بعضى از بندگان مؤمن من در عبادت من بسيار كوشايند و نيمه شب از خواب ناز و بستر راحت برخاسته و خود را برنج مى افكند تا نماز شب گزارد و مناجات بدرگاه من نمايد. بناگاه يكى دو شب خواب را بر او مستولى مى كنم از روى صلاح وى ، و نيمه شب بيدار نمى گردد. صبح بيدار مى شود در حالى كه نسبت بخود خشمناك است و خود را خوار و زبون مى شناسد، اگر او را بدانچه از روش بندگى من دلش مى خواهد رهايش كنم ، عجب و خودبينى بر او عارض مى شود و عمل او را تباه مى كند تا بجائيكه گمان برد بر عابدان پيشى گرفته و از تقصير در عبادت خود وارهيده در نتيجه از من دور افتد و پيش خود گمان برد كه بمن نزديكتر شده است پس ‍ نبايد بندگان مؤمن به اعمالشان تكيه كنند. آن اعمال كه براى درك ثواب انجام مى دهند، زيرا اگر تمام عمرشان را در عبادت بسر برند و خود را در رنج و تعب اندازند باز در عبادت من مقصرند و در برابر كرامتها و نعمتهاى من در بهشت بآنان و ترفيع درجاتشان در جوار من كه خواهان آنند، بكنه عبادت من نرسند. پس بايد برحمت من تكيه زنند و بفضل من شادان و با گمان نيكو بمن مطمئن گردند. اين وقت است كه رحمت من آنان را فرا گيرد و خشنودى من شامل آنها شود و آمرزشم لباس عافيت باندامشان بپوشاند. زيرا منم خداى بخشنده و مهربان»...
در حديث ديگر امام صادق (عليه السلام) فرمود: خداى متعال از جمله آنچه به موسى بن عمران (عليه السلام) وحى فرمود، اين بود كه فرمود:
«اى موسى ، مخلوقى گرامى تر و محبوب تر از بنده مؤمن در نزد من نيافريده ام جز اين نيست كه به هر چه گرفتارش كنم بخير و صلاح اوست . عافيتش هم دهم براى آنست كه خير و صلاحش در آنست ، و هر چه به خير و صلاحش نيست ، از او دريغ دارم ، و من بحال بنده ام از اسباب صلاح و فساد داناترم ، پس مؤمن بايد در برابر گرفتاريها شكيبا و نعمتهاى مرا سپاسگزار و بقضاى من خشنود باشد تا او را نزد خودم از صديقان شمارم» و در حديث ديگر فرمود: اگر مؤمن را با قيچى قطعه قطعه كنند خير او در آن است و اگر مشرق و مغرب را مالك شود باز هم بخير اوست .»

تفويض امور بر خدا و توكل بر او

امام صادق (عليه السلام) فرمود: خداى متعال به داوود (عليه السلام) وحى نمود كه :
هيچ بنده اى از بندگانم بمن پناهنده نشود در حالى كه بدانم نيت او خالص و از روى حقيقت بمن پناهنده شده اگر همه آسمانها و زمين و آنچه در آنهاست بر عليه او قيام كنند جز آنكه من چاره آنها را براى او فراهم كنم ، و هيچ بنده اى از بندگانم بديگرى پناهنده نشود در حاليكه بدانم نيتش همين است ، جز آنكه همه وسايل آسمانى و زمينى را از او بگيرم و زمين را از زير پايش بكشم و باك ندارم كه در چه واديى نابود مى گردد.

در حقيقت توكل و مراتب آن

مردى بنام على بن سويد از امام كاظم (عليه السلام) از تفسير كلام خدا كه فرموده :
و من يتوكل على الله فهو حسبه
(هر كه بر خدا توكل كند، خدا او را بس است) سئوال نمود: آن حضرت فرمود: توكل بر خدا مراتبى دارد. از جمله آنكه : در تمام امور خود پناهگاهت خدا باشد، و هر چه با تو كند راضى باشى و بدانى كه او در خيرخواهى تو كوتاهى نكند و بدانى كه حكم و اختيار با اوست : آنگاه بر او توكل كنى و همه امور خود را باو واگذارى و در همه احوال باو اعتماد نمائى .

