مدارا و سازگارى
  امام باقر (عليه السلام) فرمود: انما شيعتنا الخرس ؛ شيعيان ما بى زبانند. ابوعلى جوانى گفت : ديدم امام صادق (عليه السلام) در حالى كه دست مباركش را بر دو لب سالم - يكى از مواليان خود - نهاده بود فرمود:
يا سالم ، احفظ لسانك تسلم و لا تحمل الناس على رقابنا
اى سالم : زبانت را حفظ كن تا سلامت بمانى و مردم را بر دوش مامكشان . در حديث ديگر به مردى كه گفت مرا پندى بياموز فرمود:
احفظ لسانك تعز، و لا تمكن الناس من قيادك فتذل رقبتك
زبانت را نگهدار تا عزيز گردى و مهار خود را بدست مردم مده كه خوار شوى .
رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) به مردى كه نزدش آمده بود فرمود: مى خواهى تو را بر امرى راهنمائى كنم كه داخل بهشت گردى ؟ گفت بلى يا رسول الله . فرمود: از آنچه خدا بتو داده چيزى در راه خدا به نيازمندى بده . عرض كرد: اگر خودم نيازمندتر از او باشم چطور؟ فرمود: ستمديده اى را يارى كن . عرض كرد: اگر خودم از آنكه مى خواهم ياريش نمايم ناتوان تر باشم چه كنم ؟ فرمود: كارى براى بدبخت بيخردى كن - يعنى راهنمائى كن - گفت اگر بى خردتر از آن باشم چكنم ؟ فرمود: زبانت را بجز از خوبى نگهدار. آيا خوشحال نمى شوى كه يكى از اين خصلتها در تو باشد و تو را به بهشت بكشاند؟
رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمود:
نجات المؤمن فى حفظ لسانه
رستگارى مؤمن در حفظ و نگهدارى زبانش مى باشد.
امام صادق (عليه السلام) فرمود: حضرت مسيح (عليه السلام) هميشه مى فرمود: بجز در ذكر خدا سخن بسيار نگوئيد، زيرا كسانى كه در غير ذكر خدا زياد سخن مى گويند دلهايشان سخت است ، ولى نمى دانند.
از حضرت على بن الحسين (عليهما السلام) روايت شده كه فرمود: زبان آدمى زاد هر بامداد بر همه اعضايش خطاب نموده مى گويد چگونه صبح كرديد؟ گويند اگر تو ما را رها كنى بخير و سلامتى ، مى گويند؛ خدا را، خدا را درباره ما، و او را بخدا قسم مى دهند و مى گويند ما اگر به ثواب هم برسيم بوسيله تو است و عذاب هم شويم بوسيله تو است . رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) در حديث ديگر فرمود: كسى كه سخن خود را از كردارش ‍ نشمارد خطايش بسيار و عذابش فراهم شود.
حضرت صادق (عليه السلام) فرمود: رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) مى فرمود:
يعذب الله اللسان بعذاب لا يعذب به شيئا من الجوارح
خداوند زبان را به عذابى معذب فرمايد كه چيزى از جوارح را بمانند آن عذاب نفرمايد، زبان گويد، اى پروردگار من مرا عذابى كردى كه چيزى را بمانند من عذاب نكردى . پاسخ داده شود كه از تو سخنى بيرون شد كه به مشرق و مغرب زمين رسيد و بواسطه آن سخن ، خون حرامى ريخته شد و مال حرامى بغارت رفت و عصمت محترمى هتك شد، بعزت و جلال خودم ، تو را عذابى كنم كه چيزى از جوارح ترا بآن ، عذاب نكرده ام
فرمود: در حكمت آل داوود مرقوم است :
على العاقل ان يكون عارفا بزمانه مقبلا على شاءنه ، حافظا للسانه
شخص عاقل بايد زمان خود را بشناسد، بكار خود سرگرم باشد و زبان خود را نگهدار.

مدارا و سازگارى

امام باقر (عليه السلام) فرمود: در تورات نوشته شده ، ضمن رازهائى كه خداى عزوجل با موسى (عليه السلام) گفت فرمود: «اى موسى ، راز نهفته ام را در نهادت نهان كن ، و با دشمن من و دشمن خودت در عيان اظهار مدارا و سازگارى نما، و با اظهار راز نهانم آنان را بدشنام و بد دگوئيم مكشان تا با دشمن من و دشمن خودت در دشنام من همدست باشى .»
