بررسى استناد روضه به كلينى

درباره استناد تمام مجلدات كافى به كلينى هيچ يك از محققان ترديدى روا نداشته اند. در اين ميان تنها ملا خليل قزوينى معتقد است كه روضه از تاءليفات ابن ادريس حلى است كه اشتباها به كلينى منتسب شده است . اين ديدگاه از نگاه حديث شناسان مورد نقد قرار گرفته و دلايلى بر رد آن به شرح ذيل ارائه شده است :
1. راوياتى كه در آغاز سند كافى و از جمله روضه از آنان نام برده شده و كلينى مستقيما از آنان نقل مى كند جزء طبقه هشتم يا نهم روايت اند و كلينى خود از طبقه نهم است . در حالى كه ابن ادريس جزء طبقه پانزدهم است . چگونه ممكن است ابن ادريس كه خود در طبقه پانزدهم است بدون واسطه از اشخاصى روايت كند كه در طبقه هشتم ، يا نهم اند.
2. اساتيد روايات روضه با اساتيد روايات در اصول و فروع كافى يكسان است ، كه اين امر نشان از يكى بودن مولف آنهاست .
3. نجاشى و شيخ طوسى كه سال ها پيش از ابن ادريس بوده اند، روضه را جزئى از كافى و تاءليف كلينى دانسته است . اگر ادعاى تاليف روضه از سوى ابن ادريس (م 598) صحيح باشد، چگونه ممكن است نجاشى و شيخ سال ها پيش از وجود و انتساب اين كتاب مطلع باشند. (178)

2. من لا يحضره الفقيه ، شيخ صدوق محمد بن على بن بابويه قمى (م 381)