در مراتب خوف و رجاء و فوايد آنها

امام صادق (عليه السلام) فرمود: در وصيت لقمان به پسرش مطالب عجيبى بوده و از همه عجيب تر آنكه به پسرش گفت : «از خدا آنچنان بترس كه اگر اعمال نيك تمام جن و انس را بياورى ، خدا عذابت مى كند. و آنچنان باو اميدوار باش كه اگر گناه تمام جن و انس را مرتكب گردى خدا بتو ترحم مى كند.»
سپس فرمود: پدرم بارها مى فرمود: «هيچ بنده مومنى نيست جز آنكه در دلش دو نور است : نورى از ترس خدا، و نورى از اميدوارى برحمت خدا، كه چون اين دو نوروزن شود، نه اين به آن زيادتى كند و نه آن به اين ، و هر دو بيك وزن باشند.
و در حديث ديگر به اسحاق بن عمار فرمود: اى اسحاق از خدا بترس ‍ آنچنانكه گويا او را بچشم مى بينى زيرا اگر تو او را نمى بينى او تو را مى بيند. هر آينه اگر عقيده مند باشى كه خدا ترا نمى بيند محققا كافرى ، و اگر معتقد باشى كه خدا ترا مى بيند و در برابر او نافرمانى كنى ، او را پست ترين ناظران بر خود شمرده اى . و فرمود: كسى كه از خدا بترسد، خدا همه را از او بترساند و كسى كه از خدا نترسيد، خدا او را از همه بترساند. هر كه خدا را شناسد از او بترسد، و هر كه از خدا بترسد دل از دنيا بر كند.
على بن محمد راوى خبر گفت : به امام صادق (عليه السلام) عرض كردم جمعى از دوستانت به گناهان فرو مى روند و مى گويند ما به آمرزش خدا اميدواريم . آن حضرت فرمود: دروغ مى گويند، دوستدار ما نيستند. آنان مردمى هستند كه به آرزوهاى بيجا خوشند. هر كس اميدش بچيزى باشد، براى رسيدن به آن كار مى كند و كسى كه از چيزى بترسد، از نزديكى بدان مى گريزد.
و در حديث ديگر فرمود: براستى از خدا بسيار ترسيدن از عبادت است . خداى تعالى مى فرمايد:
انما يخشى الله من عباده العلماء (28 فاطر)
همانا فقط دانشمندان از خدا ترسانند. و مى فرمايد:
فلا تخشوا الناس واخشون (44 مائده)
«از مردم نترسيد فقط از من بترسيد». و مى فرمايد:
و من يتق الله يجعل له مخرجا
هر كه از خدا بترسد، براى او اسباب گشايشى قرار دهد.
در حديث ديگر امام صادق (عليه السلام) فرمود: در دل بنده ترسان و هراسان ، حب بزرگ منشى و شهرت طلبى نمى باشد.
داستان توبه راهزن شرور و ماجراى بعد از توبه او
از على بن الحسين (عليه السلام) روايت شده كه : مردى در سفرى با خاندان خود سوار كشتى بودند. ناگاه كشتى آنها شكست و از سرنشينان كشتى بجز همسر آن مرد كسى نجات نيافت ديگران همه غرق شدند. آن زن بر تخته پاره اى آويزان شد، امواج دريا او را بجزيره اى انداخت و جان بسلامت برد. در آنجا مرد راهزنى بود كه از هيچ گناه و كار ناشايسته اى ابا نداشت . از قضا عبور آن بانوى نجات يافته از كمينگاه آن راهزن افتاد. مرد راهزن سر راه بر آن زن بگرفت و گفت : تو انسانى يا از جن و پرى هستى ؟ آن زن گفت انسانم . مرد راهزن بى آنكه سخنى بگويد با او در آويخت و ميان دو پايش نشست و آهنگ تجاوز باو نمود.
