163. براى بهشتى شدن ، اهل عمل بايد بكوشند

لمثل هذا فليعمل العاملون .
صافات : 61
عمل كنندگان بايد براى چنين پاداشى عمل كنند.
ان الامور العظام لا تنال بالمُنى (اهداف بزرگ با آرزوى بى عمل به دست نمى آيد)
يا اخى و حبيبى ان كنت عبدالله فارفع همتك ... (اى برادر و دوست من ، اگر بنده خدايى همت بلند دار و كارهايى كه در نزد تو مهم است و از سلوك بازت داشته به خدا واگذار و تا توانى همت خود را عالى كن ، زيرا آدمى با همت خود پرواز مى كند و اوج مى گيرد، چنان كه پرنده با دو بالش .)
غلام همت آنم كه زير چرخ كبود ز هر چه رنگ تعلق پذيرد آزاد است هر چه در اين خانه نشانت دهند گر نستانى به از آنت دهند يعنى به تاءملات صحيحه و كثرت ذكر مرگ خانه دل را از غير حق خالى كن . يك دل دارى بس است يك دوست تو را. «شگفتا : آيا خداوند بنده اش را بس نيست .»(891) «خداوند در درون هيچ شخصى دو قلب قرار نداده است .»(892)
در دو عالم گر تو آگاهى از او وز چه بد ديدى كه در خواهى از او خدايا زاهد از تو حور مى خواهد قصورش بين به جنت مى گريزد از درت يارب شعورش بين «به طمع بهشت يا ترس از آتش عبادت تو نمى كنم ، چون شايسته سپاسى سپاست مى گذارم .»(893)
هر دو عالم را به يك بار از دل تنگ برون كرديم تا جاى تو باشد تحصيل اين كار به هوس نمى شود بلكه تا نگذرى از هوس نمى شود خداوند امتناع دارد از اينكه كارها از غير مسير و اسباب آنها جريان يابد. ناگزير اسباب به سرچشمه اصلى آنها (مسببات) گره خورده است . اهداف بزرگ با آرزوى بدون عمل به دست نيايد و با هوا و هوس تحصيل نشود. در هر فنى از اهل آن كمك بگيريد و هر كارى را از راه آن وارد شويد.
آيينه شو جمال پرى طلعتان طلب جاروب كن تو خانه و پس ميهمان طلب چون مستعد نظر نيستى وصال مجو كه جام جم نكند سود وقت بى بصرى بايد اول از مرشد كل و هادى سبل هدايت جسته ، دست تولا به دامن متابعت ائمه هدى (عليهم السلام) و پشت پا بر علايق دنيا زنى و تحصيل عشق مولا نمايى : «قل الله ثم ذرهم .»(894)
عشق مولا كى كم از ليلى بود محو گشتن بهر او اولى بود حاصل عشق همين بس كه اسير غم او دل به جايى ندهد ميل به جايى نكند پس هموم خود را هم واحد سازد و با قدم جد و جهد تمام پاى در جاده شريعت گذارد و تحصيل ملكه تقوا كند؛ يعنى پيرامون حرام و مشتبه و مباح قولا و فعلا و حالا و خيالا و اعتقادا به قدر مقدور نگردد تا طهارت صورى و معنوى حاصل شود كه شرط عبادت است و اثرى از عبادت مترتب شود و محض صورت نباشد...
كشش عشق از كششهاى پروردگار هم تراز با اعمال جن و انس است . از سوداى كريمان هيچ كس نقصان نمى بيند.
طالع اگر مدد كند دامنش آورم به كف ار بكشم زهى طرب ور بكشد زهى شرف ما بدان منزل عالى نتوانيم رسيد هم مگر لطف شما پيش نهد گامى چند تا به دنيا فكر اسب و زين بود بعد از اينت مركب چوبين بود ... به يقين بدان به نحو مذكور هر كه شروع در سلوك كند در هر مرحله اى كه اجل موعود رسد در زمره و من يخرج من بيته مهاجرا الى الله و رسوله ثم يدركه الموت فقد وقع اجره على الله .(895) محشور شود.
گر مرد رهى رهت نمود... آنچه به خاطر بود به قلم آمد تا كه را به كار آيد.
هر كس كه ز شهر آشنايى است داند كه متاع ما كجايى است (896)

