3. صحيح محمد بن اسماعيل بخارى (م 256)

ابو عبدالله محمد بن اسماعيل بخارى در سال 194 هجرى در بخارا به دنيا آمد. او بخشى از تحصيلات خود را در موطن خود دنبال كرد، و از آنجا كه پدرش پس از درگذشت ، ثروت زيادى براى او به ارث گذاشت او با استفاده از اين ثروت براى تكميل معلومات و استفاده از مشايخ حديث به شهرهاى مشهور در خراسان ، عراق ، حجاز و شام مسافرت نمود. (369) او بخاطر حفظ احاديث زياد و تبحر در زمينه حديث شناسى مورد تكريم عالمان عصر خود قرار گرفت . او از اساتيد و مشايخ بزرگ عصر خود همچون : ابو زرعه رازى ، احمد بن حنبل ، يحيى بن معين و اسحاق بن راهويه حديث آموخت . (370)
بخارى پس از مسافرت هاى مكرر، در سال 256 به زادگاه خود بازگشت و در سال 256 هجرى در خرتنگ يكى از روستاهاى سمرقند وفات يافت . (371)
بخارى خود درباره انگيزه فراهم آوردن صحيح گفته است : روزى نزد استاد خود اسحاق بن راهويه بوديم كه گفت : چه مى شد اگر كتاب مختصرى درباره سنت صحيح رسول اكرم فراهم مى كرديد. اين امر در دلم نشست و شروع به گردآورى جامع روايى صحيحى نمودم و صحيح خود را از ميان ششصد هزار روايت گرد آورد. (372)
او مى گفت : من صد هزار حديث صحيح و صد هزار حديث غير صحيح را در حفظ دارم (373) و اين امر نشان گر كثرت روايات در عصر بخارى و نيز ضعيف و جعلى بودن بسيارى ديگر از روايات است .
ابن حجر درباره انگيزه بخارى معتقد است :
چون بخارى مسانيد را ملاحظه كرد، به اين نتيجه رسيد كه روايات صحيح و ضعيف در آنها درهم آميخته ، به گونه اى كه تمييز ميان آنها براى همگان ميسر نيست ، از اين رو تصميم گرفت از ميان هزاران حديث ، احاديث صحيح را گردآورى كند تا براى كسى جاى ترديد نماند. (374)
بخارى بر اساس شرائطى روايات خود را انتخاب كرد كه عبارتند از: اتصال سند تا طبقه صحابه ، عدالت و ضابطه بودن راويان . او گرچه بر اين شرائط تصريح نكرده ، اما اين شرائط از شيوه او در كتاب قابل برداشت است . (375)
او نگارش كتاب خود را در حرم پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم) آغاز كرد و براى تكميل كار، شانزده سال در بصره و شهرهاى ديگر درنگ نموده و سپس آن را در زادگاه خود به پايان رسانده است .
مى گويند: او براى انتخاب هر حديث ، اول غسل مى كرد، آنگاه استخاره مى نمود، سپس دو ركعت نماز به جاى مى آورد. (376)
بنا به قرائنى بخارى كتاب خود را بر احمد بن حنبل ، يحيى بن معين ، على بن مدينى و شمارى ديگر از محدثان عرضه كرد و آنان به استثناى چهار حديث بر صحت ساير روايات گواهى دادند. (377)
بخارى خود از حجيت و صحت روايات صحيح خود دفاع كرده و گفته است : «اين كتاب ميان من و خدايم حجت است . من جز حديث صحيح در آن نياورده ام ». (378)
صحيح بخارى در ميان عالمان اهل سنت از جايگاه بس ممتازى برخوردار است ، به گونه اى كه آن را تالى تلو قرآن و صحيح ترين كتابها، صحيح بخارى است . (379)
ابن حجر در مقدمه شرح خود بر صحيح بخارى در فصلى از اصح بودن صحيح بخارى در زمينه حديث دفاع كرده است . (380)
نووى مى نويسد: «علماء به يكصدا معتقداند كه صحيح ترين كتابها پس از قرآن صحيح بخارى و صحيح مسلم است و امت همگى اين دو كتاب را پذيرفته اند و كتاب بخارى در مقايسه با صحيح مسلم صحيح تر و فائده اش ‍ بيشتر است». (381) ذهبى نيز شبيه چنين سخنى را ابراز كرده است . (382)
از اين عبارت ها كه از زبان مشهورترين عالمان و محدثان اهل سنت ارائه شده مى توان برداشت كرد كه همگان صحيح بخارى را پس از قرآن معتبرترين كتاب مى شناسند و از صحيح مسلم در مرتبه سوم ياد مى كنند.