آن زن بر خود لرزيد. مرد راهزن گفت از چه اينطور مى لرزى ؟ زن با دست اشاره بسوى آسمان كرد و گفت از او (يعنى از خدا) مى ترسم راهزن گفت : تاكنون چنين كارى بسرت نيامده ؟ زن گفت : نه ، بعزت او (خدا) سوگند. مرد راهزن گفت : با اينكه تو تا حال چنين كارى نكرده اى و من تو را بزور باين كار واداشته ام اين چنين از خدا مى ترسى ، بخدا قسم كه من بدين ترس و هراس ‍ از تو سزاوارترم ...
گويد: مرد راهزن برخاست و از تجاوز بآن زن خود دارى نمود و بخاندان خود بازگشت و همتى بجز توبه و انابه درگاه خدا نداشت ، و همانطور كه راه منزل را طى مى كرد به راهبى برخورد كه با او براه مشتركى ادامه دادند در ميان راه تابش آفتاب آنها را بى تاب نمود. راهب به آن جوان گفت از خدا درخواست كن ابرى نمايان كند كه بر سرما سايه افكند تا آفتاب ما را نسوزاند. آن جوان گفت : من براى خود در نزد خدا كار نيكى سراغ ندارم كه جراءت كرده دعا نمايم و حاجت طلبم .
راهب گفت : پس من دعا مى كنم تو آمين بگو. جوان قبول كرد. راهب دست بدعا برداشت و جوان آمين گفت . ناگاه ابرى در آسمان نمودار شد و برسرشان سايه انداخت . آندو در زير سايه ابر مقدارى راه رفتند تا بر سر دو راهى رسيدند و در آنجا راهشان از هم جدا مى شد پس راهب براهى روان شد و جوان براهى ديگر و ابر نيز بالاى سر جوان بحركت در آمد.
راهب بطرف جوان برگشت و گفت : اى جوان اكنون دانستم كه تو از من بهترى و دعاى ما بخاطر تو به اجابت رسيده نه بخاطر من ، داستان خود را بمن بازگو تا ببينم سبب اجابت دعاى تو چيست ؟
جوان ماجراى برخورد خود را با آن زن بازگو كرد. راهب گفت : بدان كه هر گناهى كه در گذشته مرتكب شده بودى بخاطر ترسى كه بدلت افتاده آمرزيده شده ، بهوش باش كه در آينده حالت چگونه خواهد بود.
جمله اى از فرمايشات رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم)
امام صادق (عليه السلام) جمله اى از فرمايشات رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) را كه در مكتوبى ضبط بوده بشرح زير بيان نمود:
الا ان المؤمن يعمل بين مخافتين ، بين اجل قدمضى ، لايدرى ما الله صانع فيه ، و بين اجل قدبقى لا يدرى ما الله قاض فيه ، فلياخذ العبد من نفسه لنفسه ، و من دنياه لاخرته و فى الشيبه قبل الكبر، و فى الحيوه قبل الممات ، فوالذى نفس محمد بيده ما بعد الدنيا من مستعتب و ما بعدها من دار الا الجنه و النار
آگاه باشيد كه مؤمن ميان دو ترس دست بگريبان است ؛ يكى ترس از گذشته اى كه نمى داند خدا با عمر گذشته اش چه مى كند. ديگر ترس از عمر باقيمانده اش كه نمى داند خدا چه مقدرش نموده است . پس بنده مؤمن بايد كه بدست خود براى خودش و از دنيايش براى آخرتش و در جوانيش قبل از پيريش و در زنده بودنش قبل از فرا رسيدن مرگش بهره برگيرد. قسم بخدائى كه جان محمد (صلى الله عليه و آله و سلم) بدست قدرت اوست . پس از كوچيدن از دنيا جاى تلافى و عذر خواهى نيست و پس از ترك دار دنيا خانه اى بجز بهشت و با دوزخ وجود ندارد. (اگر ببهشت راهت ندهند، به دوزخ ببرندت).

