آداب معاشرت در اسلام

(ترجمه شرح الاربعين النبوية)

نويسنده : محمد حسين الجلالى

مترجمان : جواد بيات و محمد آذربايجانى
 

مقدمه ناشر

پاسدارى از حقوق اجتماعى اولين شرط زندگى شيرين انسانهاست . اگر فرزندان حرمت اوليا را پاس ندارند. و با راه و رسم سپاس و احسان از زحمات والدين قدردانى نكنند و اگر فرزندان با حقوق و وظايف خويش آشنا نباشند و اگر دو عضو اصلى خانواده زن و شوهر شيوه درست معاشرت را در زندگى رعايت نكنند. هرگز فروغ محبت و تعاون بر افق خانواده ها نخواهد تابيد. و محيط زندگى اجتماعى به فضائى سرد و خشك و بى طراوت تبديل خواهد شد.
زندگى اجتماعى با احسان و ايثار وصله ارحام و قرض الحسنه و تلاش و آگاهى شيرين و دلنشين مى شود. و با كارهايى مثل رباخوارى ، ميگسارى ، قماربازى ، استعمال مواد مخدر، اسراف و تبذير، گناهان جنسى ؛ زشت و پليد و تلخ مى گردد. در اين كتاب كه ترجمه بخش اخلاق از كتاب ارزشمند الاربعين النبويه مى باشد. خواننده محترم با مطالعه گفتار نورآفرين پيشوايان معصوم و تحليل هاى فشرده و جالبى كه توسط نويسنده محترم ارائه شده ، با راه و رسم معاشرت و آداب زندگى در مكتب پيام آوران الهى آشنا مى شود و از خطرها و آفت هايى كه همزيستى انسانها را تهديد مى كند، آگاه مى گردد. معاونت پژوهشى سازمان تبليغات اسلامى ضمن تشكر از نويسنده و مترجمان گرامى اين اثر، علاقمندان استحكام خانواده ها و گرفتاران بلاهاى قهر و طلاق و زندان و اضطراب را به مطالعه آثارى از اين گونه فرا مى خواند و قرآن و حديث را شفاى دردهاى روحى و بلاهاى اجتماعى مى داند. باشد كه تشنگان جويبار اخلاق و انديشه هاى سالم از طريق اين آثار با كوثر زلال وحى آشنا شوند و دو گوهر گرانبهاى قرآن و عترت را سرمايه زندگى و راهنماى حيات جاودانه خود قرار دهند، انشاءا... معاونت پژوهشى

حقوق والدين در اسلام

انسان بطور فطرى ، زندگى سالم و همزيستى مسالمت آميز را دوست دارد، و به حسب طبيعت خود، به تمدن علاقمند است و هر تمدنى داراى دو مرحله است : مرحله پست و مرحله برتر آن ، بين اين دو مرحله مراتبى وجود دارد كه بايد انسان زندگى خود را با يكى از مراتب آن وفق دهد؛ تا از حد و مرز انسانيت خارج نگردد.
يكى از ضروريات زندگى انسان تربيت و تعليم است كه محيط خانوادگى انسان در اين مساءله مهم ، نقش بسزائى دارد؛ زيرا كه خانواده ، هسته جامعه بشمار مى رود و ملت از تك تك افراد تشكيل مى گردد؛ اصلاح هر جامعه ، در گرو اصلاح افراد آن است .
از آنجا كه مسئوليت اداره اين نخستين مدرسه زندگى بر دوش پدر و مادر مى باشد - به جهت اين كه آنها از آگاهى ، فكر، فرهنگ و ادب بيشترى برخوردارند - لذا حقوق والدين اهميت بسزائى دارد، تا جائى كه هيچ حقى بعد از حق خالق هستى ؛ خداوند متعال ، به حق پدر و مادر (كه پشتوانه زندگى فرزندان هستند) نمى رسد. خداوند حقوق آنان را همراه حق خود ذكر فرموده است ، چنانكه در قرآن كريم مى فرمايد:
و قضى ربك الا تعبدوا الا اياه و بالوالدين احسانا اما يبلغن عندك الكبر اءحدهما او كلاهما فلا تقل لهما اءف و لاتنهرهما و قل لهما قولا كريما، واخفض لهما جناح الذل من الرحمة و قل رب ارحمهما كما ربيانى صغيرا.
