حديث عدل و قِسط

نشريه حديث زندگى، مهر و آبان 1385، شماره 31، مهدى خوش رفتار اکرم
 

اسلام ، دين توازن و اعتدال است و تمام احکام و دستورهايى که براى پيروانش در نظر گرفته است نيز، نه آن قدر سخت و طاقت فرساست که کمتر کسى از عهدة آنها برآيد و نه آن قدر آسان و تن پرورانه است که انسان را به آدمى غير متعهّد و مسئوليت ناپذير تبديل کند. يکى از اين احکام و دستورها، اصل «عدالت» است که خود، مفاهيم عمده اى است که در تعاليم اسلامى (قرآن ، حديث و سيرة معصومان (ع)) تأکيد فراوانى بر آن شده است . از آن جا که رعايت عدالت ، نقش مؤثّر و ارزش و اهميت فوقالعاده اى در ساخت يک زندگى و اجتماع سالم داراست ، در ادامه ، جملاتى چند در باب اين فريضة الهى ، آن هم بيشتر از زبان آيات و احاديث ، بيان مى شود. گفتنى است که در زبان قرآن و احاديث ، گاهى «قِسط» (به معناى «تقسيم برابري» و «عدم تبعيض»)، در کنار عدل يا به جاى آن ، به کار مى رود و گاهى نيز «انصاف»، اين کارکرد را پيدا مى کند.

مفهوم و فوايد عدالت

عدالت ، موضوع ناشناخته و مبهمى نيست ؛ از اين رو عده اى سخن گفتن از عدالت و بررسى معنا و ابعاد گوناگون آن را، غير ضرورى مى دانند؛ اما ارائة تعاريف و بيان فوايد اجراى عدالت از ميان آيات و احاديث اسلامى ، تلاشى سودمند به نظر مى رسد. در اين جا به گوشه اى از سخنان حکمت آميز امام على (ع) که خود اسوه و اسطورة عدالت بود، اشاره مى شود:
ـ انسان عادل ، کسى است که حق را بشناسد و همان را بگويد و به آن عمل کند؛ در تمام اهداف خير، پيشگام باشد و به چيزى که گمان سعادت در آن مى رود، اقدام کند. 1
ـ بهترين سياست ، عدل است . 2
ـ بهترين عدالت ، يارى نمودن ستمديدگان است . 3
ـ همانا عدل ، ترازو و معيارى است که خالق جهان ، آن را براى مردم پديد آورد تا حق را به وسيلة آن برپا بدارد. 4
ايشان همچنين در بيان تفاوت بين تعريف «عدل» و «احسان» مى فرمايند:
ـ «عدل» دادرسى کردن بر اساس قانون است و «احسان» نيکى کردن به ديگران در حد فراتر از شايستگى آنهاست . 5
امير مؤمنان (ع) در خصوص فوايد و آثار اجراى عدالت مى فرمايد:
ـ عدالت ، ماية حيات احکام است . 6
ـ عادل باش تا قدرتت ادامه يابد. 7
ـ خداوندِ منزّه از عيب و نقص ، عدل را وسيله اى براى ثبات و قوام بندگانش قرار داده است . 8
ـ عدالت ، باعث پايدارى اعتماد ملت ها نسبت به حکومت هايشان و سبب زيبايى و آراستگى حاکمان و دولت مردان است . 9
ـ هيچ چيزى جز اجراى عدل ، نمى تواند امور مردم و شهروندان را اصلاح کند. 10
ـ هرگز چيزى به مانند عدالت ، دولت ها را حفظ نمى کند. 11
عدالت در نظام آفرينش
خداوند ، آفرينش تمام موجودات و تک تک ذرات جهان هستى را بر اساس عدالت مى داند و مى فرمايد:
ـ خدايى که هفت آسمان را يکى پس از ديگرى ، بر فراز يکديگر پديد آورد و تو در آفرينش خداى مهربان ، هيچ چيز نامناسب و نامتعادل نمى بينى ؛ پس با دقت به اين جهان هستى نظر کن و چند بار به آنها بنگر که چشمان تو از زيبايى متوازن و متعادل آنها، در حسرت و شگفتى خواهد شد. 12
ـ آسمان را، خدا برافراشت و توازن و تعادل را در تمام هستى پديد آورد. 13
ـ خداوند، توازن و تعادل را در تمام هستى پديد آورد تا طغيان نکنيد. 14
ـ خداوند و همة فرشتگان و همة صاحبان دانش ، گواهى مى دهند که خدايى جز خداى يکتا نيست و فقط اوست که جهان هستى را بر پاية قسط و عدالت ، به پا داشته است . 15
پيامبر اسلام (ص) نيز در اين باره مى فرمايند:
ـ آسمان ها و زمين ، بر پاية عدل ، استوار شده اند. 16
و امام على (ع) هم مى فرمايند:
ـ جهان ، بر شالودة عدالت ، استوار است . 17