حسن ظن و خوش بينى به خدا (11).

از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) روايت شده كه خداى تعالى فرموده :
«آنانكه براى دريافت پاداش و ثواب من كار مى كنند نبايد به اعمال خود تكيه كنند، زيرا اگر آنها تمام عمر بكوشند و خود را در عبادت من رنج دهند باز مقصرند و در برابر كرامتهاى من و نعيم بهشت و درجات بالاترى كه از من خواستارند در عبادت بكنه بندگى من نرسند. وليكن برحمت من بايد تكيه كنند و بفضل من اميدوار شوند و به حسن ظن درباره من اطمينان حاصل كنند. اينجاست كه رحمت من آنان را دريابد و خشنودى و آمرزش ‍ من شامل حال آنها گردد و عفو من آنان را فراگيرد، زيرا منم خداى بخشنده و مهربان .
از امام باقر (عليه السلام) روايت شده كه رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) بر فراز منبر مى فرمود، «قسم به لا اله الا هو كه به هيچ مؤمنى خير دنيا و آخرت داده نشده مگر بواسطه حسن ظنش به خداوند و بواسطه اميدواريش باو، و حسن خلقش و خوددارى او از غيبت مؤمنان . و قسم به لا اله الا هو كه خدا عذاب نمى كند مؤمنى را بعد از توبه و استغفار مگر بواسطه سوء ظنش بخدا و تقصير در اميدوار بودنش و بد خلقى و غيبت او از مؤمنين ، سوگند به ذات يگانه اى كه معبودى بجز او نيست ، هيچ بنده مؤمنى خوشبين بخدا نباشد مگر آنكه خدا باندازه خوشبينى او با او رفتار نمايد، زيرا كه خداوند كريم است ، تمام نيكيها بدست او است . او شرم دارد كه بنده مؤمنى باو گمان نيك داشته باشد و او خلاف گمان و اميد بنده اش ‍ رفتار نمايد، پس گمانتان را بخدا نيكو نمائيد و باور غيبت پيدا كنيد چنانكه امام رضا (عليه السلام) نيز در روايتى فرمود:
احسن الظن بالله ، فان الله عزوجل يقول انا عند ظن عبدى المؤمن بى ، ان خيرا فخيرا، و ان شرا فشرا
يعنى : بخدا خوش گمان باش ، زيرا خداى متعال مى فرمايد: من با گمان بنده مؤمنم همراهم . اگر گمانش خوب است خوبى بيند، و اگر بد است بدى بيند.

اعتراف به تقصير در پيشگاه باريتعالى

امام كاظم (عليه السلام) بيكى از فرزندانش فرمود: «اى فرزندم ، بر تو باد بسعى و كوشش . مبادا خود را در عبادت و طاعت خداى عزوجل بى تقصير بدانى . زيرا خداى متعال آنچنانكه شايسته است عبادت نشود.»
از ابى الحسن (عليه السلام) روايت شده كه مى فرمود: «مردى از بنى اسرائيل چهل سال خدا را عبادت كرد و سپس يك قربانى تقديم داشت كه او پذيرفته نشد. پيش خود گفت : اين بى لياقتى از خود دارم و تقصير و گناه جز از من نيست . خداى متعال باو وحى نمود كه اين نكوهشى كه از خود كردى ، از عبادت چهل ساله ات بهتر است .»
فضل بن يونس از ابى الحسن (عليه السلام) روايت كرده كه آنحضرت فرمود: بسيار بگو:
اللهم لاتجعلنى من المعارين ، ولا تخرجنى من التقصير
يعنى خدايا مرا از عاريه گيران ايمان قرارنده (كه عبادت بى مغز و سرسرى انجام دهم) و از تقصير كارشناسان خود خارج مساز (كه خود را در انجام وظايف بندگى مقصر ندانم).

در اطاعت و پرهيزكارى

امام باقر (عليه السلام) فرمود: «هر مذهبى شما را بطرف خود نكشاند. بخدا قسم شيعه ما نيست مگر كسى كه اطاعت خداى متعال را نمايد.»
رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) نيز در حجه الوداع ضمن سخنرانى خود فرمود: «واى مردم ، هيچ عملى نيست كه شما را به بهشت نزديك و از دوزخ دور كند مگر آنكه من شما را بدان امر نمودم . و هيچ عملى نيست كه شما را بدوزخ نزديك و از بهشت دور كند، مگر آنكه شما را از آن نهى نمودم . بدانيد كه روح الامين (جبرئيل) در دل من اين مطلب را افكند كه : هيچ ذير وحى نميرد تا آنكه روزى خود را بطور كامل بگيرد. پس ، از خدا بپرهيزيد و در طلب روزى خود آرامش بخرج دهيد (حريص نباشيد) و اگر رزق يكى از شما ديرتر رسيد، او را وادار نسازد كه از راه نامشروع بجويد، زيرا آنچه نزد خدا است بغير طاعت او بدست نيايد.»
در روايت ديگر امام باقر (عليه السلام) به جابر فرمود:
«اى جابر، آيا كسى كه خود را به شيعه مى بندد، همينش بس است كه بگويد من دوستدار اهل بيتم ؟! بخدا قسم شيعه ما نيست مگر كسى كه از خدا بپرهيزد و اطاعت او كند.
اى جابر، شيعيان ما شناخته نمى شوند مگر به تواضع و خشوع و امانت دارى و بسيار ياد خدا نمودن و روزه و نماز و احسان بپدر و مادر و پرسش از حال همسايگان ، فقرا و مستمندان ، بدهكاران و يتيمان ، راستگوئى و تلاوت قرآن و بازداشتن زبان از بدگوئى مردم . ابنانند امينان قوم و خويشان خود در همه حال .
جابر گويد، گفتم يابن رسول الله ، ما در اين زمان چنين مردمانى را نمى شناسيم ؟ فرمود: اى جابر، مبادا روشهاى مردم تو را بر اين عقيده بدارد كه : براى مرد همين بس كه گويد من على را دوست دارم و پيرو اويم و طبق گفته اش عمل نكند و كردارش با گفتارش مطابقت ننمايد.
بلكه ، اگر گويد: من رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) را دوست دارم (براى اينكه رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) افضل از على (عليه السلام) است) و پيروى از سيرت رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) و عمل به سنت او نكند، دوست داشتن رسول خدا هيچ نفعى بحال او نمى بخشد.
پس ، از خدا بپرهيزد و براى او كار كنيد. زيرا بين او و هيچكس از بندگانش ‍ خويشى نيست ، محبوبترين مردم نزد خدا و گرامى ترين آنها، پرهيزكارترين و مطيع ترين آنها است . اى جابر، بخدا قسم ، تقرب بخدا نمى توان جست مگر به طاعت ، با ما برات آزادى از دوزخ نيست واحدى را بر خدا حجتى نه ، هر كه مطيع خدا باشد دوست ما است و هر كه نافرمانى كند دشمن ما است ، بولايت ما نتوان رسيد مگر بواسطه عمل و پرهيزكارى .»
اميرالمؤمنين (عليه السلام) فرمود: هيچ عملى توام با پرهيزكارى كم نيست ، چگونه كم توان شمرد عملى را كه پذيرفته درگاه پروردگار باشد.

