در خبر ديگر امام باقر (عليه السلام) به سعد (يكى از شاگردانش) فرمود:
ان القلوب اربعه : قلب فيه نفاق و ايمان . و قلب منكوس و قلب مطبوع ، و قلب از هراجرد.
يعنى : براستى كه دلها، چهار گونه است ، دلى كه در آن ، هم نفاق است و هم ايمان ، و دلى كه وارونه است ، و دلى كه زنگار گرفته است ، و دلى كه روشن و تابناك و پاك است .
سعد گويد، عرض كردم : دل روشن و تابناك كدام است ؟
امام باقر (عليه السلام) فرمود: در دل روشن و تابناك هيئتى بمانند چراغى است - و اما دل زنگار گرفته ، دل منافق است ؛ و اما دل تابناك ، قلب مؤمن است ، اگر خدا نعمتى باو بخشد شكر و سپاس گويد و اگر گرفتارش كند صبر كند؛ و اما دل وارونه ، قلب مشرك است ، (كه هيچ سخن حقى در آن قرار نمى گيرد) سپس اين آيه را بخواند:
افمن يمشى مكبا على وجهه اهدى امن يمشى سويا على صراط مستقيم - الملك - 22.
يعنى : آيا كسى كه بر صورت خود نگونسار راه رود راه يافته تر است ، يا آنكه روى دو پا و راست و درست بر راه مستقيم برود؟
و اما آن دلى كه در آن ايمان و نفاق بهم آميخته ، آنان قومى بودند در طائف - كه گاهى مؤمن مى شدند و گاهى منافق - هرگاه يكى از آنها در حال نفاق اجلش مى رسيد در حال نفاق مى مرد و اگر در حال ايمان مرگش مى رسيد نجات مى يافت (45).
در خبر ديگرى ابوحمزه ثمالى از امام باقر (عليه السلام) روايت كرده كه فرمود:
بتحقيق دلها سه گونه اند: دلى كه وارونه است و هيچ سخن خوب و عقيده حقى در آن قرار نمى گيرد، و آن ، قلب كافر است ؛ و دلى كه در آن ، نكته سياهى است و خير و شر در آن در كشمكش باشند هر كدام بر دل نشيند بر ديگرى پيروز شود؛ و دلى كه مفتوح و گشاده است ، و در آن چراغهائى تابانند كه روشنائى آن تا روز قيامت خاموش نگردد، و آن ، قلب مؤمن است .

چند خبر در وسوسه و حديث نفس

شخصى بنام جميل خدمت امام صادق (عليه السلام) آمد و گفت : گاهى در دلم تصوراتى قرار مى گيرد كه موجب ناراحتى فكر مى گردد: فرمود بگو لا اله الا الله .
جميل گويد: هر وقت در دلم چيزى واقع مى شد، مى گفتم ، لا اله الا الله ، آن تصورات از دلم بيرون مى رفت .
و نيز امام صادق (عليه السلام) فرمود: روزى مردى خدمت رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) آمد و عرض كرد يا رسول الله ، هلاك شدم . رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمود: «آن خبيث (شيطان) آمده پيش تو گفته كى تو را آفريده ؟ و تو در پاسخ گفتى ؛ خدا، و او در جواب تو گفته : خدا را كى آفريده ؟»
آن مرد گفت : آرى بخدائى كه تو را براستى برانگيخته ، چنين است كه مى فرمائى .
رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمود: بخدا سوگند، اين ، محض ‍ ايمان است .
در تفسير اين جمله از فرمايش رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) از امام صادق (عليه السلام) روايت شده كه مقصود آن حضرت از اين جمله بجهت ترس از اين بوده كه آن مرد از اين وسوسه كه در دلش پيدا شده مبادا هلاك شود و اين جمله را فرموده كه خاطرش آسوده شود.
در خبر ديگرى على بن مهزيار گويد: مردى به ابى جعفر (عليه السلام) نامه اى نوشت و از وسوسه هائى كه بخاطرش خطور مى كند شكايت كرد، امام (عليه السلام) در پاسخ او نوشت : اگر خدا بخواهد تو را در ايمان ثابت مى دارد، پس هيچگاه شيطان را بخود راه مده ، مردمى نيز در زمان پيغمبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم) به آن حضرت شكايت نمودند از وسوسه هائى كه بر آنها عارض مى گشت كه دوست داشتند باد كشنده آنها را نابود مى كرد يا تيكه تيكه مى شدند و اين وسواس دلشان را بزبان نياورند، رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) به آنها فرمود آيا اين حالت و ناراحتى خيال را در خود احساس مى كنيد؟ عرض كردند: آرى ، فرمود: بخدائى كه جان من در قبضه قدرت اوست اين حالت صريح ايمانست ، و هر وقت چنين حالتى بشما دست داد بگوئيد: آمنا بالله و رسوله و لاحول و لاقوه الا بالله .