از امام صادق (عليه السلام) - رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمود: خداى من مرا به مدارا كردن با مردم امر فرموده همچنانكه به فرائض ‍ امر فرموده ، و فرمود:
مداراه الناس نصف الايمان ، والرفق بهم نصف العيش
سازگارى با مردم نيمى از ايمان است و رفق و نرمش با آنان نيمى از زندگى . امام صادق (عليه السلام) سپس فرمود: با نيكان در نهان آميزش كنيد و با بدان آشكارا، و بجانب آنها ميل نكنيد تا بشما ستم كنند، زيرا زمانى بر شما مى آيد كه ديندار در آن زمان نجات نيابد مگر كسى كه گمان برند ابله است و خود را آماده كند كه باو بگويند ابله است و عاقل نيست . (14)

رفق و نرمش

امام باقر عليه الاسلام فرمود:
ان لكل شى ء قفلا و قفل الايمان الرفق
براى هر چيزى قفلى است و قفل ايمان نرمش است .
مجلسى (عليه الرحمه) در تفسير اين حديث گفته ايمان بمانند گوهر نفيسى است كه بايد به نگهداريش توجه نمود و دل گنجينه ايمانست و رفق و نرمش قفل آن كه آن گوهر نفيس را كه ايمانست نگهدارى كند و شيطان دزد ايمانست و با گشودن اين قفل ، انسان را ببازى و كارهاى نامناسب مى گيرد مانند سخت گرفتن و دشنام دادن و قهر كردن و زدن و حركات زشت ديگرى كه مايه ضعف و كاهش ايمان است
امام صادق (عليه السلام) فرمود: خدايتعالى رفيق (نرمش كن) است و رفق و نرمش را دوست دارد و از رفق اوست با بنده هايش كه كينه ها را از سينه هاى آنها زايل كند و آنها را مخالف هوى و دلخواهشان نمايد و بوسيله عقل و پند و اندرز و تبليغ پيغمبران و حكما و دانشمندان آنها را از پيروى راه هوى و هوس باز مى دارد... تا آخر حديث
امام صادق (عليه السلام) در حديث ديگر فرمود:
من كان رفيقا فى امره ، قال ما يريد من الناس
هر كس در كار خود نرمش كند، بدانچه از مردم خواهد نايل شود.

تواضع و فروتنى

امام صادق (عليه السلام) فرمود: نجاشى (15) پادشاه حبشه بعد از آنكه جعفر بن ابيطالب و يارانش از فشار كفار قريش بحبشه مهاجرت كردند، فرستاد نزد جعفر و يارانش و آنها را بحضور طلبيد. آنها بر نجاشى وارد شدند ديدند نجاشى در خانه اش روى خاك نشسته و جامه هاى كهنه اى ببر كرده بود. فرمود: جعفر گفت : چون ما او را بدان حال ديديم ؛ ترسيديم مبادا سوء قصدى نسبت بما داشته باشد. و چون تغيير حال و هراس ما را ديد گفت :
سپاس خداى را كه محمد (صلى الله عليه و آله و سلم) را يارى كرد و چشمش را روشن ساخت ، آيا شما را مژده اى ندهم ؟ گفتم : چرا پادشاها؛ نجاشى گفت : اكنون يكى از كار آگاهان من از سرزمين شما آمد و مرا خبر داد كه خداى تعالى پيامبرش محمد (صلى الله عليه و آله و سلم) را يارى كرده و دشمن او را نابود ساخته و فلان و فلان و فلان در هنگام برخورد با مسلمانان در دره بدر اسير شدند. آن دره درخت اراك فراوان دارد و گويا هم اكنون من او را مى بينم . زيرا من در آنجا براى آقايم كه از بنى ضمره بود چوپانى مى كردم .