ورع (پارسائى)

امام باقر (عليه السلام) فرمود: ان اشد العباده الورع
سخت ترين عبادتها پارسائى است .
و نيز فرمود. خدايتعالى مى فرمايد: «اى فرزند آدم ، از هر چه بر تو حرام كردم اجتناب كن تا از پاكدامن ترين مردم باشى .»
بهمين مضمون از حضرت صادق (عليه السلام) روايت شده كه فرمود: «پارساترين مردم كسى است كه از هر چه خدا حرام كرده اجتناب كند.»
در حديث ديگر فرمود: «ما مردى را مؤمن بشماريم تا اينكه تمام اوامر ما را پيروى كند و از ته دل بخواهد. يكى از موارد پيروى ما پاكدامنى است . خود را بدان بيارائيد خدايتان رحمت كناد. و دشمنان ما را در تنگنا بگذاريد خدا شما را نجات دهد.
امام كاظم (عليه السلام) نيز فرمود: بسيار شنيدم كه پدرم مى فرمود: «از شيعيان ما نيست كسى كه پرده نشينان در پس پرده هاى خود از پارسائى او سخن نگويند. از دوستان ما نيست كسى كه در شهرى ده هزار نفرى زندگى كند و ديگرى از او پارساتر باشد.»

در معنى ورع

ورع بمعنى پارسائى است اگر چه در اخبار به ترك مطلق محرمات تعبير شده است و مرحوم علامه (ره) آنرا بترك مشتبهات و بلكه پاره اى مباحات تفسير كرده ولى از نظر متن لغت و استعمال بيشترى ، نظر بخوددارى از شهوت بزنان دارد و روايتى مذكور است (كه اگر در مردى ورع باشد بانوان پشت پرده هم بزودى از حال او مطلع مى شوند) اشاره باين معنى كرده ، زيرا زنان هرچه مستور و محجوب باشند و با حجاب كامل بكوچه و بازار آيند، باز هم زودتر از روحيه و توجهات مردى كه بدنبال آنها هستند مطلع مى گردند و چون غريزه جنسى بر مزاج مردان و زنان از همه اقسام شهوات عمومى تر و مسلطتر است ، اگر كسى پارسا باشد و از اين ورطه شهوت جنسى بخوبى بگذرد و بر نفس خود تسلط يابد و فكر و انديشه خود را مهار نمايد چشمان خود را كنترل نموده و گامى از حد فراتر ننهد، ترك محرمات ديگر بر او آسان تر است .

