از امام صادق (عليه السلام) در تفسير آيه شريفه :
الذين يجتنبون كبائر الاثم و الفواحش الا اللمم نجم (35).
(آن كسانى كه كناره گيرند از گناهان بزرگ و هرزگيها بجز از گناهان كوچك)، فرمود: هرزگيها، زنا و دزدى است ولمم آنست كه مردى در پرتگاه گناه افتد و خدا را از آن آمرزش جويد. راوى گفت : عرض كردم مابين گمراهى و كفر آيا مرتبه اى هست ؟ فرمود: چه بسيار است رشته ها و حلقه هاى ايمان !
امام صادق (عليه السلام) در خبر ديگر به زراره فرمود: در كتاب على (عليه السلام) كبائر هفت است : اول كفر بخدا. دوم قتل نفس . سوم عقوق والدين . چهارم خوردن ربا بعد از علم بحرمتش . پنجم خوردن مال يتيم از روى ستم . ششم فرار از جبهه جنگ . هفتم تعرب بعد از هجرت .
زراره گويد گفتم يابن رسول الله اينها بزرگترين گناهانند؟ فرمود: بلى . گفتم پس خوردن يك درهم مال يتيم از روى ظلم گناهش بزرگتر است يا ترك نماز؟ فرمود ترك نماز. عرض كردم ، پس شما نماز را جزو كبائر نشمرديد؟ فرمود: آنچه اول بتو گفتم چه بود؟ زراره گويد گفتم كفر بود، فرمود: مسلما تارك نماز كافر است (تارك نماز كه بدون سبب و عذرى ترك نماز كند).
در خبر ديگر از امام صادق (عليه السلام)، پس از شرح كبائر هفتگانه ، از حضرت سئوال شد بفرمائيد مرتكب گناه كبيره اگر بى توبه از آن گناه بميرد، آيا از ايمان بدر مى شود؟ و اگر بدان گناه معذب شود، آيا عذاب او مانند عذاب مشركان است و يا اينكه منقطع مى شود؟ حضرت فرمود: اگر گمانش ‍ اين بود كه آن گناه حلال است از اسلام خارج مى شود و بهمين جهت بسخت ترين عذاب ها معذب مى گردد و اگر اعتراف كند كه گناه كبيره و ارتكاب آن حرام است و بدان سبب معذب مى شود و اينكار حلال نيست در اين صورت معذب مى گردد ولى عذاب اين قسم سبك تر از اولى است و اين اعتراف با ارتكاب آن او را از ايمان خارج مى سازد ولى از اسلام خارج نمى سازد.
امام صادق (عليه السلام) در تفسير آيه مباركه :
و من يؤ ت الحكمه فقد اوتى خيرا كثيرا - البقره (269).
(و بهر كس حكمت داده شود همانا خير كثيرى داده شده است).
فرمود: آن ، شناختن امام و اجتناب از گناهان كبيره ايست كه خداوند بر آنها آتش جهنم را لازم كرده است .
گناهان كبيره باستناد به آيات قرآن
حديث از امام محدتقى (عليه السلام) است . فرمود شنيدم پدرم مى فرمود كه شنيدم پدرم موسى بن جعفر (عليه السلام) مى فرمود: عمرو بن عبيد خدمت امام صادق (عليه السلام) رسيد و پس از آنكه سلام كرد و نشست اين آيه را تلاوت نمود:
الذين يجتنبون كبائر الاثم و الفواحش - النجم (32):
(آن كسانى كه از گناهان بزرگ و هرزگيها اجتناب مى ورزند) سپس سكوت كرد. امام صادق (عليه السلام) فرمود: چه چيز تو را بسكوت واداشت ؟ عمرو عرض كرد دوست دارم گناهان كبيره را از روى قرآن كريم بشناسم . امام صادق (عليه السلام) فرمود: بلى اى عمرو بزرگترين گناهان عبارتند از:
1- شرك بخدا است ، زيرا خداوند مى فرمايد:
و من يشرك بالله فقد حرم الله عليه الجنه المائده - (72):
(و كسى كه شريك براى خدا قائل شود خداوند بهشت را بر او حرام كرده است).
