يك هزار حديث در يك صد موضوع

گردآورنده : هادى موحدى
 

مقدمه

بعد از قرآن مجيد كه آخرين كتاب آسمانى است ، راهنماى ما سنت رسول اكرم (صلى الله عليه و اله) و ائمه معصوم (عليهم السلام) است و اين همان دو گوهر ارزشمند است كه بعد از رحلت پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) به يادگار مانده ، و با چنگ زدن به اين دو هرگز گمراه نخواهيم شد. در اين باره از طرف پيامبر گرامى اسلام و ائمه هدى صلوات الله عليهم جهت حفظ و نگهدارى و تعليم و تعلم و عمل به احاديث تاكيد بسيار شده و بدان تشويق نموده اند چنان كه رسول اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم) در وصاياى خود به اميرالمؤ منين على (عليه السلام) مى فرمايند:
يا على ، من حفظ من امتى اربعين حديثا يطلب بذلك وجه الله عزوجل والدار الاخرة حشره الله يوم القيامة مع النبيين و الصديقين و الشهداء و الصالحين و حسن اولئك رفيقا؛
بحار الانوار 2/157/7
اى على : هر كس از امتم چهل حديث را حفظ كند كه به آن وسيله ، رضاى خدا و آخرت را طلب نمايد خداوند در قيامت او را با پيامبران ، صديقين ، شهدا و صالحين مهشور مى نمايد و اينان چه خوب رفقايى هستند.
همچنين از آن حضرت روايت شده كه فرمود:
من حفظ على امتى اربعين حديثا من السنة كنت له شفيعا يوم القيامة ؛
وسائل الشيعه 18/67/58
هر كس براى امتم چهل حديث از سنت حفظ كند من در قيامت از او شفاعت خواهم كرد.
و در فرمايش امام صادق (عليه السلام) آمده است :
من حفظ من شيعتنا اربعين حديثا بعثه الله عزوجل يوم القيامة عالما فقيها و لم يعذبه ؛
بحار الانوار 2/153/1
هر كس از شيعيان ما چهل حديث حفظ نمايد خداى عزوجل او را در روز قيامت ، عالم و فقيه مبعوث مى كند و عذابش نخواهد كرد.
اين همه انگيزه اى شد تا اين حقير به جمع آورى و دسته بندى يك هزار حديث در صد موضوع كه هر موضوع شامل ده حديث باشد اقدام نمايم . اميد آن است بعد از اين مجموعه ، توفيق خدمتى ديگر نصيب گردد.
از خداوند متعال حكيم داناى مهربان ، توفيق درك آيات و احاديث و عمل به آنها را براى خود و ديگران خواستارم .
اميدوارم خوانندگان گرامى حقير را از انتقادها و پيشنهادهاى خويش ‍ بهره مند سازند.
هادى موحدى

1 - خداشناسى

(1)
امام على (عليه السلام) :
ما يسرنى لومت طفلا و ادخلت الجنة ولم اءكبر فاءعرف ربى عزوجل ؛ (1)
دوست ندارم كه در كودكى از دنيا مى رفتم و وارد بهشت مى شدم و بزرگ نمى شدم تا پروردگارم ، عزوجل ، را بشناسم .
(2)
رسول اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم) :
اءفضل الاعمال العلم بالله ان العلم ينفعك معه قليل العمل و كثيره و ان الجهل لاينفعك معه قليل العمل و لا كثيره ؛ (2)
بهترين اعمال ، خداشناسى است ، زيرا با وجود علم و معرفت ، علم ، كم يا زياد تو را سود مى بخشد اما با وجود نادانى (نسبت به خدا) عمل ، نه اندكش تو را سود مى بخشد و نه بسيارش .
