بهشت چگونه مكانى است ؟ 
امام عليه السلام درباره تقوا پيشگان فرمود:
يخلده فيما اشتهت نفسه ، و ينزله منزل الكرامة عنده فى دار اصطعنها لنفسه ، ظلها عرشه ، و نورها بهجته ، و زوارها ملائكته و رفقائها رسله ...(59)
...خداوند او انسان پارسا و با تقوا را در آنجا كه خود مى خواهد زندگى جاويد مى دهد، و در نزد خود در جايگاه گرامى و با ارزش منزل مى دهد، در سرايى كه خداوند آنان را براى دوستان خود برپا ساخته است ، سايبان آن عرش او، و روشنايى آن ، خوشنودى او، و ديدار كنندگان آن ، فرشتگان ، و دوستان آن ، پيامبران مى باشند...
خادمان بهشت : 
در توصيف فرشتگان فرمود:
...و منهم اءلحظة لعباده ، و السدنة لاءبواب جنانه ...(60)
...و برخى از آنان فرشتگان نگهبانان بندگان خدا، و خدمتگذاران دروازه هاى بهشت او هستند...
نعمت هاى بهشت : 
...فلور ميت ببصر قلبك نحوما يوصف لك منها لعزقت نفسك عن بدائع ما اءخرج الى الدنيا من شهواتها و لذاتها، و زخارف مناظرها و لذهلت بالكفر فى اصطفاق اءشجار غيبت عروقها فى كثبان المشك على سواحل اءنهارها، و فى تعليق تغليق كبائس اللولوء الرطب فى عساليجها و اءفنائها و طلوع تلك الثمار مختلفة فى غلف اءكمامها، تجنى من غير تكلف فتاءتى على منية مجتنيها و يطاف على نزالها فى اءفنية قصورها بالاءعسال المصفقة ، و الخمور المروقة قوم لم تزل الكرامة تتمادى بهم حتى حلوا دار القرار و اءمنوا نقلة الاءسفار، فلو شغلت قلبك اءيها المستمع بالوصول الى ما يهجم عليك من تلك المناظر المونفة ، لزهقت نفسك شوقا اليها و لتحملت من مجلسى هذا الى مجاورة اءهل القبور استعجالا بها، جعلنا الله و اياكم ممن يسعى بقبله الى منازل الاءبرار برحمته. (61)
...پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى ، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است ، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن ، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون ، در پوست شكوفه هاى آن درختان ، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد. انديشيدن در آن ميوه هايى كه بدون زحمت چيده شده و به آن گونه كه چيننده بخواهد حاضر مى شود و براى ساكنان آن در گرداگرد كاخ ‌هاى آن ، عسل هاى صاف و خالص ، و شراب هاى تصفيه شده به چرخش در مى آيد. اهل بهشت گروهى هستند كه همواره بزرگوارى شامل آنان شده تا اينكه به سراى آرامش بهشت جاويد رسيده و از نقل مكان ها و سفرها آسوده گردند، پس اى شنونده ! اگر دل خود را از هر چيزى بازداشته ، و به رسيدن به آن منظره هاى شگفت انگيز مشغول گردانى ، جان تو در اشتياق بهشت پرواز نموده و براى تعجيل در رسيدن به آن ، مجلس ‍ سخنرانى مرا رها نموده و همسايگى به گور خوابيدگان را بر خواهى گزيد. خداوند ما و شما را از كسانى قرار بدهد كه با رحمت خداوند و با تمام وجود براى رسيدن به جايگاه نيكان تلاش مى نمايند.
...فاما اءهل الطاعة فاثابهم بجواره ، و خلدهم فى داره ، حيث لا يظعن النزال ، و لا تتغيربهم الحال و لا تنوبهم الاءفزاع و لا تنالهم الاءسقام و لا تعرض ‍ لهم الاءخطار و لا تشخصهم الاءسفار...(62)
...پس آنان كه پيرو و مطيع خداوند هستند، خداوند به آنان پاداش ‍ همجوارى با خود را بخشيده و در سراى خود آنان را زندگانى جاويد داده است . آن جايى كه وارد شوندگان آن بيرون نيايند و حال آنان دگرگون نشود، ترس ها بدانان روى نياورد و بيمارى ها به آنان نرسد و به خطرها گرفتار نگردند و سفرها آنان را به رنج نيندازد...
كفى بالجنة ثوابا و نوالا. (63)
...بهشت به عنوان پاداش و رسيدن به نعمت ها بس است ...
...و ليس شى ء بخير من الخير الا ثوابه ، و كل شى ء من الدنيا سماعه اءعظم من عيانه ، و كل شى ء من الاءخرة عيانه اءعظم من سماعه فليكفكم من العيان السماع و من الغيب الخير، و اعلموا اءن ما نقص من الدنيا و زاد فى الاخرة خير مما نقص من الاخرة و زاد فى الدنيا. (64)
...و هيچ نيكى بهتر از نيكى ديگر نيست جز پاداش خداوند، و هر چيزى از نعمت هاى دنيا شنيدنش بزرگتر مهمتر و با عظمت تر از ديدن آن ، و هر چيزى از آخرت ، ديدن آن ، بزرگتر از شنيدنش است نعمت هاى دنيا وصفشان بهتر از ديدنشان ، ولى نعمت هاى آخرت ديدنشان بهتر از وصفشان است پس هم اكنون كه در دنيا زندگى مى كنيد و شما را ياراى ديدن نعمت هاى آخرت نيست به شنيدن نعمت هاى آخرت به جاى ديدن نعمت هاى آن ، و نيز به خبرهاى غيبى از جهان رستاخيز به جاى ديدن آنچه كه اكنون از ديدگان شما پنهان است بسنده كنيد، و بدانيد آنچه از دنيا كاهش يافته و بر آخرت افزوده گردد، بهتر است از آنچه كه از آخرت كاهش يافته و بر دنيا افزوده گردد...
...لا ينقطع نعيمها، و لا يهرم خالدها و لا يباءس يياءس ساكنها. (65)
...نعمت هاى آن زوال ناپذير است ، كسى كه در بهشت جاويد جاى بگيرد، پير و شكسته نمى شود و كسى كه در آن سكونت گزيند، نيازمند نااميد نخواهد شد...