ابو جعفر بن على بن بابويه قمى معروف به شيخ صدوق از محدثان بزرگ شيعه در سده چهارم است . سال ولادت او به طور دقيق مشخص نيست ، اما عموما معتقداند سال ولادت او 306 هجرى است . (179) پدر شيخ صدوق از محدثان بنام شيعه و بنا به گفته نجاشى استاد و سرآمد محدثان حوزه قم در عصر خود بوده است . در توقيع شريفى كه از سوى امام زمان (عليه السلام) خطاب به او صادر شد، عباراتى ؛ همچون «يا شيخى و معتمدى و فقيهى ...» آمده كه حكايت از مقام بلند معنوى و علمى اوست . (180) او در آغاز سمت استادى فرزند خود شيخ صدوق را بر عهده داشت . شيخ صدوق پس از فراگيرى دانش از پدر و پس از وفات او در سال 329 هجرى به مجلس درس محمد بن حسن احمد بن وليد پيوست و مدت 15 سال از درس او بهره گرفت . شيخ به رغم احترام به پدر خود بارها نظر استادش ابن الوليد را بر نظر پدر ترجيح داده است . شيخ افزون بر اين دو محدث نامى از محضر اساتيد بزرگى ؛ هم چون محمد بن على بن ماجيلويه ، محمد بن موسى بن متوكل ، احمد بن محمد بن يحيى عطار و... نيز دانش آموخت . (181)
روزگارى كه شيخ صدوق در آن مى زيست ، با حاكميت آل زياد و آل بويه به عنوان حاكمان شيعى ، همزمان بود. از اين جهت شيخ صدوق پس از اشتهار مورد حمايت آنان قرار گرفت . او كتاب عيون اخبار الرضا (عليه السلام) را بنا به درخواست صاحب بن عباد وزير دانشمند و با كفايت آل بويه نگاشت . (182)
در ميان شاگردان شيخ صدوق مى توان از حسين بن عبيدالله غضائرى ، على بن احمد بن عباس نجاشى (پدر نجاشى) سيد مرتضى ، شيخ مفيد، هارون بن موسى تلعكبرى نام برد. (183)
وجود چهره هاى برجسته شيعه ؛ هم چون شيخ مفيد و سيد مرتضى در ميان شاگردان او حكايت از جايگاه بلند علمى او دارد.
براى شيخ صدوق بيش از دويست و پنجاه اثر علمى بر شمرده شده است . (184) كه تنوع موضوع هاى اين كتاب ها، حكايت از تبحر شيخ در زمينه هاى مختلف علوم اسلامى است . متاسفانه بيشتر آثار شيخ در اثر گذشت زمان و رخدادهاى مختلف از بين رفته است .
شيخ صدوق در سال 381 هجرى در شهر رى وفات يافت و در همين شهر مدفون شد. در سال 1238 هجرى در دوران فتحعلى شاه در اثر سيل ، قبر شيخ تخريب شد و رويت بدن و كفن تر و تازه و حناى روى ناخن ها بر عظمت مقام معنوى و علمى شيخ بيش از پيش افزود. (185)
كتاب من لا يحضره كه گاه از آن با عنوان «من لا يحضر»، يا «فقيه» ياد مى شود، پس از «كافى» مهم ترين و معتبرترين جامع روايى شيعه است كه در آن روايات مربوط به احكام آمده و در چهار جلد منتشر شده است .
در من لا يحضره الفقيه مجموعا 5998 روايت در 666 باب آمده كه از آن ميان 3943 روايت مسند و 2055 روايت مرسل (فاقد سند) است . (186) ترتيب روايات كتاب من لا يحضر بر اساس ابواب فقهى است . به عنوان مثال او در نخستين باب از احكام آبها از طهارت و نجاست آنها سخن مى گويد، آنگاه از احكام تخلى و سپس از ابوابى در زمينه غسل ، تيمم و احكام اموات ، وارد ابواب نماز مى شود و ساير جلدهاى من لا يحضر نيز بر همين اساس تنظيم شده است .
شيخ صدوق در آغاز كتاب ، انگيزه خود را از تاءليف من لا يحضر اين چنين تشريح كرده است :
«هنگامى كه دست قضاء مرا به بلاد غربت و روستاى ايلاق در شهر بلخ كشاند، شريف الدين ابو عبدالله معروف به نعمت از فرزندان امام موسى بن جعفر (عليه السلام) وارد آنجا شد با همنشينى او شادى ام استمرار يافت و با گفت و گو با او سينه ام فراخى گرفت و از مودت و دوستى با او بهره مند شدم ... او از كتابى يادآور شد به نام «من لا يحضر الطبيب» كه محمد بن زكرياى رازى (طبيب) آن را فراهم ساخته بود - و گفت كه در رشته خو كتاب كاملى است - از من خواست كه براى او كتابى در زمينه فقه حلال و حرام ، شرايع و احكام بنويسم تا از هر كتابى در اين زمينه كفايت كند و نام آن را كتاب «من لا يحضره الفقيه» بگذارم . (187)
از اين مقدمه بر مى آيد كه شيخ صدوق بنا بر درخواست دوست ايمانى اش ‍ - كه بخاطر اخلاق حسنه به او ارادت ويژه داشته - به نام نعمت ، به تدوين من لا يحضر به عنوان خودآموز فقهى پرداخت . و در من لا يحضر تنها رواياتى را آورد كه مطابق با فتاواى او بوده است ، چنان كه خود در مقدمه آورده است : «من بنا ندارم طبق عادت مصنفان ، تمام روايات را بياورم ، بلكه تنها رواياتى را ذكر مى كنم كه طبق فتواى من است و آنها را صحيح مى دانم». (188)
شيخ صدوق در من لا يحضره الفقيه اسناد روايات را به استثناى آخرين راوى حذف كرده و طرق خود را به آن راويان در آخر كتاب در فصلى با عنوان مشيخه تدارك كرده است .
مولى محمد تقى مجلسى (مجلسى دوم) دو شرح عربى و فارسى به نام هاى : روضة المتقين فى شرح اخبار الائمه المعصومين عليهم السلام و لوامع صاحبقرانى ، بر اين كتاب دارد.

3. تهذيب الاحكام فى شرح المقنعه ، شيخ الطائفه محمد بن حسن طوسى (م 460)