در اعتراف بگناه و پشيمانى از آن

امام باقر (عليه السلام) فرمود:
و الله ما ينجو من الذنب الا من اقربه
بخدا سوگند، كسى از كيفر گناه نجات نمى يابد جز كسى كه اعتراف بدان نمايد.
در خبر ديگر فرمود:
كفى بالندم توبه :
بس است براى توبه پشيمان شدن از ارتكاب گناه .
در خبر ديگر فرمود: نه بخدا، خداى تعالى از مردم جز دو خصلت نمى خواهد:
يكى اينكه اعتراف به نعمت هاى او نمايند تا برايشان بيفزايد ديگر اينكه اعتراف بگناهان كنند تا برايشان بيامرزد.
يكى از اصحاب امام صادق (عليه السلام) گويد شنيدم آن حضرت مى فرمود:
ممكن است مردى مرتكب گناه شود و خدا او را ببهشت برد؟
راوى گويد گفتم : خدا مرتكب گناه را ببهشت برد؟
فرمود: بلى ، زيرا كه او گناه مى كند، اما دائما ترسان است و بر خود خشمگين است ، پس چنين گناهكارى را خدا ترحم مى كند و ببهشت مى برد.
در خبر ديگر امام صادق (عليه السلام) فرمود: خداوند دوست دارد بنده اى را كه گناه بزرگى مرتكب شده و طلب آمرزش كند و دشمن دارد بنده اى را كه گناه كوچك را سبك شمارد.
ابان بن تغلب گويد: شنيدم امام صادق (عليه السلام) مى فرمود:
هيچ بنده اى نيست كه گناهى كند و بر آن پشيمان شود جز آنكه خدا بيامرزد آنرا پيش از آنكه استغفار كند، و هيچ بنده اى نيست كه خداوند نعمتى بر او عطا فرمايد و او بداند كه آن نعمت از جانب خدا است مگر آنكه خدا بيامرزدش قبل از آنكه حمد او را بجاى آورد.

پنهان داشتن گناهان

دو خبر در اين باب از امام رضا (عليه السلام) كه خبر دوم را از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) نقل فرموده وارد شده كه مضمون هر دو خبر يكى است با اختلاف راوى كه آن حضرت مى فرمود:
المستتر بالحسنه يعدل سبعين حسنه و المذيع بالسيئه مخذول و المستتر بالسيئه مغفور له .
يعنى : نهان دارنده كار نيك هفتاد برابر حسنه دارد و فاش سازنده كار بد خوار گردد و نهان دارنده كار بد آمرزيده است .