درجات بهشتيان : 
...درجات متفاضلات و منازل متفاوتات ...(66)
...بهشت داراى درجه ها و رتبه هايى است كه برخى بر برخى ديگر برترى دارد، و داراى جايگاه هايى است كه از يكديگر متمايزند...
از اين سخن به روشنى به دست مى آيد كه اهل بهشت همه در يك پايه نيستند، بلكه بر اساس اعتقاد و عمل و فكر، داراى پايه ها و مراتب و درجات گوناگون مى شوند، گروهى در بالاترين رتبه هاى بهشت ، و گروهى ديگر در پايين ترين رتبه هاى آن ، و گروهى نيز در ميانه اين دو دسته قرار دارند و اين گروه نيز خود داراى درجات گوناگون مى باشند. چنانكه امام عليه السلام درباره فضيلت جهاد و مجاهدان فرمود:
فان الجهاد باب من اءبواب الجنة ، فتحه الله لخاصة اءوليائه ...(67)
پس به راستى كه پيكار در راه خدا دروازه اى از دروازه هاى بهشت است كه خداوند آن را براى دوستان مخصوص خود گشوده است ...
ظاهرا مقصود امام عليه السلام از دروازه همان جايگاه و درجه و رتبه ارزش ‍ و عظمت نعمت ها است ، و گرنه تنها ورود از يك دروازه نمى تواند ملاك ارزش باشد. بنابراين ، مقصود از دروازه هاى بهشت ، درجات بهشت است ، و دروازه جهاد، درجه اى از بهشت است كه ويژه دوستان مخصوص ‍ خداوند است و آنان همان رزمندگان راه خدا هستند.
عوامل ورود به بهشت : 
در اينجا دانستن اين موضوع از ارزش به سزايى برخوردار است كه چه عواملى موجب ورود به بهشت مى شود؟ و به ديگر سخن : بهشتيان چه ويژگى هايى در دنيا دارند؟ فايده و اثر مهم پى بردن به پاسخ اين پرسش ، فراهم آمدن زمينه عملى انسان براى نيل به اين ويژگى ها است . اين ويژگى ها عبارتند از:
1 معرفت خدا و پيامبر صلى الله عليه و آله
واهل بيت عليه السلام
...فانه من مات منكم على فراشه و هو على معرفة حق ربه و حق رسوله و اءهل بيته مات شهيدا و وقع اءجره على الله ، و استوجب ثواب مانوى من صالح عمله و قامت النية مقام اصلاته لسيفه ...(68)
...پس راستى چنين است كه اگر يكى از شما در بستر خود در حالتى بميرد كه به حق پروردگار و حق پيامبر و اهل بيت پيامبر آشنا باشد، او شهيد از دنيا رفته پاداش شهيدان را دارد و پاداش او در روز قيامت بر عهده خداوند متعال است ، و ثواب آن كار نيك كه انجام آن را در دل داشته و قصد آن را نموده بود، خواهد برد و آن قصد او براى جنگيدن در راه خدا و انجام كار نيك جايگزين و جانشين از نيام بر كشيدن شمشيرش مى شود...
مقصود امام عليه السلام از قصد انجام كار، آن قصد و اراده اى است كه اگر هنگام عمل فرا رسد انسان از انجام آن هيچ باكى نداشته باشد، و تنها موانع خارج از اراده و اختيار او باز دارنده او از آن كار باشد، چنين قصد و اراده اى صاحب خود را تا آنجا بالا مى برد كه اگر در بستر خود و با مرگ معمولى نيز بميرد در جايگاه شهيدان قرار خواهد گرفت . مشروط بر اينكه عارف به مقام خداوند و پيامبر صلى الله عليه و آله و اهل بيت عليه السلام باشد.
و در خطبه اى ديگر فرمود:
...لا يدخل الجنة الا من عرفهم و عرفوه ...(69)
...در بهشت داخل نمى شود جز كسى كه امامان را بشناسد و آنان امامان نيز او را بشناسند...
علماى علم بلاغت در فن معانى يكى از فنون سه گانه علم بلاغت گفته اند: كه نفى و استثنا مفيد حصر است . بنابراين ، مى توان گفت : آنانكه امامان معصوم عليه السلام را نشناسند و يا امامان عليه السلام او را به عنوان پيرو و به شمار نياورند در بهشت داخل نمى شوند هر چند در فروع و احكام دين به وظايف شرعى خود عمل نمايند.
بنابراين معرفت نسبت به خداوند و پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله و اهل بيت عليه السلام ويژگى اصل انسان براى ورود به بهشت جاويد است . چنانكه متقابلا شرط است كه اهل بيت عليه السلام نيز او را به عنوان شيعه و مؤ من راستين بشناسند.
2 يارى و دوستى اهل بيت عليه السلام 
هر چند شناختن خدا و پيامبر صلى الله عليه و آله و اهل بيت عليه السلام ويژگى اصلى بهشتيان است ، ولى تمام ويژگى آنان نيست ، بلكه ويژگى هاى ديگرى دارند كه دوست داشتن اهل بيت عليه السلام و يارى كردن آنان از جمله آن ويژگى ها است . چنانكه امام عليه السلام فرمود:
ناصرنا و محبنا ينتظر الرحمة ...(70)
...آنكه ما را يارى رساند، و ما را دوست داشته باشد، رحمت خداوند در انتظار او است ...
3 پارسايى : 
...ان التقوى فى اليوم الحرز و الجنة و فى غد الطريق الى الجنة ...(71)
...به راستى كه پارسايى تقوا براى امروز زندگى دنيا پناه و سپر در برابر لغزش ها و گناهان و براى فردا روز رستاخيز راه به سوى بهشت است ...
...فهم والجنة كمن قدر آها، فهم فيها منعمون. (72)
...آنان پارسايان و بهشت مانند كسى است كه آن بهشت را ديده باشد، پس آنان گويا از هم اكنون در آن بهشت از نعمت هاى خداوند بهره مند هستند.