اءبو جعفر محمد بن حسن طوسى ملقب به شيخ الطائفه در سال 385 در طوس خراسان چشم به جهان گشود. (189) از چگونگى تحصيل شيخ تا بيست و سه سالگى در ايران گزارش روشن تاريخى در دست نيست ، اما با توجه به شكوفايى دانش هاى مختلف اسلامى در خراسان ، قم ، رى و نيز حاكميت آل بويه و حمايت آنان از عالمان شيعى مى توان حدس زد كه او بخشى از تحصيلات خود را در شهر خود، يا ساير حوزه هاى درسى ايران فرا گرفته است شيخ در سال 408 هجرى وارد بغداد شد. (190)
شهر بغداد به عنوان پايتخت عباسيان در دوران حضور شيخ مهم ترين مركز علم و دانش جهان اسلام به شمار مى رفته است . وجود كتابخانه هاى مهم و نيز حضور عالمان و صاحب نظران نحله هاى مختلف كلامى و فقهى و ساير عرصه هاى دينى در بغداد به غناى علمى و فرهنگى اين شهر مى افزود.
شيخ در طول چهل سال اقامت خود در محله كرخ بغداد كه محله اى شيعه نشين بود، ضمن بهره گرفتن از دانش بزرگترين اساتيد؛ هم چون شيخ مفيد، مهم ترين آثار علمى خود را به رشته تحرير در آورد، تا آن كه در سال 448 يا 449 پس از ناكام ماندن سعايت شيخ نزد خليفه عباسى القائم بالله و بالا گرفتن ستيزه ميان سنى هاى متعصب و شيعيان و حمله كور متعصبان به خانه شيخ و آتش زدن خانه و كتابخانه ، شيخ طوسى به ناچار بغداد را رها و در نجف كه در آن روزگار منطقه اى متروك بود رحل اقامت افكند. (191) حضور شيخ در نجف كه تا پايان عمر حدود يازده سال به طول انجاميد، باعث رويكرد عالمان و محدثان شيعه به اين شهر و بنيان گذارى حوزه هزار ساله تشيع در اين شهر شد كه تا روزگار ما ادامه يافته است .
شيخ طوسى سرانجام در سال 460 هجرى در نجف وفات يافت و طبق وصيت او در خانه مسكونى اش مدفون شد. (192)
در ميان اساتيد شيخ ، به دو چهره بسيار برجسته شيعه ؛ يعنى شيخ مفيد و سيد مرتضى بر مى خوريم كه از آنان به عنوان اركان اماميه ياد مى شود. وسعت دانش اين دو عالم فرزانه و عقل گرايى آنان و كثرت و عمق آثارى كه از خود بر جاى گذاشته اند، جاى هيچ گونه ترديدى باقى نمى گذارد كه شيخ جامعيت علمى خود را مرهون تربيت علمى چنين اساتيد است . شيخ مدت 5 سال تا زمان وفات شيخ مفيد؛ يعنى در سال 413 ملازم وى بود، پس از وفات شيخ مفيد به درس سيد مرتضى پيوست و تا پايان حيات سيد؛ يعنى سال 436 ملازم او بود.
شيخ طوسى از نظر جامعيت آثار و گستره موضوعات علمى در آنها منحصر به فرد است . نجاشى معاصر شيخ بيست و سه كتاب شيخ را برشمرده و خود شيخ در شرح حال خود بر چهل و يك كتاب اشاره مى كند، اما در ساير منابع بيش از پنجاه اثر براى او بر شمرده شده است و احتمالا برخى از اين آثار پس از تاءليف «فهرست» و «تدوين شرح حال»، فراهم آمده است . افزون بر كتاب هاى تهذيب و استبصار، شيخ در زمينه كلام «تلخيص ‍ الشافى»، «المفصح و الغيبة» و در زمينه تفسير كتاب «تبيان»، در زمينه فقه كتاب هاى «نهايه»، «مبسوط» و «خلاف» و در زمينه اصول ، كتاب «العدة» و در زمينه رجال كتابهاى «فهرست» و «اختيار معرفة الرجال» را نگاشت . (193)
كتاب تهذيب الاحكام داراى 13988 روايت است كه در 393 باب و 23 كتاب شامل طهارت تاديات تنظيم شده و در ده جلد چاپ و منتشر شده است . (194)
با توجه به عنوان كتاب و طبق توضيح شيخ طوسى ، استاد ايشان ، يعنى شيخ مفيد داراى كتابى است به نام المقنعه كه شيخ مفيد در اين كتاب ابتدا اصول عقايد و سپس آراء و فتاواى فقهى خود را بدون ذكر استنادات روايى ، يا بحث هاى استدلالى ، منعكس ساخته است . از سوى ديگر شيخ طوسى در آغاز جوانى ؛ يعنى 25 سالگى كه هم زمان با آغاز ورود او به بغداد است ، با مشكل تعارض روايات شيعه كه باعث طعنه مخالفان بود، روبرو شده و خود را مسئول رفع تعارض روايات و دفع اين طعنه ديده و براى اين كار كتاب استاد خود را مناسب ديده است . و شيخ زمانى تاءليف تهذيب را آغاز كرد كه 25 سال ، يا 26 سال بيشتر نداشت . (195) در حقيقت تهذيب ، شرح روايى بر كتاب مقنعه است ؛ يعنى او مستندات روايى گفتار استاد خود در اين كتاب را ذكر مى كند، همان گونه كه «وسائل الشيعه» مرحوم شيخ حر عاملى شرح روايى بر كتاب فقهى «شرائع الاسلام» محقق حلى است .
شيخ طوسى در آغاز تهذيب انگيزه خود را از نگارش اين كتاب اين چنين شرح داده است .
«برخى از دوستان به من يادآور شدند، كه احاديث اصحاب ما دچار اختلاف ، تباين ، و تضاد است ، به گونه اى كه حتى روايتى نيست ، مگر آن كه در برابر آن روايتى ضد آن قرار دارد و هيچ حديثى از تعارض سالم نمانده است و اين امر باعث شديدترين و بزرگ ترين طعنه هاى مخالفان عليه ما شده است ، از اين رو پرداختن به شرح كتابى كه در بر گيرنده تاءويل ، روايات مختلف و احاديث متعارض باشد، از مهم ترين وظائف دينى و مايه تقرب به خداوند است». (196)
از اين سخن شيخ طوسى برمى آيد كه انگيزه او از تاءليف تهذيب ارائه راههاى جمع ميان روايات است ؛ زيرا تعارض روايات از نظر او افزون بر آن كه باعث طعنه و سرزنش مخالفان شده ، باعث ترديد، بلكه انحراف برخى از شيعيان نيز شده است .