صحيح بخارى بنا به تحقيق فواد عبدالباقى داراى 7563 روايت است .
عوامل اعتبار «صحيح بخارى» نزد عالمان اهل سنت
به نظر مى رسد عوامل ذيل در برخوردارى صحيح بخارى از اعتبارى بس ‍ رفيع نزد عالمان اهل سنت نقش داشته است :
1. قدمت كتاب ؛ چنان كه بيان شد پيش از صحيح بخارى دو كار برجسته در زمينه گردآورى احاديث انجام گرفت كه عبارت بودند از: موطا مالك و مسند احمد بن حنبل .
موطا مالك بخاطر فقدان جامعيت و برخوردارى از صبغه اجتهادى و نيز مسند احمد بن حنبل به خاطر برخوردارى از روايات ضعيف و موضوع ! چنان كه تبيين شد! نتوانستند از جايگاه ممتاز صحيح بخارى برخوردار باشند. بنابراين بايد اذعان كرد كه صحيح بخارى جامع ترين و در عين حال متقن ترين كتابى است كه در ديرپاترين تاريخ تدوين حديث ؛ يعنى در نيمه اول سده سوم فراهم آمد.
2. محتواى صحيح ؛ كسانى كه بخارى را تا سرحد تالى تلو قرآن بالا برده و آن را پس از كتاب الهى اصح كتب معرفى كرده اند با مراجعه ميدانى به روايات صحيح دريافته اند كه كتاب صحيح همان رنگ و بويى را دارد كه آنان طالب اند! او نه بسان احمد بن حنبل روايات فضايل اهل بيت عليهم السلام را آورده و نه مثل حاكم نيشابورى چندان دم از محبت خاندان پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم) زده است و نه هم چون جارالله زمخشرى به مذهب اعتزال گرايشى نشان مى دهد. وقتى بخارى پس از غسل ، استخاره و نماز چنان زيبا روايات مربوط به تاريخ اسلام و خلفاء را مى چيند كه نه سيخ بسوزد و نه كباب - و بر پيشانى طرفداران مكتب خلفاء، چين و شكنى ننشيند - چرا كتاب او اصح كتب شناخته نشود!
صحيح بخارى و نقدها
به رغم دفاع بخارى از صحت روايات صحيح خود و نيز تاكيد بسيارى از عالمان اهل سنت بر اصح بودن صحيح بخارى پس از قرآن ، نقدهاى قابل توجهى بر اين كتاب شده است :
الف) ضعف هاى سندى صحيح بخارى
با آن كه درباره رواياتى كه بخارى در صحيح آورده ، گفته شده است : «كل من روى عنه البخارى فقد جاوز القنطرة ؛ هر كس كه بخارى از او نقل كرده باشد از پل (جرح و تعديل رجاليان) گذشته است». (383) اما واقعيت نشان مى دهد كه او از افراد فاسق و فاجر، خارجى و ناصبى ، و دين به دنيا فروخته ؛ هم چون ، عمرو بن عاص ، مروان بن حكم ، ابو سفيان ، معاويه ، مغيرة بن شعبه ، عبدالله بن عمرو بن عاص ، نعمان بن بشير! كه تا آخرين لحظه ملازم معاويه و فرزندش يزيد بود و در تمام جرائم آنان شركت داشت ! ابو هريره ، عبدالله بن عمر، ابو موسى اشعرى ، عبدالله بن زبير، عمران بن حطان - كه از روساى خوارج و از خطباى آنان بود - عروة بن زبير، عكرمه - حامل انتشار مذهب خوارج و ابا ضيه در مغرب - و... روايات فراوانى نقل كرده است . اما از افراد صادق و سرچشمه معارف