2- ياءس و نوميدى از رحمت خدا، زيرا كه خداى تعالى مى فرمايد: انه لا يياءس من روح الله الا القوم الكافرون يوسف - (78):
(براستى نوميد نشود از رحمت خدا جز مردمى كه كافر باشند).
3- ايمن بودن از مكر خداوند، زيرا كه خداوند مى فرمايد: فلا ياءمن مكرالله الا القوم الخاسرون الاعراف - (99):
(ايمان نشويد از مكر خدا جز مردمى زيانكار).
4- عقوق والدين است ، زيرا كه خداوند سبحان در قرآن كريم عاق والدين را جبار ناميده است .
5- قتل نفسى كه محترم باشد، زيرا كه خداى تعالى مى فرمايد: و من قتل مؤمنا متعمدا فجزآؤ ه جهنم خالدا فيها - النساء (93):
(هر كس مؤمنى را عمدا بكشد، سزاى او آتش دوزخ است و در آن آتش ‍ مخلد باشد).
6- قذف محصنه يعنى زنان عفيف و پارسا را بزنا متهم كردن زيرا كه خداى تعالى مى فرمايد:
لعنوا فى الدنيا و الاخره و لهم عذاب عظيم .
(آنان كه زنان عفيف مؤمنه را نسبت به زنا دهند در دنيا و آخرت از رحمت خدا بدور باشند و براى آنانست عذاب بس بزرگ).
7- خوردن مال يتيم ، زيرا كه خداى تعالى مى فرمايد:
ان الذين ياءكلون اموال اليتامى ظلا انما ياءكلون فى بطونهم نارا و سيصلون سعيرا النساء - (10):
(آن كسانى كه اموال يتيمان را بنا حق و از روى ستم مى خورند، همانا در شكمهايشان آتش مى خورند و بزودى شعله آتش دوزخ آنان را فرا گيرد.)
8- فرار از جبهه جنگ ، زيرا كه خداى عزوجل مى فرمايد:
و من يولهم يومئذ دبره الا متحرفا لقتال او متحيزا الى فئه فقدبآء بغضب من الله و ماءويه جهنم و بئس المصير - الانفال (16):
(و كسى كه در روز نبرد پشت بدشمن كند - مگر بجهت تغيير وضع جبهه جنگ و يا بجهت پيوستن بدسته ديگر از سربازان اسلام براى كمك بدانها - بتحقيق كه بازگشته است به خشمى از خدا - يعنى گرفتار خشم و غضب خداى تعالى گرديده است - و جايگاهش دوزخ است و بد بازگشتگاهى است دوزخ).
9 - خوردن ربا، زيرا كه خداى تعالى مى فرمايد:
الذين ياءكلون الربا لايقومون الا كما يتخبطه الشيطان من المس - البقره (277)
(آن كسانى كه ربا مى خورند برنمى خيزند از جايشان - و يا از قبرهايشان در روز قيامت در وقت نفخ صور - مگر بمانند كسى كه شيطان در اثر تماس با او، او را مخبط و ديوانه كرده باشد).
10- سحر و جادو، زيرا كه خداوند در آيه 102 سوره بقره مى فرمايد:
و ابتعوا ما تتلوا الشياطين على ملك سليمان و ما كفر سليمان ولكن الشياطين كفروا:
(و پيروى كردند آنچه را كه شياطين بر ملك سليمان خواندند و سليمان كافر نشد ولى شياطين كفر ورزيدند و بمردم سحر و جادو را مى آموختند و آنچه را كه بر آن دو فرشته بنام هاروت و ماروت نازل شد و نمى آموختند كسى را مگر اينكه مى گفتند ما آزمايشيم براى مردم مبادا كافر شوى پس ياد مى گرفتند از آندو فرشته چيزى را كه جدائى بياندازند بوسيله آن بين مرد و همسرش و آنها به احدى زيان رسان نبودند جز باذن خدا و ياد مى گرفتند آنچه را كه ضرر مى رسانيد آنها را و سود نمى بخشيد...
