امام رضا (عليه السلام) نيز فرمود: رحم آل محمد (صلى الله عليه و آله و سلم) اما مانند بعرش آويخته كه هر امامى مى گويد: اللهم صل من قطعنى : خدايا، كسى كه با من بپيوندد تو هم باو بپيوند و كسى كه با من قطع كند تو هم از او قطع كن . سپس فرمود: اين جريان در مورد مؤمنين نيز سارى است آنگاه اين آيه را تلاوت نمود: واتقوالله الذى تساعلون به و الارحام : بپرهيزيد از خدائيكه باو و به ارحام از همديگر سئوال مى كنيد.

بر الوالدين (نيكى به پدر و مادر)

در اين باب بيست و يك حديث وارد شده كه در اينجا آنچه را كه جامع تر و مفيدتر بنظر رسيد، برشته تحرير در آورديم .
گندم فروشى بنام ابى ولاد مى گويد از امام صادق (عليه السلام) پرسيدم منظور از گفتار خداى متعال كه مى فرمايد «و بالوالدين احسانا» و به پدر و مادرتان احسان كنيد، اين احسان و نيكى چيست ؟
فرمود: با آنها نيكو مصاحبت كنى و خوشرفتارى نمائى و آنها را واندارى كه آنچه را كه بدان نياز دارند، از تو بخواهند، اگر چه توانگر باشند (يعنى حوائج آنها را نگفته فراهم كنى) مگر نه اينستكه خداى متعال مى فرمايد:
لن تنالوا البرحتى تنفقوا مما تحبون
به حقيقت بر (احسان و نيكى) نرسيد مگر از آنچه براى خود دوست داريد انفاق كنيد راوى گفت : سپس امام صادق (عليه السلام) فرمود:
اما گفتار خداى متعال :
اما يبلغن عندك الكبر احد هما اوكلا هما فلا تقل لهما اف و لاتنهر هما:
(هر گاه يكى از آنها يا هر دو، نزد تو بدوران پيرى برسند، بآنها اف نگو و با آنها درشتى نكن) فرمود يعنى اگر عرصه را براى تو تنگ بنمايند و ناراحتت كنند، در مقابل آنها اف مگو. و اگر تو را كتك زنند با آنها درشتى مكن و با آنها به احترام سخن بگو و بگو خدا شما را بيامرزد. گفتار كريمانه اينست .
و فرمود:
و اخفض لهما جناح الذل من الرحمه
(از روى مهربانى) در برابر آنها اظهار كوچكى و فروتنى كن) يعنى : چشم بآنها خيره مكن و جز با مهر و عطوفت نظر بسوى آنها مينداز و صدايت را بلندتر از صداى آنها مكن و دست بالاتر از دست آنها دراز منما، و در راه رفتن بر آنها پيشى مگير.
امام صادق (عليه السلام) فرمود: مردى خدمت رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) رسيد و عرض كرد يا رسول الله مرا وصيتى فرما. آن حضرت فرمود:
«چيزى را با خدا شريك مگير اگر چه بآتش بسوزانند و شكنجه ات دهند مگر آنكه دلت به ايمان آرامش يابد؛ و پدر و مادرت را اطاعت نما و بآنها نيكى كن ، چه زنده باشند و چه مرده ؛ و اگر تو را از خانه و دارائى خود باز دارند اطاعت نما زيرا كه اين امر از ايمان است».
امام كاظم (عليه السلام) فرمود: مردى از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) پرسيد: يا رسول الله ، حق پدر و فرزند چيست ؟ فرمود: از حق پدر بر فرزند اينست كه او را بنام نخواند، و پيش روى او راه نرود و پيش او ننشيند، و كارى نكند كه اسباب دشنام دادن باو را فراهم نمايد.
در خبر ديگر از حضرت صادق (عليه السلام) در ضمن توضيحى كه به پرسش يكى از شيعيان از معناى آيه :
و وصينا الانسان بوالديه حسنا
(و سفارش نموديم انسان را به نيكى درباره پدر و مادرش ...) مى داد فرمود: دنبال اين آيه را بجمله
و ان جاهداك ان تشرك بيما ليس لك به علم فلا تطعهما:
عطف فرموده است كه اگر از در مبارزه با تو در آيند و بكوشند كه براى من چيزى را از روى نادانى شريك قرار دهى ، در اين صورت پيروى آنها مكن ...
و فرمود: اين جمله مهمتر و عظيم تر است از آنكه در اول به احسان وصله با آنها و رعايت حق آنان در همه حال امر فرموده است .