(اسراء / 24)
خداى تو حكم فرموده كه جز او هيچكس را نپرستيد و درباره پدر و مادر نيكوئى كنيد و چنانكه هر دو يا يكى از آنها پير و سالخورده شوند (كه موجب رنج و زحمت شما باشند) زنهار، كلمه اى كه رنجيده خاطر شوند به آنان نگو و كمترين آزار به آنها نرسان و با ايشان با كرامت و احترام سخن بگو، و هميشه پر و بال تواضع و تكريم را با كمال مهربانى نزدشان بگستران و بگو پروردگارا، چنانكه پدر و مادر، مرا در كودكى به مهربانى بپروردند، تو در حق آنها رحمت و مهربانى فرما.
اولين چيزى كه از نص آيه مذكور براى ما ظاهر مى گردد، اين است كه احسان به پدر و مادر، قرين و نزديك به عبادت خداوند است ، و بعد از آن آيه شريفه ، راههاى رفتار نيك با آنها را به شرح زير بيان مى كند:
اول : احتراز و دورى جستن از هر چيزى كه موجب رنجش آنان گردد؛ حتى گفتن كلمه افّ بر آنها.
امام صادق (عليه السلام) فرمود:
اءدنى العقوق اءف ولو علم الله شيئا اءهون منه لنهى عنه .
(بحار / 74، 59)
كمترين وسيله عاق والدين شدن گفتن كلمه اف بر آنان است و اگر كمتر از آن چيزى ديگرى بود، البته خدا از آن نهى مى فرمود.
دوم : مواظبت در گفتار، و فرياد نكشيدن بر سر آنها و ترك هرگونه سخن زجرآور و خشونت آميز.
سوم : سخن گفتن با آنها با گفتار نيكو و زيبا، و مراعات ادب و احترام نسبت به آنان .
چهارم : برخورد متواضعانه با آنان ، تا جائى كه خداوند متعال از اين تواضع ، به زيباترين صورت تعبير فرموده و آن اينكه : برخورد فرزند نسبت به پدر و مادر، بايد مانند آن پرنده اى باشد كه جوجه هاى خود را با تمام عطوفت ، نرمش ، رحمت و مهربانى به سينه خود چسبانيده و بالهاى خود را بر آنها مى گستراند.
پنجم : براى رحمت و مغفرت آنان دعا كند. يعنى ، در دعاى خود موجبات احسان و نيكى آنان را در حق خود، ذكر نمايد. و برايشان دعا كند مثل خواندن بعضى دعاهاى قرآن كريم ؛ مانند:
رب ارحمهما كما ربيانى صغيرا.
(اسراء / 24)
خدايا پدر و مادرم را بيامرز (و به آنها ترحم كن چنانكه آنها بر من ترحم كردند) آنگونه كه مرا در كودكى تربيت نمودند.
تاءكيد بر مسئوليت سنگين پدر و مادر در تربيت اولاد از سنين كوچكى دارد.
لذا مستحب است كه انسان در قنوت نماز با اين الفاظ، به پدر و مادر دعا كند و بگويد:
رب اغفرلى ولوالدى وارحمهما كما ربيانى صغيرا، واجزهما بالاءحسان احسانا و بالسيئات عفوا و غفرانا.
(مفاتيح الجنان)
پروردگارا مرا و پدر و مادرم را بيامرز و بر آنان رحمت فرست ، چنانكه مرا در حال كودكى تربيت نمودند؛ و در مقابل احسان آنان احسان عطا فرما و گناهانشان را عفو و مغفرت فرما.
مقارن و همرديف بودن عبادت خدا، با حقوق والدين و احسان به آنها، دليل بر بزرگى حق آنهاست . زيرا كه خداوند آفريننده كل هستى است و پدر و مادر واسطه و آفرينش انسان هستند. و قرآن كريم تاءكيد دارد كه نيكوئى بر والدين ، يك وظيفه انسانى است . چنانكه مى فرمايد:
و وصينا اءلانسان بوالديه احسانا.
(احقاف / 15)
و ما براى انسان سفارش نموديم كه بر والدين خود نيكوئى كند.