11- زنا، زيرا كه خداى تعالى در آيه 69 سوره الفرقان مى فرمايد:
و الذين لايدعون مع الله الها اخر و لايقتلون النفس التى حرم الله الا بالحق و لايزنون و من يفعل ذلك يلق اثاما يضاعف له العذاب يوم القيمه و يخلد فيه مهانا:
(و آن كسانى كه نمى خوانند با خدا معبود ديگرى را، و نمى كشند نفس ‍ محترمى را كه خدا حرام كرده كشتن او را مگر بحق يعنى در برابر قصاص ، و زنا نمى كنند، و كسى كه مرتكب اين اعمال شود، و يا زنا كند سزاى گناه خود را بيند. عذابش در روز قيامت دو چندان باشد و در آن عذاب دائما بخوارى بماند).
12- سوگند خوردن بدروغ در راه تبهكارى ، (مثل اينكه سوگند بخورد كه مال مردم را بناحق بخورد و يا بفلانى ستم كند) زيرا كه خدايتعالى در آيه 77 آل عمران مى فرمايد:
ان الذين يشترون بعهد الله و ايمانهم ثمنا قليلا اولئك لاخلاق لهم فى الاخره و لا يكلمهم الله و لا ينظر اليهم يوم القيمه و لا يزكيهم و لهم عذاب اليم .
(آنان كه مى فروشند پيمان با خدا و سوگندهاى خود را ببهاى اندكى ، براى آنها بهره اى در آخرت نيست و خدا با آنان تكلم نمى كند و نظر رحمت بسوى آنها نمى افكند و پاكشان نمى كند و براى آنهاست عذاب دردناك .)
13- غلول ، و آن خيانت و دزدى از غنيمت جهاد است ؛ زيرا خداى تعالى در آيه 16 سوره آل عمران مى فرمايد:
و من يغلل ياءت بماغل يوم القيمه :
هر كس از غنيمت دزدى كند روز قيامت او را با آنچه دزديده است بمحشر مى آورند.
14- منع زكوة واجب ، زيرا خداى تعالى در آيه 35 سوره توبه مى فرمايد:
و الذين يكنزون الذهب و الفضه و لا ينفقونها فى سبيل الله فبشرهم بعذاب اليم يوم يحمى عليها فى نار جهنم فتكوى بها جباههم و جنوبهم و ظهورهم ....
(آنان كه طلا و نقره را در خزانه ها انباشته و در راه خدا انفاق نمى كنند آنها را مژده بده بعذابى دردناك ، روزى بيايد كه آنها را در آتش جهنم سرخ و تافته كنند و پيشانيها و پهلوها و پشتهاى آنان را داغ كنند و به آنها بگويند اينست آنچه را كه براى خود انباشتيد، پس بچشيد عذابى را كه خود براى خود ذخيره و آماده ساختيد...).
15 و 16 - شهادت زور و كتمان شهادت ، زيرا خداى تعالى در آيه 283 سوره بقره مى فرمايد:
و لا تكتموا الشهاده و من يكتمها فانه اثم قلبه .
(گواهى بر حق را كتمان نكنيد، هر كس كتمان كند گواهى بر حق را، راستى كه دلش گناهكار است (29).
17- شرب خمر، زيرا خداى تعالى از آن نهى فرموده همچنانكه از عبادت بتها نهى فرموده است .
18 و 19- ترك نماز از روى عمد و يا ترك حكمى از احكامى كه خداوند واجب كرده است .
زيرا كه رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) فرموده است :
من ترك الصلوه متعمدا فقد برى من ذمه الله و ذمه رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم).
(كسى كه عمدا نماز را ترك كند از عهد خدا و عهد رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) بيزارى جسته است .
20 و 21- عهد شكنى و قطع رحم زيرا كه خداى تعالى در آيه 25 سوره رعد مى فرمايد:
و الذين ينقضون عهد الله من بعد ميثاقه و يقطعون ما امر الله به ان يوصل و يفسدون فى الارض اولئك لهم اللعنه و لهم سوء الدار:
(و آنان كه پيمان خدا را بعد از بستن مى شكنند، و آنچه را كه بوصل آن فرمان داده است قطع مى كنند، و در روى زمين افساد مى كنند، آنانند كه مشمول لعنت اند و براى آنهاست بدى آخرت .