اوصيكم عبادالله بتقوى الله و طاعته ، فانها النجاة غدا، والمنجاة اءبدا...(73)
اى بندگان خدا! شما را به پارسايى تقواى الهى و پيروى از او خداوند سفارش مى كنم ، به راستى كه آن پارسايى سبب رستگارى فردا قيامت و رهايى از عذاب و كيفر هميشگى است ...
...اوصيكم عبادالله بتقوى الله التى هى الزاد و بها المعاد المعاذ زاد مبلغ و معاد منجح ...(74)
...اى بندگان خدا! شما را سفارش مى كنم به پارسايى كه توشه براى سفر آخرت است و روز بازگشتن به وسيله آن رونق مى يابد(و پناهگاه است )، توشه اى كه رساننده انسان به مقصد قيامت و پناهگاه رهايى بخشنده از كيفر دوزخ است ...
پرهيزگار باش كه دادار آسمان
فردوس جاى مردم پرهيزگار كرد
سعدى
اين پرسش كه پارسايان چگونه انسان هايى هستند و چه ويژگى هايى دارند؟ سخنى است كه پاسخ آن طولانى و گسترده بوده و ما را از ميدان بحث معاد و بهشت و دوزخ بيرون مى برد. (75)
4 مطابقت عمل با عقيده : 
چنانكه بيان شد مهمترين ويژگى بهشتيان شناخت خدا و پيامبر صلى الله عليه و آله و امامان عليه السلام است ، چنانكه در برابر: امامان و اهل بيت نيز آنان را بشناسند، و معنى شناختن ، شناختن ظاهرى و صورى نيست ، بلكه مقصود اين است كه انسان شايستگى خود را به اندازه اى برساند كه امامان اهل بيت عليه السلام او را به عنوان شيعه و پيرو بپذيرند، و به ديگر سخن : اعمال او مطابق سيره و روش آنان باشد، چنانكه امام على عليه السلام فرمود:
ان الله سبحانه اءنزل كتابا هاديا بين فيه الخير و الشر فخذوا نهج الخير تهتدوا، واصدفوا عن سمت الشر تقصدوا، الفرائض الفرائض ! ادوها الى الله تؤ دكم الى الجنة ...(76)
خداوند، كتاب راهنمايى را فرستاده است كه نيك و بد در آن بيان گرديده است . پس روش نيك را برگزينيد تا هدايت گرديد، و از بدى دورى نماييد تا راه مستقيم و درست را بپيمايد. واجبات را رعايت كنيد! واجبات را رعايت كنيد آنها را به گونه اى پسنديده انجام بدهيد ! حق خداوند را در مورد آنها بپردازيد، كه رعايت واجبات و رعايت حق خداوند در آنها شما را به بهشت مى كشاند...
و آنگاه كه درباره اسلام سخن مى گويد، مى فرمايد:
...والجنة سبقته ...(77)
...و بهشت جايزه اسلام است كه براى انسان برنده در مسابقه اسلام در نظر گرفته شده است
بنابراين ، انجام واجبات الهى به گونه اى شايسته كه رضايت خداوند در آن باشد و به ديگر سخن : مطابقت اعتقادات و باورها با اعمال انسان از ويژگى هاى انسان هايى است كه در روز قيامت جايگاه آنان بهشت جاويد خواهد بود و چنانكه در خطبه اى ديگر فرمود:
و انما الاءجر فى القول باللسان والعمل بالاءيدى و الاءقدام ...(78)
و همانا پاداش انسان در گفتار به وسيله زبان ، و در كردار به وسيله كار و تلاش با دستان و پاها است ...
و درباره نقش پيروى از خداوند فرمود:
...فاجعلوا طاعة الله ...جنة ليوم فزعكم و مصابيح لبطون قبور كم وسكنا لطول وحشتكم و نفسا لكرب مواطنكم فان طاعة الله حرز من متالف مكتنفة و مخاوف متوقعة و اءوار نيران موقدة ...(79)
...پس پيروى از خداوند را...سپرى براى روز ترس قيامت خود، و چراغ هايى براى درون گورهاى خود، و آرامش گرى براى ترس دراز مدت خود روز محشر و گشايشى براى جايگاه هاى اندوه خود قرار بدهيد، پس ‍ به راستى كه پيروى از خداوند، نگاهدارنده از جايگاه هاى تباهى ، در بر گيرنده ترس گاه هاى مورد انتظار، و شعله هاى بر افروخته آتش دوزخ است ...
مردى از امام عليه السلام درخواست كرد كه وى را پند دهد، امام عليه السلام بدينگونه او را پند داد:
لا تكن ممن يرجوا الاخرة بغير عمل و يرجى التوبة بطول الاءمل ...يحب الصالحين و لا يعمل عملهم و يبغض المذنبين و هو اءحدهم يكره الموت لكثرة ذنوبه ...ان عرضت له شهوة اءسلف المعصية و سوف التوبة ...و يخشى الخلق فى غير ربه و لا يخشى ربه فى خلقه. (80)
از آنان مباش كه بدون عمل خوب ، اميدوار به آخرت نيك است ، و با آرزوى درازى كه براى زندگى دنياى خود دارد توبه به درگاه الهى را به تاءخير مى اندازد...انسان هاى درستكار را دوست دارد ولى عمل آنان را ندارد، از گناهكاران كينه دارد، در حالى كه خود يكى از آنان گناهكاران است ، به سبب گناهان فراوانى كه دارد، مرگ در نگاه او ناخوشايند است ...اگر شهوتى به او عرضه گردد اقدام به معصيت و گناه مى كند، و براى توبه كردن امروز و فردا مى كند...از مردم در غير راه پروردگارش مى ترسد از ترس مردم كارى را انجام مى دهد كه خدا آن را نمى پسندد و از پروردگارش ‍ در كار مردم نمى ترسد بدون بيم از خداوند به مردم زيان مى رساند
5 پيكار در راه خدا: 
...و من استقام فالى الجنة ...(81)
...و هر كس براى جهاد در راه خدا و پيكار با دشمنان او استقامت و پايدارى نمايد به بهشت مى رود...
فان الجهاد باب من اءبواب الجنة فتحه الله لخاصة اءوليائه. (82)
پس راستى چنين است كه جهاد دروازه اى از دروازه هاى بهشت است كه خداوند اين دروازه را براى دوستان مخصوص خود گشوده است ...