اين نكته قابل توجه است كه قرآن كريم ، خطاب را تنها متوجه مسلمان يا مومن نساخته ، بلكه نيكى به آنان را نيكى به كل انسانيت دانسته و آزار آنان را آزار كل انسانيت بشمار آورده است ، زيرا آنان بودند كه بخاطر راحتى تو، خواب شيرين خود را فدا كرده ، شب را بيدار مى ماندند و برايت رنجهاى فراوان كشيدند تا تو را در كودكى تربيت نمودند، و در راه خوشبختى و سعادت تو، سعى و تلاش كردند كه حتى براى راحتى خود، آن اندازه كوشش ننمودند و براى تهيه شرائط مناسب در زندگى و سعادت تو، در خانه ، مدرسه و اجتماع ، با جامعه همكارى و همفكرى نمودند، و آنچه برايت مفيد بود از جامعه - به اندازه فكرشان - فراهم كردند؛ از قبيل : تهيه نمودن اسباب و عوامل مختلف و استفاده از گفتنى ها و شنيدنى هاى مناسب جهت تقويت عقيده ، اراده و تربيت نيكو كه براى تغذيه جسم و روان تو لازم بود. و بالاتر از آن ، سعى و تلاش در بالا بردن سطح آگاهى دينى تو، با دانش و مدرسه و عبادت و اطاعت از خدا مى باشد. و طبيعى است كه هر پدر و مادرى به اندازه توان فكرى خود، بين عقل و جسم و روح و ماده براى فرزندانش ، توازن برقرار مى سازد، و در اين راه ، همه تجربه هاى گذشته و نتيجه ارتباطات محدود و غير محدودشان را تقديم مى نمايد. و همه اينها جهت فراهم ساختن سعادت و خوشبختى فرزندان و اولاد انسان است . پس چه كسى براى محبت كردن سزاوارتر از پدر و مادر است !؟ زيرا كه آنها سبب (واسطه) وجود تو هستند، و تو را از كودكى تربيت و در بزرگى مورد محبت خود قرار مى دهند، و شادى تو، باعث شادى آنان و غم و اندوه تو باعث ناراحتى ايشان مى گردد. چنانكه ، در حديث شريف آمده است :
رضى الله مع رضى الوالدين .
(ترغيب / ج 3، 322)
رضايت خدا، با رضايت پدر و مادر است .
و نيكى به پدر و مادر، با احسان به آنان ، احترام شايسته و اطاعت از گفتار مطابق شرع و صحيح شان مى باشد. و بعضى از اخبار شريفه اين وظايف را به طرز زير تعيين فرموده است :
1 - ملازمت و همراهى نيك - يعنى ، كارى نكنى كه آنان در حوائج خود، دست نياز به سوى تو دراز كنند و به مشقت بيفتند.
2 - نظر رحمت به آنها نمودن .
3 - بلند نكردن صداى خود، در مقابل صداى آنان .
4 - جلو نيفتادن بر آنان در راه رفتن و نشستن .
5 - آنان را با نام صدا نكردن ، بلكه بايد با لفظ پدر و مادر ايشان را خطاب نمود.
6 - نبايد به آنان حتى كلمه اف گفت ؛ گرچه تو را ناراحت كرده باشند و نبايد ايشان را سرزنش كرد، اگر چه تو را غمگين ساخته باشند.
7 - روى خود را از آنها برنگردانى .
8 - در موقع نياز، لقمه را در دهان آنان بگذارى .
9 - از آنچه كه خداوند به تو وسعت روزى داده ، به آنان بخل نورزى .
10. دَين و بدهكارى هاى آنان را بعد از مرگ ادا كنى ، برايشان طلب آمرزش نموده و قضاى عبادتهايشان را انجام دهى ، مثل قضاى نماز، روزه ، حج ، زيارات و صدقات .

سيرى در روايات اسلامى
1 - پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم):
من اءخزن والديه فقد عقهما.
(بحار / 71، 78)
هر كس پدر و مادرش را غمناك سازد، به آنها عاق شده است .
2 - پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم) در حق پدر بر فرزندش :
لا يسميه باسمه ولا يمشى بين يديه ، ولا يجلس قبله ولا يستسب له .
(بحار / 71، 45)
از حق پدر بر فرزند آن است كه فرزند، او را با نام صدا نكند، و جلوتر از او راه نرود، و قبل از او ننشيند، و ديگران را بر سب آنها برنينگيزاند. (كارى نكند كه ديگران به پدر (او يا مادرش) ناسزا بگويند.)
3 - امام سجاد (عليه السلام):
قيل له : اءنت اءبر الناس ولاتراك تؤ اكل اءمك ، قال (عليه السلام): اءخاف ان اءمد يدى الى شى ء قد سبقت عينها عليه فاءكون قد عققتهما.
(منتهى الامال / ج 2، حالات امام زين العابدين عليه السلام .)
به آن حضرت گفته شد: تو نيكوكارترين مردم هستى و تو را نديديم كه با مادرت غذا بخورى ! حضرت فرمودند: مى ترسم كه دستم را به غذا و لقمه اى كه مورد علاقه مادرم هست ، دراز كنم و از جمله عاق والدين ها بشوم .
4 - امام باقر (عليه السلام):
لما سئل هل يجزى الولد والده ؟ فقال (عليه السلام): لا. الا فى خصلتين ، يجده مملوكا فيشتريه فيعتقه اءو يكون عليه دين فيقضيه عنه .