(3)
امام على (عليه السلام) :
ولو ضربت فى مذاهب فكرك لتبلغ غاياته ما دلتك الدلالة الا على اءن فاطر النملة هو فاطر النخلة لدقيق تفصيل كل شى ء و غامض اختلاف كل حى و ما الجليل و اللطيف و الثقيل و الخفيف و القوى و الضعيف فى خلقه الا سواء؛ (3)
اگر راههاى انديشه ات را در نوردى تا به پايانه هاى آن رسى ، هيچ دليلى تو را جز به اين رهنمون نشود كه آفريننده مورچه همان آفريننده درخت خرما است و اين به سبب دقت و ظرافتى است كه جداسازى هر چيزى از چيز ديگر و پيچيدگى و تنوعى است كه در هر موجود زنده اى به كار رفته است موجودات بزرگ و كوچك ، سنگين و سبك و نيرومند و ناتوان ، همگى در آفرينش براى خداوند يكسانند.
(4)
امام رضا (عليه السلام) :
انما قلت اللطيف ، للخلق اللطيف و لعلمه بالشى ء اللطيف اءلاترى الى اءثر صنعه فى النبات اللطيف و غير اللطيف و فى الخلق اللطيف من اءجسام الحيوان من الجرجس والبعوض و ما هو اءصغر منهما مما لايكاد تستبينه العيون بل لايكاد يستبان لصغره الذكر من الانثى والمولود من القديم فلما راءينا صغر ذلك فى لطفه ... علمنا اءن خالق هذا الخلق لطيف ؛ (4)
گفتم لطيف است ، چون هم موجودات لطيف آفريده و هم به چيزهاى ظريف و ريز آگاهى دارد. آيا نشانه آفرينش او را در گياهان ظريف و غير ظريف و در پيكرهاى ظريف و ريز جاندارانى چون كك و پشه و كوچكتر از اينها را نمى بينى كه تقريبا به چشم ديده نمى شوند و از بس ريزند و نر و ماده آنها و نوزاد و كهن زادشان از يكديگر تشخيص داده نمى شوند. پس چون ريزى و ظرافت اين چيزها را ديديم ... پى برديم كه آفريننده اين موجودات نيز لطيف است .
(5)
رسول اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم) :
ان الله خلق يوم خلق السماوات و الارض مائة رحمة كل رحمة طباق ما بين السماء والارض فجعل منها فى الارض رحمة فبها تعطف الوالدة على ولدها و الوحش و الطير بعضها على بعض و اءخر تسعا و تسعين فاذا كان يوم القيامة اءكملها بهذه الرحمة ؛ (5)
خداوند روزى كه آسمان و زمين را آفريد، صد رحمت بيافريد كه هر يك از آنها ميان زمين و آسمان را پر مى كند و يكى را در زمين قرار داد تا به وسيله آن مادر به فرزند محبت مى كند و حيونات وحشى و پرندگان به يكديگر ماءنوسند و نودونه رحمت را نگه داشته و همين كه روز قيامت شود اين يك رحمت را نيز بر آنها مى افزايد.
(6)
امام صادق (عليه السلام) :
و قد ساءله ابن اءبى العوجاء: ولم احتجب عنهم و اءرسل اليهم الرسل ؟ ويلك و كيف احتجب عنك من اءراك قدرته فى نفسك ؟ نشاءك ولم تكن و كبرك بعد صغرك و قواك بعد صعفك ... وما زال يعد على قدرته التى هى فى نفسى التى لا ادفعها حتى ظننت اءنه سيظهر فيما بينى و بينه ؛ (6)
در پاسخ ابن ابى العوجاء كه پرسيد: چرا خداوند خود را از مردم در پرده داشت و آن گاه پيامبران را سويشان فرستاد؟ فرمود: واى بر تو كسى كه قدرتش را در وجود تو نشان داده چگونه خود را از تو پوشيده داشته است ؟ تو را كه نبودى پديد آورد، كوچك بودى بزرگت كرد، ناتوان بودى توانايت گردانيد... حضرت پيوسته مظاهر قدرت خدا را كه در وجود من است و نمى توانم منكرشان شوم برايم برشمرد تا جايى كه خيال كردم خداوند بزودى ميان من و او ظاهر خواهد شد.