بنابراين حاصل فرمايش امام صادق (عليه السلام) اينست كه : خداى متعال در اين آيه انسان را امر مى كند بر صله و نيكى در حق پدر و مادر هر چند كه پدر و مادر با او بر شرك خدا مبارزه نمايند. منتها در مورد دعوت آنها بشرك ، امر آنها را نبايد اطاعت نمود ولى باقى احترامات لازمه را بايد مراعات نمود. اما غير از پدر و مادر اگر كسى بطرفدارى شرك و كفر در آيد مبارزه باوى لازم است .
امام صادق (عليه السلام) در خبر ديگرى فرمود: چه مانع است مردى از شما را به نيكى كردن بپدر و مادرش ، چه زنده باشند چه مرده ؛ براى آنها نماز بخواند، از طرف آنها صدقه دهد، و به نيابت آنها حج نمايد و از عوض ‍ آنها روزه بگيرد؛ كسى كه چنين كند آنچه در حق آنها انجام داده بآنها مى رسد و مانند آن در نامه عمل او مى نويسند. و خداى متعال به نيكى وصله او خير فراوانى عطا مى فرمايد.
در خبرى ديگر است كه امام صادق (عليه السلام) فرمود: مردى نزد پيغمبر (صلى الله عليه و آله و سلم) آمد و گفت يا رسول الله بچه كسى احسان كنم ؟ حضرت فرمود: به مادرت . عرض كرد سپس به كى ؟ فرمود: به مادرت !. مرتبه سوم گفت سپس به كى ؟ باز حضرت فرمود: به مادرت ! مرد گفت : پس از آن ؟ حضرت فرمود به پدرت . (17)
در خبرى ديگر فرمود: مردى خدمت رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) رسيد و عرض كرد: يا رسول الله ، من شوق جهاد دارم و براى جهاد با نشاط و نيرومندم . حضرت رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمود: پس برو جهاد كن در راه خدا، زيرا اگر كشته شوى پيش خدا زنده اى و روزى مى خورى و اگر بميرى پاداش تو بر عهده خداست و اگر سالم برگردى ، از گناهان پاك مى شوى همچون روزى كه از مادر زائيده شدى .
آن مرد گفت : يا رسول الله ، من پدر و مادر پيرى دارم دلشان خوش است كه به من انس دارند و رفتن مرا بجهاد خوش ندارند. و رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمود: پس با پدر و مادرت بمان كه سوگند بخدائى كه جان من بدست اوست هر آينه يك شبانه روز انس گرفتن آنان با تو بهتر از يكسال جهاد در راه خدا است .
مردى به امام صادق (عليه السلام) عرض كرد: پدر و مادرى دارم مخالف مذهب منند فرمود: بآنها احسان كن چنانكه بمسلمانان احسان مى كنى در تاءييد اين خبر، از امام باقر (عليه السلام)، حديثى وارد شده كه فرموده : سه چيز است كه خداى عزوجل در آنها براى احدى رخصت قرار نداده يعنى معذور نيستند: يكى اداى امانت است به نيكو كار و بدكردار - دوم وفاى بعهد است در برابر نيكوكار و بركردار و سوم احسان بپدر و مادر، چه نيكوكار باشند و چه بدكردار.
در حديث آخر اين باب از امام باقر (عليه السلام) نقل مى كند كه آنحضرت فرمود: ممكن است بنده اى در حيات پدر و مادرش نسبت بآنها نيكوكار و حق شناس باشد ولى پس از مرگشان بواسطه نپرداختن بدهى هائى كه داشتند و يا طلب مغفرت و آمرزش نخواستن براى آنان خدا او را عاق والدين مى نويسد به عكس ممكن است يكى در حيات پدر و مادر عاق والدين بوده ولى پس از مرگشان بدهى شان را بپردازد و يا طلب مغفرت براى ايشان كند و خدا او را نيكوكار و حق شناس پدر و مادر بنويسد. و از اين حديث چنين معلوم مى شود كه نپرداختن ديون پدر و مادر بلكه ترك استغفار براى آنها در شمار عقوق والدين قرار گرفته و عقوق والدين از گناهان كبيره است . بنابراين پرداخت ديون والدين و استغفار بر آنها پس از مردن بر فرزند واجب و لازم است