(بحار / ج 71، 59)
هنگامى كه از آن حضرت سوال شد: آيا پسر مى تواند حق پدر را جبران نمايد؟ امام (عليه السلام) فرمود: نه ، مگر اينكه در حق او، دو كار مهم را انجام دهد:
الف - پدرش را برده ببيند و او را خريده و آزادش نمايد.
ب - اگر بر گردن وى بدهى اى بوده ، آن را پرداخت كند.
5 - امام باقر (عليه السلام):
ثلاث لم يجعل الله لاءحد فيهن رخصة (1): اءداء الاءمانة الى البر والفاجر (2): والوفاء بالعهد للبر والفاجر (3): و برالوادين برين كانا اءو فاجرين .
(بحار / ج 71، 56)
خداوند در سه چيز براى هيچكس رخصت و اجازه اى نداده است :
الف - اداء امانت به نيكوكار و بدكار.
ب - وفاى به عهد و پيمان نسبت به نيكوكار و بدكار.
ج - نيكى به پدر و مادر، نيكوكار باشند يا بدكار.
6 - امام صادق (عليه السلام):
بر الوالدين واجب ، فان كانا مشركين فلا تطعهما ولا غيرهما فى المعصية فاءنه لا طاعة لمخلوق فى معصية الخالق .
(بحار / 71، 74)
نيكى كردن به پدر و مادر واجب است ولى اگر مشرك باشند، از ايشان و غير آنها در معصيت خدا اطاعت نكن ، زيرا كه اطاعت مخلوق در معصيت خدا جايز نيست .
7 - امام صادق (عليه السلام):
من العقوق قول الرجل لابنه اوابنته فى حياة والديه باءبى اءنت و اءمى . (بحار / 71، 69)
از موارد عاق والدين شدن اين است كه ؛ شخص در حال حيات پدر و مادر؛ فرزندانش را صدا زند و بگويد: پدر و مادرم فداى شما باد.
8 - امام صادق (عليه السلام):
وقر اءباك يطل عمرك و وقر امك ترى لبنيك بنين ولا تحد النظر الى والديك فتعقهما.
(اصول كافى / ج 2، 349)
به پدرت احترام كن تا عمرت طولانى گردد و به مادرت احترام كن تا نوه هاى خود (فرزندان فرزند) را ببينى .(1)
9 - امام صادق (عليه السلام):
ان اءحببت اءن يزيد الله فى عمرك فسر اءبويك .
(بحار / ج 71، 81)
اگر دوست دارى كه خدا به عمرت بيفزايد، پدر و مادرت را خوشحال كن .
10 - امام صادق (عليه السلام):
من نظر الى اءبويه نظر ماقت و هما ظالمان له لم يقبل الله له صلاة .
(كافى / 2، 249 - بحار / 71، 62)
هر كس به پدر و مادرش بصورت خشن و ناهنجار نگاه كند اگر چه پدر و مادر بر او ستم كرده باشند، خداوند نماز او را قبول نمى كند.
11 - امام صادق (عليه السلام):
الذنوب التى ترد الدعاء و تظلم الهواء عقوق الوالدين .
(بحار / ج 71، 74 - وسائل / ج 11، 513)
از گناهانى كه موجب رد شدن دعا و تيره و تاريك گشتن هوا مى گردد عاق والدين شدن است .(2)
12 - امام صادق (عليه السلام):
لا تملاء عينيك من النظر اليهما الا برحمة و رقة ولا ترفع صوتك فوق اءصواتهما، ولا يديك فوق اءيديهما ولا تقدم قدامهما.
(بحار / 71، 309)
چشمان خود را به پدر و مادر خيره نكن ، مگر با رحمت و مهربانى و صداى خود را بلندتر از صداى آنها نكن . و دستان خود را بر روى دست آنها بالا مبر و در راه رفتن به آنها پيشى نگير.
13 - امام رضا (عليه السلام):
عليك بطاعة الاءب وبره والتواضع والخضوع والاءكرام له و خفض الصوت بحضرته فان الاءب اءصل الاءبن والاءبن فرعه ، لولاه لم يكن يقدره الله ، ابذلوا لهم الاءموال والجاه و النفس .
(بحار / ج 71، 76)
بر تو باد به اطاعت كردن از پدر و نيكى و فروتنى و خضوع و بزرگ شمردن و احترام به او، و هميشه صداى خود را در حضور وى آهسته كن ، زيرا كه پدر ريشه فرزند است و فرزند شاخه اى از او مى باشد، اگر او نبود خدا تو را مقدر نمى كرد و جاه و جان و اموال را در راه او نثار كن .