(7)
امام على (عليه السلام) :
و لا يعزب عنه عدد قطر الماء و لا نجوم السماء و لا سوا فى الريح فى الهواء و لا دبيب النمل على الصفا و لا مقيل الذر فى الليلة الظلماء يعلم مساقط الاءوراق و خفى طرف الاءحداق ؛ (7)
شما قطره هاى آبها و ستارگان آسمان و ذرات گردوغبار پراكنده در هوا و حركت مورچه برسنگ و خوابگاه مورچگان در شب تاريك بر او پوشيده نيست و محل ريزش برگها و بر هم خوردن پلكها را مى داند.
(8)
امام على (عليه السلام) :
... عالم السر من ضمائر المضمرين و نجوى المتخافتين و خواطر رجم الظنون و عقد عزيمات اليقين ...؛ (8)
خدا داناست به هر رازى كه مردم به دل داشته اند، و به نجواى آهسته رازگويان و به هر گمان كه در خاطرى نهفته است و به هر تصميمى كه از روى يقين گرفته شود.
(9)
امام على (عليه السلام) :
اءعلم الناس بالله اءكثرهم له مساءلة ؛ (9)
خداشناس ترين مردم پر درخواست ترين آنها از خداست .
(10)
امام على (عليه السلام) :
ينبغى لمن عرف الله سبحانه اءن لا يخلو قلبه من رجائه و خوفه ؛ (10)
كسى كه خداى سبحان را مى شناسد، شايسته است دلش از بيم و اميد به او خالى نباشد.

2 - ياد خدا

(1)
امام على (عليه السلام) :
الذكر يونس اللب و ينير القلب و يستنزل الرحمة :(11)
ياد خدا عقل را آرامش مى دهد، دل را روشن مى كند و رحمت او را فرود مى آورد.
(2)
امام على (عليه السلام) :
اذكروا الله ذكرا خالصا تحيوا به اءفضل الحياة و تسلكوا به طرق النجاة ؛ (12)
خدا را خالصانه ياد كنيد تا بهترين زندگى را داشته باشيد و با آن راه نجات و رستگارى را بپيماييد.
(3)
رسول اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم) :
من اءطاع الله عزوجل فقد ذكر الله وان قلت صلاته و صيامه و تلاوته للقرآن ؛ (13)
هر كس خداى عزوجل را اطاعت كند خدا را ياد كرده است ، هر چند نماز خواندن و روزه گرفتن و قرآن خواندنش اندك باشد.
(4)
امام صادق (عليه السلام) :
فى قوله تعالى : (لذكر الله اءكبر) -: ذكر الله عند ما اءحل و حرم ؛ (14)
درباره آيه «ياد خدا بزرگتر است» -: به ياد خدا بودن در هنگام روبه رو شدن با حلال و حرام .
(5)
امام باقر (عليه السلام) :
كاءن المومنين هم الفقهاء اءهل فكرة و عبرة ، لم يصمهم عن ذكر الله ما سمعوا بآذانهم ولم يعمهم عن ذكر الله ما راءو امن الزينة ؛ (15)
گويا مومنان همان فقيهان (فرزانگان دين فهم) و اهل انديشيدن و پندگرفتن هستند. شنيده هاى دنيوى ، گوش آنها را از (شنيدن) ياد خدا كر نمى كند و زرق و برق دنيا چشم آنان را از ياد خدا كور نمى گرداند.
(6)
امام صادق (عليه السلام) :
قال : اءوحى الله عزوجل الى موسى (عليه السلام) يا موسى ، لاتنسنى على كل حال و لا تفرح بكثرة المال ، فان نسيانى يقسى القلوب ، ومع كثرة المال كثرة الذنوب ؛ (16)
خداى عزوجل به موسى وحى كرد: اى موسى در هيچ حالى مرا فراموش ‍ نكن و به ثروت زياد شاد نشو، زيرا از ياد بردن من دلها را سخت مى كند و همراه ثروت زياد، گناهان زياد است .