جعفر گفت : پادشاها، از چه روى مى بينم كه تو بر خاك نشسته و اين جامه هاى كهنه را در بر كرده اى ؟
نجاشى گفت : اى جعفر، ما در آنچه خدا بر عيسى (عليه السلام) فرستاده است ، يافتيم كه از حق خدا بر بندگانش اينست كه ، هنگامى كه خدا نعمتى براى آنها پديد آورد، فروتنى كنند. و چون ديدم خداوند بوسيله محمد (صلى الله عليه و آله و سلم) نعمتى برايم پديد آورده ، من هم اين تواضع و فروتنى را براى خدا در خود پديد آوردم . چون اين خبر به پيغمبر (صلى الله عليه و آله و سلم) رسيد به اصحابش فرمود:
ان الصدقه تزيد صاحبها كثره فتصدقوا يرحمكم الله
و ان التواضع يزيد صاحبه رفعه فتواضعوا يرفعكم الله
و ان العفو يزيد صاحبه عزا فعفوا يعزكم الله
براستى صدقه ، براى صدقه دهنده مايه فزونيست ، پس صدقه دهيد خدايتان رحمت كند، و براستى كه فروتنى و تواضع مايه بلندى مقام است ، پس فروتنى كنيد خدا مقام شما را بلند كند، و براستى گذشت براى صاحب گذشت سبب عزت است ، از خطاى ديگران در گذريد تا خدا عزيزتان گرداند.
امام باقر (عليه السلام) فرمود: وقتى جبرئيل نزد رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) آمد و گفت : خداى تعالى تو را مخير نموده باينكه يا بنده اى متواضع و رسول باشى و يا سلطان و رسول باشى . فرمود، آنحضرت بجبرئيل نگاه كرد و با دست مبارك اشاره به انتخاب تواضع نمود و فرمود: بنده اى متواضعم با مقام رسالت . جبرئيل گفت : اگر پادشاهى را هم با رسالت مى پذيرفتى ، پروردگارت چيزى از مقاماتى كه نزد او دارى كم نمى كرد و فرمود كليدهاى تمام گنجينه هاى روى زمين در آن موقع بدست جبرئيل بود.
امام صادق (عليه السلام) در معناى تواضع در حديثى فرموده : از نشانه هاى تواضع آنست كه در نشستن به پائين مجلس راضى شوى و هر كه را ملاقات مى كنى سلام كنى و مجادله را ترك كنى هر چند حق با تو باشد و اينكه دوست نداشته باشى تو را به پرهيز كارى بستايند. امام صادق (عليه السلام) فرمود: خداى متعال به موسى (عليه السلام) وحى نمود كه «اى موسى مى دانى چرا تو را در ميان آفريدگانم به سخن گفتن خود برگزيدم ؟ عرض ‍ كرد: پروردگارا براى چه بود؟ خطاب رسيد: اى موسى ، من بنده هايم را بررسى كردم و در ميان آنها چون تو كسى كه خود را در برابر من خوار و ذليل داند نيافتم ، اى موسى هرگاه تو نماز مى گزارى صورتت را بر خاك مى گذارى - يا روى زمين مى گذارى .»
و نيز از امام صادق (عليه السلام) روايت شده كه : روزى على بن الحسين عليهما السلام بر عده اى مجذوم گذشت و آنحضرت سوار بر الاغى بود و آنها صبحانه مى خوردند و آن حضرت را براى تناول صبحانه دعوت كردند. آنحضرت فرمود راستى اگر روزه نبودم ، دعوت شما را اجابت مى كردم . چون بمنزل رفت دستور داد غذائى تهيه كنند. پس غذاى خوبى تهيه شد و فرستاد آن مجذومين را دعوت فرمود. آنها آمدند نشستند و حضرت با آنان غذا خورد.
از حضرت رضا (عليه السلام) روايت شده كه فرمود: تواضع و فروتنى آنست كه بمردم آنرا بدهى كه دوست دارى ، همانرا بتو دهند. در حديث ديگر راوى حديث گفت : تواضع مرابتى دارد. از آنجمله شخص قدر شخصيت خودش را بداند و آنرا در جائى كه شايسته اش مى باشد با دلى سالم فرود آورد. دوست نداشته باشد بكسى چيزى دهد مگر آنچه خواهد باو داده شود اگر از كسى بدى ديد اثر بدى آنرا با نيكى دفع كند و خشم خود را فرو خورد، از مردم گذشت كند زيرا خداوند نيكوكاران را دوست مى دارد.