164. براى رستگارى استقامت كنيد و به پايدارى فرا خوانيد

يا ايها الذين آمنوا اصبروا و صابروا و رابطوا و اتقوا الله لعلكم تفلحون .
آل عمران : 200
اى كسانى كه ايمان آورده ايد شكيبا باشيد و ديگران را به شكيبايى فرا خوانيد و در جنگها پايدارى كنيد و از خدا بترسيد، باشد كه رستگار شويد.
صاحب تفسير شريف الميزان فرموده اند : امرهاى اين آيه (اصبروا، صابروا، رابطوا) مطلق است . از اين رو صبر بر شدايد و مصايب و صبر در طاعت خدا و صبر در دورى از معصيت را شامل مى شود؛ و نيز با «اصبروا» صبرهاى فردى و با «صابروا» صبر و تحمل اجتماعى را در بر مى گيرد؛ و بديهى است كه صبر و تحمل عمومى و همگانى از حيث قدرت و نيرو و اثر بالاتر از صبر و تحمل فردى است و نتايج و آثار سازنده آن نيز بيشتر و مهم تر است ؛ زيرا فرد به تنهايى و جدا از اجتماع با فردى كه در اجتماع وابسته به قدرتهاى فردى به يكديگر پيوند مى خورد و نيروى عظيمى به وجود مى آورد. كلمه «رابطوا» از نظر معنا اعم از «صابروا» است ؛ در كل مراد اين است كه انسان ها چه در حال آسايش و راحتى و چه در بلا و سختى بايد كه قدرتهاى معوى خود را جمع كنند و كليه شئون حياتى خويش ، از امور مادى تا معنوى ، را در پرتو تعاون و همكارى اجتماعى به سامان برسانند تا برآيند اين حركتهاى فردى و همكاريهاى اجتماعى آنان را به سعادت واقعى دنيا، كه بندگى خداست ، و رستگارى آخرت ، كه رضوان الهى است ، برساند.
آرى ، صبر كليد خوشبختى در دنيا و سعادت در آخرت است ؛ و آن گاه كه مؤ منان صابر به بهشت وارد مى شوند، فرشتگان آنان را سلام مى دهند و مى گويند سلام ما به سبب صبر شماست : والملائكه يدخلون عليهم من كل باب سلام عليكم بما صبرتم .(897 ) و بهشتى كه «فيها ما تشتهى انفسكم»(898) (براى شما هر چه دلتان بخواهد در آن فراهم است) از آن شماست - بهشتى كه ضيافت خانه خداست : «نزلا من غفور رحيم .»(899) اينها وسيله پذيرايى خداوند آمرزنده مهربان است ، اينها همه مقدماتى است كه جز صابران به آن نمى رسند : «و ما يلقاها الا الذين صبروا»(900) (اما جز كسانى كه صبر و استقامت دارند به اين مقام نمى رسند.)
امام باقر (عليه السلام) فرموده اند : «بهشت در احاطه ناملايمات و صبر است . پس هر كس در دنيا بر ناملايمات صبر كند به بهشت رود؛ و دوزخ در احاطه لذتها و خواهشهاى نفس است . پس هر كس لذت و خواهش نفس را برآورده كند به دوزخ رود.»(901)
حضرت امام حسين (عليه السلام) نيز آن هنگام كه ميدان كارزار عاشورا بر او سخت شد خطاب به اصحاب فرمودند : «صبرا يا بنى الكرام فما الموت الا قنطرة ...» (اى فرزندان بزرگواران صبر كنيد كه مسلما مرگ پلى است كه شما را از سختى و ناراحتى به بهشتهاى وسيع و نعمتهاى دايم مى رساند. كدام يك از شما ناراحت است كه از زندان به قصر منتقل شود؟ دشمن شما با مرگ مانند كسى است كه از قصر به زندان و عذاب منتقل مى شود. همانا پدرم به نقل از رسول خدا به من فرمود : «الدنيا سجن المومن و جنة الكافر... (دنيا زندان مومن و بهشت كافر است ؛ و مرگ پل مومنان به بهشتهايشان و پل كافران به جهنمهايشان است .)(902)