14 - امام رضا (عليه السلام):
ادع لهما اذا كانا لايعرفان الحق و تصدق عنهما و ان كانا حيين لايعرفان الحق فدارهما.
(بحار / ج 71، 47)
هرگاه پدر و مادرت حق را نشناسند، برايشان دعا كن ، (تا هدايت شوند) و عوض آنها صدقه بده و اگر در زندگى عارف به حق نشدند باز با آنها مدارا كن .

حقوق مادران بر فرزندان

دين اسلام نسبت به مادر عنايت خاصى دارد، اين مادر است كه رنجها و مشقتها و غم و غصه ها را در راه سعادت فرزندش متحمل مى گردد، چه شبها كه در دوران حاملگى ، زايمان و شير دادن فرزندش بخاطر محافظت و محبت او بيدار مانده و روزها متحمل زحمت هاى زيادى براى وى گرديد، چقدر تو را در حال جنين ، با خود حمل نمود و بعد از ولادت ، شير داد، شب را براى تو بيدارى كشيد، در روز برايت رنج برد و همه راحتى خود را فدايت نمود!
خداوند متعال مى فرمايد:
و وصينا الانسان بوالديه حملته اءمه وهنا على وهن و فصاله فى عامين اءن اشكرلى و لوالديك الى المصير، و ان جاهداك على ان تشرك بى ما ليس لك به علم فلا تطعهما فى الدنيا معروفا، واتبع سبيل من اءناب ثم الى مرجعكم فاءنبئكم بما كنتم تعملون .
(لقمان / 15)
و ما به انسان درباره پدر و مادرش سفارش كرديم ، مادرش او را با زحمت فراوان حمل كرد (و به هنگام باردارى هر روز رنج و ناراحتى تازه اى را متحمل مى شد) و دوران شيرخوارگى او در دو سال پايان مى يابد (آرى به او توصيه كردم) كه شكر براى من و پدر و مادرت بجاى آور، كه بازگشت همه شما به سوى من است ، و هرگاه آنها تلاش كنند، كه موجودى را شريك من قرار دهى كه از آن آگاهى ندارى - بلكه مى دانى باطل است - از آنها اطاعت مكن ، و با آنها در دنيا به طرز شايسته اى رفتار كن ، و پيروى از راه كسانى بنما كه به سوى من آمده اند، سپس بازگشت همه شما به سوى من است ، و من شما را از آنچه عمل مى كرديد، آگاه مى كنم .
پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمود:
حق الوالد اءن تطيعه ما عاش و اما حق الوالدة فهيهات هيهات لو اءنه عدد رمل عالج (متلاطم) و قطر المطر اءيام الدنيا قام بين يديها ما عدل ذلك يوم حملته فى بطنها.
(بحارالانوار)
حق پدر بر تو اين است : مادامى كه او زنده است او را اطاعت كنى ؛ اما حق مادر؛ پس چه دور است كه انسان بتواند حق او را اداء نمايد، زيرا اگر فرزند، به تعداد ريگهاى متحرك و شناور بيابان و قطره هاى باران در تمام روزهاى دنيا در مقابل مادر، زانو بزند با يك روز كه مادر او را در رحم خود حمل مى كند برابرى نخواهد كرد.
مردى از بدرفتارى مادرش به رسول خدا صلى الله عليه و آله شكايت برد پيامبر فرمود: چرا او هنگامى كه نُه ماه تو را در شكم نگه داشت و دو سال شير داد، و شب را بى خوابى كشيد. بدرفتار نبود؟! مرد گفت : من او را پاداش داده ام و بر روى شانه هايم او را به حج برده ام ، پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: نه تنها پاداش او را نداده اى بلكه حتى پاداش ‍ زايمان او را هم نتوانستى بدهى .
وسئله صلى الله عليه و آله رجل : من اءبرر؟ فقال صلى الله عليه و آله : امك ثم امك ، ثم امك ، ثم اءباك ، ثم الاءقرب فالاءقرب .
(بحار / ج 71، 49)
مردى از رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله سوال كرد: به چه كسى بيشتر نيكى كنم ؟ پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: به مادرت و اين جمله را سه بار تكرار فرمود: بعد از آن به پدرت ، و بعد به هر كسى كه به تو نزديكتر است (يكى از پس ديگرى .)
و لما قيل له صلى الله عليه و آله : اءى الوالدين اءعظم ؟ قال صلى الله عليه و آله : التى حملته بين الجنبين و اءرضعته بين الثديين و حضنته على الفخذين .