كسى كه قصد كار نيك و يا كار بد كند

زراره از امام باقر يا امام صادق (عليهما السلام) نقل كرده است كه : فرمودند:
خداى تعالى براى آدم (عليه السلام) در ذريه اش چنين قرار داده است كه هر كس قصد كار نيك كند و آنرا بجا نياورد براى او يك حسنه نوشته شود و هر كس قصد كار نيك بكند و آنرا بجا آورده ده حسنه برايش نوشته شود و كسى كه قصد كار بد كند و آنرا بجا نياورد چيزى بر او نوشته نشود و هر كس ‍ نيت كار بد كند و آن را بجا آورد يك سيئه برايش نوشته مى شود (46).
فضل بن مرادى (راوى حديث) گويد شنيدم امام صادق (عليه السلام) مى فرمود:
رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) فرموده : چهار صفت در هر كس ‍ باشد هلاك نشود مگر آنكه موجب ديگرى از گمراهى و شقاوت براى هلاكت او پيدا شود:
1- بنده اى تصميم بر انجام كار خيرى بگيرد اگرچه موفق بانجام آن نشود، خداوند بحسن نيتش يك حسنه بنويسد و اگر آن كار را انجام دهد ده حسنه بنويسد.
2- بنده اى قصد انجام كار بدى كند، اگر آنرا انجام ندهد چيزى برايش ‍ ننويسند و اگر انجام دهد هفت ساعت مهلتش دهند، فرشته ماءمور نوشتن حسنات بفرشته ماءمور سيئات كه بر دست چپ است گويد در نوشتن شتاب مكن شايد دنبال اين كار بد، كار خوبى انجام دهد كه آنرا محو كند، زيرا خداى عزوجل مى فرمايد:
ان الحسنات يذهبن السيئات .
(بتحقيق كه كارهاى نيك ، بديها را نابود مى كنند) يا آنكه استغفار كند پس اگر بگويد:
استعفر الله الذى لا اله الا هو، عالم الغيب و الشهاده ، العزيز الحكيم ، الغفور الرحيم ، ذوالجلال و الاكرام ، و اتوب اليه .
يعنى : آمرزش مى خواهم از آن خدائى كه معبودى به جز او نيست داننده نهان و آشكار است ، عزيز و حكيم است ، آمرزنده و مهربان است ، صاحب جلال و عظمت و اكرام است ، و بسوى او باز مى گردم ؛ چون اين چنين توبه و انابه كند بر او گناهى نوشته نمى شود ولى اگر هفت ساعت از ارتكاب آنكار بد بگذرد و دنبال آن ، كار خيرى انجام ندهد و توبه هم نكند، فرشته ماءمور حسنات به فرشته سيئات گويد: «بنويس بر اين بدبخت محروم».

توبه يا بازگشت از گناهان

توبه يعنى بازگشت از گناه بجانب اطاعت خدا و بندگى و تصميم بر جبران آنچه از او فوت شده ، سيزده خبر در اين باب صادر شده كه بعضى از آنها را در معرض استفاده خوانندگان عزيز قرار مى دهيم .
معاويه بن وهب (راوى خبر) گويد شنيدم كه امام صادق (عليه السلام) مى فرمود:
اذا تاب العبد توبه نصوحا (47) احبه الله فستر عليه فى الدنيا و الاخره .
يعنى : چون بنده اى توبه نصوح كند، خدا دوستش دارد و گناهانش را در دنيا و آخرت بپوشاند.
راوى گويد گفتم چگونه گناهانش را مى پوشاند؟
فرمود: آنچه را از گناهان كه دو فرشته موكل بر او نوشته اند از يادشان مى برد و به اعضا و جوارحش دستور دهد كه گناهانش را پنهان دارند و به بقاع زمين نيز فرمان دهد كه آنچه بر روى تو گناه كرده مخفى بدار، پس خدا را ملاقات نمايد در حالى كه هيچ گواهى نباشد كه بر گناهان او شهادت دهد.
ابوالصباح كنانى گويد از امام صادق (عليه السلام) از گفتار خداى عزوجل پرسيدم كه در سوره تحريم آيه 8 مى فرمايد:
يا ايها الذين آمنوا توبوا الى الله توبه نصوحا.
(اى كسانى كه ايمان آورده ايد، باز گرديد بسوى خدا، بازگشتى نصوح).
فرمود: بنده ، از گناه توبه كند و ديگر بار بسوى آن گناه بازنگردد.
امام باقر (عليه السلام) به محمد بن مسلم ، فرمود: اى محمد بن مسلم گناهان مؤمن چون توبه كند، آمرزيده است و بايد براى آينده پس از توبه و آمرزش از نو كار كند بخدا اين فضيلت نيست مگر براى اهل ايمان .
گويد: عرض كردم ، اگر بعد از توبه و استغفار از گناهان ، باز گناه كند و توبه كند؟!
فرمود: اى ابامحمد، آيا گمان مى كنى كه بنده مؤمن بر گناهى كه كرده پشيمان مى شود و استغفار مى كند، خدا توبه اش را قبول نمى كند؟
عرض كردم ، راستى اگر اين كار را چند بار تكرار نمايد يعنى گناه كند و استغفار نمايد گناه كند و استغفار نمايد؟
فرمود: هر چند بار كه مؤمن به آمرزش خواهى و توبه بازگردد خداوند نيز بمغفرت و آمرزش او بازگردد و براستى كه خدا آمرزنده و مهربان است ، و توبه را مى پذيرد و از گناهان مى گذرد، پس مبادا مؤمنان را از رحمت خدا نااميد كنى .