گناهان كبيره ، بنابر استنباط مجلسى اول (ره) از اخبار، هفتاد است
علامه مجلسى (ره) گناهان كبيره را بنا بنقل پدرش كه از اخبار استنباط نموده در 70 گناه شمار كرده در دو قسمت بشرح ذيل :
قسم اول گناهانى كه قطعا كبيره شمرده شده اند
1- شرك بخدا 2- نوميدى از رحمت خدا 3- ايمنى از مكر خدا 4- قتل نفس 5- عقوق والدين 6- نسبت زنا بمؤمن و مؤمنه دادن 7- خوردن مال يتيم بناحق 8- فرار از جبهه جهاد 9- رباخوارى 10- سحر و جادو 11- كاهنى 12- زنا 13- لواط 14- دزدى مخصوصا از غنيمت 15- قسم دروغ 16- ترك واجبات الهى چون نماز و روزه ماه رمضان و تاءخير حج از سال استطاعت بدون عذر 17- شهادت ناحق و كتمان شهادت حق 18- شرب خمر و هر مسكر ديگر 19- نقض قرارداد 20- نقض عهد با خدا و با خلق 21- قطع رحم 22- تعرب بعد از هجرت 23- دروغ بستن بر خدا و رسول و ائمه (عليهم السلام) 24- غيبت 25- بهتان .
قسم دوم - گناهانى كه احتمالا كبيره شمرده شده است
26- ترك همه مستحبات 27- منع آب زيادى از رهگذران تشنه با عدم حاجت خود 28- بى احتياطى از بول 29- وسيله سازى براى دشنام به پدر و مادر 30- اضرار در وصيت 31- خشم از قضاى الهى 32- اعتراض بر مقدرات الهيه 33- تكبر 34- حسد بردن 35- دشمنى با مؤمنين 36- الحاد در حرم مكه و مدينه 37- سخن چينى 38- بريدن عضوى از مؤمن بناحق 39- خوردن مردار و نجاسات ديگر 40- جاكشى 41- اصرار بر صغيره 42- امر به منكر و نهى از معروف بنابر احتمالى 43- دروغ و خلف وعده 44- خيانت 45- لعن بر مؤمن 46- دشنام به مؤمن 47- آزار نمودن مؤمن 48- زدن خدمتكار بيش از استحقاق 49- منع آب مباح از ذيحق آن 50- سد راه مردم 51- تضييع عيال 52- تعصب 53- ظلم 54- دغلى 55- دوروئى 56- خوار شمردن مؤمن 57- عيب جوئى از مؤمن 58- سرزنش مؤمن 59- افتراء بر مؤمن 60- دشنام دادن بمؤمن . 61- بدگمانى بمؤمن 62- ترسانيدن مؤمن 63- كم دادن در پيمانه و ترازو 64- ترك امر بمعروف و نهى از منكر 65- همنشينى با فاسقان بخصوص در مجالس مى خوارى بى عذر 66- بدعت در دين 67- همنشينى با بدعت گذاران 68- كوچك شمردن گناه 69- قمار كردن 70- حرام خوردن .

كوچك شمردن گناهان و اصرار بر آنها

امام صادق (عليه السلام) در اين باره فرموده است :
اتقوا المحقرات من الذنوب فانها لا تغفر.
(از گناهان ناچيز و بى اعتبار بپرهيزيد زيرا ممكن است آمرزيده نشوند).
راوى پرسيد: محقرات كدام گناهان است ؟
حضرت فرمود: مردى گناهى مى كند، بعد مى گويد: خوشا بحال من كه اگر غير از اين ، گناه ديگرى نداشته باشم .
در خبر ديگرى حضرت ابوالحسن (عليه السلام) فرموده :
نيكيهاى بسيار خود را زياد نشماريد و گناهان اندك خود را هم كم بشمار نياريد زيرا كه گناه اندك ، كم كم جمع مى شود و بسيار مى گردد، و از خدا در نهان بترسيد تا در اداى حقوق از خود انصاف بخرج دهيد.