(7)
امام سجاد (عليه السلام) :
ان قسوة البطنة و فترة الميلة و سكر الشبع و عزة الملك مما يثبط و يبطى ء عن العمل و ينسى الذكر؛ (17)
پرخورى و سستى اراده و مستى سيرى و غفلت حاصل از قدرت ، از عوامل بازدارنده و كنترل كننده در عمل است و ذكر (خدا) را از ياد مى برد.
(8)
امام سجاد (عليه السلام) :
يا من ذكره شرف للذاكرين و يا من شكره فوز للشاكرين و يا من طاعته للمطيعين ، صل على محمد و آله واشغل قلوبنا بذكرك عن كل ذكر؛ (18)
اى آن كه يادش مايه شرافت و بزرگى ياد كنندگان است و اى آن كه سپاسگزاريش موجب دست يافتن سپاسگزاران (بر نعمتها) است و اى آن كه فرمانبرداريش سبب نجات فرمانبرداران است ، بر محمد و آل او درود فرست و با ياد خود دلهاى ما را از هر ياد ديگرى بازدار.
(9)
امام باقر (عليه السلام) :
ذكر اللسان الحمد والثناء و ذكر النفس الجهد والعناء و ذكر الروح الخوف والرجاء و ذكر القلب الصدق و الصفاء و ذكر العقل التعظيم والحياء و ذكر المعرفة التسليم والرضا و ذكر السر الروية واللقاء؛ (19)
ذكر زبان حمد و ثناء، ذكر نفس سختكوشى و تحمل رنج ، ذكر روح بيم و اميد، ذكر دل صدق و صفا، ذكر عقل تعظيم و شرم ، ذكر معرفت تسليم و رضا و ذكر باطن مشاهده و لقا است .
(10)
رسول اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم) :
يقول الله عزوجل اذ كان الغالب على العبد الاشتغال بى ، جعلت بغيته ولذته فى ذكرى فاذا جعلت بغيته ولذته فى ذكرى عشقنى و عشقته فاذا عشقنى و عشقته رفعت الحجاب فيما بينى و بينه و صيرت ذلك تغالبا عليه لايسهو اذا سها الناس اولئك كلامهم كلام الانبياء اولئك الابطال حقا؛ (20)
خداى عزوجل مى فرمايد: هر گاه ياد من بر بنده ام غالب شود، خواهش و خوشى او را در ياد خود قرار دهم و چون خواهش و خوشى او را در ياد خود قرار دهم عاشق من شود و من نيز عاشق او گردم و چون عاشق يكديگر شديم حجاب ميان خود و او را بر دارم و عشق خود را بر جان او چيره گردانم ، چندان كه مانند مردم دچار سهو و غفلت نمى شود، سخن اينان سخن پيامبران است ، اينان براستى قهرمانند.

3 - رابطه با خدا

(1)
امام على (عليه السلام) :
ان العبد اذا اراد ان يقراء اءو يعمل عملا فيقول : بسم الله الرحمن الرحيم فانه يبارك له فيه ؛ (21)
هر گاه بنده اى بخواهد چيزى بخواند و يا كارى انجام دهد و بسم الله الرحمن الرحيم بگويد در كارش بركت داده مى شود.
(2)
امام صادق (عليه السلام) :
المفوض اءمره الى الله فى راحة الابد والعيش الدائم الرغد والمفوض ‍ حقا هو العالى عن كل همه دون الله تعالى ؛ (22)
كسى كه كارهاى خود را به خدا بسپارد همواره از آسايش و خير و بركت در زندگى برخوردار است و واگذارنده حقيقى كارها به خدا، كسى است كه تمام همتش به سوى خدا باشد.