6 نيت خالص : 
اعمال انسان داراى ظاهرى و باطنى است ، اگر انسان اعمالش درست باشد و همه كارهاى خود را مطابق فرمان خدا و پيامبر صلى الله عليه و آله و اولياى دين انجام بدهد و از انجام آنچه كه مورد نهى آنان است خوددارى بورزد نمى توان گفت كه او شايسته بهشت است ، زيرا ممكن است انسان هاى منافق صفت و كفر باطن نيز اين اعمال را براى فريب مردم انجام بدهند. از اين رو ملاك و ظابطه اى ديگر لازم است كه اين اعمال را ارزش ‍ بخشيده و انسان را شايسته ورود به بهشت نمايد و آن چيز نيت خالص ‍ است كه امضاى درستى و صحت اعمال انسان به شمار آمده است . امام عليه السلام در اين باره فرمود:
...و ان الله سبحانه يدخل بصدقه النية و السريرة الصالحة من يشاء من عباده الجنة. (83)
...و خداوند به وسيله درستى و صداقت در نيت و درون شايسته هر كه از بندگانش را كه بخواهد در بهشت داخل مى كند.
آنچه را كه خوانده ايد، اوصاف و ويژگى هاى اهل بهشت در دنيا بود كه از كلام على عليه السلام در نهج البلاغه به دست آمده است و به يقين اوصاف ذكر شده بسيار دقيق و پراهميت و قابل توجه است و انسان آراسته شده به اين اوصاف نه تنها از نعمت هاى بهشت بهره مند خواهد شد، بلكه در زندگى دنيا نيز فردى سعادتمند و خوشبخت به معنى واقعى خواهد بود، هر چند ديگران او را ذليل و خوار پنداشته ، و براى او ارزشى قايل نباشند. چه باك او را كه او مرد خدا است . هم او از خدا راضى و هم خدا از او راضى است ، اينگونه انسان هر چند در دنيا مستمند و فقير باشد، احساس كمبود نمى كند، زيرا به موجود بى نياز مطلق پيوند خورده است ، و هر چند در درياى مشكلات و سختى هاى زندگى دست و پا بزند، در برابر خداوند ناسپاسى نكرده ، و سرانجام خود را به ساحل نجات مى رساند، و با ياد خدا آن مشكلات را تحمل نموده و براى خود آرامش پديد مى آورد، زيرا او در اين ميان جز معشوق راستين چيزى را نمى بيند، و خوديت خود را نابود ساخته و خود اندر ميانه هيچ شده است ، اينچنين انسان زبان حالش همان است كه باباطاهر همدانى سروده است :
غم عالم نصيب جان ما بى
به درد ما فراغت كيميا بى
رسد آخر به درمان درد هر كس
دل ما بى كه درمانش بلا بى
همه بند تنم مانند نى بى
مدامم درد هجرانت ز پى بى
مرا سوز و گداز تا قيامت
خدا دونه قيامت تا به كى بى
بهشت به آسانى فراهم نمى گردد: 
مثال معروف است كهگل چيدن بى خار نمى شودآنكه خواهان بهشت است ناگزير است كه براى رسيدن به آن تلاش و جديت فراوان نمايد و اگر سختى ها و دشوارى ها بر او روى آورد، در برابر آنها مقاومت نمايد. و به ديگر سخن براى رسيدن به بهشت به استقبال ناملايمات برود، چنانكه امام عليه السلام فرمود:
...الجنة تحت اءطراف العوالى ...(84)
...بهشت در سايه تير و نيزه فراهم مى گردد...
و نيز چنين روايت نموده است :
...ان رسول الله 9 كان يقول : ان الجنة حفت بالمكاره ...(85)
...پيامبر خدا صلى الله عليه و آله همواره مى فرمود: بهشت با دشوارى ها پيچيده شده است ...
نابرده رنج گنج ميسر نمى شود
مزد آن گرفت جان برادر كه كار كرد
سعدى
خواهان بهشت نمى خوابد! 
...اءلا و انى لم اءركالجنة نام طالبها. (86)
...آگاه باشيد كه من چيزى جز بهشت را نديده ام كه خواهان جوينده آن در خواب غفلت فرو برود
مقصود امام عليه السلام اين است كه انسان هاى جوياى بهشت ، غالبا در اثر گرايش به دنيا آنچنان دچار غفلت و بى خبرى مى شوند كه همانند خوابيدگان ، براى رسيدن به بهشت گامى بر نمى دارند، و كمتر كسى است كه در اين راه بيدار بوده و با تلاش و كوشش و دورى نمودن از هواهاى نفسانى و بريدن از دنيا خود را آماده بهشت مى نمايد.
حافظا خلد برين خانه موروث من است
اندرين منزل ويرانه نشيمن چه كنم ؟!
حافظ
فصل ششم : دوزخ 
دوزخ ، جايگاه كيفر بدكاران و ناشايستگانى مانند كافران ، مشركان ، منافقان و گناهكاران غير قابل آمرزش است ، كه در نهج البلاغه غالبا با كلمهناراز آن سخن به ميان آمده است . انسان هاى دوزخى پس از محاكمه در دادگاه بزرگ قيامت و محكوم شدن ، رهسپار دوزخ مى گردند، چنانكه امام عليه السلام فرمود:
...و اءما اءهل المعصية فاءنزلهم شر دار. (87)
...و اما معصيت كاران ، پس خداوند آنان را در بدترين سراى فرود مى آورد...
تصوير دوزخ :
به تصوير كشيدن و تبيين جايگاه نديده ، و دور از جولانگاه عقل و انديشه آدمى كارى ناممكن است ، از اين رو براى اين هدف بايد منابع مرتبط به وحى و عصمت را جستجو كرد و پس از قرآن كريم ، نهج البلاغه بهترين و معتبرترين و جامع ترين كتاب براى اين منظور است ، كه در موارد متعدد، آتش سوزان دوزخ و سختى ها و دشوارى ها و شكنجه هاى آن را به تصوير كشيده است :
1...فكانت معالجه القتال اءهون على من معالجة العقاب ، و موتات الدنيا اءهون على من موتات الاءخرة. (88)
...پس درمان جنگ تحمل مشكلات آن بر من آسانتر از درمان كيفر خداوند آسانتر از كيفر اخروى است كه حاصل هماهنگى و تبعيت از انسان هاى مقام طلب و ناشايست مى باشد و مرگ هاى دنيا دشوارى هاى جنگ براى من آسانتر از مرگ عذاب ها ى آخرت است ...