توصيه به اجراى عدالت

عدالت طلبى در فطرت انسان ريشه دارد و آرمان مشترک همة انسان ها و جوامع شناخته مى شود. بدون شک ، رمز جهان پذير شدن عدالت ، به تأکيد فراگير اديان الهى بر ضرورت عدالت و تلاش هاى گستردة پيامبران براى تحقّق آن در طول تاريخ باز مى گردد. به طورى که به جرئت مى توان گفت : بشر در اين راستا، وامدار پيامبران و اولياى الهى است . دين اسلام هم به عنوان آخرين و کامل ترين دين آسمانى ، توصيه هاى بسيار زيادى در اين زمينه دارد. 18 به طورى که رسالت اصلى پيامبران ، اجراى عدالت در جامعه ، از طريق تربيت شهروندان عدالتخواه و به پا خاستن مردم در اجراى عدالت ، بيان شده است . 19 در ادامه ، به گوشه اى از اين توصيه ها اشاره مى کنيم .
در قرآن کريم مى خوانيم :
ـ اى انسان هاى با ايمان ! برپادارندة عدل و پاسدار عدالت باشيد. شهادت هايتان فقط براى رضاى خدا باشد؛ اگر چه به زيان خود يا پدر و مادرتان و يا بستگان باشد! 20
ـ همانا خداوندِ جهان آفرين ، بندگانش را به عدل و انصاف در ميان خودشان و احسان نسبت به يکديگر فرمان مى دهد. 21
ـ هر گاه سخن مى گوييد، بر اساس عدالت باشد ولو دربارة خويشاوندانتان باشد. 22
ـ ما رسولان خودمان را با ادله اى روشن به سوى مردم فرستاديم و به همراه آنها، کتاب الهى و ميزان را براى مردم نازل کرديم ؛ تا قوام جامعة بشر، بر پاية قسط (عدالت) باشد. 23
ـ خداوند به شما انسان ها، فرمان مى دهد که امانت را به اهلش واگذار کنيد و اگر در ميان مردم به حکومت برگزيده شده ايد، بايد بر اساس «عدل» حکم کنيد. 24
ـ فقر و ثروت کسى که شهادت به نفع يا زيان او مى دهيد، شما را از گفتن حق ، نلغزاند؛ زيرا اگر قرار بر ملاحظه کردن حال آنها باشد، خداوند به اين کار، سزاوارتر است . از هواى نفستان پيروى نکنيد تا بتوانيد به عدل ، عمل کنيد و بدانيد که خداوند از اعمال شما آگاه است . 25
ـ پيامبر اکرم (ص): عادل ترين مردم ، کسى است که براى مردم ، چيزى را بپسندد که براى خودش مى پسندد و نيز آنچه را خودش نمى پسندد، براى مردم هم نپسندد. 26
ـ امام على (ع): اى فرزندم ! خودت را «ميزان» بين خود و مردم قرار بده ؛ پس براى مردم ، همانى را بخواه که براى خودت مى خواهى و براى مردم نخواه آنچه را که براى خودت نمى خواهى . بر هيچ کس ستم مکن ، همان گونه که دوست ندارى بر تو ستم کنند و به مردم ، احسان کن ، همان طور که دوست دارى به تو احسان کنند. 27
ـ امام على (ع): حسرت دارترين مردم در روز قيامت ، آن کسى است که سخن از عدالت بگويد و آن را براى مردم توصيف کند، اما خودش به عدالت ، رفتار نکند. 28
ـ امام صادق (ع): چشيدن مزة عدالت ، گواراتر از آبى است که انسان تشنه اى به آن دست مى يابد. اگر چه عمل کنندگان به عدالتْ اگر چه کم اند، اما دايرة عدالت ، آن قدر وسيع هست که بشود همه به آن عمل کنند. 29
ـ امام صادق (ع): مزة عدالت ، شيرين تر از عسل است و لطافت آن ، نرم تر از چربى شير (کره) است و بوى عطر آن ، خوش تر از بوى مُشک است . 30
ـ پيامبر اکرم (ص): حکومت کفر، در صورتِ عدالت ورزيدن ، باقى مى ماند؛ اما حکومت اسلام ، در صورت بى عدالتى ، ديرى نمى پايد. 31
ـ پيامبر اکرم (ص): حکومت ، با کفر، دوام مى آورد؛ امّا با ظلم ، دوام نمى آورد. 32