دوستى در راه خدا و دشمنى در راه خدا

امام صادق (عليه السلام) فرمود:
من احب لله و ابغض لله و اعطى لله فهومن كمل ايمانه
كسى كه دوست دارد براى خدا و دشمنى ورزد براى خدا، ببخشد براى خدا، ايمانش كامل است . امام باقر (عليه السلام) فرمود: رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) فرموده :
ودالمؤمن للمؤمن فى الله من اعظم شعب الايمان الاومن احب فى الله و البغض فى الله و اعطى فى الله و منع فى الله فهو من اصفياء الله :
دوست داشتن مؤمن برادر مؤمنى را براى خدا از بزرگترين شعبه هاى ايمانست . آگاه باشيد كسى كه در راه خدا دوستى كند و در راه خدا دشمنى كند و در راه خدا ببخشد و در راه خدا باز دارد. آنشخص از برگزيدگان خداست .
امام صادق (عليه السلام) مى فرمود: آنان كه در راه خدا با همديگر دوستى كنند روز قيامت بر فراز منبرهايى از نور باشند. نور چهره هايشان و بدنهايشان و منابرشان بر هر چيز بتابد آنرا روشن مى كند و بدين نشانى شناخته مى شوند و درباره آنان گفته مى شود: اينانند دوستى ورزندگان در راه خدا. قريب باين مضمون از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) دو حديث ديگر وارد شده كه از لحاظ اختصار ذكر ننموديم و همچنين چند حديث قريب به مضمون دو حديث اول از امام باقر و امام صادق (عليهما السلام) وارد شده است .
جابر جعفى از حضرت امام باقر (عليه السلام)؛ فرمود: هر گاه بخواهى بدانى خيرى در تو هست به دلت نظر كن اگر اهل طاعت خدا را دوست مى دارى و اهل معصيت و گناه را دشمن مى دارى بدان كه در تو خيرى هست و خدا هم دوستت دارد؛ و اگر اهل طاعت خدا را دشمن و اهل معصيت و گناه را دوست مى دارى بدان كه خيرى در تو نيست و خدا بر تو خشمناك است و مرد با آنست كه آنرا دوست دارد.
از امام صادق (عليه السلام)، فرمود: هر كس بخاطر دين دوستى نكند و بخاطر دين دشمنى نورزد اصلا دين ندارد.

نكوهش دنيا و فوايد زهد

از امام صادق (عليه السلام)، فرمود:
من زهد فى الدنيا اثيت الله الحكمه فى قبله ، و انطق بها لسانه و بصره عيوب الدنيا دآئها و دوآئها اخرجه من الدنيا سالما الى دار السلام
هر كس در دينا هدورزد يعنى نسبت به دنيا بى رغبت باشد و بآن دل ببندد خداوند حكمت را در دلش پابرجا دارد و زبانش را بدان گويا سازد و به عيبهاى دنيا بينايش گرداند، درد و درمان آنرا باو بفهماند و از دنيا سلامت بيرون برد و داخل بهشت و دار السلامش نمايد. (16)
مردى از على بن الحسين (عليهما السلام) از معنى زهد پرسيد. حضرت فرمود: زهد ده چيز است و بالاترين درجه زهد كمترين درجه ورع است و بالاترين درجه ورع كمترين درجه يقين است و بالاترين درجه يقين و كمترين درجه رضا است .
آگاه باش كه معناى زهد در يك آيه از قرآن كريم است و آن اينست : لكيلا تاءسوا على مافاتكم و لاتفر حوابما آتاكم يعنى : آنچه از دست داده ايد غمين و بد حال نباشيد و بدانچه بشما رسيده اظهار خوشحالى نكنيد.