ويژگى ها و امتيازات تهذيب الاحكام

1. تهذيب از نظر انعكاس شمار زيادى از روايات فروع و نيز عدم انحصار در ذكر روايات ، مطابق با معيارهاى پذيرش (چنان كه كلينى چنين بنايى ، داشت)، يا روايات مطابق با فتوا (كه شيوه شيخ صدوق است) نسبت به كافى ، من لا يحضر و حتى استبصار از جامعيت بيشترى برخوردار است .
2. ارائه نسبتا كامل روايات موافق و مخالف ، با صرف نظر از نوع سازشى كه شيخ ميان آنها برقرار مى كند، به فقيه ، يا هر حديث پژوهى اين امكان را مى دهد كه براى استنباط هر حكمى با همه جوانب صدور و مفاد روايات آشنا شود و با بينش عميق تر به كند و كاو بپردازد. افزون بر آن ، انعكاس ‍ وسيع چنين رواياتى ما را با پديده تقيه ، ارائه پاسخ ‌ها مطابق با سطح مخاطبان ، قبض و بسط ائمه عليهم السلام در طرح مباحث ، اشتباه راويان در نقل به معناى روايات و... آشنا مى سازد.
3. با توجه به جامعيت علمى شيخ طوسى و بهره گيرى در شيوه هاى تعامل خود با روايات از دانش اساتيد نامورى ؛ همچون شيخ مفيد و سيد مرتضى ، چگونگى برخورد او با روايات و تاءويل يا جمع عرفى ، تجربه هاى عملى كارآمدى را در پيش روى هر حديث پژوهى مى گشايد، هر چند همه تاءويل ها و جمع هاى او مورد پذيرش نباشد.

4. الاستبصار فيما اختلف من الاخبار، شيخ طوسى (م 460)