اسلامى و معلم فرهنگ غنى اسلام و حديث ، يا اصلا حديث نقل نكرده و يا اگر هم نقل كرده نسبت به ديگران بسيار ناچيز و كم است . مثلا از ابو هريره كه سال به سال مصاحب پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم) بود 446 حديث ، از عبدالله بن عمر 270 حديث ، از عائشه 242 حديث ، و از ابوموسى اشعرى 57 حديث و از انس بن مالك بيش از 200 حديث نقل كرده ، ولى از على (عليه السلام) كه باب مدينة العلم بود 19 حديث و از زهرا دختر پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم) تنها يك حديث نقل كرده است و از ديگر اهل بيت و علويين و از امام حسن (عليه السلام) كه هم سن عبدالله بن زبير بود، و زيدبن على كه داراى مسند و امام فرقه زيديه است و امام صادق (عليه السلام) كه بيشترين سهم را در ترويج فرهنگ اسلامى در دانشگاه مدينه پس از پدر بزرگوارش امام باقر (عليه السلام) داشت و امام كاظم و امام رضا (عليه السلام) كه از نظر دانش و معرفت اسلامى شهره آفاقند، و امام جواد و امام هادى كه هم عصر او بودند و هر كدام مرجع علوم ، معارف و حديث اسلامى به شمار مى آمدند، حتى يك حديث نقل كرده است . (384)
علامه شرف الدين مى نويسد:
«از همه زشت تر آن كه بخارى در صحيح خود به ائمه اءهل بيت عليهم السلام احتجاج نكرده است ؛ زيرا هيچ روايتى را از صادق ، كاظم ، رضا، جواد، هادى ، زكى عسكرى (عليه السلام)، در حالى كه معاصر آنان بود نقل نكرد، چنان كه از حسن بن حسن ، زيد بن على بن حسين ، يحيى بن زيد، نفس زكيه ... و نه ديگر بزرگان عترت طاهره و گل هاى باغ زهرا؛ بسان عبد الله بن حسن و على بن جعفر عريضى و ديگران ، هيچ حديثى نقل نكرده است . و حتى يك حديث از سبط اكبر و ريحانه پيامبر اكرم و سرور جوانان بهشت حسن مجتبى (عليه السلام) نياورده است ، در حالى كه گفتار پرچمدار خوارج كه بيشترين دشمنى را با اهل بيت عليهم السلام داشت ؛ يعنى عمران بن حطان را آورده است ، همو كه در تمجيد ابن ملجم و ضربت زدن او به على (عليه السلام) چنين سروده است :
يا ضربة من تقى ما اراد بها الا ليبلغ من ذى العرش رضوانا
چه ضربتى بود از آن پرهيزكار! كه از آن جز رسيدن به رضايت خداوند هدفى نداشت .
انى لاءذكره يوما فاءحسبه او فى البرية عند الله ميزانا
روزى او (ابن ملجم) را به ياد آوردم و مى پندارم كه سنگين ترين ميزان نزد خداوند از آن اوست . (385)
علامه محمد حسن مظفر در كتابى تحت عنوان : الافصاح عن رجال احوال الصحاح از 368 راوى نام مى برد كه حداقل به استناد دو تن از رجاليان معروف اهل سنت به شدت مورد طعن و ضعف قرار گرفته اند. (386)
گذشته از عالمان شيعى ، صحيح بخارى از جهت ذكر راويان ضعيف ، از سوى بزرگان اهل سنت نيز مورد انتقاد قرار گرفته است .