2و اءما اءهل المعصية فاءنزلهم شر دار، و غل الايدى الى الاءعناق و قرن النواصى بالاءقدام و اءلبسهم سراييل القطران و مقطعات النيران ، فى عذاب قد اشتد حره ، و باب قد اءطبق على اءهله ، فى نار لها كلب و لجب و لهب ساطع و قصيف هائل ، لا يظعن مقيمها، و لا يفادى اسيرها، و لا تفصم كبولها لا مدة للدار فتفنى و لا اءجل للقوم فيقضى. (89)
...و اما آنان كه اهل معصيت و نافرمانى در برابر خداوند باشند، خداوند آنان را در بدترين سراى جاى داده و دستان آنان را به گردنشان بسته و موهاى پيشانى آنان را به پاهايشان پيوند زند، و پيراهن هايى از قير و پاره هايى آتش بر آنان بپوشاند، در عذابى كه حرارت آن بسيار دشوار است ، و در دروازه اى كه بر روى آنان بسته و در آتشى كه داراى زبانه هاى بلند و صداهاى ترساننده و شعله هاى افروخته و صداهاى بسيار بلند سرگردان كننده است ، آنكه در آن آتش جاى بگيرد توانايى كوچيدن از آن را ندارد، و آنكه در اسارت آن باشد رها شدنى نيست ، و زنجيرهاى آن بريده نمى شود، براى سراى دوزخ زمانى نيست كه سپرى گردد، و ساكنان آن براى سكونت در آن ، وقت معينى ندارند كه به پايان برسد...
3و كفى بالنار عقابا و وبالا و كفى بالله منتقما و نصيرا. (90)
...و همين اندازه بس است كه آتش دوزخ ، كيفر و دشوارى براى گناهكاران و خداوند، انتقام گيرنده از آن گناهكاران و يارى دهنده براى نيكان باشد...
4...نار شديد كلبها، عال لجبها، ساطع لهبها، متغيظ زفيرها، متاءجح سعيرها، بعيد خمودها، ذاك و قودها، مخوف و عيدها، عم قرارها، مظلمة اءقطارها، حامية قدورها، فظيعة اءمورها...(91)
...آتشى كه در بلعيدن سيرى ندارد، و پر اضطراب و متلاطم است و شعله آن بلند، و صداى آن هيجان آور و خشمناك و سوزندگى آن ، زبانه دار و فرو نشستن شعله هاى آن بسيار دور، دير خاموش مى شود و هيزم آن پر شعله ، و تهديد آن ترس آور و به سبب تاريك و ژرف بودن آن جايگاه آن براى دوزخيان فراگير، و همه اطراف آن ، تاريك ، و ديگ هاى آن داغ و سوزان ، و كارها كيفرهايى كه در آن انجام مى گيرد، رسوا كننده است ...
5...و اتقوا نارا حرها شديد و قعرها بعيد و حلينها حديد و شرابها صديد. (92)
...و بپرهيزيد از آتشى كه سوزش آن سخت و دشوار، و بسيار ژرفناك است و زيور آن آهن گداخته ، و نوشيدنى آن ، آب چركين است .
آنچه خوانده ايد گوشه هايى از سخنان امام عليه السلام در تصوير آتش دوزخ و كيفرهاى آن بوده است .
عوامل گرفتارى به آتش دوزخ : 
اكنون اين پرسش پيش مى آيد كه دوزخيان چه ويژگى هايى دارند، تا ما بدينوسيله بتوانيم خود را از آن ويژگى ها دور نماييم ؟ و به ديگر سخن : چه عواملى موجب گرفتار شدن به آتش دوزخ مى شود تا با دانستن آنها، خود را از آنها دور نموده ، تا در قيامت از دوزخيان نباشيم ؟
پاسخ به اين پرسش در سخنان امام عليه السلام به روشنى بيان گرديده است . اين سخنان در اين نوشتار تحت عنوان هاى مخصوصى به خود تقديم خوانندگان گرامى مى گردد:
1 لغزش ها: 
...اءلا و ان الخطايا يا خيل شمس حمل عليها اءهلها، و خلعت لجمها، فتقحمت بهم فى النار...(93)
...آگاه باشيد كه خطاها بى تقوايى ها همانند اسبان سركش لجام گسيخته اى مى باشد كه صاحبان آنها بى تقوايان بر آنها سوار گرديده و همراه آنها در آتش دوزخ فرو افتند...
2 اهميت ندادن به نماز: 
تعاهدوا اءمر الصلوة ، و حافظوا عليها، و استكثروا، و تقربوا بها فانهاكانت على المؤ منين كتابا موقوتا، اءلا تسمعون الى جواب اءهل النار حين سئلواما سلككم فى سقر؟ قالوا: لم نك من المصلينسورة المدثر /42 و 43 و انها لتحت الذنوب حت الورق و تطلقها باطلاق الربق ...(94)
نماز را رعايت ، و بر آن محافظت نماييد و آن را بسيار به جا آوريد، و به وسيله آن به خداوند نزديك گرديد، كه آن براى مومنان در هنگام مخصوصى واجب گرديده است ، آيا پاسخ دوزخيان را نمى شنويد در آن هنگام كه از آنان پرسش مى شود: (چه چيز شما را به دوزخ كشانيده است ؟ مى گويند: ما از نماز گزاران نبوده ايم )، به راستى كه نماز گناهان را مى ريزد، همانند ريخته شدن برگ درخت ، و نماز انسان را از كيفر گناه رها مى گرداند همانند رها شدن زنجير از گردن انسان به زنجير بسته شده ...