اهتمام به امور مسلمين و نصيحت و خير خواهى نسبت بآنان

امام صادق (عليه السلام) فرمود:
و من اصبح لايهتم بامور المسلمين فليس بمسلم :
كسى كه بامداد كند با وجود توانائى ببر آوردن مهمات مسلمانان و اهتمام نورزد مسلمان نيست . يعنى مسلمان كامل نيست .
بدين مضمون چند حديث ديگر نيز از آن حضرت به الفاظ مشابه صادر شده است .
امام صادق (عليه السلام) در حديث ديگر از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) روايت كرده كه فرمود: مردم عيال خدايند، پس محبوبترين مردم نزد خدا كسى است كه بعيال خدا سود رساند و بر خاندانى اسباب سرور و شادى فراهم نمايد.
در حديث ديگر رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمود: كسى كه از مسلمان ضرر هجوم آبى يا آتشى را باز گرداند بهشت بر او واجب مى شود.
امام باقر (عليه السلام) در تفسير فرمايش خداوند:
و قولوا للناس حسنا
فرمود: براى مردم بگوئيد بهترين چيزى را كه دوست داريد براى شما بگويند.

گرامى داشتن سالمندان و پيران

سه حديث در اين مورد از امام صادق (عليه السلام) ماءثور است . در حديث اول آن حضرت فرمود: حضرت رسول اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم) فرموده : از بزرگداشت خداست بزرگداشت پيران سپيد موى مسلمان .
دوم - فرمود: از ما نيست كسى كه بزرگ ما را احترام نكند و با كوچك ما مهر نورزد.
سوم - فرمود:
عظموا كباركم و صلوا ارحامكم و ليس تصلونهم بشى ء افضل من كف الاذى عنهم
يعنى بزرگ بداريد بزرگ سالان خود را وصله ارحام نمائيد يعنى با خويشان خود رفت و آمد نمائيد و در پيوند با خويشان هيچ چيز بهتر از اين نيست كه جلو آزار آنان را باز داريد و موجب اذيت و آزار آنان را فراهم نسازيد.

مؤمنين با يكديگر برادرند

از امام باقر و امام صادق (عليهما السلام) يازده حديث در اين مورد صادر شده كه چند تاى آنها كه جامع معانى كلى است ذكر مى شود.
امام صادق (عليه السلام) فرمود:
انما المؤمنين اخوه بنواب وام و اذا ضرب على رجل منهم عرق سهرله اخرون
همانا مؤمنان برادرند، فرزندان يك پدر و مادرند و هرگاه رگى از ايشان زده شود ديگران برايش از شدت ناراحتى بى خواب مى گردند.
جابر جعفى گويد: روزى در محضر امام باقر (عليه السلام) اندوهى بر من عارض شد. بحضرتش عرض كردم ، قربانت ، گهگاهى اندوه بر من عارض ‍ مى شود بدون اينكه مصيبتى تو يا گرفتارى ناگوارى به من برسد تا جائيكه خاندان و احبابم آثار اندوه را در رخساره ام نظاره مى كنند. فرمود: اى جابر، آرى ، خداى متعال مؤمنان را از گل بهشت آفريده و از نسيم روحش در آنان دميده ، از اينرو مؤمن برادر مؤمن است ، برادر پدرى و مادرى ، و چون يكى از اين ارواح را آزارى رسد و اندوهگين شود تمام آن ارواح اندوهگين شوند زيرا كه تمام ارواح مؤمنين وابسته بهمديگرند.
حضرت صادق (عليه السلام) فرمود:
المؤمن اخو المؤمن عينه و دليله لا يخونه و لايظلمه و لايغشه و لايعده عده فيخلفه
يعنى مؤمن برادر مؤمن است ، چشم و راهنماى اوست ، باو خيانت نكند، ستم روا ندارد، فريبش ندهد، و عده اى كه باو بدهد، خلف وعده نكند.
چند حديث ديگر نيز بهمين مضامين است .
از حديث دهم اين باب بر مى آيد كه مؤمنين اجنه نيز بر اين معنى مؤمن و معترفند. چنانكه فضيل بن يسار گفت از امام باقر (عليه السلام) شنيديم فرمود: چند تن از مسلمانان بسفرى بيرون شدند در حين سفر راه را گم كردند و تشنگى شديد عارضشان شد، پس كفن پوشيدند و به تنه درخت چسبيدند. پيرى سفيدپوش نزد آنان آمد و گفت برخيزيد، بر شما باكى نيست ، اين هم آب . آن عده برخاستند و آب نوشيدند و سيراب شدند، و از وى پرسيدند: تو كيستى ، خدايت رحمت كند، گفت من از جمله اجنه اى هستم كه با رسول خدا بيعت كردند، من از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) شنيدم كه مى فرمود:
المؤمن اخوا المؤمن عينه و دليله فلم تكونوا تضيعوا بحضرتى :
مؤمن برادر مؤمن است ، چشم و راهنماى اوست ، و شما نبايد پيش من خود را ضايع نمائيد.