عفت (پاكدامنى)

از امام باقر عليه السلام : خداى تعالى بهيچ يك از عبادات ، بهتر از عفت پرستش نشده است .
در حديث ديگر فرموده :
ان افضل العباده عفه البطن و الفرج
بهترين عبادات پاك نگهداشتن شكم و عورت است .
اميرالمؤمنين (عليه السلام) نيز فرموده : بهترين عبادات عفيف بودن است . رسول اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم) هم به صحابه مى فرمود: اكثر موجبات دوزخ رفتن امتم دو چيز ميان تهى است : يكى شكم است و ديگرى عورت ؛ و در خبر ديگرى فرمود: از سه چيز براى امتم پس از رفتنم بيمناكم 1- گمراه شدن پس از هدايت 2- از فتنه هاى گمراه كننده 3- شهوت شكم و عورت
و بهمين مضمون اخبار ديگرى رسيده است و اين دو موضوع يعنى شهوت غذا و اطفاء غريزه جنسى چون تمام افراد مردم اعم از زن و مرد گرفتارند و هر كس بدنبال شكمخوارگى و خواهش نفسانى و كاميابى از غريزه جنسى رفت تا سرش بسنگ گور نخورد از كار خود نايستد بعلاوه كسى كه بدنبال اين دو لذت رفت ناچار بحقوق بسيارى از مردم تجاوز مى نمايد و چه بسا مفاسد پرماجرا و جبران ناپذيرى ببار مى آيد بدين جهت عفت و بازداشتن نفس از اين دو لذت بخصوص بهترين عبادات بشمار رفته است .

در اجتناب محرمات

امام صادق (عليه السلام) در تفسير آيه مباركه ولمن خاف مقام ربه جنتان - الرحمن 46 فرمود: كسى كه بداند خداى تعالى در همه احوال ناظر اوست و هرچه بگويد او مى شنود و هر كار خير يا شرى انجام دهد مى بيند، اين توجه ، او را از ارتكاب اعمال ناپسند باز مى دارد و همچون كسى است كه از مقام پروردگارش ترسان و خود را از هواى نفس ‍ بازداشته است .
امام باقر (عليه السلام) فرمود: روز قيامت هر ديده اى گريان است مگر سه ديده : ديده اى كه در راه خدا بيدارى كشيده و ديده اى كه از ترس خدا اشك ريخته ، و ديده اى كه از محرمات فروبسته شده است .
امام صادق (عليه السلام) در روايتى فرمود: بهترين وظيفه اى كه خداوند بر بندگانش واجب گردانيده اينست كه او را بسيار ياد كنند. سپس فرمود بسيار ياد خدا كردن اين نيست كه بسيار بگويند:
سبحان الله و الحمدلله و لا اله الا الله و الله اكبر. گرچه اين هم از ذكر خدا است ، ولى مقصود ياد خدا است در آنچه حلال و يا حرام كرده است ، اگر اطاعت خدا است انجام دهد و اگر معصيت است ترك كند.
از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) نيز روايت شده كه كسى كه گناهى را براى خاطر ترس از خداوند متعال ترك كند، خداوند روز قيامت او را خشنود سازد.

در اداى واجبات الهى

امام سجاد (عليه السلام) فرمود:
من عمل بما افترض الله عليه فهو من خير الناس
هر كس به واجباتى كه خدا بر او واجب گردانيده عمل كند، و او از مردان خوب است .
امام صادق (عليه السلام) در تفسير آيه اصبر و اوصابر و اورابطوا (آل عمران - 200) فرمود در انجام فرائض استوار باشيد - در مصائب همدردى كنيد - و پيوند خود را با ائمه نگهداريد.
رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) نيز فرمود: اعمل بفرائض الله تكن اتقى الناس : بواجبات خدا عمل كن تا پرهيز كارترين مردم باشى .
در حديث ديگر امام صادق (عليه السلام) فرمود: خداى تعالى فرموده بنده من دوستى مرا جلب نمى كند بچيزى كه نزد من محبوبتر باشد از عمل بدانچه بر او واجب نموده ام .
ذيل اين عنوان (اداى واجبات) بابى نيز بعنوان «استواء العمل و المداومه عليه» مشتمل بر 6 حديث وارد شده كه مضمون آنها اينست كه هر عمل عبادتى (از مستحبات) كه براى خود انتخاب مى كنى در انجام آن استوار باش و تا يكسال بر آن عمل مداومت نما و اگر خواستى تغيير دهى پس از يكسال تغيير بده . زيرا ممكن است در ظرف يكسال با درك شب قدر و جهات ديگر ارزش زيادى را از آن عمل درك بنمائى .