ابن حجر مى گويد: «حفاظ در يكصد و ده حديث بخارى تشكيك كرده و آنها را فاقد صحت مى دانند و هشتاد تن از چهارصد راويانى كه منحصرا در صحيح بخارى آمده تضعيف شده اند. او خود در مقدمه جلد دوم شرح خود بر بخارى ، اسامى چهارصد تن از راويان ضعيف و علت ضعف آنها را از نگاه رجاليان آورده است». (387)
حافظ زين الدين عراقى پس از ذكر سخن محمد بن طاهر كه گفت : - بخارى و مسلم شرط كرده اند، تنها رواياتى كه وثاقت راويان آن اتفاق نظر بوده و تا صحابى مشهور متصل است را آورده اند - مى گويد: «اين سخن ، سخن درستى نيست ؛ زيرا نسايى گروهى از راويان بخارى و مسلم ، يا هر كدام از آنان را تضعيف كرده است». (388)
بدرالدين عينى مى گويد: «در صحيح بخارى گروهى ذكر شده اند كه برخى از رجاليان متقدم آنان را تضعيف كرده اند.» (389)
ب . ضعف هايى محتوايى صحيح بخارى
گذشته از اشكالهاى پيش گفته ، مهم ترين نقد بر صحيح بخارى انعكاس ‍ رواياتى است كه از هر جهت با فرهنگ و آموزه هاى قرآن و اهل بيت عليهم السلام حتى از ديدگاه برخى از صاحب نظران اهل سنت مخالفت است . از سوى ديگر قداست و جايگه رفيع اين كتاب در ميان جامعه دينى اهل سنت باعث شد تا اين روايات مورد استناد و اعتناى بسيارى از پژوهشگران قرار گيرد.
بدون ترديد اگر مدعى باشيم كه صحيح بخارى در شكل دهى به بسيارى از انديشه هاى ناصواب كلامى و فقيهى و دور ساختن امت اسلامى از فرهنگ ناب اسلامى و قرآنى به عنوان مهم ترين منعب روايى ، بيشترين نقش را داشته است ، سخنى از روى گزاف نخواهد بود.
«صحيح بخارى» در بُعد توحيد، از خدايى ياد مى كند كه داراى جسم ، اعضاء و جوارح و قابل رويت است و مانند موجودات عادى ، محل اعراض و صفات قابل زوال است . و در بعد نبوت از پيامبرانى ياد مى كند كه دروغ مى گويند، غذاى حرام مى خورند، زن باره اند، براى فرار از مرگ ، چشم عزرائيل را مى كنند، با حال جنابت نماز مى خوانند، اشتباه كار و فراموش خاطراند، در نبوت خود ترديد دارند، مورد سحر ساحران قرار مى گيرند... . و در ابعاد ديگر، قرآن را تحريف شده معرفى مى كند. مباشرت با حائض را جائز مى شمرد و غنا را مباح معرفى مى كند. (390)
الكواكب الدرارى از شمس الدين كرمانى (م 786)، فتح البارى فى شرح صحيح البخارى از ابن حجر عسقلانى (م 852)؛ و عمدة القارى فى شرح صحيح البخارى از بدر الدين عينى (م 855) از مهم ترين شرح هاى صحيح بخارى به شمار مى روند.

4. صحيح مسلم بن حجاج قشيرى (م 261)

ابوالحسين مسلم بن حجاج قشيرى نيشابورى در سال 204 هجرى در نيشابور به دنيا آمد و در سال 261 هجرى در همين شهر وفات يافت . (391) وى تحصيل خود را در زادگاه خود پى گرفت و سپس براى تكميل علم آموزى خود به شهرهاى مختلف در عراق ، حجاز، شام و مصر مسافرت كرد. او حديث را از محضر اساتيد نامدارى ؛ مانند يحيى بن يحيى ، احمد بن حنبل ، اسحاق بن راهويه و محمد بن اسماعيل بخارى فرا گرفت . (392)
وسعت دانش او در زمينه روايات و نيز پركارى اش باعث شد كه بزرگانى ؛ همچون احمد بن سلمه و ابو عيسى ترمذى كه در حديث همپاى او به شمار مى رفتند، از او دانش حديث فرا گيرند. (393)
نووى شمارى از كتابهاى مسلم را بر شمرده است . (394)
محمد بن ماسرجى مى گويد: از مسلم شنيدم گفت : «كتاب صحيح را از ميان سيصد هزار حديث كه خود شنيدم ، فراهم آوردم». (395)
صحيح مسلم پس از صحيح بخارى معتبرترين كتاب نزد اهل سنت است . و بنا به نقل ابن كثير عالمان در غرب جهان اسلام و ابو على نيشابورى در شرق جهان اسلام صحيح مسلم را حتى بر صحيح بخارى ترجيح مى دهند. (396)
شمار روايات صحيح مسلم 7275 روايت و با حذف مكررات 3018 روايت است .