استغفار و طلب آمرزش از گناه

زراره گويد شنيدم امام صادق (عليه السلام) مى فرمود: هرگاه بنده اى گناهى كند. از صبح تا شب مهلت داده مى شود، اگر از خدا طلب آمرزش نمايد بر او نوشته نمى شود.
در خبر ديگرى ابوبصير از آن حضرت نقل كرده هفت ساعت مهلت مى دهند اگر سه مرتبه باين جمله استغفار كند و بگويد: استغفرالله الذى لا اله الا هو الحى القيوم چيزى بر او نوشته نمى شود.
در خبر ديگرى باين جمله اضافه كرده فرمود: بتحقيق مؤمن پس از بيست سال گناهى كه مرتكب شده متذكر مى شود و استغفار مى كند و آمرزيده مى شود، و اما كافر گناه مى كند و پس از يك ساعت فراموش مى كند.
در خبر ديگرى فرمود: رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) در هر روز هفتاد بار استغفار مى نمود (48) راوى خبر زيد شحام است گويد، گفتم : رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) مى فرمود استغفر الله و اتوب اليه ؟ (طلب آمرزش مى كنم از خدا و بسوى او باز مى گردم) فرمود: نه ، بلكه مى فرمود: اتوب الى الله (بسوى خدا باز مى گردم).
گفتم : رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) توبه مى كرد و بر نمى گشت و ما توبه مى كنيم و برمى گرديم .
فرمود: خدا مستعان است (يارى كننده است).
در خبر ديگر امام صادق (عليه السلام) فرمود: مؤمنى نباشد كه در شبانه روزش چهل گناه كبيره مرتكب شود و با حال پشيمانى بگويد: استغفر الله الذى لا اله الا هو الحى القيوم ، بديع السماوات و الارض ذوالجلال و الاكرام و اساءله ان يصلى على محمد و آل محمد، و ان يتوب على .
(يعنى : آمرزش مى جويم از خدائى كه معبودى نيست بجز او كه زنده و پاينده است ، پديد آرنده آسمانها و زمين است ، صاحب جلالت و اكرام است و از او مسئلت مى دارم كه درود فرستد بر محمد و آل محمد و اينكه توبه ام را بپذيرد) جز آنكه خداى عزوجل بيامرزد گناهانش را - و خيرى نيست در كسى كه روزانه بيش از چهل گناه كبيره مرتكب گردد.
مقصود از لمم چيست ؟
محمد بن مسلم از امام صادق (عليه السلام) از معنى لمم (بفتح لام و ميم اول) پرسيد كه در آيه 33 - سوره النجم خداوند مى فرمايد:
الذين يجتنبون كبائر الاثم و الفواحش الا المم .
(آن كسانى كه از گناهان كبيره و زنا و دزدى اجتناب كنند، بجز لمم) فرمود: لمم آن گناهى است كه انسان بدان نزديك مى شود سپس ياد خدا مى كند، و از آن گناه توبه مى كند، و خلاصه لغزشهائى است كه انسان در اثر غفلت از ياد خدا بطرف گناه ميل مى كند بعدا ياد خدا مى افتد و استغفار مى كند).
در اين باب شش روايت از امام صادق (عليه السلام) و امام باقر (عليه السلام) رسيده و از معنى لمم از آن جنابان سئوال كرده اند و حاصل فرمايشات آن جنابان در شش حديث همان پاسخى است كه به محمد بن مسلم داده اند باضافه توضيحاتى كه درباره گناهان كبيره و فواحش در جواب سائلين فرموده اند. در صفحه 153 نيز در باب گناهان كبيره در معنى لمم بيانى مذكور است .