عبادت و فوايد آن

امام صادق (عليه السلام) فرمود: در تورات چنين مذكور است كه : «اى فرزند آدم ، خود را براى عبادت من خالص كن ، تا دلت را مملو از توانگرى كنم و بخودت وانگذارم ، و بر من است كه در اينحال راه فقر و نياز را بر تو ببندم ، و دلت را از ترس خودم پر كنم ؛ و اگر بعبادت من دل نبندى ، دلت را مملو از توجه بدنيا نمايم ، و درهاى فقر و نيازمندى را بروى تو بگشايم و تو را بخودت واگذارم .»
در حديث ديگرى فرمود: خداى متعال فرموده : اى بندگان راستگوى من ، در دنيا بعبادتم برخوردار باشيد چنانكه در آخرت هم بدان برخوردار خواهيد بود.
علامه مجلسى (ره) گفته : صديقان و مقربان از عبادت خدا لذت مى برند و روحشان بدان تقويت مى يابد و نزد آنها بزرگترين لذتهاى روحى عبادت است .
رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) فرموده : بهترين مردم كسى است كه عاشق عبادت باشد و آنرا در آغوش كشد و از دل دوست بدارد و با تن بدان در آميزد و خود را براى آن فارغ سازد. اين چنين كسى باك ندارد كه در دنيا بمشقت افتد و يا در رفاه باشد.
راوى حديث عيسى بن عبدالله از امام صادق (عليه السلام) پرسيد: قربان ، عبادت چيست ؟
آنحضرت فرمود: خوش بينى در طاعت ، از راههائى كه خداوند از آن راهها اطاعت مى شود. اى عيسى ، بدان كه مؤمن نباشى تا اينكه ناسخ را از منسوخ بشناسى .
گويد، عرض كردم : قربانت ، شناختن ناسخ از منسوخ چگونه است ؟
فرمود: آيا حال تو چنين نيست كه با امامى كه با حسن نيت دل به اطاعتش ‍ بسته اى و آن امام مدتش سرآمده و در مى گذرد و امامى بر حق ديگر بجاى او مى آيد، با همان حسن نيت دل در طاعت او مى بندى ؟
راوى گفت : عرض كردم بلى ، فرمود: اينست شناختن ناسخ از منسوخ .
عبادت كنندگان سه طايفه اند
امام صادق (عليه السلام) فرمود: عبادت كنندگان سه گروهند: گروهى خدا را از روى ترس مى پرستند، اين قسم ، عبادت بردگان است . گروهى ديگر بطمع ثواب مى پرستند، اين عبادت مزدوران است . گروه سوم ، خدا را براى دوستى و محبتى كه بخدا دارند مى پرستند. و اين قسم ، عبادت آزادگان است . و اين بهترين نوع عبادت است .
نيت در عمل
حضرت على بن الحسين (عليه السلام) فرموده :
لا عمل الا بنيه :
عملى نيست مگر با قصد (خصوصا در عبادات كه بدون قصد و نيت هيچ عبادتى مقبول نيست).
امام صادق (عليه السلام) فرمود كه رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) مى فرمود:
نيه المؤمن خير من عمله ، ونيه الكافر شر من عمله ، و كل عامل يعمل على نيته
نيت مؤمن بهتر از انجام كار او و نيت كافر بدتر از ارتكاب عمل ناپسند اوست ؛ و هر كارگرى مطابق قصد و نيتى كه دارد كار مى كند.
توضيح - اين حديث از احاديث مشهوره ميان خاصه و عامه است و در آن وجوهى را متذكر شده اند؛
1- مقصود از نيت ، اعتقاد به اصول حقه است و شكى نيست كه اين اعتقاد از نفس عمل بهتر است و نتيجه اش خلود در بهشت است .
2- نيت بى عمل از عمل بى نيت بهتر است و بدين قول اعتراض شده كه عمل بى نيت باطل است و خيرى ندارد كه نيت بهتر از آن باشد.
3- در علل الشرايع مرحوم شيخ صدوق از امام باقر (عليه السلام) روايت كرده كه نيت مؤمن بهتر از عمل اوست ، زيرا چه بسا كارهاى خيرى قصد مى كند كه موفق بدرك آن نمى شود. و نيت كافر بدتر از عمل اوست زيرا كافر چه بسا بديهائى را قصد مى كند كه به انجام آن موفق نمى شود. تا آخر حديث .