3 نپرداختن زكات : 
...ثم ان الزكاة جعلت مع الصلوة قربانا لاءهل الاسلام ، فمن اءعطاها طيب النفس بها، فانها تجعل له كفارة ، و من النار حجازا حجابا و وقاية ...(95)
...سپس پرداخت زكات اموال همراه با نماز براى مسلمانان به عنوان وسيله و ابراز نزديك شدن انسان به خداوند قرار داده شده است ، پس هر كه به ميل و رغبت آن را بپردازد، سبب كفاره گناهان و مانع و نگهدارنده انسان در برابر دوزخ مى شود...
4 خيانت در امانت : 
...ثم اءداء الاءمانة ، فقد خاب من ليس من اءهلها...(96)
...سپس اداى امانت است ، پس آنكه اهل آن امانت نباشد، زيان نموده است ...
...و من استهان بالاءمانة ، و رتع فى الخيانة ، و لم ينزه نفسه و دينه عنها، فقد اءحل اءخل بنفسه الذل و الخزى فى الدنيا، و هو فى الاءخرة اءذل و اءخزى و ان اءعظم الخيانة خيانة الامة و اءفظع الغش غش الاءئمة. (97)
...و هر كه امانت را سبك بشمارد و همانند چهارپايان چراگاه خود را در وادى خيانت قرار بدهد، و خود و آيين خود را از آن پاك نگرداند، در دنيا خود را خوار زبون و پست و رسوا گردانيده و در روز واپسين خوارتر و رسواتر خواهد بود، و به راستى كه بزرگترين خيانت ، خيانت به امت ، و زشت ترين دغلكارى ، دغلكارى زمامداران است .
امام عليه السلام در اين نامه ، كه آن را براى يكى از كارگزاران نوشته است ، دايره امانت را توسعه بخشيده ، و پس از بيان نتيجه خيانت در امانت در دنيا و آخرت ، بزرگترين امانت براى كارگزاران را امانت امت اسلامى دانسته است . و در نتيجه ، خيانت به اين امانت را بزرگترين خيانت به شمار آورده است .
5 سركشى و فساد در روى زمين : 
...فلما نهضت بالاءمر نكثت طائفة و مرقت اءخرى و قسط آخرون ، كاءنهم لم يسمعوا كلام الله ، حيث يقول :تلك الدار الاخرة نجعلها للذين لا يريدون علوا فى الاءرض و لا فسادا و العاقبة للمتقين .سورة القصص /83 بلى و الله لقد سمعوها و وعوها، ولكنهم حليت الدنيا فى اءعينهم و راقهم زبرجها...(98)
... پس چون به امر خلافت برخاستم گروهى پيمان بيعت خود با مرا شكستند از ناكثين اصحاب جمل شدند كه جنگ جمل را برپا كردند و گروهى ديگر از حق خارج گرديدند از مارقين خوارج شدند كه جنگ نهروان را پديد آوردند و گروهى بر حكومت حق على عليه السلام ستم روا داشتند از قاسطين معاويه و يارانش شدند كه جنگ صفين را برپا كردند گويا آنان اين سه گروه سخن خداوند را نشيدند در آنجا كه فرمود: آن سراى آخرت را براى كسانى قرار مى دهيم كه در روى زمين نخواهند سركشى كنند و نخواهند فساد پديد آورند و سرانجام نيك از آن پارسايان است . آرى به خداوند سوگند كه اين آيه را شنيدند و آن را فهميدند، ولى دنيا در برابر ديدگان آنان زيبا جلوه كرد، و زيور دنيا آنان را فريب داد...
اين سخن قسمتى از خطبه معروفشقشقيهاست كه امام عليه السلام در آن ، سه گروه را نام برده و مورد سرزنش قرار داده و آنان را مصداق منفى آيه اى از قرآن دانسته است كه خداوند در آن آيه بهشت را ويژه كسانى قرار داده است كه نخواهند در روى زمين سركشى و فساد نمايند، و سه گروه نامبرده با جنگى كه در برابر على عليه السلام به راه انداخته بودند از مصاديق سركشى در برابر خداوند و فسادگرى در روى زمين به شمار آمدند و در نتيجه از بهشت محروم گرديده و سرانجام آنان دوزخ خواهد بود.
6 لغزش و گريز از ميدان جهاد: 
در مقام تشويق به جهاد و پيكار در راه خدا فرمود:
...لقد حملتكم على الطريق الواضح التى لا يهلك عليها الا هالك ، من استقام فالى الجنة ، و من زل فالى النار. (99)
...من شما را بر راهى روشن جهاد در راه خدا فرا خوانده ام كه در برابر آن ، تنها كسى به هلاكت مى رسد كه به سبب سرشت فساد آلود خود اهل هلاكت باشد، كسى كه در ميدان جهاد استقامت داشته باشد به بهشت مى رود، و كسى كه در اين راه بلغزد به دوزخ مى رود.
و در مقام آموزش جنگيدن به يارانش كه گويا آن را در ليلة الهرير و يا آغاز جنگ صفين بيان كرده است ، از جمله فرمود:
...فعاودا الكر، واستحيوا من الفر فانه عار فى الاءعقاب و نار يوم الحساب ...(100)
...پس بر دشمن يورش پى در پى ببريد، و از گريختن از ميدان جهاد شرم نماييد، كه گريز از ميدان جهاد براى نسل آينده تان ننگ را، و براى روز حسابتان آتش دوزخ را در پى خواهد داشت ...
7 خشم : 
در آن هنگام كه عبدالله بن عباس را به عنوان جانشين و كار گزار خود در بصره منصوب كرد به او نوشت :
سع منع الناس بوجهك و مجلسك و حكمك و اياك والغضب فانه طيرة من الشيطان . و اعلم اءن ما قربك من الله يباعدك من النار، و ما باعدك يباعدك من الله يقربك من النار. (101)
با مردم به هنگام روبرو شدن و نشستن و داورى كردن به نيكى برخورد كن با آنان گشاده روى و خوش برخورد و همنشين خوبى باشد و به هنگام داورى در اختلافات در ميان آنان از حق دورى مگزين و به داد و عدل داورى كن . و از خشم بر مردم بپرهيز! كه آن خشم گونه اى از سبك مغزى و ره آوردى از شيطان است ، و بدان كه آنچه تو را به خداوند نزديك گرداند تو را از آتش دوزخ دور، و آنچه تو را از خداوند دور گرداند به آتش دوزخ نزديك مى گرداند.