شرح صحيح مسلم بن حاج از نووى (م 677). الديباج على صحيح مسلم بن الحجاج از جلال الدين سيوطى (م 911) از مهمترين شرح هاى صحيح مسلم اند.
مقايسه اى ميان صحيح مسلم با صحيح بخارى
گرچه مسلم نيز بسان بخارى روايات را در صورت برخوردارى از شرائطى ، صحيح دانسته و در كتاب خود آورده است ، اما در برخى از شرائط با بخارى هماهنگ نيست . مثلا بخارى در نقل حديث همزمانى راوى با شيخ حديث و ملاقات آن دو را شرط مى داند، اما مسلم همزمانى را كافى دانسته و ملاقات را لازم نمى داند. از سوى ديگر ملاكهاى توثيق از نگاه بخارى و مسلم يكسان نيست . بدين خاطر مسلم روايات برخى از روايان را آورده كه بخارى از ذكر آنها اجتناب كرده است .
از سوى ديگر صحيح مسلم را از جهاتى كه بيشتر به ساختار و چينش ‍ روايات مربوط است بر صحيح بخارى ترجيح داده اند هر چند بخارى از جهت غوص در دانش حديث و گسترش آگاهى در اين زمينه و نيز بهره مندى بيشتر از بزرگان حديث بر مسلم برترى دارد، چنان كه مقام استادى او بر مسلم ، برترى او را تقويت كرده است . (397)

5. سنن ابى داود سليمان بن اشعث سجستانى (م 275)

ابو داود سليمان بن اشعث ازدى سجستانى در سال 202 هجرى به دنيا آمد و در سال 275 هجرى در بصره وفات يافت . (398) او براى فراگيرى حديث به شهرهاى خراسان ، شام ، مصر و حجاز مسافرت كرد و در نهايت تا پايان عمر در بصره رحل اقامت افكند. او فقه و حديث را نزد احمد بن حنبل و صفوان بن صالح ، قتيبة بن سعيد و اسحق بن راهويه فرا گرفت . (399)
گفته اند كه ترمذى ، نسايى ، صاحبان سنن و ابو عوانه اسفرائينى از او حديث سماع كرده اند. (400) و او را امام محدثان در عصر خود دانسته اند. (401) ابو داود داراى آثار مختلف علمى ، از جمله كتاب «المسائل» است كه در آن به پرسش هاى احمد بن حنبل پاسخ گفته است .
ابو داود به دنبال آن بود تا احاديثى را گردآورد كه براى استدلال فقهاء به كار مى آمد و احكام از آنها استنباط مى شد، بر اين اساس كتاب سنن خود را فراهم آورد. ابوبكر بن داسه يكى از راويان سنن از ابو داود اين سخن را نقل كرده است : «از روايات رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) پانصد هزار روايت نگاشتم و از ميان آنها 4800 حديث انتخاب كردم و روايات صحيح و نزديك به صحيح را در آن آورد. (402) او كتاب خود را پس از نگارش به رويت احمد بن حنبل رسانده و او كتابش را مورد تاءييد قرار داد.» (403)
بدين خاطر كتاب سنن ابو داود از اعتبار زيادى برخوردار بوده و پس از صحيح بخارى و مسلم در مرتبه سوم قرار دارد.