165. تعجب كافى نيست . بايد براى آخرت گريست و از بند هوا رهيد

افمن هذا الحديث تعجبون و تضحكون و لا تبكون و انتم سامدون .
نجم : 59 - 61
آيا از اين سخن در شگفت افتاده ايد؟ و مى خنديد و نمى گرييد؟ و شما غافل بوده ايد؟
«سامدون» از «سمود» و «سمد» به معناى لهو و سرگرمى و بلند كردن سر از روى تكبر است . آرى ، مسئله سرنوشت آدمى و ابديت و رستاخيز او با اين همه اهميت چه جاى خيره سرى و بى خبرى است ؟ چه جاى خنده و غفلت است ؟ بلكه جاى توبه و انابه و زجر و ناله است ، جاى عشق و دلدادگى و شوريدگى ، جاى محو جمال و ديدار يار شدن است .
به اين عبارت زيباى اميرالمؤ منين (عليه السلام) توجه خاص كنيد : و لولا الاجل الذى كتب الله عليهم لم تستقر ارواحهم فى اجسادهم طرفة عين شوقا الى الثواب و خوفا من العقاب .(903) (و اگر نبود مرگى كه خدا بر آنان مقدر فرموده است ، روح آنان حتى به اندازه بر هم زدن چشم در بدنها قرار نمى گرفت از شوق ديدار بهشت و از ترس عذاب جهنم .)
نيز فرموده اند : «به خدا سوگند، اگر مانند شتران بچه مرده ناله سر دهيد و چونان كبوتران نوحه سرايى كنيد و مانند راهبان زارى كنيد و براى نزديك شدن به حق و رسيدن به درجات معنوى و آمرزش گناهانى كه ثبت شده و ماموران حق آن را نگه مى دارند، دست از اموال و فرزندان بكشيد، سزاوار است ؛ زيرا در برابر پاداشى كه برايتان انتظار دارم و عذابى كه از آن بر شما مى ترسم اندك است .
به خدا سوگند، اگر دلهاى شما از ترس آب شود و از چشمهايتان از شدت شوق به خدا يا ترس از او خون جارى شود و اگر تا پايان دنيا زنده باشيد و تا آنجا كه مى توانيد در اطاعت از فرمان حق بكوشيد، و در برابر نعمتهاى بزرگ پروردگار، به خصوص نعمت ايمان ، ناچيز است .»(904)

اى عاشقان اى عاشقان آن كس كه بيند روى او
شوريده گردد عقل او آشفته گردد خوى او
معشوق را جريان شود دكان او ويران شود
بر رو و سر پويان شود چون آب اندر جوى او
در عشق چون مجنون شود سرگشته چون گردون شود
آن كو چنين رنجور شد نايافت شد داروى او
جان ملك سجده كند آن را كه حق را خاك شد
ترك فلك چاكر شود آن را كه شد هندوى او
بس سينه ها را خست او بس خوابها را بست او
بسته است دست جادوان آن غمزه جادوى او
شاهان همه مسكين او خوبان قراضه چين او
شيران زده دم بر زمين پيش ‍سگان كوى او
بنگر يكى بر آسمان بر قله روحانيان
چندين چراغ و مشعله بر برج و بر باروى او
شد قلعه دارش عقل كل آن شاه بى طبل و دهل
بر قله آن كس بر رود كو را نماند اوى او
من دست و پا انداختم وز جست و جو پرداختم
اى مرده جست و جوى من در پيش جست و جوى او
من چند گفتم هاى دل خاموش از اين سوداى دل
سودش ندارد هاى من چون بشنود دل هوى او
(905)

بسم الله الرحمن الرحيم
سخن آخر
و انيبوا الى ربكم و اسلموا له من قبل ان ياءتيكم العذاب ثم لا تنصرون و اتبعوا احسن ما انزل اليكم من ربكم من قبل ان ياءتيكم العذاب بغتة و انتم لا تشعرون ان تقول نفس يا حسرتى على ما فرطت فى جنب الله و ان كنت لمن الساخرين .
زمر : 54 - 56
صدق الله العلى العظيم