از على بن الحسين (عليهما السلام) پرسيدند چه عملى نزد خداى عزوجل افضل است ؟ فرود: بعد از معرفت خداى متعال و رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) عملى بهتر از بغض دنيا نيست . و براى آن شعبه هاى بسيار است و براى گناهان نيز شعبه هائى است . نخست چيزى كه خدا بواسطه آن نافرمانى شد، تكبر و بزرگ منشى بود و آن گناه شيطان است كه هنگامى كه مامور به تعظيم حضرت آدم شد، سرباز زد و بزرگى بخود بست و از كافران گرديد - ديگر حرص است كه آن گناه آدم و حوا بود آنگاه كه خداى متعال بآنان فرمود:
...و كلا من حيث شئتما و لا تقربا هذه الشجره فتكونا من الظالمين - بقره 25
(بخوريد از هر جا خواهيد و نزديك ايندرخت نشويد تا از ستمكاران گرديد) و آنها آنچه را كه نيازى بدان نداشتند برگرفتند. سپس حسد است و آن گناه فرزند آدم (قابيل) است كه به برادرش (هابيل) حسد برد و او را كشت و از اين صفت منشعب مى شود دوست داشتن زنان و حب دنيا و حب رياست و حب راحت و حب سخن گوئى و حب برترى و ثروت كه روى هم رفته هفت خصلت اند و همگى در حب دنيا مجتمع اند، و پيامبران و دانشمندان پس از دانستن اين معنى گفتند:
راءس كل خطيئه حب الدنيا
دوست داشتن و دل بستن به علائق دنيا سر هر گناهى است : و دنيا دو دنيا است يكى براى رفع ضرورت زندگى و ديگر دنياى ملعون و نفرين شده كه انسان را از راه مستقيم و راه خدا دور مى كند.
امام صادق (عليه السلام) فرمود: رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) فرموده در طلب دنيا زيان رساندن بآخرت است ، و در طلب آخرت ضرر زدن بدنياست ، شما بدنياى خود ضرر بزنيد زيرا اينكار بهتر است از زيان رساندن بآخرت .
امام باقر (عليه السلام) در پاسخ سئوال ابى عبيده حذاء كه از آنحضرت پرسيد سخنى بمن بياموز كه بدان سود برم ، فرمود اى اباعبيده ، بسيار ياد مرگ كن ، زيرا كه انسان مرگ را بسيار ياد نمى كند مگر اينكه بدنيا بى رغبت مى شود.
امام باقر (عليه السلام) فرمود: فرشته اى هر روز بانك مى زند:
يابن ادم لدللموت و اجمع للفتاء و ابن للحزاب
اى آديمزاد، بزاى براى مردن ، گردآور براى نابود شدن ، و بساز براى ويران شدن :
حضرت على بن الحسين (عليه السلام) مى فرمايد:
حقا كه دنيا پشت كرده مى رود و آخرت رو كرده مى آيد، و براى هر يك از دنيا و آخرت فرزندانى است . پس شما از فرزندان آخرت باشيد و از فرزندان دنيا نباشيد و از زاهدان در دنيا و راغبان بآخرت باشيد.
بدانيد كه زاهدان در دنيا زمين را بستر خود و خاك را فرش خود و آب را بوى خوش براى خود قرار مى دهند و بخوبى دل از دنيا بريده اند.
بدانيد كه هر كس شوق ورود به بهشت دارد، دل از شهوات بر كند؛ و كسى كه از آتش دوزخ بترسد گرد محرمات نگردد، و هر كه در دنيا زهد پيشه كند، مصائب دنيا بر او آسان شود.
بدانيد كه خدا را بندگانى است كه گويا اهل بهشت را مى بينند كه در بهشت جاويدانند و ياران آتش را مى بينند كه در دوزخ و آتش جهنم معذبند، مردم از شرور آنان در امانند و دلهايشان اندوهناك است ، نفسهايشان عفيف و نيازمنديهايشان سبك و اندك است . چند روزى شكيبائى كنند، پس بسر انجامى با آسايش و طولانى گرايند، اما شبانگاهان گامهايشان را در صف كشند در حالى كه اشك ديدگانش بر گونه هايشان ريزان است و آنان به پروردگارشان پناه برند و براى رهائى از آتش جهنم بكوشند، و اما در روز برد باران ، دانشمندان ، نيكان و پرهيزكارانند؛ بمانند تيرهاى تراشيده باشند كه ترس از خدا و عبادت زياد آنان را رنجور و لاغر كرده است ، بطوريكه ببنندگان گمان مى كنند آنان بيمارند ولى بيمار نيستند، يا گمان مى كنند ديوانه اند، محققا ترس عظيم از ياد دوزخ و اهوال قيامت در نهاد آنها آميخته شده است .