خطابى مى گويد: «در علم حديث بسان سنن ابو داود نگاشته نشده است». (404) مشهورترين راويان سنن عبارتند از: ابو سعيد بن اعرابى ، ابو على لؤ لؤ ى ، ابوبكر بن داسه . و كتاب سنن بنا به روايت ابو على لؤ لؤ ى انتشار يافته است (405) شمار روايات سنن ابو داود بر اساس چاپ دارالسلام 5274 روايت است .

6. سنن محمد بن عيسى ترمذى (م 279)

ابو عيسى محمد بن عيسى ترمذى در سال 209 هجرى در روستاى بوغ از روستاهاى شهر ترمذ در كنار رود جيحون (406) به دنيا آمد و در سال 279 هجرى در همين شهر وفات يافت . او حديث را از مشايخ حديث ؛ همچون قتيبة ابن سعيد، اسحاق بن راهويه و ابو مصعب زهرى فرا گرفت و براى طلب حديث به شهرهاى مختلف ؛ از جمله خراسان ، عراق ، حجاز و بغداد مسافرت نمود. (407) آنگاه به زادگاه خود بازگشت و كتاب سنن را در همين شهر نگاشت . برخى گفته اند كه او در پايان عمر نابينا شد لذا به او لقب ضرير داده اند. (408) وى داراى حافظه و هوش سرشارى بود. او نخستين كسى است كه اصطلاح «حسن» را براى آن دسته از احاديثى كه يك درجه از صحيح كمتر است را باب كرد. پيش از او حديث تنها به صحيح و ضعيف تقسيم مى شد. (409)
دانستنى است كه اين كتاب داراى دو نام مشهور است : 1. جامع ترمذى ؛ 2. سنن ترمذى . و نام نخست آن در ميان حديث پژوهانى ؛ همچون سمعانى ، مزى ، ذهبى ، عسقلانى و... مشهور است .
از نظر البانى اين عنوان از آن جهت بر اين كتاب زيبنده است كه او در كتابش ‍ فوائد و علومى را آورده كه حتى در صحيح بخارى و ساير كتب يافت نمى شود. (410)
برخى نيز؛ همچون چلپى در كشف الظنون و احمد شاكر بر آن عنوان : الجامع الصحيح» گذاشته اند، (411) ترمذى چنان كه خود گفته است كتابش را پس از نگارش بر محدثان حجاز، عراق و خراسان عرضه كرد و آنان كتابش را مورد تاءييد قرار دادند. (412) و در تمجيد از آن گفته اند: من كان فى بته هذا الكتاب فكاءنما نبى يتكلم ؛ هر كس در خانه اش سنن ترمذى باشد، گويا پيامبرى در خانه دارد. (413)
سنن ترمذى بر اساس چاپ دار السلام 3956 روايت است .

7. سنن احمد بن شعيب نسايى (م 303)

ابو عبدالرحمن احمد بن شعيب نسايى در سال 215 هجرى در شهر نساء از شهرهاى قديم ايران ما بين سرخس و مرو و ابيورد متولد شد. او در سال 303 هجرى در پى مضروب شدن در شام مجروح و سپس در مكه از دنيا رفت و ميان صفا و مروه مدفون شد. (414) او نزد بزرگانى همچون ، اسحاق بن راهويه (م 237)؛ حصين بن منصور، عيسى بن حماد و... دانش ‍ آموخت . (415)
او نسبت به اهل بيت عليهم السلام محبت ويژه داشت . لذا برخى او را به تشيع نسبت داده اند. (416) او كتابى به نام «خصائص» در فضائل اميرالمومنين دارد و خود مى گويد: وقتى وارد شام شدم مردم آن سامان را منحرف از على (عليه السلام) يافتم ، از اين رو به نگارش اين كتاب روى آوردم تا باعث هدايت آنان شود. (417) گويند: پس از تاليف اين كتاب شاميان از او خواستند تا كتابى درباره فضائل معاويه بنويسد، اما نسايى گفت : چه بنويسم درباره كسى كه رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) درباره او فرمود: «لا اشبع الله بطنه ؛ خداوند شكمش را سير نكند.» آنان با شنيدن اين سخن او را مورد هجوم قرار داده و پس از ضرب و شتم از شهر بيرون كردند، كه همين حادثه به فوت او در مكه انجاميد. (418)
نسايى در آغاز، كتاب مفصلى درباره احاديث پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم) فراهم ساخت و آن را: السنن الكبرى» ناميد و در آن روايات صحيح ، حسن و ضعيف را گردآورد و هنگامى كه آن را به امير رمله تقديم كرد او از نسايى پرسيد: آيا همه روايات سنن صحيح است ؟ نسايى پاسخ داد: در اين كتاب احاديث صحيح ، حسن و رواياى نزديك به آنها را گرد آورده ام . امير رمله به او گفت : احاديث صحيح را از آن استخراج كن . نسايى در پى اين درخواست به تلخيص و استخراج احاديث صحيح «السنن الكبرى» پرداخت و نام آن را «السنن المجتبى» گذاشت كه همان سنن معروف اوست ، كه از آن به «السنن الصغير» نيز ياد مى شود و از طريق ابن سنى روايت شده است .