(3)
امام على (عليه السلام) :
من اءصلح فيما بينه وبين الله اءصلح الله فيما بينه وبين الناس ؛ (23)
هر كس رابطه اش را با خدا اصلاح كند، خداوند رابطه او را با مردم اصلاح خواهد نمود.
(4)
رسول اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم) :
ان الله لاينظر الى صوركم و لا الى اءموالكم وانما ينظر الى قلوبكم و اءعمالكم ؛ (24)
خداوند به شكل شما و اموال شما نگاه نمى كند بلكه به دلها و اعمال شما توجه مى نمايد.
(5)
امام على (عليه السلام) :
طوبى لمن اءخلص لله عمله وعمله وحبه وبغضه واءخذه وتركه وكلامه وصمته وفعله وقوله ؛ (25)
خوشا به سعادت كسى كه عمل ، علم ، دوستى ، دشمنى ، گرفتن ، رهاكردن ، سخن ، سكوت ، كردار و گفتارش را براى خدا خالص گرداند.
(6)
امام على (عليه السلام) :
من ترك لله سبحانه شيئا عوضه الله خيرا مما ترك ؛ (26)
هر كس به خاطر خداى سبحان از چيزى بگذرد، خداوند بهتر از آن را به او عوض خواهد داد.
(7)
رسول اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم) :
اللهم ارزقنى حبك وحب من يحبك وحب ما يقربنى الى حبك واجعل حبك اءحب الى من الماء البارد؛ (27)
خدايا روزى كن مرا محبت خودت و محبت دوستدارانت را و محبت آنچه مرا به تو نزديك مى كند و محبت خودت را نزد من از آب خنك محبوب تر گردان .
(8)
رسول اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم) :
ليس من عبد يظن بالله خيرا الا كان عند ظنه به ؛ (28)
بنده اى نيست كه به خداوند خوش گمان باشد مگر آنكه خداوند نيز طبق همان گمان با او رفتار كند.
(9)
رسول اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم) :
من اءخلص لله اءربعين صباحا ظهرت ينابيع الحكمة من قلبه على لسانه ؛ (29)
هر كس چهل روز خود را براى خدا خالص كند چشمه هاى حكمت از قلب وى بر زبانش جارى مى شود.
(10)
امام صادق (عليه السلام) :
من استخار الله راضيا بما صنع الله له خار الله له حتما؛ (30)
هر كس از خدا خير بخواهد و به آنچه خدا خواسته راضى باشد، خداوند حتما براى او خير خواهد خواست .

4 - قرآن

(1)
رسول اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم) :
ان البيت اذا كثر فيه تلاوة القرآن كثر خيره واتسع اهله واضاء لاهل السماء كما تضى ء نجوم السماء لاهل الدنيا؛ (31)
خانه اى كه در آن قرآن فراوان خوانده شود، خير آن بسيار گردد و به اهل آن وسعت داده شود و براى آسمانيان بدرخشد چنان كه ستارگان آسمان براى زمينيان مى درخشند.
(2)
رسول اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم) :
الا من تعلم القرآن وعمله وعمل بما فيه فاءنا له سائق الى الجنة ودليل الى الجنة ؛ (32)
بدانيد هر كس قرآن را بياموزد و به ديگران آموزش دهد و به آنچه در قرآن است عمل كند، من جلودار و راهنماى او به سوى بهشت هستم .
(3)
رسول اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم) :
يا بنى لاتغفل عن قراءة القرآن فان القرآن يحيى القلب وينهى عن الفحشاء والمنكر والبغى ؛ (33)
فرزندم از خواندن قرآن غافل مباش ، زيرا كه قرآن دل را زنده مى كند و از فحشاء و زشتى و ستم باز مى دارد.