دومين كتاب روايى شيخ طوسى كه از نظر اعتبار به عنوان چهارمين كتاب در ميان كتب اربعه شناخته شده ، كتاب استبصار است . شيخ ، استبصار را در سه جلد فراهم آورد، جلد اول و دوم در زمينه عبادات و جلد سوم در زمينه عقود و ايقاعات و ساير اءبواب فقه است . (197) كه در چاپ هاى كنونى در چهار جلد منتشر شده است . اين كتاب طبق شمارش مولف داراى 925 باب و 5511 حديث است . (198) چنان كه شيخ طوسى خود در مقدمه كتاب آورده ، استبصار را پس از تاءليف تهذيب و بنا به درخواست گروهى از عالمان فراهم آورده است . شيخ انگيزه خود از تاليف استبصار را چنين بيان كرده است :
«چون ديدم گروهى از اصحاب در كتاب بزرگ ما موسوم به تهذيب الاحكام و رواياتى كه ما در زمينه حلال و حرام در آن گرد آورده ايم را نگريسته و آن كتاب را در برگيرنده بيشترين مسائل فقه در اءبواب احكام دانسته اند، تمايل يافتند به احاديث مختلف آن به صورت جداگانه و مختصر نيز دست يابند...». (199)
بر اساس اين گفتار كتاب استبصار در حقيقت نوعى تلخيص تهذيب الاحكام است . شيخ طوسى در ادامه سخن خود پس از آن كه مى گويد: اين كار؛ يعنى گردآورى روايات مخالف و جمع ميان آنها كارى بى سابقه است ، چنين آورده است :
«من در هر باب تحت فتواى خود، روايات مربوط به آن را ذكر مى كنم ، سپس روايات مخالف آن را مى آورم و راه جمع ميان آنها را بيان مى كنم و تا آنجا كه جمع ممكن باشد از طرح روايت پرهيز مى كنم . و در آغاز كتاب به بخشى از قرائنى كه مى توان به كمك آنها برخى از روايات را بر برخى ديگر ترجيح داد اشاره مى كنم». (200)
شيخ با تقسيم روايات به دو دسته متواتر و غير متواتر، روايات غير متواتر را بر دو دسته دانسته است : يك دسته رواياتى كه همراه با قرينه هستند، از نگاه ايشان اين دست از روايات بسان متواتر، مفيد علم اند. آنگاه برخى از قرائن ؛ همچون موافقت با ظاهر قرآن ، دليل عقل و... را برمى شمرد.
دسته دوم روايات آحاد فاقد قرينه اند. از نظر شيخ به اين دسته از روايات در صورتى مى توان عمل كرد كه معارض نداشته باشند. اما اگر معارض داشته باشد مى بايست با آن ها طبق قوانين تعادل و تراجيح عمل كرد. (201)
شيخ در استبصار نيز بسان تهذيب اسناد روايات به استثناى آخرين راوى را حذف كرده آنگاه در مشيخه طرق خود را به روات احاديث تبيين نموده است .
با اين توضيح مى توان گفت كه استبصار از جهات ذيل همسان با تهذيب الاءحكام است :
الف . تنظيم كتاب بر اساس كتاب مقنعه شيخ مفيد؛
ب . حذف اسناد روايات و تدارك آنها در مشيخه ؛
ج . كوشش براى رفع تعارض ميان روايات و ارائه جمع ميان آنها.
تفاوت استبصار با تهذيب از اين جهت است كه شيخ طوسى در تهذيب تمام روايات موافق گفتار شيخ مفيد در مقنعه را به صورت مبسوط ذكر مى كند، آنگاه پس از ذكر روايات مخالف به ارائه راه جمع مى پردازد، اما در استبصار خود را ملزم به نقل عبارت هاى مقنعه نمى بيند و در هر مساءله تنها بخشى از روايات موافق را ذكر مى كند، اما روايات مخالف را به طور كامل مى آورد و مى كوشد به صورت مبسوطتر و متقن تر به رفع تعارض ميان آنها بپردازد. از اين جهت استبصار به كتابى اصولى نزديك شده است . و بدين خاطر آن را بخاطر برخوردارى از مباحث علمى متقين براى خواص عالمان مفيدتر دانسته اند. (202)
«ملاذ الاخيار فى فهم تهذيب الاخبار» از علامه مجلسى ، «غاية المرام» از سيد نعمة الله جزائرى ، از جمله شرح هاى تهذيب و «جلاء الابصار فى شرح الاستبصار» از شيخ عبدالرضا طفيلى از جمله شرح هاى استبصار است .