با توجه به ضابطه و متقن بودن نسايى و اعمال شرائط سخت تر از بخارى و مسلم در انتخاب روايات ، سنن او در رديف صحاح سته به عنوان كتاب معتبر شناخته شد. به گونه اى كه برخى آن را بخاطر صح روايات و تنظيم ابواب فقهى همتاى سنن ابو داود، يا در مرتبه اى پس از آن دانسته اند. (419)
نسايى از روايان ضعيف ، روايات بس اندكى نقل كرده است . با اين حال اين كثير معتقد است : در سنن نسايى راويان مجهول و مجروح و نيز روايات ضعيف ، معلل و منكر آمده است . (420)
از جمله اشكالات سنن نسايى تكرار بيش از حد روايات در آن است كه از اين جهت در ميان صحاح سته منحصر به فرد است . به عنوان مثال روايت نيت شانزده بار در كتاب او تكرار شده است . (421)
در سنن نسايى 5761 روايت آمده است . (422)

8. سنن ابن ماجه قزوينى (م 273)

ابو عبدالله محمد بن يزيد ابن ماجه ربعى قزوينى در سال 207 يا 209 هجرى تولد و در سال 273 هجرى وفات يافت . او براى تكميل دانش ‍ حديثى خود به شهرهاى مختلف علمى آن روزگار؛ از قبيل بغداد، كوفه ، بصره ، شام ، حجاز و رى مسافرت كرد و از مشايخ بزرگ ، همچون : على بن محمد طنافسى ، مصعب بن عبدالله زبيرى ، و... علوم حديث را فرا گرفت . (423)
او داراى كتابى در تفسير قرآن و كتابى درباره تاريخ قزوين است . (424) اما مهم ترين اثر او كتاب سنن است كه در زمينه ابواب فقهى (طهارت تاديات) در دو جلد نگاشته و در ميان صحاح سته اهل سنت به عنوان آخرين كتاب از نظر اعتبار شناخته شده است . البته غالبا مولفان مالكى به جاى سنن ابن ماجه ، موطاء مالك را به عنوان كتاب معتبر در ميان صحاح سته مى شناسند. (425) گذشته از طرفداران مذهب مالكى ، شمارى از صاحب نظران ؛ هم چون ابن اثير جز رى ، موطا مالك را بر سنن ابن ماجه ترجيح داده و برخى ديگر سنن «دارمى» را از سنن ابن ماجه برتر مى دانند. (426)
سنن ابن ماجه داراى 4341 حديث است كه حدود 3002 حديث آن در پنج كتاب ديگر از ميان صحاح آمده و از ميان روايات باقيمانده تنها 428 حديث به عنوان روايت صحيح شناخته شده است . (427)
سيوطى برخى از راويان احاديث سنن را اشخاص متهم به كذب و سرقت حديث دانسته و معتقد است : اين دست از احاديث از طريق ديگر نيز نقل شده است . (428)
مصباح الزجاجه از سيوطى و كفاية الحجاجة از سندى از جمله شرح هاى سنن ابن ماجه اند.