8 انكار حقانيت ائمه عليه السلام 
پيش از اين درباره ويژگى هاى بهشتيان از امام عليه السلام نقل شد كه تنها كسانى در بهشت داخل مى شوند كه امامان معصوم عليه السلام را بشناسند و امامان عليه السلام نيز آنان را بشناسند،در ادامه آن سخن فرمود:
...و لا يدخل النار الا من اءنكرهم و اءنكروه ...(102)
و در دوزخ داخل نمى شود جز كسى كه آنان امام معصوم را به عنوان پيشوايان بر حق مسلمانان و جانشينان پاك پيامبر اسلام باور نداشته ، و امامان نيز او را به عنوان انسان مؤ من و مسلمان درستكار پذيرا نباشند...
از اين سخن به دست مى آيد كه دوزخ تنها جايگاه كسانى است كه امامان معصوم عليه السلام را به عنوان پيشوايان بر حق و جانشينان واقعى پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله باور نداشته باشند و آنانكه امامان معصوم عليه السلام را باور داشته و بر اين باور آنگونه باشند كه امامان عليه السلام نيز آنان را تصديق نموده و بپذيرند در دوزخ داخل نمى شوند.
پاسخ به يك پرسش :
در اينجا اين پرسش به ذهن مى آيد كه آيا تنها باور داشتن براى نجات از دوزخ كفايت مى كند؟ ظاهر سخن امام عليه السلام با چشم پوشى از سخنان ديگر آن حضرت چنين است . ولى به همانگونه كه در آيات قرآن ، آيه اى تفسير آيه اى ديگر واقع مى شود، سخنان امام على عليه السلام نيز، تفسير سخن ديگر آن حضرت واقع مى شود، از اين رو براى پاسخ به پرسش مزبور بايد سخنان ديگر على عليه السلام را از نگاه خود بگذرانيم ، سخنانى كه در آن ويژگى هاى ديگر اهل دوزخ بيان گرديده است ، چنانكه توجه به سخنانى كه براى ويژگى هاى بهشتيان بيان گرديده بود نيز براى يافتن پاسخ درست مؤ ثر است .
از اين رو با توجه به مجموعه ويژگى ها و اوصاف بهشتيان و دوزخيان كه بيان گرديده است ، مى توانيم بگوييم كه انسان معتقد به امامان معصوم عليه السلام كسى است كه در ميدان عمل نيز به گونه اى باشد كه امامان عليه السلام او را به عنوان شيعه و پيرو واقعى مورد پذيرش و قبول خود قرار بدهند، و به ديگر سخن : سيره عملى او به ميزان تواناييش سيره عملى امامان عليه السلام باشد. البته موضوع شفاعت شافعان در مورد برخى از گناهان با حفظ باور و اعتقاد به حقانيت امامان عليه السلام را نمى توان از نظر دور نگه داشت . كه البته آن هم خود داراى شرايطى است كه از موضوع بحث ما در اين كتاب بيرون بوده و نيازمند بررسى مستقل و جداگانه است .
9 دشمنى با بندگان خدا: 
ستم بر بندگان خداوند در آيين اسلام ، بسيار ناپسند بوده و خداوند انسان ستمگر را در روز قيامت به دوزخ گرفتار مى نمايد، چه اينكه آن ستمگر خداوند را باور داشته و خود را پيرو آيينى همانند آيين اسلام بداند، و چه منكر بوده و آيينى را پايبند نباشد، كه اينك به فرازهايى از سخنان على عليه السلام در اين باره توجه مى نماييد:
بئس الزاد الى المعاد العدوان على العباد. (103)
بدترين توشه براى روز رستاخيز، دشمنى و ستم بر بندگان خدا است .
و لئن اءمهل الله الظالم فلن يفوت اءخذه و هو له بالمرصاد...(104)
و اگر خداوند انسان ستمگر را مهلت دهد، هرگز از كيفر او دست بر نخواهد داشت و او خداوند در كمينگاهش قرار دارد...
10 گناه پيشگى : 
هر انسانى در زندگى دنياى خود هدفى را برگزيده و براى رسيدن به آن در ميدان مسابقه قرار مى گيرد، ولى برخى از انسان ها هدف را نادرست برگزيده و سراب را به جاى آب ، و هواى نفس را به جاى خدا مقصود خود پنداشته اند، از اين رو گناهكاران كه با ارتكاب گناه ، قصد بهره مند شدن از نعمت ها را به هر گونه كه بخواهند در سر مى پرورانند، در وادى سراب گام برداشته و هواى نفس خود را خداى خويش مى پندارند، و آنگاه كه به سراى ديگر رهسپار گردند، جايگاهشان در دوزخ خواهد بود، چنانكه امام عليه السلام فرمود:
...والنار غاية المفرطين ...(105)
...و آتش دوزخ ، پايان مقصد حقيقى كسانى است كه در دنيا راه افراط گناه را در پيش گرفته اند و آنچه را كه نبايد انجام بدهند، انجام مى دهند ...
البته هر انسان معمولى غير از معصومين عليه السلام در زندگى خود احيانا دچار گناهانى مى شود، و مقصود على عليه السلام اين نيست كه همه گناهكاران به آتش دوزخ مى افتند، بلكه بسيارى از گناهان به توبه واقعى از ميان رفته و انسان گناهكار از آن گناه پاك مى شود و برخى از گناهكاران با شايستگى هايى كه دارند در روز قيامت مورد شفاعت شافعان قرار مى گيرند.
بنابراين مقصود امام عليه السلام از كلمهمفرطينآن گناهكارانى است كه در اثر گناهان بسيار، شايستگى توبه و شفاعت را از دست داده اند، گناهكارانى كه از انجام گناه باكى نداشته ، و به آسانى آن را مرتكب مى شوند، و از ارتكاب آن دچار احساس ندامت نشده و توبه نمى نمايند و بر گناه خود اصرار مى ورزند.