عدالت در زمان ظهور

يکى از مهم ترين آرمان هاى جامعة بشرى که محرومان و ستم ديدگان ، از ديرباز منتظر تحقّق آن بوده اند، برپايى عدالت فراگير در سراسر جهان و در همة ابعاد حيات اجتماعى است . در کتب آسمانى و رهنمودهاى ارزشمند پيشوايان دينى ، نويد آمدن مصلحى جهانى و ايجاد حکومت عدل جهانى و حاکميت صالحان بر زمين داده شده است و در بسيارى از احاديث ، تأکيد شده که «حکومت عدل جهاني» به دست آن حضرت ايجاد خواهد شد. 33 همان طور که در حديثى از پيامبر اکرم (ص) داريم :
ـ مژده مى دهم شما را به مهدى . او در زمانى که اختلاف و گوناگونى در ميان مردم پديد آيد و شايع شود و همواره زمين دچار زلزله شود، در ميان امت من قيام مى کند و زمين را پر از قسط و عدل مى کند، آن گونه که پر از جور و ستم شده باشد. تمام ساکنان آسمان و زمين ، از او راضى خواهند بود و ثروت را به درستى در ميان همة انسان ها تقسيم مى کند. 34
ـ امام صادق (ع): به خدا سوگند «مهدي»، عدالت را به درون خانه هاى مردم وارد مى کند و دادگرى او همه جا را فرا مى گيرد، همان طور که گرما و سرما وارد خانه هاى مردم مى شود. 35
ـ امام رضا (ع): همانا خداوند، زمين را به دست «قائم (ع)» از هر نوع ستم ، پاک مى سازد و منزّه مى کند. وقتى او خروج کند، با نور خودش سر تا سر روى زمين را روشن مى کند و معيار (ترازوي) «عدالت» را در ميان جامعه بشر قرار مى دهد و در نتيجة آن ، هيچ کس به ديگرى ستم نخواهد کرد. 36
ـ امام کاظم (ع) ـ در تفسير آية 17 از سوره حديد، در توضيح اين که خداوند، زمين را چگونه زنده مى کند ـ : بلکه خداوند، مردمانى را بر مى انگيزد تا عدالت را در آن زنده کنند و زمين ، به خاطر احياى عدالت در آن ، از هر جهت زنده مى شود. 37

عدالت در روز قيامت

هر چند اصلى ترين دليل ارسال پيامبران ، گسترش و اجراى عدالت در ميان انسان ها بيان شده است ، اما نمى توان چنين تصوّر کرد که اجراى عدالت ، تنها در اين جهان و منحصر به زندگى اين دنياست ؛ چرا که در آيات و روايات متعددى از اجراى عدالت در روز قيامت و زمان حسابرسى اعمال بندگان ، سخن به ميان آمده است که به تعدادى از آنها اشاره مى کنيم :
ـ در روز قيامت براى سنجش اعمال انسان ها، ترازوى قسط و داد مى گذاريم . پس بر هيچ کس ستم نمى شود و به همة اعمال بشر رسيدگى مى کنيم ؛ حتى عملى که به اندازة دانة «خردل» باشد را به حساب مى آوريم و حسابرسى ما، کافى است . 38
ـ در آن روز (قيامت)، همه انسان ها از قبرهايشان به طور پراکنده بيرون مى آيند تا نتيجة اعمالشان را بگيرند؛ پس هر کس به اندازة ذرّه اى کار خير انجام داده باشد، پاداش آن را در آخرت خواهد ديد و هر کس به اندازة ذرّه اى عمل شر در دنيا انجام داده باشد، کيفر آن را در آخرت خواهد ديد. 39
ـ در روز قيامت ، ميان انسان ها بر اساس قسط و رعايت عدل ، داورى مى شود و بر هيچ کس ستم روا نمى شود. 40
اجراى عدالت از نظر خداوند، آن قدر اهميت دارد که تنها دليل پنهان داشتن زمان وقوع قيامت و روز حساب را اجراى عدل و داد بين مردم مى داند و مى فرمايد:
ـ حتماً روز جزا بر پا خواهد شد و زمان فرا رسيدن آن را به همگان پنهان مى دارم ؛ تا اين که مردم ، آزموده شوند و هر کسى در برابر آنچه انجام مى دهد، به پاداش و کيفر حقيقى اش برسد. 41
امام صادق (ع) در بيان قوانين شريعت اسلام ، فرموده است :
خداوند هيچ گاه کودکان را ـ که بى گناه اند ـ به گناه پدرانشان گرفتار نمى کند و مورد عذاب قرار نمى دهد؛ چون خودش در قرآن مى فرمايد: «در پيشگاه ما، هيچ کسى بار گناه و پيامدهاى اعمال ديگرى را به دوش نمى کشد» و نيز مى فرمايد: «هر کسى به اندازة تلاشش بهره مى برد»؛ بنا بر اين ، شأن والاى خداوند، اقتضاى عفو و لطف بر بندگان را دارد و شايستة او نيست که ستم کند. 42