روايات كتب اربعه از نگاه اخباريون و اصوليون

ميان اصوليون و اخباريون درباره ميزان صحت روايات اربعه اختلاف است .
اخباريون بر صحت و قطعيت روايات كتب اربعه پاى فشردند، در حالى كه اصوليون معتقد به صحت و قطعيت روايات آنها هستند. در ميان اخباريون محمد امين استرآبادى كه بنيان گزار اين گرايش فكرى در سده هاى اخير به شمار مى رود، با گشودن فصلى در كتاب الفوائد المدنيه دوازده دليل بر صحت روايات كتب اربعه آورده است . (203) فيض كاشانى نيز در مقدمه «وافى» از صحت روايات آنها دفاع كرده است . (204) و مرحوم شيخ حر عاملى در فائده نهم از فوائد طرح شده در پايان كتاب «وسائل الشيعه» بيست و دو وجه براى اثبات مدعاى خود ذكر كرده است . (205)
هم چنين محدث بحرانى در مقدمه كتاب فقهى «الحدائق الناضرة» نه دليل براى اين مدعا ارائه كرده است . (206)
اهم دلايل اخباريون بر صحت روايات كتب اربعه بدين شرح است :
1. ما مى دانيم كه بسيارى از اصحاب و راويان ائمه (عليه السلام)، از جمله اصحاب اجماع بسش از سيصد سال براى بر گرفتن احكام و ثبت رواياتى كه از آنان مى شنيدند و نيز عرضه مكتوبات خود بر ائمه (عليه السلام) عمر صرف كردند، اين كار تا زمان صاحبان كتب اربعه استمرار يافت .
در حقيقت كتب اربعه بر يك ميراث روايى مكتوب و برگرفته از روايات ثبت شده از مجالس ائمه (عليه السلام) متكى است . (207)
2. صاحبان كتب اربعه در مقدمه كتاب هايشان از صحت روايات كتاب خود دفاع كرده اند.
كلينى كتابش را براى رهايى از حيرت و سرگردانى در فهم دين تنظيم كرد. پيداست كه با ارائه روايات صحيح چنين كارى ميسر است .
مرحوم صدوق به صحت روايات كتاب من لايحضر و مطابقت آنها با فتاواى خود تصريح كرده و شيخ طوسى نيز بخاطر چنين باورى حتى رواياتى كه ظاهرا داراى سند ضعيفى هستند را آورده است . (208)
3. از تتبع كتب رجال و احوال پيشينيان به دست مى آيد كه اصول و كتب مورد اعتماد در زمان صاحبان كتب اربعه وجود داشته و آنان كتاب هاى خود را با استفاده از اين اصول و كتب مورد اعتماد در زمان صاحبان كتب اربعه وجود داشته و آنان كتاب هاى خود را با استفاده از اين اصول فراهم ساختند... و اگر آنان در جوامع خود رواياتى را از اين اصول ذكر مى كردند كه جاى شك و ترديد داشت ، آنها را با علامت هايى مشخص مى كردند و الا راهنماى به حق به شمار نمى آمدند، چنان كه شيخ طوسى در كتاب «عده» و نيز آغاز «استبصار» گفته است : هر حديثى كه بدان عمل مى شود بر گرفته از اصولى است كه بر صحت نقل آن اجماع وجود دارد. (209) در برابر اصوليون به رغم اذعان به جايگاه بلند كتب اربعه و اعتبار آنها به عنوان مهم ترين و محكم ترين منابع روايى شيعه ، قطعيت تمام روايات اين كتاب را نمى پذيرد و دلايل ارائه شده را كافى نمى دانند.
آنان معتقداند تكيه داشتن كتب اربعه بر نگاشته هاى روايى به معناى اتقان و استوارى كتب اربعه است ، به صحت تمام روايات آنها؛ زيرا نمى توان با قاطعيت تمام روايات اصول اربعماءة كه تكيه گاه كتب اربعه است را صحيح دانست . گواه مدعا حضور راويان كذاب ، جعال و حتى ملحد در ميان اصحاب ائمه است كه گاه روايات جعلى را در نگاشته هاى خود، يا مكتوبات ديگران ثبت مى كردند.
امام صادق (عليه السلام) در اين زمينه فرموده است : «خداوند مغيرة بن سعيد را لعنت كند... او بر پدرم دروغ مى بست». (210)
و در جاى ديگر امام (عليه السلام) فرمود: «مغيرة بن سعيد از روى عمد بر پدرم دروغ مى بست و كتب اصحاب پدرم را مى گرفت و ياران او خود را در ميان ياران پدرم پنهان مى كردند و كتب اصحاب پدرم را گرفته به دست مغيره مى رساندند و او مطالب كفر آميز و الحادى را در لابلاى روايات جاى مى داد و آنها را به پدرم مستند مى كرد، آنگاه كتاب ها را به صاحبانش بر مى گرداند تا ميان شيعه پخش كنند». (211)
و ائمه برخى از همين راويان دروغين را مورد لعن و نفرين قرار داده اند. (212)
در مورد گواهى صاحبان كتب اربعه بايد گفت كه اولا: اين گواهى تنها به صراحت از سوى شيخ صدوق ارائه شده است . ثانيا: با فرض پذيرش چنين ادعايى نا آنان را از ارائه عامدانه و آگاهانه روايات غير صحيح پيراسته مى دانيم ، اما اين سخن به معناى عدم راهيافت روايات ضعيف از روى سهو و اشتباه نيست .
به عبارت ديگر اذعان به صحت روايات از نگاه آنان مبتنى بر اجتهاد آنان است و اين اجتهاد اگر براى خود آنان حجت باشد، براى ما حجت نيست . (213)
گذشته از ناتمام بودن دلائل اخباريون ، وجود شمار قابل توجهى از راويان ضعيف و حتى جاعل حديث در سلسله اسناد روايات كتب اربعه و نيز وجود رواياتى كه مخالف معيارهايى ؛ هم چون قرآن ، يا سنت معتبر، يا عقل صحيح ، يا تاريخ ، يا علم و... است و عدم پذيرش بخشى از روايات از سوى صاحبان كتب اربعه ؛ اختلاف متنى روايات و... بهترين گواه براى قطعى نبودن روايات كتب اربعه است . (214)