در خبر ديگرى امام صادق (عليه السلام) فرمود:
رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم): روزى در زمينى هموار و بى گياه و درختى فرود آمدند. سپس به اصحاب و يارانش فرمودند. برويد براى من هيزم بياوريد. اصحاب عرض كردند يا رسول الله ما در زمينى بى گياه و صافى فرود آمده ايم ، اينجا هيزم وجود ندارد. فرمود هر كس هر چه مى تواند جمع كند و بياورد. اصحاب رفتند خرده خرده جمع كردند و مقابل آن حضرت ريختند كه انبارى انباشته شد. رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمود: گناهان هم همينطور جمع مى گردند و بسيار مى شوند. سپس ‍ فرمود:
اياكم و المحقرات من الذنوب ، فان لكل شى ء طالبا. الا و ان طالبها يكتب ما قدموا و اثارهم و كل شى ء احصيناه فى امام مبين :
يعنى بپرهيزيد از گناهان كوچك و بى اعتبار زيرا كه براى هر چيزى خواهانى است و خواهان آن گناهان نيز مى نويسد آنچه مردم انجام دهند و هر اثرى كه از خود باقى گذارند. چنانچه آيه كريمه مى فرمايد: و هر چيزى را شماره كرديم در پيشواى روشنى كه آن لوح محفوظ و يا نامه اعمال و يا قرآن است و در بعضى اخبار امام مبين اميرالمؤمنين (عليه السلام) تفسير شده است .
درباره اصرار بر گناهان نيز حضرت امام صادق (عليه السلام) فرموده است :
لاصغيره مع الاصرار و لا كبيره مع الاستغفار.
يعنى گناه كوچك نيست با اصرار و تكرار و گناه كبيره نمى ماند با استغفار و آمرزش خواهى .
در خبر ديگر امام باقر (عليه السلام) فرموده : اصرار اينست كه انسان گناهى را بكند و از خداوند آمرزش نطلبد و در فكر توبه نباشد، اين خود اصرار بگناه است .

در اصول كفر و اركان آن

حضرت امام صادق (عليه السلام) فرمود: اصول كفر سه چيز است : الحرص . و الاستكبار و الحسد. حرص يعنى آز و طمع و تكبر ورزى و بخل و حسد. اما حرص ، بجهت اينكه آدم (عليه السلام) وقتى كه از خوردن شجره منهيه منع شد، حرص و آز باو غلبه كرد و او را واداشت از آن بخورد. و اما استكبار، بجهت اينكه ابليس وقتيكه ماءمور بسجده آدم شد. ابا كرد و تكبر ورزيد. و اما حسد نتيجه اش چنان است كه دو فرزند آدم يكى ديگرى را از روى حسد بقتل رسانيد يعنى قابيل هابيل را كشت .
در خبر ديگر بنقل از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمود:
اركان الكفر اربعه : الرغبه ، و الرهبه و السخط، و الغضب .
اركان كفر چهار تا است اول رغبت بدنيا و پيروى شهوات - دوم ترس از فوت منافع و اعتبارات دنيوى يا بيم از كشته شدن در راه خدا و يا بيم از فقر در صورت اداى حقوق واجبه مثل زكوة و خمس - سوم سخط يعنى راضى نبودن بقضاى الهى و دلتنگى از احكام الهى - چهارم غضب يعنى انتقام جوئى براى امور دنيوى .
در خبر ديگر رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمود: علت العلل نافرمانى خدا شش چيز است : 1- حب دنيا 2- حب مقام و رياست 3- حب طعام 4- حب خوابيدن 5- حب راحتى و آسايش 6- حب زنان .
در خبر ديگر فرمود مردى از قبيله خثعم نزد رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) آمد و عرض كرد: يا رسول الله ، كدام عمل نزد خدا مبغوض تر است ؟
فرمود: شرك بخدا.
عرض كرد: پس از آن كدام عمل ؟ فرمود: قطع رحم .
عرض كرد: سپس چه كارى ؟ فرمود: امر به منكر و نهى از معروف .
امام باقر (عليه السلام) فرمود: رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) در يك سخنرانى بمردم فرمود: آيا خبر ندهم شما را به بدترين مردم ؟
عرض كردند: چرا يا رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم).
فرمود:
الذى يمنع رفده و يضرب عبده و يتزود وحده فظنوا ان الله لم يخلق خلقا هو شرا من هذا.