حديثى از اميرالمؤمنين على (عليه السلام) در اينكه گناهان سه قسم است و تفسير آنها

راوى مى گويد، اميرالمؤمنين على (عليه السلام) روزى در كوفه به منبر برآمد پس از حمد و ثناى حق تعالى فرمود:
اى مردم ، بدانيد كه گناهان بر سه قسم است ؛ سپس سكوت كرد.
حبه عرنى (كه نام يكى از پامنبرى ها بود) عرض كرد يا اميرالمؤمنين ، فرمودى گناهان سه تا است و بعد سكوت كردى ؟
فرمود: بلى ، گفتم و مى خواستم آنها را تفسير كنم و نفس تنگى بر من عارض ‍ شد و مانع شد تفسير كنم ؛ بلى گناهان سه قسم است : گناهى كه بخشوده مى شود - گناهى كه بخشوده نمى شود - و گناهى كه براى مرتكب آن ، هم اميد بخشايش داريم و هم مى ترسيم .
حبه عرنى عرض كرد: اى اميرالمؤمنين ، براى ما بيان فرما.
فرمود: آرى ، گناهى كه بخشوده شود، آن بنده اى است كه خداوند بخاطر گناهش در دنيا كيفر داده ، و خدا حليم تر و كريمتر از آنست كه بنده اش را دوبار كيفر دهد.
و اما گناهى كه بخشوده نمى شود، مظالم بندگان است كه بيكديگر دارند؛ زيرا كه خداى تبارك و تعالى آنگاه كه خود را بر خلقش شناسانيد، بخود سوگند ياد كرد و فرمود: «بعزت و جلالم قسم ، كه از ظلم هيچ ظالمى نگذرم ، هر چند دستى بدستى بكوبد و يا دستى بدستى ماليده شود، هر چند كه شاخ زدن حيوان شاخدارى ، به حيوان بى شاخى باشد (49). پس ‍ براى بندگان مظلوم از ظلم كنندگانشان قصاص مى شود تا براى كسى بر گردن كسى مظلمه اى نماند، سپس آنها را بپاى حساب حاضر كنند». و امام گناه سوم ، گناهى است كه خداى تعالى آنرا بر خلقش پرده كشيده و توبه از آن را بر گناهكار روزى كرده بنده گناهكار پيوسته از گناهش ترسان است و در عين حال اميدوار برحمت پروردگارش مى باشد، ما هم براى او مانند خود او، اميد رحمت داريم و از عذاب خدا بر او بيمناكيم .

تعجيل در عقوبت گناه

دوازده روايت در اين مورد از امام باقر و امام صادق (عليهما السلام) بنقل از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) و اميرالمؤمنين على (عليه السلام) وارد شده كه چند روايت جامع آنها را نقل مى كنيم .
امام باقر (عليه السلام)، فرمود: خداى عزوجل هرگاه بخواهد (بنا بمصلحتى از جانب خود) بنده اى را گرامى دارد، و آن بنده گناهكار است او را گرفتار بيمارى كند، اگر بيمارش نكند، گرفتار فقر و نيازمندى كند، اگر باين هم گرفتار نكند مرگ را بر او دشوار مى كند تا كيفر گناهانش باشد.
فرمود: و چون بنا بمصلحتى خداوند بخواهد بنده اى را خوار كند و عمل نيكى در پيشگاه خدا طلبكار است بمكافات آن عمل نيك تنش را سالم كند، اگر اين را هم نكند، روزى او را افزون كند و اگر اين را هم نكند مرگ را بر او آسان كند تا مكافات عمل نيك او گردد.
در چند خبر ديگر امام صادق (عليه السلام) بنقل از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمود:
خداى عزوجل فرموده : بعزت و جلالم سوگند، بنده اى را كه مى خواهم باو ترحم كنم از دنيا نمى برم تا آنكه هر گناهى كه كرده كيفر آنرا در دنيا تلافى كنم يا به بيمارى تنش و يا تنگى معيشتش و يا ترسى در دنيايش ؛ پس اگر باز هم گناهش پاك نشود، مرگ را بر او سخت قرار دهم . و بعزت و جلالم سوگند، بنده اى را كه مى خواهم عذابش كنم از دنيا نمى برم مگر آنگاه كه هر عمل نيكى كه كرده پاداش او را در دنيا بدهم ، يا به وسعت رزقش و يا بسلامتى در تنش و يا به آرامش در دنيايش ، و اگر طلبكار شود مرگ را بر او آسان كنم .
در حديث ششم اين باب امام صادق (عليه السلام) فرمود اميرالمؤمنين على (عليه السلام) در تفسير آيه :
و ما اصابكم من مصيبه فبما كسبت ايديكم و يعفو عن كثير (30 - سوره شورى):
(و آنچه از مصيبتها بشما مى رسد بسبب آنست كه باختيار خود بدست آورده ايد، و خدا از بسيارى از گناهانتان مى گذرد).
فرمود: هيچ برگ برگ شدنى و نه خوردن به سنگى ، و نه لغزش قدمى ، و نه خراش چوبى نيست مگر بسبب گناهى (كه انسان مرتكب مى شود) و هر آينه آنچه را كه خداوند مى گذرد بيشتر است ، پس كسى كه خداوند كيفر گناهانش را در دنيا به تعجيل انداخت ، كريمتر و بزرگتر از آنست كه دوباره در آخرت نيز او را كيفر دهد.
در خبر ديگرى از اين باب امام باقر (عليه السلام) فرمود: يكى از پيامبران بنى اسرائيل بمردى گذشت كه نيمى از او به زير ديوار و نيمى ديگر بيرون از ديوار است و مرغان با منقار سوراخ سوراخ و سگان پاره پاره كرده اند. از آنجا گذشت به شهرى رسيد و ديد يكى از بزرگان آنها مرده بر روى تختى خوابانيده اند و پارچه ابريشمى گرانبهائى برويش كشيده اند و اطراف جنازه اش شمعدانها مى سوزد.
پيامبر خدا عرض كرد: پروردگارا شهادت مى دهم كه تو حكيمى ، عادلى ، ستم روا نمى دارى ، آن يكى از بندگان تو بود كه در تمام عمرش يك لحظه شرك بتو نياورده بود آنچنان مى راندى و اين يك ، بنده اى است كه يك لحظه در عمرش بتو ايمان نياورده بود اينچنين مى راندى ؟
خطاب رسيد: اى بنده من ، آنچنانكه گفتى من حكيم و عادلم ، ستم نمى كنم ، آن بنده ام نزد من بدكار و گناهكار بود، با آن وضع مى راندم تا مرا كه ملاقات مى كند، گناهى بر او نماند، و اين بنده ام حسنه اى نزد من داشت و با اين جلالت مى راندم تا مرا ملاقات كند و حسنه اى از من طلبكار نباشد.