دوره چهارم : دوره تكميل و تنظيم جوامع حديثى شيعه

اهم منابع حديثى در دوره تكميل

1. بحار الاءنوار الجامعة لدرر اءخبار الاءئمة الاءطهار (عليه السلام)، علامه محمد باقر مجلسى (م 215)

محمد باقر بن محمد تقى مجلسى معروف به علامه مجلسى از محدثان بزرگ و پركار شيعه در سده يازدهم است . او در سال 1037 هجرى در اصفهان چشم به جهان گشود و در سال 1111 در 73 سالگى از دنيا رفت .
علامه مجلسى در دوران حيات خود افزون بر انجام كارهاى علمى و تاءليف ده ها اثر تحقيقى و تدريس ، امامت جمعه و جماعات ، پاسخ به مسائل شرعى ، (215) به عنوان مؤ ثرترين عالم شيعى در مسائل اجتماعى عصر خود در دوران صفويه ظاهر شده و با استفاده از مقام شيخ الاسلامى و مفتى حكومت صفوى بودن براى انتشار تشيع ، تحكيم عقايد شيعى و پيراستن آراء باطل عوام ، كوشش فراوان و قابل تقديرى انجام داد. (216) بخاطر چنين تاثير گذارى گسترده و شگرف ، برخى گفته اند كه اگر بگوييم شيعه ؛ يعنى افكار و آراء مجلسى سخنى از روى گزافه نخواهد بود. (217)
علامه مجلسى از محضر اساتيد نامى ؛ هم چون پدرش محمد تقى مجلسى اول (م 1070)، آقا حسين محقق خوانسارى (م 1098)، ملا صالح مازندرانى (م 1086)، ملا محسن فيض كاشانى (م 1091)، سيد نور الدين عاملى (م 1061) و... دانش آموخت . و خود علامه نيز شاگردان نامورى ؛ هم چون سيد نعمة الله جزائرى ، ميرزا عبدالله تبريزى اصفهانى ، مير محمد حسين خاتون آبادى و... را تربيت كرد. (218)
علامه مجلسى در ميان عالمان و محدثان شيعه به پركارى و كثرت تاءليف اشتهار دارد، به گونه اى كه براى ايشان 160 عنوان كتاب بر شمرده شده ، كه 86 عنوان كتاب فارسى و بقيه عربى است . از ميان كتاب هاى مهم و ماندگار علامه مجلسى افزون بر بحار الاءنوار مى توان به كتاب هاى مرآة العقول فى شرح اءخبار آل الرسول - كه شرحى مبسوط و جامع از اصول و فروع و روضه كافى است - حيات القلوب ، عين الحياة ، زادالمعاد و... اشاره كرد. (219)
بحار الاءنوار جامع ترين و گسترده ترين كتاب روايى است كه تاريخ تشيع به خود ديده است . و همان گونه كه از نام آن پيداست مرحوم علامه مجلسى درياهايى از نور فراهم آورده كه در آن روايات درربار ائمه (عليه السلام) گرد آمده است . بدون ترديد بحار الاءنوار يك دائرة المعارف جامع شيعه ، بلكه اسلام است ، كه هيچ محققى در عرصه هاى مختلف شيعه پژوهى ، يا اسلام پژوهى نمى تواند از مراجعه به آن بى نياز باشد. اين كتاب از روز تدوين تا كنون مورد اقبال عالمان و محافل علمى قرار گرفته و مورد ستايش بسيارى از بزرگان قرار گرفته است .