امام صادق (عليه السلام) از قول امام باقر (عليه السلام) نقل فرموده كه : مثل حريص بر دنيا مثل كرم ابريشم است كه هر چه بيشتر بر دور خود بتند، ديرتر تواند از آن بيرون آيد، و بالاخره از غصه مى ميرد. امام صادق (عليه السلام) فرمود: از مواعظى كه لقمان فرزندش را موعظه نمود اين بود: اين فرزندم بدان كه مردم پيش از تو براى فرزندان خود جمع كردند، ولى نه آنچه جمع كردند ماند و نه آنكه برايش جمع كرده بودند باقى ماند. و همانا تو بنده مزدورى هستى كه بكارى گمارده شده اى و براى انجام آن كار، مزدى برايت وعده داده اند. پس كارت را بپايان برسان و مزدت را دريافت كن ، و در اين دنيا بمانند گوسفندى مباش كه در كشتزار سبزى افتد و بخورد تا فربه شود و مرگش در حين فربهى او فرا رسد. وليكن دنيا را بمنزله پلى بدان كه بر روى جوئى قرار دارد و مى خواهى از آن بگذرى و وانهى و تاپايان بر نگردى آنرا ويران نما و آباد مساز زيرا تو ماءمور آباد كردن آن نمى باشى .
و اعلم انك ستسال غدا اذا وقفت بين يدى الله عزوجل عن اربع : شبابك فيما ابليته ، و عمرك فيما افنيته ، و مالك مما اكتسبته ، و فيما انفقته ؟
و بدان كه فردا كه تو در پيشگاه خداى متعال بازداشته شوى ، از چهار چيز باز خواست شوى : از جوانيت كه در چه گذراندى و عمرت كه در چه بسر بردى ؟ و از دارائيت كه از كجا بدست آوردى و در كجا خرج كردى ؟ پس ‍ آماده باش و جوابى براى آنروز فراهم ساز و افسوس مخور بدانچه از مال دنيا از دست تو رفت ، زيرا اندك مال دنيا نپايد و بسيار آن از گرفتاريش ايمن نتوان بود. پس بر حذر باش و در كار خود بكوش ، پرده از رخ برافكن و در معرض بخشش پروردگارت در آى و در دلت بازگشت بخدا را تازه كن و بشتاب تا فرصت از دستت نرفته و مرگ تو را در نيافته پيش از آنكه ميان تو و آنچه دست دارى پرده افتد.
امام صادق (عليه السلام) فرمود: حضرت اميرالمؤمنين (عليه السلام) نامه اى بيكى از يارانش نوشت و او را بجملات زير پند داد:
«سفارش مى كنم تو را و خود را به پرهيزكارى پروردگارى كه نافرمانيش ‍ روانيست و اميدوارى بغير او نيست ، و توانگرى بغير او نباشد، زيرا هر كس ‍ پرهيزكارى بدرگاه پروردگار نمايد، عزيز و نيرومند گردد، سير نخورد و سير نياشامد، و عقل او از دنياداران برترى جويد، تنش با دنياداران و دل و عقلش نگران آخرت باشد. با روشنائى درونش آنچه را كه چشمانش از دلبريهاى دنيا بيند خاموش نمايد. حرام دنيا را پليد شمارد و از شبهاتش ‍ كناره كند، و بخدا همان حلال پاكش را نيز وانهد مگر آن مقدارى كه ناچار است از آن ، مثل پاره نانى كه بدان تنش را نيرو بخشد و جامه اى كه بدان عورتش را بپوشاند، آن هم از زبرترين جامه و ناهموارترين خوراك و براى او در آنچه بدان ناچار است اعتماد و اميدى نباشد، بلكه اعتماد و اميدش به آفريننده اشياء باشد. تلاش و كوشش كند و تنش را در رنج و تعب اندازد تا دنده هايش برآيد و چشمانش بگودى افتد و خدا بعوض آن ، نيروئى در تنش و توانى در عقلش بخشد، و آنچه براى آخرتش ذخيره فرموده بيشتر است . پس دنيا را بدور افكن ، زيرا دوستى دنيا كور و كر و لال كند، و مردم را خوار نمايد، و درياب آنچه از عمرت مانده و نگو فردا و پس فردا، زيرا آنانكه پيش از تو بودند براى رسيدن به آرزوهاى بى جايشان و پس انداختن كار آخرتشان هلاك شدند و ناگاه فرمان كوچ خداوند بدانها در رسيد و آنها در غفلت بودند. پس بر چوبه هاى تابوت آنان را بر گورهاى تنگ و تاريكشان سپردند، و فرزندان و خاندانشان آنها را بخود وا گذاشتند. پس با دلى پشيمان بازگشت بسوى خدا كن با ترك دنيا و عزم راسخى كه در آن شكست و تزلزل نباشد. خدا ما و تو را بر طاعتش يارى فرمايد و ما و تو را براى كسب رضا و خوشنوديش موفق بدارد.»