و هنگامى كه از حضرتش سوال شد: كدام يك از پدر و مادر عظمت بيشترى دارند و حق او بيشتر است ؟ پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: آنكه فرزند را در بين دو پهلويش (داخل شكم) حمل نمود و از دو پستان خود شيرش داد و در بغل خود روى زانوهايش پرورش نمود.
مرد ديگرى به آن حضرت گفت :
مادرم به پيرى رسيده و الان هم نزد من است ، او را به دوش مى كشم و از كسب خود به او غذا مى خورانم و آزار و ناراحتى را با دستان خود از او دور مى سازم و با اين حال بخاطر حياء و احترام او، صورتم را از او مى گردانم ، (و به او نگاه تند نمى كنم كه خجالت بكشد) آيا حق او را كاملا ادا كرده ام ؟
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: نه زيرا شكم او ظرف و محل نگهدارى تو و پستانش مايه سيرابى ات ، و قدمهايش به منزله كفش ، و دستان وى به منزله تكيه گاه و حفاظ تو بود. و او همه اينها را برايت انجام مى داد و آرزوى زندگى و را مى نمود. ولى تو اين كارها را براى وى انجام مى دهى در حالى كه دوست دارى كه او بميرد - پس ببين تفاوت از كجا تا كجا است -؟!
و امام زين العابدين (عليه السلام) در رساله حقوق مى فرمايد:
و اما حق امك اءن تعلم انها حملتك حيث لا يحتمل اءحد اءحدا و اءعطتك من ثمرة قلبها بما لا يعط احد اءحدا و وقتك بجميع جوارحها و لم تبال آن تجوع و تطعمك و تعطش و تسقيك و تعرى و تكسوك و تضحى و تظلك و تهجر النوم لاءجلك و وقتك الحر والبرد لتكون لها ولا تطيق شكرها الا بعون الله عزوجل .
(بحار / ج 71 6)
و اما حق مادرت اين است كه ، بدانى ، او تو را در جائى حمل كرد كه هيچ فردى ، ديگرى را حمل نمى كرد، و از ثمره و شيره جانش تو را غذا داد در حالى كه هيچكس به ديگرى چنين نمى كنيد و با تمام اعضاء و جوارحش از تو محافظت نمود، باكى نداشت كه خود گرسنه بماند ولى تو را غذا بدهد، تشنه بماند و سيرابت كند، برهنه بماند و به تو لباس ‍ بپوشاند، در آفتاب بماند و تو را در سايه قرار دهد، و از خواب خود بخاطر تو صرف نظر كرد، و از گرما و سرما نگهداريت نمود، تا برايش بمانى . و طاقت و توان شكر او را ندارى مگر با يارى خداوند ذوالجلال .

حقوق والدين پس از مرگ آنان

اين از عنايت اسلام به پدر و مادر است كه حتى بعد از مرگ آنها نيز برايشان حقى قرار داده است ، و حقوق آنها منحصر به حال زنده بودنشان نمى باشد.
انسان هر چقدر در نيكى و احسان به پدر و مادرش كوشش نمايد، هرگز نمى تواند شكر لازم آنان را ادا نمايد. بخاطر همين است كه خداوند متعال قدردانى از ايشان را در رديف سپاس و شكر خود قرار داده است . چنانكه در قرآن كريم مى فرمايد:
ان اشكرلى ولواديك الى المصير.
(لقمان / 14)
به انسان سفارش نموديم كه ، شكر مرا و پدر و مادرت را بجاى آور، كه بازگشت همه شما به سوى من است .
و از موارد احسان به پدر و مادر بعد از مرگ آندو، دادن بدهى آنان و طلب آمرزش و نيابت در قضاى عبادتهاى آنهاست . مانند قضاى نماز، روزه ، حج ، زيارات و صدقات (واجب و مستحب).
پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمود:
من البر بالوالدين بعد موتهما الصلاة عليهما ولاءستغفار لهما و الوفاء بعدتهما و اكرام صديقهما و صلة رحمهما.
(ميزان الحكمه / ج 10، 711)
از نيكى بر پدر و مادر بعد از مرگ آندو، اين است كه ، برايشان نمازگزارى ، و طلب آمرزش نمائى ، و به وعده هاى آنها (نسبت به ديگران) وفا كنى ، و به دوستانشان احترام گذارى و يا ارحام آنها صله رحم بجا آورى .
و نيز آن حضرت فرمود:
و والديك فاطعهما و برهما حيين كانا اءو ميتين و ان اءمراك اءن تخرج من اءهلك و مالك فافعل ، فان ذلك من الايمان .
(بحار / ج 71، 34)
از پدر و مادرت اطاعت كن و به آنان نيكى نما، زنده باشند يا مرده ؛ و اگر تو را امر كردند كه از اهل و عيال و مال خود جا شوى ، اطاعت كن ، زيرا كه اطاعت از پدر و مادر از ايمان است .