(4)
رسول اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم) :
ان اردتم عيش السعداء وموت الشهداء والنجاة يوم الحسرة والظل يوم الحرور والهدى يوم الضلالة فادرسوا القرآن فانه كلام الرحمان و حرز من الشيطان و رجحان فى الميزان ؛ (34)
اگر زندگى سعادتمندان ، مرگ شهيدان ، نجات روز حسرت (قيامت)، سايه روز سوزان و هدايت در روز گمراهى را مى خواهيد، قرآن را ياد بگيريد كه آن سخن خداى مهربان است و سپرى است در مقابل شيطان و سنگينى در ترازوى اعمال .
(5)
رسول اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم) :
اصدق القول وابلغ الموعظة واحسن القصص كتاب الله ؛ (35)
راست ترين سخن ، رساترين پند و زيباترين حكايت ، كتاب خدا (قرآن) است .
(6)
رسول اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم) :
من قراء القرآن ابتغاء وجه الله وتفقها فى الدين كان له من الثواب مثل جميع ما اعطى الملائكة والانبياء والمرسلون .(36)
هر كس براى كسب رضايت خدا و آگاهى در دين قرآن بياموزد، ثوابى مانند همه آنچه كه به فرشتگان و پيامبران و رسولان داده شده ، براى اوست .
(7)
امام على (عليه السلام) :
عليكم بكتاب الله ... من عمل به سبق ؛ (37)
بر شما باد رجوع به كتاب خدا (قرآن)... كسى كه به آن عمل كند از همه پيشى مى گيرد.
(8)
امام على (عليه السلام) :
الا ان فيه ماياءتى والحديث عن الماضى ودواء دائكم ونظم ما بينكم ؛ (38)
آگاه باشيد كه دانش آينده ، اخبار گذشته و درمان دردهايتان و نظم ميان شما در قرآن است .
(9)
امام على (عليه السلام) :
ان القرآن ظاهره انيق وباطنه عميق لاتفنى عجائبه و لا تنقضى غرائبه ولاتكشف الظلمات الا به ؛ (39)
براستى كه قرآن ظارهش زيباست و باطنش عميق ، عجايبش پايان ندارد، اسرار نهفته آن پايان نمى پذيرد و تاريكى هاى جهل جز بوسيله آن رفع نخواهد شد.
(10)
امام صادق (عليه السلام) :
من لم يعرف الحق من القرآن لم يتنكب الفتن ؛ (40)
هر كس حقيقت را از طريق قرآن نشناسد، از فتنه ها بركنار نمى ماند.

5 - پيامبر

(1)
فى المناقب لابن شهر آشوب :
كان النبى (صلى الله عليه و آله و سلم) قبل المبعث موصوفا بعشرين خصلة من خصال الانبياء، لوانفرد اءحد باءحدها لدل على جلاله ، فكيف من اجتمعت فيه ؟! كان نبيا اءمينا، صادقا، حاذقا، اءصيلا، نبيلا، مكينا، فصيحا، نصيحا، عاقلا، فاضلا، عابدا، زاهدا، سخيا، كميا، قانعا، متواضعا، حليما، رحيما، غيورا، صبورا، موافقا، مرافقا، لم يخالط منجما و لا كاهنا ولاعيافا؛ (41 )
پيامبر خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) پيش از آن كه مبعوث شود، بيست خصلت از خصلت هاى پيامبران را دارا بود كه اگر فردى يكى از آنها را داشته باشد، دليل بر عظمت اوست چه رسد به كسى كه همه آنها را دارا باشد، آن حضرت پيامبرى امين ، راستگو، ماهر، اصيل ، شريف ، والامقام ، سخنور، خيرخواه ، خردمند، بافضيلت ، عابد، زاهد، سخاوتمند، دلير و جنگاور، قانع ، فروتن ، بردبار، مهربان ، غيرتمند، صبور، سازگار و نرمخو بود، با هيچ منجم (قائل به تاءثير ستارگان)، غيب گو و پيش گويى همنشين نبود.