در حديث ديگر كه فرع بر اين باب صادر شده از امام باقر (عليه السلام) روايت شده كه : خداى متعال مى فرمايد: بعزت و جلال و عظمت و بلندى مكان و منزلتم قسم كه هيچ بنده اى خواست مرا بر دلخواه خود بر نگزيند، مگر آنكه سرگردانى و محروميتهاى او را كفايت كنم و آسمانها و زمين را ضامن روزيش بنمايم و من خود پشتيبان تجارت او باشم (يعنى همانطوريكه هر تاجرى براى سود بردن تجارت مى كند، آن بنده هم كه براى خدا دست از هوا و هوس هاى خود كشيده بعوض ترك هر دلخواهش بهره دنيا و آخرت باو عطا مى كنم).

صله رحم (پيوند با خويشان)

صله رحم بمعنى نگهداشتن پيوند خويشى و خويشاوندى است و اخبار زيادى در ترغيب بر آن و نهى از قطع رحم از ائمه اطهار (عليه السلام) و آثار مواظبت بر پيوند با خويشان و نتايج نامطلوب گسستن از خويشان نقل گرديده منجمله سى و سه حديث در كتاب ايمان و كفر وارد شده كه بعضى از آنها را بطور اجمال در اينجا بنظر خوانندگان محترم مى رسانيم .
امام رضا (عليه السلام) فرمود: مردى صله رحم مى كند بدين سبب از عمرش كه سه سال باقى مانده بود خداوند سى سال براى او ثبت مى فرمايد. چون كه خدا هرچه خواهد مى شود.
امام باقر و امام صادق (عليهما السلام) در چند حديث قريب المضمون مى فرمايد: صله رحم اعمال انسان را پاك و بلاها را رو گردان ، و ثروت را مى افزايد. عمر را طولانى و روزى را افزون و در ميان خويشان محبوب مى گرداند.
در خبرى آمده است كه قبيله اى نسبت بهم ديگر صله رحم و نيكى مى كردند امام صادق (عليه السلام) فرمود، مادامى كه حالشان چنين است اموالشان رو بتزايد است و چون اين كار را ترك كنند اموالشان كاهش ‍ يابد.
در خبر ديگر حضرت اميرالمؤمنين (عليه السلام) فرمود: صله رحم كنيد اگر چه بسلام كردن باشد. و از حضرت رسول اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم) نيز اخبارى بهمين مضمون روايت گرديده است .
شخصى بنام عبدالله بن سنان به امام صادق (عليه السلام) عرض كرد:
من عموزاده اى دارم كه گاهى بديدن او مى روم و صله رحم بجا مى آورم ولى او قطع رحم مى كند و بديدنم نمى آيد. من بدون توجه به نيامدن او باز بملاقات او مى روم و او همچنان با من قطع رحم مى كند. حال من هم تصميم دارم در مقابل ترك صله او قطع رابطه نمايم ، آيا شما اجازه مى فرمائيد؟
آنحضرت فرمود: بدان كه چون تو با او صله كنى و او از تو ببرد، خداى متعال بهر دو شما مى پيوندد ولى اگر تو از او ببرى و او از تو ببرد خداوند از هر دو شما مى برد.
در خبر ديگر از آنحضرت معنى آيه :
الذين يصلون ما امرالله به ان يوصل
پرسيدند، فرمود اين آيه در مورد رحم آل محمد (صلى الله عليه و آله و سلم) نازل شده و درباره خويشان شما هم صادق است يعنى بطور عموم هم صدق مى كند.