حقوق برادران مؤمن بر يكديگر و اداى حق آنها

در اين مورد شانزده حديث از امام باقر و امام صادق (عليهما السلام) صادر شده كه جامعترين آنها را بعرض خواننده محترم مى رساند.
امام باقر (عليه السلام) فرمود: از حقوقى كه مؤمن بر برادر مؤمن خود دارد اينست كه اگر گرسنه باشد سيرش كند، اگر عريان باشد بپوشاند،
گرفتاريش بر طرف نمايد، قرضش را ادا نمايد، چون بميرد، بجاى او از خاندان و فرزندانش سرپرستى كند.
معلى بن خنيس از امام صادق (عليه السلام) پرسيد حق مسلمان بر مسلمان چيست ؟ حضرت صادق (عليه السلام) فرمود: هفت حق براى او واجب است ؟ اگر يكى از آنها را ضايع كنى از ولايت و طاعت خدا بيرون شده اى ...
اول - دست بدارى براى او آنچه را كه براى خود دوست دارى ، و بد دارى آنچه را كه براى خود بد دارى .
دوم - از بخشم آوردن او خود دارى كنى و موجبات خشنودى او را فراهم نمائى و فرمان او را اطاعت كنى .
سوم اينكه كمك او باشى با جان و مالت و زبان و دست و پايت .
چهارم اينكه چشم او، و راهنماى او؛ آئينه او باشى .
پنجم اينكه تو سير نباشى و او گرسنه و تو سيراب نباشى و او تشنه ، و تو پوشيده باشى و او برهنه .
ششم اينكه اگر تو خدمتكارى دارى و او ندارد واجب است خدمتكار خود را بفرستى تا لباسهاى او را بشويد و غذاى او را بپزد و رختخواب او را بگستراند.
هفتم اينكه بسوگند او وفادارى كنى و دعوت او را بپذيرى ، اگر بيمار شدى عيادتش نمائى ، بجنازه او حاضر شوى و هرگاه بدانى كه حاجتى دارد براى بر آوردن حاجتش پيشدستى كنى و نگذارى مجبور شود از تو بر آوردن حاجتش را بخواهد، بلكه قبل از اظهار حاجت براى بر آوردن حاجتش ‍ بشتابى . چون چنين كنى دوستى خود را بدوستى او و دوستى او را بدوستى خدا پيوسته اى .
امام صادق (عليه السلام) در پاسخ سئوال يكى از اصحاب در مورد وظايف بندگان فرمود:
از مهمترين وظايفى كه خداى متعال بر بندگانش واجب نموده سه چيز است :
اول - اينكه مرد در نفس خود نسبت به برادران دينى خود انصاف ورزد، چندانكه براى برادرش از جانب خويش راضى نشود مگر بآنچه راضى شود براى خويش از جانب او. بعبارت ديگر آنچه را كه بر خود نمى پسندد به برادر دينى خود نپسندد.
دوم - مواساة و برابرى با برادر دينى بمال و دارائى خود.
سوم - ذكر خدا در همه حال . و ذكر خدا سبحان الله و الحمدلله گفتن نيست ، بلكه ذكر خدا آنست كه در برخورد با هر آنچه خداوند حرام نموده خدا را بياد آورد و آن حرام را وانهد.