--------------------------------------------
پى نوشت ها :

1. نهج البلاغه ، تحقيق : صبحى الصالح ، خطبه 87 (در بيان صفات «متّقين»).
2. شرح غرر الحکم و درر الکلم ، جمال الدين محمد خوانسارى ، تصحيح و تعليق : محدّث اُرموى ، حديث 4948.
3. همان ، ح 2977.
4. همان ، ح 1696.
5. شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد، ج 6، ص 276.
6. غرر الحکم و درر الکلم ، ح 1702.
7. همان ، ح 2285.
8. همان ح 1697.
9. همان ، ح 1954.
10. همان ، ح 1342.
11. همان ، ح 7444.
12. سورة مُلک ، آية 2 ـ 4.
13. سورة الرحمان ، آية 7.
14. سورة الرحمان ، آية 8 ـ 9.
15. سورة آل عمران ، آية 18.
16. عوالى اللئالى ، ابن أبى جمهور احسائى ، تحقيق : حاج آقا مجتبى عراقى (اراکي)، ص 103.
17. ميزان الحکمه ، محمد محمدى رى شهرى ، ج 6، ص 78. براى مطالعة بيشتر، رجوع کنيد: عدل الهى ، مرتضى مطهرى ، قم : صدرا.
18. در اين باره ، رجوع کنيد: گلبانگ عدالت ، اسماعيل پرور، قم : بوستان کتاب ، 1382، ص 49؛ عدل در جهان بينى توحيدى ، محمّد محمّدى رى شهرى ، قم : بوستان کتاب ، 1376، ص 19 ـ 23.
19. سورة شورا، آية 15 (به مردم بگو که من فقط به کتاب هايى که از طرف خدا نازل شده است ، ايمان دارم و از جانب او مأمور هستم تا عدالت را در ميان شما اجرا کنم)؛ سورة حديد، آية 24 (به يقين ، فرستادگان خود را با دلايلى روشن فرستاديم و با آنها کتاب و ترازو را نيز فرستاديم ، تا مردمان براى برپايى قسط ، به پا خيزند).
20. سورة نساء، آية 135.
21. سورة نحل ، آية 90.
22. سورة انعام ، آية 152.
23. سورة حديد، آية 25.
24. سورة نساء، آية 58.
25. سورة نساء، آية 35.
26. أمالى ، المرتضى ، ص 27 (مجلس 6).
27. نهج البلاغه : نامة 31.
28. همان ، ج 2، ص 299 ـ 300 (باب مَن وَصف عدلاً وعمل بغيره).
29. همان ، ح 11، ص 146 و ح 20، ص 148.
30. الکافى ، ج 2، ص 147 (باب الاءنصاف و العدل).
31. جامع الاخبار ، ص 327 (فصل فى العدل).
32. بحار الانوار ، ج 72، ص 321.
33. در اين باره ، رجوع کنيد: گلبانگ عدالت ، ص 49.
34. بحار الانوار ، ج 51، ص 81.
35. همان ، ج 2، ص 362.
36. کمال الدّين و إتمام النّعمة ، ج 2، ص 372.
37. تهذيب الاحکام ، ج 10، ص 146.
38. سورة انبياء، آية 47.
39. سورة زلزال ، آية 7 ـ 8.
40. سورة يونس ، آية 54.
41. سورة طه ، آية 15.
42. التوحيد : صدوق، ص 407.