در حديث ديگرى پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمود:
سيد الاءبرار يوم القيامة رجل بر والديه بعد موتهما.
(بحار / ج 71، 86)
آقا و بزرگ نيكوكاران در روز قيامت ، كسى است كه بعد از مرگ پدر و مادرش ، به آنان نيكى نمايد.
امام باقر (عليه السلام) فرمود:
ان العبد ليكون بارا بوالديه فى حياتهما ثم يموتان فلا يقضى عنهما ديونهما ولا يستغفر لهما فيكتبه الله عاقا و انه يكون عاقا لهما فى حياتهما غير بار بهما فاذا ماتا قضى دينهما واستغفر لهما فيكتبه الله بارا.
(بحار / ج 71، 59)
چه بسا بنده اى در حال زنده بودن پدر و مادرش به آنان نيكوكار باشد، ولى بعد از مرگ ايشان بدهى آنان را نمى دهد و برايشان طلب آمرزش نمى كند، پس خداوند او را از جمله عاق والدين مى نويسد. و چه بسا فردى در زندگى پدر و مادر عاق آنان شده و به آن دو نيكى نكرده است ، ولى بعد از مرگ ايشان ، بدهى آنها را پرداخت نموده و برايشان طلب آمرزش مى كند و خداوند او را از جمله نيكوكاران مى نويسد.
امام صادق (عليه السلام) فرمود:
ما يمنع الرجل منكم اءن يبر والديه حيين اءو ميتين يصلى عنهما و يتصدق عنهما و يحج عنهما و يصوم عنهما فيكون الذى صنع لهما و له مثل ذلك فيزيده الله عزوجل ببره و صلاته خيرا كثيرا.
(بحار / ج 71، 46)
چه چيز مانع شما مى گردد كه در حال حيات و بعد از مرگ پدر و مادر به آنها نيكى و احسان كنيد؟! از عوض آنها نماز خوانده و صدقه بدهيد و حج بجا آورده و روزه بگيريد، تا آنچه انجام داده ايد براى آنها باشد و مانند آن ثوابها براى شما نيز ضبط گردد، و خداوند به احسان و نيكى و نماز شما، خير زياد عنايت فرمايد.
در اين احاديث شريف ، ملاحظه قابل توجهى وجود دارد: و آن اين است كه ، در روايات تاءكيد زيادى بر حقوق پدر شده است و دليلش اين است كه ، رعايت حقوق پدران بر فرزندان ، يك امر فطرى است ، زيرا كه هر پدر امتداد زندگى خود را در وجود فرزندان خود مى بيند؛ تا آنجا كه گفته شده :
اءولادنا اءكبادنا تمشى على الاءرض .
فرزندان ما جگر گوشه هاى ما هستند كه بر روى زمين راه مى روند.
به خاطر همين است كه ، هر پدرى به حكم طبيعت و غريزه فطرى اهتمام ورزيدن ، مهربانى و توجه به فرزندان خود را دوست دارد. و اما تاءكيد اين روايات بر فرزندان اين است كه ، چون آنان در اثر گرفتارى در زندگى خودشان و اشتغالات زندگى معمولا آنها را از حقوق پدران و مادران غافل مى سازد، لذا اين تاءكيدها ضرورت دارد.
پدران گرامى !
پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمود:
رحم الله من اءعان ولده على بره ، فقيل كيف يعينه على بره ؟ فقال صلى الله عليه و آله : يقبل ميسوره و يتجاوز عن معسوره ، ولا يرهقه ولا يخرق به فليس بينه و بين اءن يصير فى حد من حدود الكفر الا اءن يدخل فى عقوق اءوقطيعة رحم .
(وسائل / ج 15، 200)
خدا رحمت كند، كسى را كه فرزند خود را بر نيكى اش يارى كند، گفته شد: يا رسول الله صلى الله عليه و آله چگونه بر نيكى اش يارى نمايد؟ فرمود: آنچه در توان دارد از او قبول كند و آنچه توان ندارد از او صرف نظر نمايد، و بر او ستم نكند و از حد خود، تجاوز ننمايد، و بايد بداند كه بين كفر و عاق والدين شدن و قطع صله رحم ، يك مرز بيش ، وجود ندارد.
بسيارى از پدران توقع دارند كه فرزندانشان رفتار نيكو داشته باشند و انتظار دارند كه آنها از نظر اخلاق متعهد و متعادل باشند، و با زبان به رعايت حقوق پدرى و مادرى ، تاءكيد دارند ولكن عملا (با كارهاى خود) آن را نقض مى كنند. چنانكه در حديث شريف نبوى وارد شده كه فرمود:
فرزندان خود را بر كارهاى نيك يارى نمى كنند، بلكه برعكس با كارهاى خود، عاق شدن و قبول نكردن حق را به آنها تعليم مى نمايند.