امام صادق (عليه السلام) در حديثى ديگر به ابراهيم بن عمريمانى فرمود: حق مسلمان بر مسلمان اينست كه : او سير نباشد و برادرش گرسنه ، او سيراب نباشد و برادرش تشنه ، او پوشيده نباشد و برادرش برهنه ، وه ! چقدر بزرگ است حق مسلمان بر برادر مسلمانش !!
و فرمود: بايد دوست داشته باشى براى برادر مسلمانت آنچه را كه براى خود دوست مى دارى ، هرگاه نيازمند شدى از او بخواهى ، و اگر او روى نياز بتو آورد حاجت او را بر آورى . انجام هيچ كار خيرى درباره او تو را دلتنگ ننمايد و همچنين انجام كار خير او را درباره تو دلتنگ نسازد. هميشه پشتيبان او باشى و همچنان او بايد پشتيبان تو باشد. چون از پيش تو دور شود در غيابش نگهبان او باشى و چون حاضر شود از او ديدن كنى و او را بزرگ شمارى و گرامى ش بدارى ؛ زيرا كه او را از تست و تو از او، و چون در موردى گله مند شود از او جدا نشوى تا رضايت او را فراهم نمائى ، و اگر نعمتى باو رسد خدا را بر آن نعمت سپاس گزارى و اگر براى او گرفتارى رخ دهد در رفع گرفتاريش بكوشى و اگر دامى برايش گستردند براى نجاتش ‍ قيام كنى .
و فرمود: اگر مسلمانى ببرادر مسلمانش بگويد: «اف بر تو» دوستى ميانشان بريده شود، و اگر بگويد تو دشمن منى ، يكى از آندو كافر شوند (18) و اگر او را متهم سازد يا افتراء ببندد ايمان در دلش منحل شود چنانكه نمك در آب حل مى شود.
و فرمود: راستى كه مؤمن نور ايمانش براى اهل آسمانها مى درخشد چنانكه ستارگان آسمان براى اهل زمين مى درخشند.
و فرمود: راستى كه مؤمن دوست خداست ، خدا او را يارى مى كند و براى او وسيله خير فراهم مى سازد. مؤمن براى خدا سخنى بجز حق نمى گويد و غير از خدا از احدى نمى ترسد.
ديگر از حقوق مسلمان بر برادر مسلمانش ، بطوريكه از ساير روايات استفاده شده اينست كه چون همديگر را ملاقات نمايند سلام كنند و چون يكى بيمار شد ديگرى بعيادتش برود و چون يكى بميرد ديگرى در تشييع جنازه اش حاضر شود. اگر برادر مؤمنش فقير و او ثروتمند است قسمتى از ثروت خود را باو ببخشد، بلكه در مواردى ايثار نمايد.
در حديث يازدهم اين باب ، شخصى بنام ابى اسماعيل به امام صادق (عليه السلام) عرض مى كند قربانت ، نزد ما شيعه زياد است . آن حضرت فرمود: آيا توانگران بر مستمندان توجه و مهر مى ورزند؟ و آيا نيكوكار از بدكار گذشت و اغماض مى كند؟ و با يكديگر مواسات دارند؟ ابى اسماعيل عرض كرد، نه ؛ فرمود: پس اينان شيعه نيستند، شيعه كسى است كه داراى اين صفات باشد.

