»هماناحسين‌ ،چراغ‌ هدايت‌ وكشتي‌ نجات‌ است‌.
از راههاي‌ توسل‌ به‌ اهلبيت‌(ع‌)مداومت‌ برخواندن‌ زيارت‌ عاشورامي‌باشد.افرادي‌ بوده‌اند كه‌ گرفتاري‌ سختي‌ داشت‌ اند ولي‌ با خواندن‌چهل‌ روز زيارت‌ عاشورا،گرفتاري‌ آنها حل‌ شده‌ است‌.

از بين‌ رفتن‌ مرض‌ وبا با زيارت‌ عاشورا!

«نقل‌ شده‌ كه‌ سالي‌ در سامراء وبا آمد وهمه‌ روزه‌ عده‌اي‌ از شيعيان‌وسنيان‌ وديگرافراد از دنيا مي‌رفتند.عاقبت‌ مردم‌ نزد مرحوم‌ محمد تقي‌شيرازي‌ معروف‌ به‌ ميرزاي‌ كوچك‌ آمدند وراه‌ حلي‌ خواستند.ايشان‌فرمودند:به‌ مردم‌ بگوئيد كه‌ همه‌ روزه‌ زيارت‌ عاشورا بخوانند وثوابش‌ رابه‌ روح‌ نرگس‌ خاتون‌ مادر امام‌ عصر(عج‌)هديه‌ نمايند.شيعيان‌ به‌ اين‌دستور عمل‌ كردند وبا كمال‌ تعجب‌،كسي‌ ديگر از شيعيان‌ از دنيا نرفت‌ولي‌ از سني‌ها مرتب‌ مرده‌ به‌ غسالخانه‌ مي‌بردند.آنها تعجب‌ كرده‌ ورازاين‌ مطلب‌ را از شيعيان‌ جويا شدند وآنها گفتند كه‌ رهبرما بما سفارش‌كرده‌ كه‌ زيارت‌ عاشورا بخوانيم‌.وماهم‌ اين‌ كار را كرديم‌.سنيها با شنيدن‌اين‌ مطلب‌ شروع‌ بخواندن‌ زيارت‌ عاشورا كردند ومردن‌ از آنهاهم‌متوقف‌ شد.»
همچنين‌ دعاي‌ ندبه‌ درصبح‌ جمعه‌،زيارت‌ جامعه‌ حداقل‌ هفته‌اي‌يكبار،دعاي‌ سمات‌ درعصر جمعه‌ ودعاي‌ كميل‌ در شبهاي‌ جمعه‌ودعاي‌ توسل‌ در شبهاي‌ چهارشنبه‌ براي‌ رفع‌ گرفتاري‌ ونوراني‌ شدن‌دل‌،مجرّب‌ است‌.

نجوا با مهدي‌(ع‌)

افسوس‌ كه‌ عمري‌ پي‌ اغيار دويديم / ‌ازيار بمانديم‌ وبه‌ مقصد نرسيديم‌
سرمايه‌ زكف‌ رفت‌ وتجارت‌ ننموديم / ‌جزحسرت‌ واندوه‌ متاعي‌ نخريديم‌
بس‌ سعي‌ نموديم‌ كه‌ ببينيم‌ رخ‌ دوست‌ / جانها بلب‌ آمد ورخ‌ دلدار نديديم
ماتشنه‌ لب‌ اندر لب‌ دريا متحير / آبي‌ بجز از خون‌ دل‌ خود نچشيديم‌
اي‌ بسته‌ به‌ زنجير تو دلهاي‌ محبان‌رحمي‌ / كه‌ در اين‌ باره‌ بسي‌ رنج‌ كشيديم‌
رخسار تو در پرده‌ نهانست‌ وعيانست ‌/ برهر چه‌ نظر كرديم‌ رخسارتوديديم‌
چندانكه‌ بياد تو شب‌ وروز نشستيم‌ / از شام‌ فراغت‌ چو سحر گه‌ ندميديم‌
تارشتة‌ طاعت‌ بتو پيوسته‌ نموديم‌ / هر رشته‌ كه‌ برغير تو بستيم‌ بريديم‌
اي‌ حجت‌ خدا پرده‌ زرخسار برافكن‌ / كز هجرتو ما پيرهن‌ صبر دريديم‌
ماچشم‌ براهيم‌ به‌ هرشام‌ وسحرگه‌ / در راه‌ تو از غير خيال‌ تو رهيديم‌