(بدترين مردم كسى است كه از دستگيرى حاجتمندان دريغ ورزد، بنده و نوكر خود را بزند، توشه خود را به تنهائى بخورد و مردم گمان كنند كه خداوند مخلوقى بدتر از آن نيافريده است).
سپس فرمود: آيا خبر ندهم شما را به بدتر از آن كس ؟
گفتند: چرا، يا رسول الله
فرمود:
المتفحش اللعان الذى اذا ذكر عنده المؤمنون لعنهم و اذا ذكروه لعنوه :
(زشتكار پر لعنتى ، كه چون نام مؤمنان نزد او ذكر شود آنان را لعن فرستد و چون مؤمنان نام او را ببرند لعنتش كنند.
امام صادق (عليه السلام) از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمود:
ثلاث من كن فيه كان منافقا و ان صام و صلى و زعم انه مسلم : من اذا ائتمن خان ، و اذا حدث كذب ، و اذا وعدا خلف :
(سه علامت در هر كه باشد منافق است اگرچه روزه بگيرد و نماز بخواند و گمان كند كه مسلمان است ؛ و آن كسى است كه چون مورد اعتماد مردم قرار گيرد و امانتى باو بسپارند خيانت در امانت كند. و چون سخن گويد، دروغ بگويد، و چون وعده اى بكسى دهد خلف وعده كند.) در تاءييد اين روايت از كتاب خدا آيات ذيل است كه فرموده :
ان الله لايحب الخائنين :
خدا خيانتكاران را دوست ندارد - 58 انفال - و فرموده :
ان لعنه الله عليه ان كان من الكاذبين :
(و اينكه لعنت خدا بر دروغگويان باد).
و در آيه 54 مريم فرموده :
و اذكر فى الكتاب اسمعيل انه كان صادق الوعد و كان رسولا نبيا.
(و ياد كن در كتاب ، اسمعيل را، زيرا كه صادق الوعد يعنى وعده هايش ‍ راست و رسول و پيامبر بود)
در خبر ديگرى رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمود:
آيا خبر ندهم شما را بدورترين شما از جهت شباهت به من ؟
گفتند: چرا يا رسول الله .
فرمود: زشتكار هرزه گوى بى شرم ، بخيل متكبر كينه توز حسود قسى القلب ، و دور از هر چيزى كه اميدوارى بدان باشد، و غير ماءمون از جانب او از هر شرى كه از آن پرهيز مى شود.
در خبرى كه سندش به سلمان (رض) مى رسد چنين آمده : وقتى كه خدا بخواهد بنده اى را هلاك سازد شرم و حيا را از او ببرد، و چون شرم و حياى او رفت نيابى او را جز خيانتكار و خيانت پيشه و كسى كه خيانت پيشه گرديد، امانت از او رخت بربندد و چون امانت از او رخت بربست باو برنخورى مگر آنكه او را بدخلق و سخت دل يابى و چون بدخلق و سخت دل گشت رشته ايمان از او كنده شود و چون رشته ايمان از او كنده شد بر نخورى باو مگر آنكه او را شيطانى ملعون بينى .
از امام صادق (عليه السلام) رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمود: سه كس در اثر اعمال بدشان ملعونند: 1- كسى كه در سايبان هائيكه كار و آنها استراحت مى كنند، تغوط كند 2- كسى كه جلو استفاده مردم را از آبهاى عمومى بگيرد. 3- كسى كه راه عبور و مرور مردم را ببندد.
از امام باقر (عليه السلام) رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمود:
خمسه لعنتهم و كل نبى مجاب : الزائد فى كتاب الله ، و التارك لسنتى ، و المكذب بقدر الله ، و المستحل من عترتى ما حرم الله و المستاثر بالفى [و] المستحل له :
پنج كس را لعنت كردم و هر پيامبر مستجاب الدعوه اى هم لعنت كرده است : يكى آنكه در كتاب خدا چيزى بيفزايد - دوم آنكه سنت مرا ترك كند - سوم آنكه قدر الهى را تكذيب كند (مقصود يا مفوضه اند كه مى گويند خدا در كار بنده ها هيچ قدرتى ندارد و يا كسانى هستند كه منكر قضا و قدر هستند) - چهارم آنكه حرمت عترت مرا كه خدا لازم شمرده نگه ندارد - پنجم آنكه غنيمت را مخصوص خود سازد و آنرا بر خودش حلال داند.