محدث نورى معتقد است : تا كنون كتاب جامعى بسان آن فراهم نشده است . (220)
با توجه به گستردگى كتاب و حجم انبوه روايات ، علامه مجلسى تدوين بحار الاءنوار را به صورت گروهى دنبال كرد، بدين ترتيب كه از شمارى از شاگردان خود را براى گردآورى و تنظيم روايات كمك گرفت . كسانى كه علامه مجلسى را در اين كار بزرگ يارى رساندند عبارتند از:
1. آمنه خاتون ، خواهر علامه ؛
2. امير محمد صالح خاتون آبادى ؛
3. ميرزا عبدالله افندى ؛
4. مولى عبدالله بحرينى ؛
5. سيد نعمة الله جزائرى . (221)
علامه مجلسى در مجموع از 400 كتاب شيعى و 85 كتاب اهل سنت و در مجموع از 485 كتاب به عنوان منبع خود نام برده است .
اما بررسى ها در لابلاى بحار نشان مى دهد كه علامه از 629 منبع بهره جسته است ، هر چند ممكن است با فحص كامل شمار اين منابع از اين رقم نيز بالاتر رود. (222)
ويژگى ها و امتيازات بحار الاءنوار
1. جامعيت ، بحار الاءنوار جامع ترين كتاب روايى است كه حجم گسترده اى از روايات در تمام عرصه هاى دين شناسى ؛ اعم از عقايد، اخلاق و احكام را منعكس ساخته است . استفاده از بيش از 600 منبع روايى شيعى و سنى افزون بر كتب اربعه شيعه ، نشان گر ميزان جامعيت اين كتاب است . به نظر مى رسد چنين كتاب جامعى نه تنها در ميان شيعه ، بلكه در ميان صدها كتاب روايى اهل سنت نيز يافت نمى شود.
2. شرح و تبيين روايات ، به رغم آن كه بيشتر جامع هاى روايى تنها به ذكر روايات بسنده مى كنند، اما در بحار الاءنوار افزون بر انعكاس روايات ، مباحث مهم گسترده و راهگشايى در زمينه شرح و تبيين روايات آمده است ، كه افزون بر ابهام زدايى از مفاهيم روايات و ارائه گسترده آموزه هاى روايى ما را با شيوه تعامل روايات و مبانى فهم حديث آشنا مى سازد.
3. ذكر اسناد، به رغم آن كه در بحار در صدر هر روايتى نام منبع ذكر شده و مراجعه به آن منابع كه روايات را با سند ذكر كرده براى پژوهشگران ميسر بوده است ، با اين حال علامه در سر تا سر بحار، روايات را با سند ذكر كرده است ، كه اين كار راه را براى بررسى هاى سندى هموارتر مى سازد.
4. انعكاس نظرگاه هاى عالمان و صاحب نظران ، از شيوه هاى مورد توجه علامه مجلسى كه در بيشتر كتابهاى او مشهود است ، انعكاس گسترده ديدگاه هاى صاحب نظران شيعى و سنى در زمينه هاى مختلف و بررسى اين ديدگاه هاست ، كه گاه صفحاتى از كتاب را نقل اقوال آنان تشكيل مى دهد. از اين جهت بحار به عنوان منبعى مهم براى باز شناخت ديدگاه عالمان قابل بهره بردارى است .