ديدار برادران دينى

شانزده حديث در اين مورد وارد شده كه اهم آنها بشرح زير در معرض ‍ استفاده خوانندگان قرار مى گيرد.
امام صادق (عليه السلام) فرمود: كسى كه برادر دينى خود را براى خدا ديدن كند - نه براى غير خدا - بخاطر وعده هاى خدا و بدست آوردن آنچه نزد خداست ، خداوند هفتاد هزار فرشته ماءمور كند كه ندا كنند: بدان كه تو پاك شدى از گناه و گوارايت باد بهشت .
خيثمه گفت نزد امام باقر (عليه السلام) رفتم كه با آن حضرت وداع كنم ، فرمود: اى خيثمه از دوستان ما هر كه را ديدى سلام برسان و آنان را به پرهيزكارى خداى بزرگ سفارش كن و به اينكه توانگرانشان بر فقيرانشان و نيرومندشان بر ضعيفشان سركشى كنند و زنده شان بر جنازه مرده شان حاضر شوند و در خانه هايشان بملاقات يكديگر روند، زيرا كه ملاقات آنان موجب زنده شدن امر ما است ، خدا رحمت كند بنده اى را ما را زنده بدارد.
اى خيثمه ، بدوستان ما اين پيغام ما را برسان كه ما نمى توانم در پيشگاه خدا كارى بنفع آنها انجام دهيم مگر بكردار نيكوى آنها و اينكه آنها بمقام ولايت و دوستى ما نائل نشوند مگر به ورع و پرهيزكارى ؛ و براستى كه پر حسرت ترين مردم در روز قيامت كسى است كه عدل و داد را براى ديگران توصيف كند و خودش درباره ديگران بر خلاف عدالت رفتار نمايد.
حديث از امام باقر (عليه السلام) است كه رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمود: جبرئيل به من گفت كه : خداى متعال فرشته اى را بزمين فرستاد و آن فرشته در زمين راه مى رفت تا گذرش بر در خانه اى افتاد كه مردى در خانه ايستاده و منتظر اجازه صاحب خانه بود. فرشته از وى پرسيد: با صاحب اين خانه چكار دارى ؟ گفت : برادر دينى من است و مى خواهم در راه خدا با او ديدن كنم . فرشته گفت فقط براى همين آمدى ؟! در پاسخ گفت جز براى اينكار نيامدم . فرشته گفت من فرستاده خدايم بسوى تو و خداى تعالى سلامت مى رساند و مى فرمايد: بهشت براى تو واجب است آنگاه گفت : خداى متعال مى فرمايد:
هر مسلمانى كه مسلمانى را زيارت كند، او را زيارت نكرده بلكه مرا زيارت كرده و ثواب او بر من است كه بهشت را باو دهم .
امام صادق (عليه السلام) فرمود: زيارت برادر مؤمن براى رضاى خدا بهتر است از آزاد كردن ده بنده مؤمن . و هر كس يك بنده مؤمن را آزاد كند هر عضوى از او يك عضو آزاد كننده اش را از آتش دوزخ باز مى دارد.

در فضيلت مصافحه (دست بهم دادن)

امام باقر (عليه السلام) فرمود: هر گاه دو مؤمن كه بهم مى رسند مصافحه كنند خداوند دست مرحمت خود را ميان دو دست آنها در آورد و با هر كدام كه محبتش نسبت به برادر مؤمن ديگر زيادتر باشد مصافحه مى فرمايد.
در روايت ديگر فرمود: رو بسوى آنها كند و گناهان از آنها بريزد چنانچه برگ از درخت مى ريزد.
فرمود: رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) فرموده : هر گاه بهمديگر مى رسيد سلام و مصافحه نمائيد و چون خواستيد از هم جدا شويد بهمديگر طلب آمرزش كنيد.
در خبر ديگر فرمود: وقتى كه مؤمن با رفيقش دست مى دهد آنكه دست خود را بيش از آن ديگرى در دست رفيقش نگهدارد اجرش زيادتر از آنست كه دست خود از زود رها كند و در آن موقع گناهانشان فرو مى ريزد تا آنكه گناهى براى آنان نماند.
و فرمود: هرگاه دو مؤمن بهم رسند و با هم مصافحه كنند خداوند متعال رو بسوى آنها كند و گناهشان بريزد چنانكه برگ از درخت مى ريزد.
امام صادق (عليه السلام) فرمود: راستى كه كسى ياراى آنرا ندارد كه قدر خدا را بشناسد و همچنين ياراى آنرا ندارد كه قدر پيامبر خدا را بشناسد و نيز قدرت ندارد ارزش مؤمن را دريابد. همانا وقتى كه مردى به برادر مؤمنش ‍ مى رسد و با او دست مى دهد، خداوند با نظر رحمت بآنها مى نگرد و گناهانشان مى ريزد تا از هم جدا شوند چنانكه تندباد برگ را از درخت مى ريزد و مى فرمود مصافحه مؤمن افضل از مصافحه فرشتگان است .
پس از باب مصافحه ، دو باب بنام معانقه و تقبيل (يعنى هم آغوش شدن و پيشانى همديگر را بوسيدن) از مستحبات ملاقات مؤمنين است كه هشت خبر در اين باره از ناحيه معصومين (عليه السلام) صادر شده است و مضمون آنها اينكه : برادران مسلمان هر وقت به همديگر مى رسند مستحب است با هم معانقه و پيشانى هم را ببوسند و اين كار ثواب و فضيلت زياد دارد و ما از لحاظ اختصار از نقل آن روايات صرف نظر نموديم .