چند خبر در ريا و خودنمائى

ريا و يا خودنمائى آنست كه كسى عملى را براى نشان دادن بمردم و خوش ‍ آيند مردم انجام دهد. اين قبيل اعمال در نظر اسلام بسيار مذموم و بى ارزش ‍ است و هيجده خبر از ناحيه معصومين (عليهم السلام) وارد شده كه بچند خبر جامع آن اكتفا مى گردد.
امام صادق (عليه السلام) فرمود:
كل رياء شرك ، انه من عمل للناس كان ثوابه على الناس و من عمل لله كان ثوابه على الله :
هر ريائى شرك است ، مسلم است كه هر كس براى مردم كار كند پاداشش بر مردم است و هر كس براى خدا كار كند پاداشش بر خدا است .
در خبر ديگر از امام صادق (عليه السلام) در آثار عمل ريائى و عمل خالص ‍ مى فرمايد: «... هيچ بنده اى نيست كه عمل خيرى كند و آنرا از انظار مردم پنهان بدارد و روزگارى بر آن بگذرد مگر اينكه خداوند نتيجه عمل خير او را آشكار سازد. و هيچ بنده اى نيست كه عمل بدى مرتكب شود و آنرا نهان دارد و روزگارى بگذرد مگر آنكه خداوند اثر كار بد او را بر او بنماياند.
امام صادق (عليه السلام) از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) روايت نموده كه آن حضرت فرمود: فرشته اى با خرسندى اعمال بنده اى را كه بگمانش همه حسناتند بالا مى برد و چون بالا رسيد خداى متعال خطاب مى فرمايد كه آن عمل ها را در دفتر بدكاران قرار دهيد زيرا آن بنده در انجام اين كارها غير مرا قصد كرده بود و بخاطر ديگران انجام داده است .
اميرالمؤمنين على (عليه السلام) فرموده : آدم رياكار خودنما داراى سه نشانه است ، اول - در اجتماع مردم كه مى رسد نسبت بعبادت و عمل خير، از خود نشاط نشان مى دهد. دوم در خلوت و تنهائى با حال كسالت رو بعبادت مى كند. سوم اينكه دوست دارد در تمام كارهايش او را ستايش ‍ كنند.
از امام صادق (عليه السلام) - رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمود:
سياءتى على الناس زمان تخبث فيه سرآئرهم و تحسن فيه علانيتهم طمعا فى الدنيا، لايريدون به ما عند ربهم يكون دينهم رياء لايخالطهم خوف يعمهم الله بعقاب فيدعونه دعاء الغريق فلا يستجيب لهم :
(بزودى زمانى بر مردم بيايد كه در آنزمان باطنشان پليد و ظاهرشان نيكو جلوه كند بجهت طمع دنيوى . در آن زمان مردم هر كارى كنند براى رضاى خدا نباشد، ديندارى شان براى خودنمائى است ، ترس از خدا در اعمالشان نباشد. آنوقت است كه خداى متعال آن مردم را بكيفر كردارشان عقوبت نمايد پس آنها دعاى غريق بخوانند و خدا دعايشان را مستجاب نفرمايد.
امام صادق (عليه السلام) فرمود: حفظ و نگهدارى عمل خير مشكل تر از انجام آن عمل است . يكى از اصحاب پرسيد: يابن رسول الله ، نگهدارى عمل خير چگونه است ؟ حضرت فرمود: مثلا مردى صله اى بجا مى آورد و يا در راه خدا انفاقى مى كند، آن كار خير در دفتر اعمال نهانى ثبت مى گردد. سپس آن را براى كسى تعريف مى كند در نتيجه آن كار از دفتر اعمال نهانى محو گشته و در دفتر اعمال آشكار نوشته مى شود بار ديگر بكسى ديگر بازگو مى كند، از آن دفتر هم محو شده و يك عمل ريائى برايش نوشته مى شود.