كلام آخر ما در تفسير گناهان

امام صادق (عليه السلام) فرمود: گناهانى كه نعمت را تغيير مى دهند ستمكارى و جفاكارى است . و گناهانى كه موجب پشيمانى مى شود آدمكشى است . و گناهانى كه موجب نزول بلا مى شود ظلم است - و گناهانى كه پرده را مى درند شرب خمر است - گناهانى كه روزى را باز مى دارند زنا است و گناهانى كه موجب نابودى مى شود قطع رحم است - و گناهانى كه دعا را بر مى گردانند و هوا را تيره مى كنند عقوق والدين يعنى ناسپاسى پدر و مادر است .
در خبر ديگرى امام صادق (عليه السلام) فرمود:
اذا فشا اربعه ظهرت اءربعه : اذا فشا الزفى ظهرت الزلزله اذا فشا الجور فى الحكم احتبس القطر و اذا خفرت الذمه اديل لاهل الشرك من اهل الاسلام و اذا منعت الزكاة ظهرت الحاجه .
يعنى : چون زنا در قومى ظاهر شود زلزله پديد آيد، و چون بى عدالتى و حكم ناحق شايع گردد باران بند آيد، و چون پيمان با اهل ذمه شكسته شود، مشركين بر اهل اسلام پيروز گردند، و چون زكات بازداشته شود فقر و نياز بين مردم آشكار شود.
O O O
در اينجا بترجمه خود از كتاب ايمان و كفر كه بطور گزيده و تلخيص شروع نموده بوديم خاتمه مى دهيم . البته چند باب از آخر كتاب از جمله باب استدراج - محاسبه اعمال - عيبجوئى مردم و دو سه موضوع ديگر كه جمعا بيش از چهل پنج و شش روايت نبوده و بعضى از آنها ضمن مباحث گذشته مندرج است ، به لحاظ خوددارى از تطويل ، از ترجمه و درج آنها صرفنظر نموديم . از خداوند مسئلت داريم توفيق ترجمه ساير مباحث كتاب نفيس اصول كافى را نيز به دنبال اين كتاب نصيب فرمايد.

مترجم .