امام صادق (عليه السلام) فرمود:
بروا آباءكم يبركم اءبناءكم و عفوا عن نساء الناس تعف نساءكم .
(بحار / ج 74، 65 و ج 76 / 19 - 18)
به پدر و مادر خود احسان و نيكى كنيد، تا فرزندانتان به شما نيكى و احسان كنند، و نسبت به زنان مردم عفيف و خود نگهدار باشيد، تا زنان شما نيز عفيف بمانند.
على (عليه السلام) فرمود:
ولا تقسروا اءولادكم على آدابكم فانهم مخلوقون لزمان غير زمانكم .
(نهج البلاغه)
فرزندان خود را به آداب و رسوم خود مجبور نسازيد، زيرا كه آنها بر غير زمان شما آفريده شده اند.
گاهى بعضى از پدران را مشاهده مى كنيم كه به گفته هاى فرزندانشان بى توجهى مى كنند و به سوالهاى آنان پاسخ صحيح و قانع كننده نمى دهند، و در هر كار كه آنها را ناراحت سازد، فرزندان خود را مجازات مى نمايند، در حالى كه بسيارى از كارهاى آنان ، فرزندانشان را ناراحت كرده اما هيچ گاه خود را مستحق مجازات و ملامت نمى دانند.
پس اى پدر گرامى ! در بزرگى و عظمت نعمت هاى خدا بر خودت ، انديشه كن و بدان كه از بزرگترين نعمتهاى زندگى تو؛ مال و فرزندان تو است و از آنها جز باقيات صالحات فايده اى به حال تو نخواهند داشت ، فرزندانت صورت و نشانه اى از وجود تو هستند كه نام تو را با خود دارند، مواظب باش كه اهل خير و سعادت باشند. خود صالح و عامل باش تا فرزندانت نيز، چنين در دامن تو پرورش يابند. بر اعمال نيك و پسنديده ، در وجود خود، فرزندان و وطنت مراقب باش ، براى اهل خير و عمل صالح مهربان باش ، تا فرزندانت نيز چنين افرادى نافع به حال جامعه باشند و براى صلاح خود، جامعه و وطن خويش تلاش كنند.

صله رحم

دين اسلام ، بعضى از گروهها را بخاطر داشتن علاقه و روابط فاميلى و پيوند نزديك ، با يك رابطه دوستانه و همسايگى ، به همديگر سفارش ويژه و بخصوصى نموده است و بعضى از آيات شريفه قرآن ، به همه اين موارد اشاره دارد مانند اين آيه شريفه كه مى فرمايد:
واعبدوا الله ولا تشركوا به شيئا و بالوالدين احسانا و بذى القربى واليتمامى والمساكين و الجار ذى القربى والجار الجنب والصاحب بالجنب وابن السبيل و ما ملكت ايمانكم ان الله لا يحب من كان مختالا فخورا.
(نساء / 36)
خدا را بپرستيد و چيزى را براى او شريك قرار ندهيد، و به پدر، مادر و خويشان و يتيمان و بيچارگان ، و همسايه نزديك و همسايه دور (دوست و همنشين) و واماندگان در سفر و بردگانى كه مالك آنها هستيد، نيكى كنيد. زيرا خداوند كسى را كه متكبر و فخر فروش است - و از اداى حقوق ديگران سرباز مى زند - دوست نمى دارد.
و شرح اين روابط به ترتيب زير است :
1 - رابطه با خدا از طريق عبادت خالصانه بخاطر ارتباط بنده با معبود خود.
2 - رابطه با پدر و مادر بخاطر ارتباط تولد و تربيت فرزندان با آنان .
3 - ذوى القربى : يعنى ، كسانى كه ارتباط نسبى با انسان دارند.
4 - يتيم ؛ يعنى ، كسى كه پدرش را از دست داده و هنوز به حد بلوغ نرسيده باشد.
5 - مسكين ؛ و او كسى است كه ، به غذاى روزش نيازمند باشد.
6 - همسايه خويشاوند؛ و او كسى است كه ، علاوه بر همسايگى ، رابطه خويشاوندى نيز دارد.
7 - همسايه بيگانه : همسايه اى كه ، خانه اش نزديك است ولى قرابت و خويشاوندى ندارد.
8 - دوست بيگانه : دوست و رفيقى كه ، در سفر، يا شغل همكار انسان باشد.