(2)
امام على (عليه السلام) :
فى صفة النبى (صلى الله عليه و آله و سلم) طبيب دوار بطبه قد اءحكم مراهمه واءحمى (اءمضى) مواسمه يضع ذلك حيث الحاجة اليه من قلوب عمى وآذان صم واءلسنة بكم ، متتبع بدوائه مواضع الغفلة ومواطن الحيرة ...؛ (42)
در توصيف پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) مى فرمايد: پزشكى است كه با دانش خود، همواره ميان مردم مى گردند، مرهمهايش را به خوبى فراهم و ابزار كارش را آماده كرده و آنها را هر جا كه لازم باشد، از دلهاى كور و گوشهاى كر و زبانهاى گنگ به كار مى برد. غفلت گاه ها و جايگاه هاى حيرت را جستجو و با داورى خود آنها را درمان مى كند.
(3)
كعب الاحبار:
انا نجد فى التوراة : محمد النبى المختار لافظ ولاغليظ و لا صخاب فى الاسواق ولايجزى السيئة السيئة ولكن يعفو ويغفر؛ (43)
ما در تورات چنين مى خوانيم : محمد پيامبر برگزيده ، نه تند خوست و نه خشن و نه اهل جارو جنجال . در كوچه و بازار، بدى را با بدى جواب نمى دهد، بلكه مى بخشد و گذشت مى كند.
(4)
امام حسين (عليه السلام) :
كان (صلى الله عليه و آله و سلم)... يعطى كل جلسائه نصيبه و لا يحسب اءحد من جلسائه اءن اءحدا اءكرم عليه منه ؛ (44)
پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) بهره هر يك از هم نشينان خود را عطا مى فرمودند و چنان معاشرت مى نمودند كه كسى گمان نمى كرد شخص ‍ ديگرى نزد پيامبر از او گرامى تر باشد.
(5)
امام على (عليه السلام) :
وهو خاتم النبيين ، اءجود الناس كفا وارحب الناس صدرا واءصدق الناس لهجة واءوفى الناس ذمة واءلينهم عريكة واءكرمهم عشرة من رآه بديهة هابه ومن خالطه معرفة اءحبه يقول ناعته : لم ارقبله و لا بعده مثله ؛ (45)
او خاتم پيامبران است . بخشنده ترين مردم بود، سعه صدرش از همه بيشتر (پر حوصله ترين مردم) و راستگوترين و پايبندترين آنها به عهد و پيمان . از همه نرمخوتر بود و رفتارش بزرگوارانه تر. هر كس بدونه سابقه قبلى او را مى ديد، هيبتش او را مى گرفت و هر كس با او معاشرت مى نمود و او را مى شناخت دوستداراش مى شد و هر كس مى خواست او را وصف كند، مى گفت : نظير او را در گذشته و حال نديده ام .
(6)
عايشه :
عائشة كان (صلى الله عليه و آله و سلم) اءلين الناس واءكرم الناس وكان رجلا من رجالكم الا اءنه كان ضحاكا بساما؛ (46)
عايشه : رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) نرمخوترين و بزرگوارترين مردم بود. او هم مردى چون مردان شما بود، با اين تفاوت كه همواره خنده و تبسم بر لب داشت .
(7)
فى المناقب لابن شهر آشوب :
كان النبى (صلى الله عليه و آله و سلم) لايقوم و لا يجلس الا على ذكر الله ؛ (47)
در مناقب ابن شهر آشوب آمده است : پيامبر خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) بر نمى خاست و نمى نشست مگر با ذكر خدا.