مذاكره برادران

على بن ابى حمزه گويد از امام صادق (عليه السلام) شنيدم مى فرمود: شيعيان ما در ميان خود بهمديگر مهربانند: آنان كسانيد كه چون خلوت كنند ياد خدا كنند - براستى كه ياد ما هم ياد خداست - چون ما ياد شويم خدا ياد شود و چون دشمن ما ياد شود شيطان ياد شود.
در حديث ديگر فرمود: بزيارت يكديگر برويد زيرا كه در زيارت شما همديگر را زنده كردن دلهاى شماست و ياد آورى احاديث ما، و ياد آورى احاديث ما شما را بهمديگر مهربان مى سازد. و اگر بدان عمل كنيد راه راست را بيابيد نجات يابيد و اگر واگذاريد گمراه گرديد و هلاك شويد، پس ‍ بگيريد و عمل كنيد كه من ضامن نجات شما هستم .
در حديث ديگر فرمود: جمع نمى شوند سه نفر با بيشتر از مؤمنين در يك مجلس مگر آنكه بتعداد آنها از فرشتگان در آنجا حاضر شوند، پس اگر دعاى خيرى كنند فرشتگان آمين گويند و اگر پناه از بدى جويند از خدا مى خواهند آن بدى را بر طرف كند، و اگر حاجتى خواهند، فرشتگان بدرگاه خدا شفاعت كنند و بر آوردن حاجت آنان را از خدا بخواهند؛ و در مجلسى جمع نمى گردند سه تن از منكران مگر آنكه ده مقابل آنها از شياطين در مجلس شان حاضر مى گردند، اگر صحبتى كنند شياطين نيز بمانند سخن ايشان صحبت كنند، و اگر بخندند شياطين نيز بخندند، و اگر عيب دوستان خدا نمايند، شياطين هم با آنان عيب جوئى نمايند. پس هرگاه يكى از مؤمنين گرفتار مجلس آنان شود و ياوه سرائى آنها را بشنود بايد برخيزد و شريك و همنشين شياطين نگردد. زيرا خشم خدا را چيزى جلوگير نشود و لعنت خدا را بازنگرداند. سپس فرمود: اگر نتواند بر خيزد لازم است در دل خود اعمال ايشان را انكار نمايد... (19)

ادخال سرور بر دل مؤمنين (شاد كردن آنها)

در اين مورد شانزده حديث نقل شده كه جامعترين آنها بنظر خواننده گرامى مى رسد:
از امام باقر (عليه السلام)، رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمود:
من سر مؤمنا فقد سرنى و من سرنى فقد سرالله
هر كس مؤمنى را شاد كند مرا شاد كرده ، و هر كى مرا شاد كند خدا را از خود خشنود كرده است .
امام باقر (عليه السلام) در خبر ديگر فرمود: لبخند زدن مرد در چهره برادر مؤمنش حسنه است و دور نمودن خاشاك از وى نيز حسنه است ؛ و عبادت نشده خداى تعالى بهيچ عملى محبوبتر باشد از ادخال سرور بر دل مؤمن .