و اينگونه انسان ها: 
...ان من عزائم الله فى الذكر الحكيم التى عليها يثيب و يعاقب ، و لها يرضى و يسخط، انه لا ينفع عبدا و ان اءجهد نفسه و اءخلص فعله اءن يخرج من الدنيا لاقيا ربه بخصلة من هذه الخصال لم يتب منها: اءن يشرك بالله فيما افترض عليه من عبادته ، اءو يشفى غيظه بهلاك نفس ، اءو يعر باءمر فعله غيره ، اءو يستنجح حاجة الى الناس باظهار بدعة فى دينه ، اءو يلقى الناس بوجهين اءو بمشى فيهم بلسانين ...(106)
...و از حكم هاى قطعى و محكم و خلل ناپذير خدا كه صريح بوده و توجيه بردار نيست و در آن رجوع و نسخ راه پيدا نمى كنند كه در قرآن محكم خداوند آمده است ، و او خداوند بر پايه آنها آن احكام پاداش ‍ مى دهد و به كيفر مى رساند، و اگر انجام بگيرند براى آنها خشنود و اگر انجام نگيرند خشمگين مى شود اين است كه بنده خداوند هر چند تلاش ‍ خود را در اجراى احكام اسلام به كار بگيرد و كار خود را براى خدا خالص ‍ بگرداند در حالى از دنيا برود كه پروردگارش را با يكى از اين ويژگى ها ملاقات نمايد و از آنها ويژگى ها توبه ننمايد. و آن ويژگى ها عبارتند از: اينكه در بندگى كردن به خدا شرك در عبادت داشته باشد و يا با كشتن انسان ديگر، خشم خود را درمان نمايد و يا كار زشتى را كه ديگرى انجام داده است براى ديگران بيان كند گناهان ديگران را در ميان مردم بازگو كند و يا به وسيله آشكار نمودن بدعتى در دين خود براى بر طرف كردن نياز خود و حاجت خويشتن به مردم رو آور شود، و يا با دو چهره حالت نفاق و دو رويى با مردم برخورد كند، و يا با مردم با دو زبان نفاق سخن بگويد...
حاصل اين سخن ، چهار ويژگى ديگر براى دوزخيان است :
1 شرك به خداوند.
2 كشتن انسان بدون هيچگونه جرمى كه مستوجب كشته شدن باشد.
3 باز گو كردن گناه پنهانى و شخصى انسان گناهكار نزد ديگران پخش ‍ گناه .
4 بدعتگذارى در دين .
5 نفاق و دو رويى در گفتار و كردار.
اين پنج ويژگى ، افزون بر ده ويژگى ديگر كه براى دوزخيان ذكر گرديد هر يك عامل مستقلى براى ورود انسان به جهنم سوزان قيامت مى باشند، و او بايد از همه اين عوامل خوددارى نمايد، و در برابر؛ خود را به اوصاف بهشتيان بيارايد تا بتواند به سعادت جاويد آخرت نايل گردد.

پاورقي ها
59- نهج ، فيض ، خ 182، صبحى خ 183.
60- نهج ، فيضى و صبحى ، خ 1.
61- نهج ، فيض ، خ 164، صبحى ، خ 165.
62- نهج ، فيض ، خ 108، صبحى ، خ 109.
63- نهج ، فيض ، خ 82، صبحى ، خ 83.
64- نهج ، فيض ، خ 113، صبحى ، خ 114.
65- نهج ، فيض ، خ 84، صبحى ، خ 85.
66- همان .
67- نهج ، فيض و صبحى ، خ 27.
68- نهج ، فيض ، خ 232، صبحى ، خ 190.
69- نهج ، فيض و صبحى ، خ 152.
70- نهج ، فيض ، خ 108، صبحى ، خ 109.
71- نهج ، فيض ، خ 233، صبحى ، خ 191.
72- نهج ، فيض ، خ 184، صبحى ، خ 193.
73- نهج ، فيض ، خ 160، صبحى ، خ 161.
74- نهج ، فيض ، خ 113، صبحى ، خ 114.
75- براى آگاهى از ويژگى هاى پارسايان به كتابپارسايىاثر مؤ لف مراجعه گردد.
76- نهج ، فيض ، خ 166، صبحى ، خ 167.
77- نهج ، فيض ، خ 105، صبحى ، خ 106.
78- نهج ، فيض ، حكمت 40، صبحى ، حكمت 42.
79- نهج ، فيض ، خ 189، صبحى ، خ 198.
80- نهج ، فيض ، حكمت 142، صبحى ، حكمت 150.
81- نهج ، فيض ، خ 118، صبحى ، خ 119.
82- نهج ، فيض ، و صبحى ، خ 27.
83- نهج ، فيض ، حكمت 40، صبحى ، حكمت 42.
84- نهج ، فيض و صبحى ، خ 124.
85- نهج ، فيض ، خ 175، صبحى ، خ 156.
86- نهج ، فيض ، و صبحى ، خ 28.
87- نهج ، فيض ، خ 108، صبحى ، خ 109.
88- نهج ، فيض ، خ 53، صبحى ، خ 54.
89- نهج ، فيض ، خ 108، صبحى ، خ 109.
90- نهج ، فيض ، خ 82، صبحى ، خ 83.
91- نهج ، فيض ، خ 232، صبحى ، خ 190.
92- نهج ، فيضى ، خ 119، صبحى ، خ 120.
93- نهج ، فيض ، و صبحى ، خ 16.
94- نهج ، فيض ، خ 190، صبحى ، خ 199.
95- همان .
96- همان .
97- نهج ، فيض و صبحى ، نامه 26.
98- نهج ، خ 3(شقشقيه ).
99- نهج ، فيض ، خ 118، صبحى ، خ 119.
100- نهج ، فيض ، خ 65، صبحى ، خ 66.
101- نهج ، فيض و صبحى ، نامه 76.
102- نهج ، فيض و صبحى ، نامه 152.
103- نهج ، فيض ، حكمت 212، صبحى ، حكمت 121.
104- نهج ، فيض ، خ 96، صبحى ، خ 97.
105- نهج ، فيض ، خ 156، صبحى ، خ 157.
106- نهج ، فيض ، خ 152، صبحى ، خ 153.