(8)داود بن الحصين :
فى صفة النبى (صلى الله عليه و آله و سلم) -: كان رجلا اءفضل قومه مروءة واءحسنهم خلقا واءكرمهم مخالطة واءحسنهم جوارا واءعظمهم حلما واءمانة واءصدقهم حديثا واءبعدهم من الفحش والاذى ومارئى ملاحيا ولامماريا اءحدا حتى سماه قومه الامين لما جمع الله له من الامور الصالحة فيه ، فلقد كان الغالب عليه بمكة الامين ؛ (48)
داود بن حصين - در اوصاف پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) -: او مردى بود كه از همه قوم خود جوانمردتر، خوش اخلاق تر، خوش ‍ برخودتر، همسايه دراتر، بردبارتر، امانتدارتر، راستگوتر، و از بدزبانى و آزار رسانى به دورتر بود. هرگز ديده نشد كه با كسى كشمكش و مجادله كند. خداوند اخلاق و صفات پسنديده را در آن حضرت جمع كرده بود تا جايى كه قومش او را امين ناميدند و در مكه غالبا با لقب امين از ايشان ياد مى شد.
(9)
عايشه :
ما كان خلق اءبغض الى رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم) من الكذب وما اطلع منه على شى ء عند اءحد من اءصحابه فيبخل له من نفسه حتى يعلم اءن اءحدث توبة ؛ (49)
هيچ خصلتى نزد رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) منفورتر از دروغ نبود و هر گاه مطلع مى شدند يكى از اصحابشان دروغى گفته است ، به او بى اعتنايى مى كردند تا آن كه مى فهميدند توبه كرده است .
(10)
فى المناقب لابن شهر آشوب :
كان النبى (صلى الله عليه و آله و سلم)... يجالس الفقراء ويواكل المساكين ؛ (50)
در مناقب ابن شهر آشوب آمده است : پيامبر خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) با تهيدستان مى نشستند و با مستمندان غذا مى خوردند.

پاورقى ها
1- كنزالعمال 13/151/36472.
2- كنزالعمال 10/143/28731.
3- نهج البلاغه خطبه 63.
4- التوحيد ص 63.
5- نهج الفصاحه ج 781.
6- التوحيد ص 127.
7- نهج البلاغه خطبه 178.
8- نهج البلاغه خطبه 91.
9- غررالحكم 2/451/3260.
10- غررالحكم 6/441/10926.
11- غررالحكم 2/66/1858.
12- بحارالانوار 78/39/16.
13- بحارالانوار 77/86/3.
14- نورالثقيلين 4/162/61.
15- بحارالانوار 73/36/17.
16- كافى 8/45/8.
17- بحارالانوار 78/129/1.
18- صحيفه سجاديه از دعاى 11.
19- مشكاة الانوار ص 113.
20- كنزالعمال 1/433/1872.
21- بحارالانوار 92/242/48.
22- مصباح الشريعة 1/175/83.
23- بحارالانوار 71/366/12.
24- امالى طوسى 1/536/1162.
25- تحف العقول ص 100.
26- غررالحكم 5/395/8909.
27- محجة البيضاء 8/5.
28- بحارالانوار 70/384/42.
29- نهج الفصاحه ح 2836.
30- كافى 8/241/330.
31- كافى 2/610/1.
32- كنزالعمال 1/531/2375.
33- كنزالعمال 2/291/4033.
34- جامع الاخبار ص 41.
35- بحارالانوار 77/116/8.
36- وسائل الشيعه 6/183/7683.
37- نهج البلاغه خطبه 155.
38- نهج البلاغه خطبه 157.
39- نهج البلاغه خطبه 18.
40- محاسن 1/341/702.
41- المناقب لابن شهر آشوب 1/107.
42- نهج البلاغه خطبه 108.
43- الطبقات الكبرى 1/306.
44- بحارالانوار 16/152/4.
45- بحارالانوار 16/190/27.
46- الطبقات الكبرى 1/365.
47- المناقب لابن شهر آشوب 1/127.
48- الطبقات الكبرى 1/121.
49- البقات الكبرى 1/378.
50- المناقب لابن شهر آشوب 1/127.